شناخت عملی با فرایند دانستن است. برای فهمیدن رشد ذهنی و فکری کودک سه رویکرد مختلف وجود دارد که عبارتند از رویکرد روانسنجی که تغییرات کمی هوش را در فرایند رشد افراد بررسی میکند؛ رویکرد پیاژهای که بر تغییرات کیفی نحوهی تفکر افراد در فرایند رشد ذهنی تأکید دارد و بالاخره نگرش پردازش اطلاعات که اقدامات، فعالیتها و عملیاتی را که در حین دریافت، ادراک، یادآوری و رشد فکری کودک دربارهی اطلاعات و کاربرد آن را بررسی میکند. مرکز کاردرمانی دکتر صابر در بخش کاردرمانی ذهنی با استفاده از هر سه رویکرد روانسنجی، نظریه پیاژه و نگرش پردازش اطلاعات به بررسی سطح هوش و رشد ذهنی کودکان می پردازد و به صورت کاملا حرفه ای با استفاده از تجهیزات روز دنیا نظیر سنسوری روم، اتاق مهارت های شنیداری و اتاق تاریک توجه بینایی و…. به بهبود مهارت های فکری کودکان کمک می نماید. کاردرمانی ذهنی و گفتاردرمانی دکتر صابر در درمان اختلالاتی نظیر بیش فعالی و نقص توجه، اختلالات یادگیری، تاخیر کلامی و ذهنی در کودکان به شما عزیزان بهترین خدمات درمانی را ارائه می نامید.
رشد ذهنی از دیدگاه نظریه پیاژه
ژان پیاژه (۱۸۹۶-۱۹۸۰) یکی از روانشناسان رشد و اهل کشور سوئیس بود که به رشد ظرفیتهای شناختی انسان علاقهمند شد. او به کاوش در نحوهی رشد و تکامل توانشهای فکری کودکان پرداخت. وی بیشتر به این مسئله علاقه مند بود که بفهمد کودکان چگونه نتیجه گیری میکنند نه اینکه ببیند آیا آنها پاسخ صحیحی دادهاند یا نه، در واقع او با سؤالات خود از کودکان به دنبال منطقی که در پشت پاسخهای آنان قرار داشت، بود. پیاژه با مشاهدهی موشکافانهی فرزندان خود و کودکان دیگر، موفق شد نظریهی رشد ذهنی شناختی خود را تدوین کند. از نظر پیاژه رشد شناختی از ترکیب رسش مغز و دستگاه عصبی و انطباق ما با محیط حاصل میشود. پیاژه میگوید که رشد شناختی آدمی در جریان مراحلی به وجود می آید که از نظر کیفیت با یکدیگر متفاوتند و در عین حال، یکی بر دیگری بنا شده است. هر یک از این مراحل نظریه پیاژه، ساخت و عملکرد ویژهای دارد که در تمام کودکان همانند است؛ یعنی تکامل فکری همهی کودکان با نظم معین در زمانی نسبتاً مشخص ظاهر میشود و امکان ندارد کودکی بتواند بدون گذراندن مرحلهی قبلی به رشد مرحلهی بعدی برسد. در عین حال، دامنهی زمانی تکامل شناختی از یک مرحله به مرحلهی دیگر، بر اساس وضعیت درونی و شرایط محیطی کودک، متفاوت است. بر این اساس نظریه پیازه برای رشد شناختی چهار مرحله در نظر گرفته است که هر مرحله نیز به مراحل کوچک تری تقسیم میگردد:
۱. مرحلهی حسی – حرکتی (تولد تا ۲ سالگی): در این مرحله کودک یاد میگیرد از طریق فعالیت حرکتی به محرکهای مختلفی که به حواس او عرضه میشوند، پاسخ گوید. این مرحله شامل :
(۱-۱) مرحلهی اول یا مرحله ی غلبه و تمرین بازتابها (تولد تا ۱ ماهگی)
(1-2) مرحلهی دوم یا واکنشهای چرخشی اولیه (۱ – ۴ ماهگی): شیرخوار یاد میگیرد رفتارهای لذت بخشی را که تصادفاً در مورد بدن خود انجام داده است تکرار کند.
(1-3) مرحلهی سوم یا واکنشهای چرخشی ثانویه (4 – ۸ ماهگی): شیرخوار یاد میگیرد رفتارهای لذت بخشی را که تصادفاً در خارج از بدن خود (مثلاً با یک اسباب بازی) انجام داده است تکرار کند.
(1-4) مرحلهی چهارم با هماهنگ سازی هدفمند طرح های ثانویه (۸ – ۱۲ ماهگی): با هماهنگ سازی تدریجی فعالیت های حرکتی و درون دادهای حسی توسط شیرخوار، رفتار وی ارادیتر و هدفمندتر میشود. در واقع کودک اطلاعاتی را که در دو مرحلهی قبل کسب کرده است ترکیب و الگوهای جدیدی بروز میدهد.
(1-5) مرحلهی پنجم یا واکنشهای چرخشی ثالث (۱۲ – ۱۸ ماهگی): در این مرحله کودک به جای تکرار الگوهای رفتاری قبلی به تجربهی کنشهای جدید میپردازد. آنها با استفاده از روش آزمون و خطا به کاوشگری محیط میپردازند.
(1-6) مرحلهی ششم یا راه حلهای ذهنی (۱۸ – ۲۴ ماهگی): کودک در این مرحله به مشکل میاندیشد تا راه حل ذهنی آنرا بیابد و دیگر فقط به آزمون و خطا متکی نیست.
مرحلهی پیش عملیاتی (۲ – ۷ سالگی): علت نامگذاری این دوره به پیش عملیاتی آن است که کودکان
در این مرحله هنوز قادر به تفکر عملیاتی یا منطقی نیستند (عملیات به معنی عمل ذهنی). این مرحله شامل:
2-1) تفکر پیش مفهومی از حدود دو تا حدود چهار سالگی است. در ضمن این دوره، کودکان به اساس مفهوم آموزی دست مییابند. آنها طبقه بندی اشیا را بر حسب شباهتهایشان آغاز میکنند، اما از لحاظ مفاهیم شان مرتکب خطا میشوند؛ لذا به باور آنان همهی مردان “بابا” و همهی زنان” “ماما” و همهی اسباب بازی ها “مال من ” هستند. منطق کودکان در این دوره از تکامل نه قیاسی است و نه استقرایی، بلکه تمثیلی است. مثالی از این نوع استدلال چنین است “گاوها حیوانهای بزرگ چهارپا هستند. آن حیوان بزرگ و چهارپاست؛ پس آن یک گاو است”.
(2-۲) تفکر شهودی: از حدود چهار تا حدود هفت سالگی است. در ضمن این دوره، کودکان مسایل را به طور شهودی حل میکنند، نه بر طبق نوعی قانون و منطق. شاخص ترین ویژگی تفکر کودکان در این دوره این است که هنوز به مفهوم بقا یا نگهداری ذهنی (Conservation) دست نیافته اند. نگهداری ذهنی به صورت توانایی درک این مطلب تعریف شده است که شماره، طول، مقدار، یا مساحت اشیا باقی میماند، صرف نظر از اینکه اشیا به صورت های مختلف به کودک نشان داده شوند. پیاژه بر این مسئله یک سوگرایی نام مینهد، که به سبب ناتوانی کودک در نگهداشت عدد، اندازه و حجم پدید می آید. مثلاً نمیتواند تشخیص دهد که وزن یک کیلو آهن با یک کیلو پنبه برابر است.
از ویژگیهای مرحلهی پیش عملیاتی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
× مجهز شدن کودک به رفتار سمبولیک و کاربرد نمادها و نشانه ها (گسترش زبان و بازی های نمادین در کودک) ؛
× خود محوری و خود مرکز بینی (همه چیز حول او اتفاق میافتد و جهان همانی است که او میبیند)؛
× جاندار پنداری (برای کودک ۴ تا ۶ ساله همه ی اشیا جاندارند؛ اما برای کودک ۶ تا ۸ سال هر چیز که حرکت کند، برای کودک ۸ تا ۱۰ سال هر چیز که خودش حرکت کند، و برای کودک ۱۱ سال به بالا فقط حیوان و
گیاه جاندار است) ؛
× تفکر جادویی (تفکر را معادل عمل کردن دانسته و علت رویدادها را در افکار خود میداند).
مرحله ی عملیات عینی (۷ – ۱۱ سالگی): این دوره از هفت سالگی تا یازده سالگی را شامل میشود.
در این مرحله از رشد ذهنی، فعالیت کودک در رابطه با محیط عینی و محسوس است. کودک توانایی انجام اعمال منطقی را کسب میکند، اما این اعمال مربوط به امور محسوس و عینی است و نه امور فرضی و پدیده های انتزاعی. در این مرحله، برخلاف مراحل قبل، کودکان نیازی به انجام اعمال کوشش و خطا ندارند، بلکه میتوانند اعمال را پیش بینی کنند و نتایج آنها را از پیش حدس بزنند. با کمک علائم میتوانند امور مختلف را طبقه بندی و ردیف کنند، خواندن را یاد بگیرند، حساب کنند و بنویسند. ظرفیتهای شناختی این مرحله از رشد، به کودک اجازه میدهد که ارتباط خود با دیگران را بهتر کند و اجتماعی تر شود. او میفهمد که دیگران اعتقادات و علایق و زمینه های ذهنی متفاوتی دارند. او میتواند خود را به جای دیگران بگذارد و حالت و احساس آنان را بفهمد. در این مرحله است که کودک اولین گفتگوهای مستقل خود با دیگران را سازمان میدهد. این نوع گفتگو برای او همراه با فهم ایجاد ارتباط دوجانبه است. همچنین، او برای اولین بار قادر میشود که تا اندازه ای جریانهای فکری خود را مرور کند. از مهمترین ویژگیهای این مرحله میتوان به توانایی استدلال قیاسی، مفهوم برگشت پذیری و نگهداری ذهنی اشاره کرد. کودکان در تبیین نگهداری ذهنی ۳ نوع استدلال به کار میگیرند:
× این همانی: این اصل مبین آن است که تغییرات ظاهری اشیا در مقدار واقعی آنها تغییری ایجاد نمیکند و
کمیت یک شی در اشکال مختلف همان است که در ابتدا بوده. برای مثال در آزمایش ظروف، اگر آب یک
لیوان را درون یک کاسه بریزیم، با وجود تفاوت در شکل ظروف، تغییری در مقدار آب ایجاد نشده است.
× عمل عکس: اگر شی تغییر شکل یافته را به حالت قبلی اش برگردانیم، معلوم میشود که در آن تغییری ایجاد
نشده است. برای مثال اگر آب را از کاسه به لیوان برگردانیم همان مقدار اولیه آب خواهیم داشت.
× جبران: بر اساس این اصل، در تغییر شکل اشیا یک مورد مورد دیگر را جبران میکند. برای مثال گرچه ارتفاع مایع درون کاسه کمتر از ارتفاع مایع داخل لیوان است اما به همان نسبت پهنای مایع درون آن بیش
از پهنای مایع درون لیوان است، بنابراین با هم برابرند.
کودک به طور معمول در ۶ الی ۷ سالگی به مفهوم بقای عدد، طول و مایع دست مییابد. بقای ماده و فاصله در سن ۷ الی ۸ سالگی، بقای سطح در ۹ الی ۱۰ سالگی و بقای حجم بین ۱۱ تا 12 سالگی شکل میگیرد.
مرحله ی عملیات صوری (سالگی به بعد): این دوره از یازده تا پانزده سالگی را شامل میشود. در
این دوره کودک به تدریج توانایی تفکر بر حسب امور انتزاعی را کسب میکند و بر قوانین صوری مسلط میشود. بدین جهت این مرحله را مرحلهی عملیات صوری نام گذاشتند که اندیشه های نوجوانان در این مرحله از رشد، علاوه بر اشیای محسوس، موارد احتمالی و فرضی را نیز شامل میشود و لذا نوجوانان در این مرحله قادر میشوند تفکر عملی مبتنی بر روش فرضیه ای- قیاسی را به کار بندند. یعنی میتوانند به طرح فرضیه بپردازند و بدون نیاز به مراجعه به اشیای محسوس، به وارسی فرضیه ی خود اقدام کنند. نوجوانان در این مرحله، درباره افکار و ذهنیات خود فکر میکنند و به همین جهت آرمانهایی برای خود و آینده شان میسازند. نوجوان در این سنین میتواند در مقابل افکار و اظهار نظرهایی که مغایر با واقعیتهاست مخالفت و استدلال نماید. پیاژه معتقد است بعد از دوره ی چهارم، ظرفیتهای شناختی انسان تغییر کیفی پیدا نمیکند و آنچه گسترش و عمق مییابد محتوای فکر است و نه ساخت های ذهنی .
کاردرمانی ذهنی کودکان
کاردرمانی ذهنی کودکان با استفاده از تکنیک های مختلف درمانی نظیر بررسی عملکرد سیستم مغزی کودکان و پردازش اطلاعات کودک در کنار بهره گیری از تست های تشخیصی بهره هوشی به بررسی علل مشکلات در رشد ذهنی کودکان و تشخیص اختلالات رشد فکری کودک می پردازد. پس از تشخیص علل تاخیر رشد ذهنی برنامه درمانی مناسب همراه تمرینات کاردرمانی ذهنی برای هر کودک توسط کاردرمانی ذهنی طراحی و ارائه می شود. تقویت مهارت های عملکردی مغز و یکپارچگی حسی و اصلاح مسیر های پردازش حسی در کودکان موجب بهبود عملکرد ذهنی و رشد فکری کودک می گردد.
سوالات متداول:
1. کاردرمانی ذهنی کودکان از چه سنی می تواند به کودکان کمک کند؟
رشد ذهنی کودکان از همان ابتدای تولد آغاز می شود و در صورت هرگونه تاخیر یا آسیب به روند رشد ذهنی کودک باید درمان را به سرعت آغاز نمود اما به صورت معمول کاردرمانی ذهنی از یک سالگی می تواند برای کودکان مفید باشد.
2. آیا کاردرمانی ذهنی برای کمک به کودکان برای ورود به مدرسه مفید است؟
بله، در صورت وجود تاخیر یا مشکل در روند رشد و یادگیری در کودکان با انجام تمرینات کاردرمانی ذهنی می توان کودکان را برای آزمون سنجش ورود به مدرسه آماده نمود.
مهم ترین عامل برای تمرین و مداخله به افراد سالخورده و بزرگسالان با نیاز های ویژه یا بیماری های گوناگون، شناخت مخاطبان است. هر گروه از سالمندان و بزرگسالانی که دچار بیماری های گوناگون هستند، نیاز های مخصوص به خود را دارند. به منظور کمک به بهتر و شناخت علائم و ضعف و سایر نیاز های ویژه شایع از جمله بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط با آن، آرتروز، آسیب مغزی و عروق مغزی، سکته (مغزی)، بیماری انسداد مزمن ریوی، بیماری عروق کرونر، دیابت، لگن یا تعویض یا تعویض مفصل ران و تعویض مفصل زانو، فشارخون بالا، ضایعات مچ پا، پوکی استخوان، بیماری پارکینسون، ضایعات حسی حسی و آسیب دیدگی مغزی ایجاد شده است. تمرکز اصلی مداخلات ایمن و کارآمد برای سالمندان ضعیف و بزرگسالانی است که نیاز های ویژه ای دارند. اما بحث اصلی ما بیماری آلزایمر است. بیماری آلزایمر هنگامی اتفاق می افتد که تعدادی پلاک در مغز شکل گرفته و سلاول ها را تحت تاثیر قرار می دهند. پلاک ها هم چنین باعث مختل شدن عملکرد مغز و کاهش ناقلین عصبی می شود. بیماری آلزایمر به کندی آغاز می شود و به تدریج بدتر می شود. شایع ترین علامت این بیماری، اختلال در حافظه کوتاه مدت و اختلال در یادآوری اتفاقات است. کلینیک کاردرمانی دکتر صابر با در نظر داشتن تکنیک های مناسب برای درمان بیماری آلزایمر از جمله کاردرمانی آلزایمر، گفتاردرمانی در منزل برای آلزایمر، توانبخشی بیماران در منزل توسط متخصصین با تجربه مرکز و… در غرب و شرق تهران فعالیت می کند. تلاش تیم توانبخشی دکتر صابر رساندن بیمار به حداکثر استقلال و حفظ توانایی های فیزیکی و ذهنی اوست.
بیماری آلزایمر و درمان آلزایمر
دمانس یا زوال عقل نوعی اختلال عصبی است که پیش رونده است. تعریف مشترک دمانس، از بین رفتن تدریجی عملکرد است. دمانس به خودی خود بیماری نیست بلکه خوشه ای از علائم است. بیماری آلزایمر یکی از بزرگ ترین طبقه بندی زوال عقل است. این بیماری با علامت از دست دادن حافظه آغاز می شود که به تدریج افزایش می یابد و بدتر می شود. علاوه بر کاهش حافظه ممکن است فرد مبتلا به آلزایمر اضطراب را تجربه کند زیرا توانایی عملکرد مستقل در زندگی روزمره را از دست می دهد. افسردگی به دلیل عمیق تر شدن مشکلات شناختی بیشتر بروز می یابد. ترکیبی از این مشکلات روانی، ناشی از عدم توانایی در بیان خود یا درک دیگران غالباً دلیل رفتار های مشکل ساز همراه با زوال عقل است. برخی از رفتار های متداول که ممکن است در بزرگسالان مبتلابه آلزایمر مشاهده شود، شامل بی قراری، سرگردانی ،گریه، پرخاشگری و بی تفاوتی است. این رفتار ها همگی نوعی بیان مشکل برای فرد فاقد زبان کلامی برای به اشتراک گذاشتن احساسات و نگرانی های خود است. تمام تلاش خود را برای برقراری ارتباط واضح، صبورانه و دلسوزانه با افرادی که به بیماری آلزایمر و زوال عقل هستند، به کار ببندید، سعی کنید فراتر از رفتار ها و محدودیت ها و موارد دیگر به شخص نگاه کنید.
بیماری آلزایمر و دمانس های مرتبط، نکات تمرین
-از دست دادن حافظه: از تمرین هایی استفاده کنید که مهارت ها و استعداد های فعلی را تقویت می کنند.
انتظار نداشته باشید که فرد مهارت های آمخته شده را تا جلسه بعدی به یاد داشته باشد.
-بازه توجهی کوتاه: تکرار به یادگیری و حفظ کمک می کند.
جهت ها را به صورت شفاهی و بصری تکرار کنید.
وقتی یک جهت را تکرار می کنید، دقیقا از همان جمله و کلمات به عنوان اولین مجموعه دستورالعمل استفاده کنید.
شمارش یا کف زدن با تمرین باعث افزایش توجه می شود.
-واکنش بیش از حد: صدا و رفتار خود را ارام و اطمینان بخش نگه دارید.
از تلاش بیش از حد برای توضیح وضعیت خودداری کنید. در عوض، حواس فرد را پرت کنید و اطمینان دهید.
یک لبخند گرم به کاهش اضطراب و استرس کمک می کند.
-متوجه مطالب نشدن: از تحریک بیش از حد شرکت کننده خودداری کنید.
دستورالعمل های آسان و پاسخ های مثبت بدهید.
موسیقی بیش از حد یا سر و صدا و بسیاری از جهت ها و حواس پرتی ها می توانند اضطراب را افزایش دهد.
فعالیت را ساده نگه دارید.
-سختی ارتباط: همیشه تماس چشمی برقرار کنید.
به زبان بدن بیشتر از کلمات گفتاری تکیه کنید.
هر روز یک تمرین را با نشانه های دیداری و کلامی معرفی کنید.
از زبان واضح و ساده استفاده کنید. سوالات ساده ای بپرسید که نیاز به پاسخ مثبت یا خیر دارند. وقتی فرد را بهتر بشناسید، می توانید از یک سبک ارتباطی متفاوت استفاده کنید.
-اضطراب و افسردگی: روی توانایی ها و نقاط قوت متمرکز شوید که هنوز آسیب ندیده اند.
به شرکت کننده کمک کنید تا کار هایی که در انجام دادن آن ها بهتر است را انجام دهد.
اگر شرکت کننده دمعتقد باشد که رفتار شما دوستانه است، بهتر به تمرینات پاسخ خواهد داد.
فعالیت بدنی به کاهش بی قراری و اضطراب کمک می کند.
-مشکلات فضایی و درکی: محیط را بدون سر و صدا نگه دارید زیرا این بیماری درک عمق و توانایی قضاوت در مسافت را تغییر می دهد.
از وسایل رنگی روشن و لباس تمرین استفاده کنید.
روبان های رنگارنگ، روسری، توپ، بادکنک، بازی های چتر بازی و بازی های گرفتن Velcro برای این بیماران جذاب تر است.
-آپراکسی: تحرک برای ثبات عملکردی بسیار مهم است. از تمریناتی بر اساس حرکات روزمره مانند جارو کردن کف و گرفتن اشیا استفاده کنید. این فعالیت ها به حافظه بلند مدت وابسته اند که هنوز هم در بسیاری ار افراد مبتلا به زوال عقل آسیب ندیده اند.
-نیاز به محرک های بینایی و حسی: افراد مبتلا به زوال عقل به سادگی به تحریکات بدنی و لمس پاسخ می دهند (به عنوان مثال وقتی که برای انجام فعالیت، دست فرد را می گیرید). به یاد داشته باشید که قبل از تماس با یک شرکت کننده، از او اجازه بگیرید.
-مشکلات تعادلی: قدرت مناسب عضلانی خطر افتادن را کاهش می دهد.
به آرامی از یک موقعیت به موقعیت دیگر حرکت کنید.
سرعت حرکت خود را دقیقا همان طور که دوست دارید فرد انجام دهد، تنظیم کنید.
آرتریت، نکات تمرین
-درد مفصل: از خستگی عضلات شرکت کنندگان خودداری کنید، زیرا این مسئله باعث افزایش درد مفاصل می شود.
تمرینات ایزومتریک خفیف می تواند به تقویت عضلات و کاهش استرس در مفاصل کمک کند، اما این نوع تمرینات باید فقط با تایید پزشک انجام شود زیرا باعث افزایش فشار خون می شود. توصیه بر این است که تمرینات ایزومتریک در صورت انجام به صورت گروهی، فقط در گروه های کوچک ترانجام شود تا درمانگر اطمینان یابد که هیچ کس نفسش را نگه نداشته، یا فشار زیادی را تحمل نمی کند.
به شرکت کنندگان یادآوری کنید که حدود 1 ساعت قبل از فعالیت، تسکین دهنده درد خود را مصرف کنند.
هر فعالیتی که باعث درد مفاصل شود و درد بیشتر از 2 ساعت بعد از مداخله طول بکشد، باید تغییر کرده یا با یک فعالیت دیگر جایگزین شود.
به شرکت کنندگان یادآوری کنید که هنگام استراحت در خانه یک بالش را در زیر مفصل آسیب دیده قرار دهند تا درد مفاصل کاهش یابد.
-اسیب و بی ثباتی مفصل: با کاهش وزن بدن، یک شرکت کننده می تواند فشار روی مفاصل را کاهش دهد.
از موقعیت هایی که می تواند منجر به ناهنجاری مفصل شود، خودداری کنید (به عنوان مثال، گرفتن یک دمبل یا نوار جانبی برای مدت زمان طولانی و به صورت خیلی محکم).
شرکت کنندگان مبتلا به آرتروز باید از کشیدن بیش از حد خودداری کنند، زیرا که می تواند به رباط های حمایتی آسیب برساند.
-سفتی: همیشه به آرامی گرم کنید و در هنگامی که مفاصل سرد و سفت هستند از انجام فعالیت فیزیکی خودداری شود.
شرکت کنندگان باید سعی کنند مفاصل را بیش از حد طولانی در یک حالت نگه ندارند، زیرا که می تواند صاف کردن کامل بدون درد آن ها دشوار شود.
-کاهش دامنه حرکت: به شرکت کنندگان یادآوری کنید که فقط در محدوده بدون فشار و بدون درد حرکت کنند. شرکت کنندگان باید زیر آستانه درد خود بمانند.
اگر شرکت کنندگان دردی را تجربه کردند، باید فعالیت را متوقف کنند.
تمرینات دامنه حرکتی قبل از خواب می تواند سفتی صبحگاهی را کاهش دهند.
-خستگی و کاهش توانایی بدنی: جلسات کوتاه و مکرر بهتر تحمل می شوند.
تمرین هوازی و مقاومتی را در روز های مختلف هفته متفاوت کنید.
در ساعات مختلف روز، مداخلات را انجام دهید. افراد مختلف در ساعات مختلف روز احساس انعطاف پذیری و انرژی بیشتری دارند. استقامت برای ساختن زمان لازم دارد. هر شرکت کننده باید با سرعت خودش حرکت کند.
-ضعف عضلانی: در هنگام فعالیت با مکث های کوتاه اجازه دهید تا از التهاب مفاصل جلوگیری کنید.
فعالیت فیزیکی می تواند باعث تقویت مفاصل و حمایت از عضلات، تاندون ها و رباط ها شود.
-درد حاد در روماتوئید آرتریت: در حین اپیزود های حاد از انجام تمرینات مفاصل آسیب دیده خودداری کنید.
تمرینات دامنه حرکتی در مرحله حاد در صورتی توصیه می شوند که انجام شان ممکن باشد.
برخی از شرکت کنندگان مبتلا به آرتریت روماتوئید ممکن است هرگز نتوانند تمرینات مقاومتی را تحمل کنند، اما ممکن است تمرینات مربوط به وزن بدن را بتوانند انجام دهند.
-کاهش انرژی و بد خلقی: تمرینات می تواند روحیه را بالا ببرد و به کاهش افسردگی کمک کند.
تمرینات همچنین باعث افزایش انرژی می شود که با افسردگی و اضطراب مقابله می کند.
-کمر درد: بسیاری از افراد مبتلا به آرتروز یا فیبرومیالژیا درد کمر را تجربه می کنند.
حرکات آهسته و تمرینات پشت را که با احتیاط انجام می شوند، تشویق کنید.
-بی ثباتی پوسچرال: برای تقویت عملکرد مفصل حین تمرین، تمرینات پوسچرال را آموزش دهید.
وضعیت نامناسب بدن و پوسچر نامناسب بدن بر راه رفتن و گیت تاثیر می گذارد، پتانسیل افتادن را افزایش می دهد و فرد را به راحتی خسته می کند. تمرینات مناسب با این اثرات منفی مبارزه می کند.
در حالت ایستاده و نشسته تمرینات ثبات دهنده را آموزش دهید.
سوالات متدتول:
1-تفاوت آلزایمر با زوال عقل چیست؟
زوال عقل یک اصطلاح کلی برای کاهش تواناییهای شناختی است؛ آلزایمر شایعترین نوع زوال عقل محسوب میشود.
2-چگونه از فرد مبتلا به آلزایمر مراقبت کنیم؟
ایجاد محیطی امن، داشتن برنامه روزمره، حمایت عاطفی، تغذیه مناسب و مشاوره گرفتن از کاردرمانگر و روانشناس میتواند مفید باشد.
ناهنجاری های مادرزادی یک مشکل یا بیماری است که هنگام رشد کودک در رحم مادر اتفاق می افتد و کودک از بدو تولد به آن مبتلا می شود. ناهنجاری های مادرزادی می تواند طیفی از ضعیف یا شدید داشته باشد و بر ظاهر، عملکرد اعضای بدن و رشد جسمی و روانی کودک تاثیر بگذارد. نقایص زمان تولد، ناهنجاری های مادرزادی و آنومالی های مادرزادی اصطلاحات مشابهی هستند که جهت توصیف اختلالات ساختمانی، رفتاری، عملکردی و متابولیکی موجود در زمان تولد به کار برده می شوند. علمی که این اختلالات را مطالعه میکند تراتولوژی (teratology) نامیده می شود (کلمه ی تراتوس اصطلاحی یونانی است و به معنی بد پیکر میباشد). ناهنجاری های مادرزادی می توانند از نظر اهمیت بالینی و نیاز به مداخلات بهداشتی و درمانی، جزئی (minor) یا عمده (major) باشند و همین طور می توانند به صورت موردی یا به صورت چند ناهنجاری همراه در نوزاد بروز کنند. آنومالی های عمده ساختمانی در ۲ تا ۳ درصد از نوزادانی که زنده به دنیا می آیند، رخ می دهد و ۲ تا ۳ درصد اضافه بر آن نیز در کودکانی که به ۵ سالگی می رسند، شناخته شده است که در مجموع ۴ تا ۶ درصد را تشکیل می دهند. کلینیک تخصصی کاردرمانی دکتر صابر واقع در غرب و شرق تهران با در نظر گرفتن خدمات توانبخشی برای کودکان مبتلا به ناهنجاری های مادرزادی همچون کاردرمانی ناهنجاری های مادرزادی، گفتاردرمانی ناهنجاری های مادرزادی، کاردرمانی جسمی، کاردرمانی ذهنی و… به درمان این کودکان مشغول می باشد.
جهت تماس با کلینیک کاردرمانی و گفتاردرمانی جناب آقای دکتر صابر (کلینیک توانبخشی پایا در پاسداران ، کلینیک توانبخشی غرب تهران در سعادت آباد) باشماره 09029123536 تماس حاصل فرمایید.
ناهنجاری های مادرزادی و مرگ نوزادان
نقایص ساختمانی هنگام تولد از علل اصلی مرگ نوزاد می باشد (به طور تخمین ۲۱ درصد از تمام شیرخواران مبتلا می میرند). این اختلالات پنجمین علت بالقوه مرگ در سنین قبل از ۶۵ سالگی و یک عامل مهم در معلولیت ها هستند. همچنین این ناهنجاری ها وابستگی به نژاد و گروه خاصی ندارد به طوری که مرگ و میری که به علت نقایص زمان تولد رخ می دهد. در آسیایی ها، سیاه پوستان آمریکایی، ساکنین آمریکای لاتین، سفید پوستان و بومیان آمریکایی (سرخ پوستان) تقریباً مشابه می باشد. آنومالی های خفیف به طور تقریبی در ۱۵ درصد از نوزادان اتفاق می افتد. این ناهنجاری های ساختمانی، مثل میکروشیا (کوچکی گوش ها)، لکه های رنگی و کوتاهی شیار پلکی، به خودی خود برای سلامتی فرد زیان آور نیستند اما در برخی از موارد همراه با نقایص اصلی می باشند. مثلاً نوزادان مبتلا به یک آنومالی جزئی ۳ درصد احتمال این را دارند که دچار ناهنجاری های عمده باشند؛ آن افرادی که دارای دو آنومالی جزئی هستند. 10 درصد احتمال داشته و آن هایی که تعداد ۳ یا بیشتر از آنومالی های جزئی را دارا باشند. ۲۰ درصد احتمال ابتلا به ناهنجاری های اصلی را دارا هستند. لذا آنومالی های جزئی به عنوان کلیدی برای تشخیص ناهنجاری های زمینه ای مهمتر به کار گرفته می شوند. مخصوصاً ناهنجاری های گوش که نسبت به بقیه نقیصه ها به آسانی قابل تشخیص بوده و نشانه وقوع دیگر نواقص است و در واقع در تمام کودکانی که دچار سندروم های ناهنجاری می باشند، قابل تشخیص است.
انواع ناهنجاری های مادرزادی
ناهنجاری هایی که در طی شکل گرفتن ساختمان ها رخ می دهند، مثلاً در طی دوره عضو سازی آن ها، ممکن است باعث فقدان کامل یا نسبی یک یا قسمتی از ساختمان یک عضو یا باعث تغییر شکل طبیعی آن ها گردند. بیشتر ناهنجاری ها از سومین تا هشتمین هفته بارداری منشا می گیرند. این ناهنجاری ها ممکن است به صورت تخریب (از هم گسیختگی)، تغییر شکل (بدریخت شدن) و یا سندرم دیده شوند. تخریب ایجاد تغییراتی در شکل ظاهری ساختارهایی است که قبلا تشکیل شده اند و علت ایجاد آن یک فرایند تخریبی می باشد. تغییر شکل اعضا ناشی از نیروی مکانیکی است که قالب گیری قسمتی از جنین را در طی یک دوره طولانی باعث می شود یا چنبری (clubfoot) مثالی در این مورد است که بر اثر تحت فشار قرار داشتن جنین در حفره آمنیون ایجاد می شود. بدریختی اغلب در دستگاه عضلانی – اسکلتی دیده می شود و ممکن است بعد از تولد قابل اصلاح باشد. سندروم نیز عبارت است از ناهنجاری هایی که با هم رخ داده و یک علت خاص مشترک دارند (کاربرد این واژه نشان می دهد که تشخیص قطعی مشخص شده و خطر عود آن شناخته شده است). برعکس زمانی که دو یا چند ناهنجاری به صورت شایع اما بدون علت خاص و مشترکی همزمان رخ دهند از واژه همراهی (association) استفاده می شود. ناهنجاری های مادرزادی، بسته به نوع، در یکی از گروه های: ناهنجاری های سیستم عصبی (مانند آننسفالی، آنسفالوسل و اسپاینا بیفیدا)؛ ناهنجاری های دستگاه تناسلی، ادراری و کلیه (مانند هیپوسپادیاس)؛ ناهنجاری های دست ها و پا ها (مانند فوکوملیا؛ همی ملیا و آملیا)؛ ناهنجاری های کروموزومی (سندروم دان)؛ لب شکری (با و بدون شکاف کام)؛ ناهنجاری های قلبی؛ ناهنجاری های عضلانی – اسکلتی (پا چنبری و دست چنبری)؛ ناهنجاری های گوارشی؛ ناهنجاری های گوش و چشم؛ و سایر ناهنجاری ها قرار می گیرند.
علت ناهنجاری های مادرزادی
علل عمده ی ناهنجاری های مادرزادی شامل علل کروموزومی (۱۰ درصد)، علل ژنتیکی (۲۵ درصد)، علل مربوط به عوامل محیطی و تراتوژن ها (۱۰ درصد)، علل چندگانه یا مولتی فاکتوریال (تاثیر متقابل علل ارثی و محیطی که در واقع نیمی از تمام ناهنجاری ها مربوط به این علل هستند)، و علل ناشناخته (۵ درصد) می گردد. با توجه به نقش عوامل محیطی در بروز ناهنجاری های مادرزادی امروزه برنامه های کنترل و پیشگیری به صورت گسترده توسط سازمان جهانی بهداشت توصیه و توسط کشور های مختلف در حال انجام است. از عوامل محیطی شایع می توان به عوامل عفونی (مانند ویروس های سرخچه، سیتومگالوویروس و توکسوپلاسموز) بیماری های مادر (مانند چاقی، دیابت، و مشکلات هورمونی)، عوامل فیزیکی (مانند پرتو های اشعه ایکس)، و عوامل شیمیایی (مانند دارو ها و الکل مصرفی، سرب و جیوه) اشاره کرد.
کاردرمانی ناهنجاری های مادرزادی
متخصصین از روش های گوناگونی برای ارزیابی رشد و نمو جنین و تشخیص ناهنجاری های قبل از تولد استفاده می کنند. از جمله این روش ها می توان به اولترا سونوگرافی، غربالگری سرم مادر، آمنیوسنتز و نمونه برداری از پرز های جفتی اشاره کرد. با تشخیص به موقع ناهنجاری های مادرزادی، می توان برخی از این اختلالات را حتی قبل از تولد درمان کرد. از درمان های جنینی می توان به تزریق خون به جنین، درمان دارویی جنین، جراحی جنین، پیوند سلول های پایه و ژن درمانی اشاره کرد. پس از تشخیص ناهنجاری ها با روش های گفته شده، می توان از روش های کاردرمانی ناهنجاری های مادرزادی یا توانبخشی، کاردرمانی در منزل و… برای درمان استفاده کرد.
سوالات متداول:
1-آیا همه ناهنجاریهای مادرزادی نیاز به کاردرمانی دارند؟
خیر، بستگی به شدت، نوع ناهنجاری و تأثیر آن بر تواناییهای عملکردی کودک دارد. تشخیص نیاز به عهده کاردرمانگر و پزشک متخصص است.
2-کاردرمانی چه مهارتهایی را در کودکان مبتلا به ناهنجاری مادرزادی تقویت میکند؟
مهارتهای حرکتی درشت (مثل راه رفتن)، حرکات ظریف (مثل گرفتن مداد)، هماهنگی دو دست، مهارتهای شناختی، تمرکز و خودمراقبتی.
ادراک پریشی چهره ای، چهره کوری، چهره ناشناسی، ناتانی در تشخیص چهره یا پروسوپگنوزیا یک اختلال عصبی شناختی بوده که مهم ترین علامت آن ناتوانی در بازشناختن چهره ها می باشد. در مواردی که پروسوپگنوزیا بسیار حاد و شدید می شود، احتمال دارد فرد توانایی بازشناختن چهره خود را هم نداشته باشد. به عبارت دیگر می توان گفت ناتوانی در تشخیص چهره های آشنا در شرایط عدم وجود اختلال حسی را پروسوپگنوزیا گویند. در موارد شدید فرد نمی تواند فامیل خود یا حتی بازخورد خود را بشناسد. یک چهره می تواند به عنوان یک چهره شناسایی شود اما چهره ی چه کسی معلوم نیست. گاهی اوقات اعضای فامیل از یاد نمی روند و وقتی صدای شان شنیده شود، شناسایی می شوند. از دست دادن توانایی نامگذاری باید با از دست دادن حافظه متمایز شود، بنابراین همکاری با یک کاردرمانگر ذهنی برای آموزش راهکارهای مناسب مهم است. مرکز کاردرمانی و گفتاردرمانی دکتر صابر با انجام بهترین کاردرمانی کودکان در تهران به فرایند درمان پروسوپگنوزیا در دو منطقه غرب و شرق تهران مشغول می باشد.
جهت تماس با کلینیک کاردرمانی و گفتاردرمانی جناب آقای دکتر صابر (کلینیک توانبخشی پایا در پاسداران ، کلینیک توانبخشی غرب تهران در سعادت آباد) باشماره 09029123536 تماس حاصل فرمایید.
ناتوانی در شناخت چهره
پردازش موازی از بیانات چهره ای و گفتار چهره به طور مستقل از شناخت بر اساس ارائه ی ساختاری بینایی رخ می دهد. این تفکیک برای افرادی که قادر به شناسایی بیانات چهره ای شده اند که نمی توانستند تشخیص دهند، نشان داده شده است، در حالی که آن ها نمی توانند بیانات چهره ای را در چهره ای که شناسایی کرده اند، تشخیص دهند. ما نیاز داریم که بتوانیم یک چهره را همزمان با بیان چهره بشناسیم. یکی دیگر از خطوط جالب تحقیق در شناخت چهره، پدیده ی شناسایی پنهان می باشد. افرادی که کاملا ناتوان در شناسایی چهره هستند، نشان می دهند که برخی شناسایی ها زیر مرحله ی هوشیاری آگاهانه اتفاق می افتند. وقتی که از موارد دچار پروسوپگنوزیا خواسته شد که یاد بگیرند بین اسم ها و چهره ها ارتباط ایجاد کنند، آنها بسیار ساده تر توانستند چهره را با اسم واقعی آن ارتباط دهند تا اسم های دیگر را، که این نشان می دهد، برخی شناسایی های ناخودآگاه وجود دارد. شناخت چهره بر اساس سیستم مودولار از پردازش مستقلی است که می تواند به صورت انتخابی آسیب ببیند. مطالعات PET scan لوب تمپورال چپ را وقتی که چهره ی یک فرد نرمال را شناخته می شود، شناسایی کرد. مطالعات موردی از افرادی که پروسوپاگنوزیا دارند، در نوشته ها آسیب دوطرفه در لوب های تمپورال و اکسیبیتال یا آسیب یک طرفه در همان لوب ها در سمت راست را نشان دادند.
پروسوپاگنوزیا چیست و چه عواملی باعث بروز آن میشود؟
پروسوپاگنوزیا یا ناتوانی در تشخیص چهره، یکی از اختلالات نادر ولی تأثیرگذار در پردازش مغزی است که موجب میشود فرد قادر به شناسایی چهرههای آشنا نباشد، حتی چهره نزدیکترین اعضای خانواده. این اختلال ممکن است بهصورت مادرزادی (پروسوپاگنوزیای توسعهای) وجود داشته باشد یا در اثر آسیب به مناطق خاصی از مغز (مانند لوب تمپورال راست یا فیوزیفورم فیس اریا) در پی سکته مغزی، ضربه مغزی، یا تومور مغزی ایجاد شود. در کودکان، این مشکل ممکن است باعث دشواری در ارتباطات اجتماعی، اضطراب جدایی یا حتی اختلال در عملکرد مدرسه شود، زیرا قادر به تشخیص معلمها و همکلاسیها نیستند. در بزرگسالان، چالشهای شغلی، مشکلات عاطفی و اختلال در تعاملات روزمره از جمله پیامدهای رایج هستند.
بررسیها نشان میدهند که پروسوپاگنوزیا لزوماً با اختلال حافظه عمومی مرتبط نیست. فرد ممکن است حافظه خوبی برای اشیاء، صداها یا نامها داشته باشد، ولی بهطور خاص در شناسایی چهرهها ناتوان باشد. برخی بیماران حتی قادر به تشخیص چهره خود در آینه یا عکس نیستند.
علائم اولیه این اختلال معمولاً در دوران کودکی آشکار میشود، اما تشخیص آن به دلیل شباهت با اختلالات دیگر مانند اوتیسم یا ADHD، دشوار است. ارزیابی بالینی دقیق توسط متخصصین کاردرمانی، نورولوژی یا روانشناسی برای تمایز این اختلال از دیگر مشکلات شناختی ضروری است.
درمان و توانبخشی این اختلال، نیازمند برنامهای جامع و بلندمدت است. در همین راستا، کاردرمانی شناختی، تمرینات توانبخشی بصری، و تکنیکهای تقویت حافظه چهره، نقش مهمی در بهبود عملکرد فردی ایفا میکنند. همچنین استفاده از راهکارهای جبرانی مانند وابسته شدن به صدا، حالت بدن، پوشش یا وسایل جانبی نیز بخشی از مداخلات پیشنهادی است.
نقش کاردرمانی شناختی در درمان پروسوپاگنوزیا
کاردرمانی شناختی در درمان پروسوپاگنوزیا نقش کلیدی دارد. این نوع کاردرمانی با تمرکز بر پردازش شناختی، حافظه، توجه و شناخت چهرهها به فرد کمک میکند تا با روشهای جایگزین، مشکل درک چهره را جبران یا بهبود دهد. تمرینهایی مانند بازشناسی اجزای صورت (چشم، بینی، دهان)، تشخیص تفاوت بین چهرهها، و تمرین حافظه بصری برای تطبیق تصاویر در این نوع مداخله مورد استفاده قرار میگیرند. کاردرمانگران با استفاده از بازیهای شناختی دیجیتال، تمرینات کامپیوتری یا فلشکارتها، سعی میکنند مغز را به شناسایی الگوهای ثابت در چهرهها آموزش دهند. همچنین، آموزش راهبردهای جبرانی مانند استفاده از صدا، سبک لباس، یا حالت بدن برای شناسایی افراد به بیماران داده میشود.
در کودکان، این تمرینات معمولاً در قالب بازیدرمانی، داستانگویی با شخصیتهای تصویری و جلسات گروهی صورت میگیرد تا کودک بدون فشار روانی، توانایی تشخیص را تمرین کند. بزرگسالان نیز با تمرین در شرایط واقعی مانند مکانهای عمومی، مهارتهای اجتماعی خود را تقویت میکنند.
تفاوتهای درمانی پروسوپاگنوزیا در بزرگسالان و کودکان
گرچه پایههای درمان پروسوپاگنوزیا در بزرگسالان و کودکان مشابه است، اما تفاوتهای مهمی در شیوه درمانی این دو گروه وجود دارد. در کودکان، درمان بیشتر بر اساس بازیدرمانی، آموزش تصویری و مداخلات غیرمستقیم صورت میگیرد تا کودک در محیطی غیرتهدیدآمیز یادگیری را تجربه کند. در حالیکه در بزرگسالان، تمرکز بیشتر بر آگاهی فردی، راهبردهای جبرانی و تمرین در موقعیتهای اجتماعی واقعی است.
در کودکان، مغز انعطافپذیری بیشتری دارد و در نتیجه مداخلات زودهنگام میتواند تأثیر بیشتری بر بازسازی الگوهای شناختی داشته باشد. اما بزرگسالان اغلب با مشکلات ثانویه مانند اضطراب اجتماعی، خجالت یا انزوا مواجه هستند که در درمان باید مدنظر قرار گیرد.
بزرگسالان بیشتر از تکنولوژی مانند اپلیکیشنها یا واقعیت افزوده بهره میبرند، در حالیکه در کودکان، آموزش از طریق قصهگویی، نقاشی، یا فلشکارتها مؤثرتر است. همچنین بزرگسالان اغلب نیاز به مداخلات روانشناختی مکمل دارند تا با احساس ناکارآمدی و کاهش اعتماد به نفس مقابله کنند.
در هر دو گروه، پشتیبانی خانواده، برنامهریزی مستمر، و پیگیری درمان کلید موفقیت است.
سوالات متداول:
1-آیا پروسوپاگنوزیا با اوتیسم ارتباط دارد؟
بله، در برخی کودکان مبتلا به اوتیسم نیز علائم مشابه ناتوانی در تشخیص چهره دیده میشود، اما منشأ آن ممکن است متفاوت باشد.
2-چه تستهایی برای تشخیص پروسوپاگنوزیا استفاده میشود؟
تستهایی مانند Benton Facial Recognition و CFMT به کار میروند.
آگنوزی بینایی هنگامی بروز پیدا می کند که در امتداد مسیر هایی که لوب پس سری مغز را به لوب جداری متصل می کنند، آسیب سیستم اجرایی مغزی ایجاد گردد. آگنوزی بینایی نوعی اختلال عصبی است که غالبا در نتیجه آسیب به نقاط خاصی از مغز، توانایی تشخیص چهره ها، صدا ها و مکان ها از دست می رود. آگنوزی بینایی، ناتوانی در شناخت اشیاء آشنا توسط چشم در غیاب آسیب آشکار بینایی یا هوشی است. آگنوزی به معنای واقعی کلمه «عدم آگاهی» معنی می دهد. آگنوزی خالص در بالین به ندرت دیده می شود اما بسیاری از موارد خاص آگنوزی بینایی اشیاء در نوروسایکولوژی شناختی گزارش شده است. از دیدگاه متخصصان در بهترین حالت اگر آگنوزی بینایی تنها بر یک مسیر اطلاعاتی مغز اثر گذار باشد، احتمال دارد بیمار بتواند همچنان فکر کند، حرف بزند یا ارتباط برقرار کند. از جمله روش های درمانی آگنوزی بینایی، کاردرمانی است. کلینیک کاردرمانی دکتر صابر با انجام نوین ترین روش های درمانی از جمله تمرینات اتاق تاریک بینایی و کاردرمانی در منزل و… به درمان آگنوزی بینایی کمک می کند.
انواع آگنوزی بینایی
آگنوزی بینایی اشیاء ابتدا توسطLissauer در سال 1900 به دو نوع عمده تقسیم شد که این دو نوع عبارت اند از:
آگنوزی وابسته به ادراک: ناتوانی در شکل دادن بازنمود درکی ثابت از اشیا. مشکلات شناسایی بر پایه ی آسیب در ادراک بینایی می باشند. بیمار نمی تواند اشکال یا اشیاء را تطبیق دهد یا کپی کند و همچنین قادر به شناسایی و نامگذاری اشیاء از طریق لمس یا صدا هستند.
آگنوزی ارتباطی (معنایی): عدم توانایی در شناخت اشیاء آشنا وقتی که ادراک بینایی سالم است می باشد. بیمار می تواند اشیاء و اشکال را کپی کرده و رسم کند. آنها می توانند اشیا را با توصیفات کلامی از ساختارشان نامگذاری کنند اما نمی توانند عملکرد آن را توصیف کنند. یک بازنمود ذهنی می تواند شکل بگیرد اما نمی تواند با دانش های ذخیره شده از اشیاء و موارد استفاده آنها، ارتباط برقرار کند.
آگنوزی وابسته به ادراک معمولا در ضایعات نیمکره ی راست و آکنوزی ارتباطی در ضایعات نیمکره ی چپ، به خصوص لوب تمپورال چپ، اتفاق می افتد. آگنوزی ارتباطی می تواند به عنوان قطع ارتباط از مسیر «چه» تعریف شود. به وسیله روش های درمانی کاردرمانی از جمله کاردرمانی در منزل می توان به درمان انواع آنوزی بینایی کمک کرد.
تست های آگنوزی بینایی
در سال 1980 تست های پیچیده ی بیشتری برای آگنوزی بینایی ایجاد شد، برای مثال، ارائه ی اشیاء در یک موقعیت غیرمعمول با کمترین ویژگی ها در شکل های شبح و سوار. تست عملکرد اشیاء شامل تطبیق دادن یکی از موارد تست (چتر بسته شده) با یک شیء یا همان عملکرد (چترباز) یا یک شیء مشابه از نظر بینایی با عملکرد متفاوت (عصای راه رفتن). این مطالعه تفاوت های بین دو نوع آگنوزی بینایی اشیاء را با دو دسته ی عمده پیدا کرد. تبیینی از آگنوزی شیء توسط فرح در 1991 ایجاد شد که تمرکز بر کل محور یا جزء محو بودن پردازش برای شناسایی داشت. فرح پیشنهاد کرد که شناخت اشیاء که هر دو نوع پردازش جزء و کل محور را درگیر می کند، در وسط زنجیره ای بین شناخت صورت (پردازش کل محور) و شناخت کلمات (پردازش جزءمحور) جای گرفته است. این فرضیه بر اساس بازبینی تمام موارد منتشر شده در نوشته ها می باشد. مردم با آگنوزی اشیاء اغلب آگنوزی صورت (or alexia) هم دارند، اما دو شرایط دیگر معمولا به تنهایی اتفاق می افتد. تست های کاردرمانی آکنوزی بینایی در انتخاب بهترین روش درمانی این اختلال بسیار کمک کننده می باشد.
آگنوزی بینایی و تشخیص دیگران
برخی افراد با آگنوزی بینایی میتوانند برخی اشیاء را بهتر از دیگران تشخیص دهند. فرح و دیگر نویسندگان افرادی با آگنوزی را گزارش داده اند که می توانند نقاشی ها و موجودات زنده را نام ببرند ولی نمی توانند موجودات غیرزنده را نام ببرند. این مطالعات که توسط مطالعات PET scan حمایت می شوند، اشاره می کنند. پردازش متفاوت یا قسمت های متفاوت از مغز در شناخت موجودات زنده با غیرزنده، درگیر هستند. این مشاهده به عنوان آسیب خاص دسته بندی، شناخته می شود. تاکنون هیچ گزارشی از تفکیک دوجانبه داده نشده است. فردی که می تواند موجودات غیرزنده را بشناسد ولی نمی تواند موجودات زنده را نام ببرد. تحقیقات بسیار جدیدتر به استفاده از خطوط نقاشی برای محرکات در این تست به عنوان منبع ویژگی دسته آشکار، اشاره دارد. موجودات زنده مواردی هستند که از طریق کلمات بسیار آشناتر از تصاویر هستند، و نقاشی کردن از آن ها بسیار پیچیده تر از موجودات غیرزنده می باشد. در آگنوزی بینایی، توانایی تشخیص چهره ها از دست می رود که با کمک کاردرمانی می توان به بهبود آن کمک کرد.
ارتباط آگنوزی بینایی و کارهای روزمره
تصور مشکلاتی که افراد با آگنوزی با آن ها روبرو هستند، سخت است، افرادی که با محیط بینایی سردرگم کننده مجاور هستند. برای برخی هیچ چیز به نظر آشنا نمی آید و شکل های پایه به سوی سردرگمی می روند. برای دیگران جزئیات اشیاء شکل طرح کلی را مبهم می کند. این همانند این است که از طریق یک تلسکوپ نگاه کنی و سعی کنی که دید را در جهت های مختلف به یاد آوری. برخی افراد یک بهبودی در ماه های اولیه ی بعد از شروع نشان می دهند. برای دیگران مشکل در طول زندگی باقی می ماند. موارد مورد علاقه می توانند در هامفری و ریدوک 1987 و ساکس 1985 خوانده شوند. ارتباط بین تقص ادراک بینایی با عملکرد در کارهای روزمره زندگی در بیماران سکته ای بررسی شده است. ماهیت و تعداد تست های استفاده شده در هر مطالعه، متفاوت بوده است اما نتایج پیش بینی می کند که حضور نقص بینایی- درکی در ضایعه های نیمکره ی راست و چپ باعث تأثیر منفی روی عملکرد مهارت های روزمره زندگی فرد می شود. در خصوص بهبود انجام کار های روزمره زندگی در اثر به وجود امدن آگنوزی، روش های کاردرمانی بسیار کمک کننده و اثرگذار است.
آگنوزی بینایی و عدم شناخت چهره
توانایی شناسایی چهره در راه عملکرد زندگی هر روزه ی ما بسیار برجسته است. شناخت چهره، پایه ی تمام تعاملات ما با دیگران می باشد. یک چهره اطلاعات بسیار بیشتری از صورت را ارائه می دهد. مشترک با اشیاء یک چهره می تواند به عنوان یک ساختار بینایی، پردازش و وقتی از زاویه های متفاوت دیده شود، به عنوان یک چهره شناخته شود. جزئیات شکل و اندازه ی چشم ها، بینی و دهان و بافتار پوست هر چهره را یکتا و مشابه می سازد. در یک چهره، ما با بیان احساسات و عواطف و حرکات لب ها در گفتار روبرو هستیم. در اوایل رشد، یک نوزاد حرکات سر و چشم ها را برای تعقیب صورت فردی که در دیدش هست، تکان می دهد و می تواند بیانات چهره ای آن ها را کپی کند. ما می توانیم یک عضو فامیل، یک دوست یا همکار را از طریق صدای او، نگاهی گذرا یا از حالت چهره ای خاص او بشناسیم. شناخت یک فرد از طریق یکپارچگی اطلاعات در مورد فرد حمایت می شود. برای مثال: سن، جنسیت، کار و رفتار. دلایل مختلفی برای شکست در شناخت یک فرد وجود دارد اما قبل از اینکه اسم او را به یاد آوریم باید بدانیم که آن فرد کیست. مطالعات نوروسایکولوژی روی این سوال تمرکز دارند: «آیا شناخت چهره، خاص و متفاوت از اشیاء میباشد؟» برخی حمایت ها برای پردازش متمایز چهره، مطالعات وارونگی چهره را ارائه می کنند. برای درمان بهتر عدم شناخت چهره ها یا همان آگنوزی بینایی بهتر از روش های گوناگون کاردرمانی استفاده شود.
درمان آگنوزی بینایی و کاردرمانی
وقتی عکس هایی از افراد مشهور در جهت معمولی و برعکس به افراد سالم ارائه شد، شناخت برای موقعیت مستقیم، سریع و برای موقعیت برعکس، آهسته تر است. این تأثیر واژگونی در اشیاء خیلی کمرنگ تر می باشد. نتایج مطالعات تصویربرداری در افراد سالم مناطق متفاوتی از لوب تمپورال را که وقتی چهره های مستقیم شناسایی می شوند، که در مقایسه با نوع وارونه، فعال هستند، نشان می دهد. این مشاهدات اشاره دارد که الگوها ازچهره مستقیم و وارونه در حافظه جدا از هم ذخیره می شوند. مطالعات اولیه از مراحل پردازش در نروسایکوژی شناختی، بر اساس مطالعه ی افراد سالم و افراد با مشکل در شناخت چهره های آشنا، که به یک مدل از شناخت چهره که توسط بروس و یونگ در 1986 توصیف شده، تکیه می کنند. تحقیقات جدیدتر بر جزئیات پردازش موازی از اطلاعات بیوگرافی، تمرکز دارند. مدلی که گفتیم، بر پایه ی مدل بوس و یونگ می باشد. که این مراحل عبارت اند از:
آنالیز ادراک بینایی، موارد بینایی یک چهره اعم از چشم، بینی، دهان و … را متمایز می کند. اختلال در این مرحله اولیه به معنی ناتوانی در تمایز قائل شدن بین ویژگی های پایه ای چهره می باشد وبه احتمال زیاد منجر به مشکلات عدیده ی ادراکی می شود.
تمایز توصیف ساختار بینایی یک چهره از اشیاء و سایر موارد، با توانایی تطبیق چهره ها نشان داده می شود. پردازش موازی در مدل ها برای آنالیز بیانات و حرکات چهره ای (لبخوانی) در این مرحله اتفاق می افتند.
واحدهای شناخت چهره شامل اطلاعات ساختاری در مورد شناخت چهره ها هستند که اجازه می دهد یک چهره خاص شناسایی شود نه یک شخص خاص. این چهره ای است که آشنا به نظر می رسد؟
گره هویت شخص، اطلاعات ذخیره شده ی افراد شناخته شده خاص می باشد. آیا این اشخاص را می شناسم؟
نتایج پردازش بیانات چهره ای و زبان صورت با یکدیگر و با اطلاعات بیوگرافی از سن، فرهنگ و کار و … این سطح توسط سیستم معنایی و حافظه، دسترسی پیدا می کند (برچسب سیستم شناختی).
بازیابی اسم مرحله ای برای دستیابی به اطلاعات ذخیره شده ی اسم افراد آشنا می باشد. من این فرد را می شناسم. اسم او چیست؟ اختلال در این مرحله به معنی این است که فرد می تواند شناسایی کند ولی نمی تواند نام ببرد.
مدل نشان می دهد که تولید اسم می تواند فقط از گره شناسایی شخص که به نوبه خود اطلاعات بیوگرافی در مورد فرد را ذخیره می کند، در دسترس باشد. این بدین معنی است که ما نمی توانیم بدون اینکه اطلاعات دیگری مثل کار یا رابطه از فرد را داشته باشیم یکی اسم را به یک چهره بدهیم. با مطالعه ای تأیید شد که از مردم می خواست که یک دفتر خاطرات روزانه از مشکلات خود در شناخت چهره نگه دارند (یونگ و همکاران- 1985) هیچ موردی گزارش نداد که اسم یک فرد را دانسته است بدون اینکه همزمان اطلاعاتی در مورد او داشته باشد. فقط تعداد کمی توانستند اطلاعاتی را در مورد افراد به یاد آورند اما نه اسم آن ها. یکی از بهترین گزینه های درمانی آگنوزی بینایی و آپراکسی و این گونه موارد، کاردرمانی می باشد.
آیا تا به حال ورزشکارانی را دیدهاید که بیشتر با یک سمت خود میتوانند ورزش را بهتر انجام دهند؟ این پدیده غلبه طرفی نام دارد که نقش شایانی در عملکرد ورزشکاران دارد. با این حال، میتواند نقطه ضعفی برای ورزشکاران در برخی رشتههای ورزشی باشد. خصوصا هنگامی که ورزشکار نتواند به سمت مخالف دریبل کند یا در زدن ضربه پنالتی به یک سمت خاص تمایل بیشتری داشته باشد. در فعالیت ریختن آب از پارچ عملکردهای دستیابی ،گرفتن، بلند کردن ،ریختن پایین آوردن و رها کردن به صورت سری اجرا میشود. پردازش متوالی موجود در زبان، شماره ها و حرکات بدین معنی است که به نیمکره ی چپ “آنالیز کننده” گفته شود. نیمکره ی راست مغلوب، ظرفیت بیشتری برای پردازش اطلاعات بینایی و فضایی دارد. شناخت اشیاء محیط در پوزیشن قسمتهای مختلف بدن در حین انجام حرکات و ارتباط فضایی بین اشیاء و نقاط در محیط در ارتباط با نیمکره ی راست هستند. کلینیک تخصصی کاردرمانی دکتر صابر با در نظر گرفتن خدمات متنوع و تخصصی در حیطه درمان غلبه طرفی در کودکان، رضایت همیشگی مراجعان را به خود جلب می کند.
جهت تماس با کلینیک کاردرمانی و گفتاردرمانی جناب آقای دکتر صابر (کلینیک توانبخشی پایا در پاسداران ، کلینیک توانبخشی غرب تهران در سعادت آباد) باشماره 09029123536 تماس حاصل فرمایید.
نیمکره غالب و مغلوب و غلبه طرفی
نیمکره ی غالب نسبت به نیمکره مغلوب ، معمولا چپ گرایش به بزرگتر و سنگینتر بودن دارد. ورودی ها به دو سمت از حواس و از سایر نواحی مغز و طناب نخاعی عمدتا یکسان هستند و تفاوت در بین دو سمت در ظرفیت آن دو برای پردازش اطلاعات مختلف نهفته است. نیمکره ی چپ غالب در اغلب افراد در عملکردهای زبانی(خواندن، نوشتن، ادراک و تولید زبان) غالب است. این عملکردها پردازش مراحل، لغت به لغت، و کلمه به کلمه را درگیر می کنند. نیمکره چپ همچنین با پردازش مراحل عملکردها که پایه ی اغلب حرکات عملکردی ما هستند ارتباط دارد. نیمکره ی راست با کل به جای جزء سر و کار دارد و “سنتزکننده” نام گرفته است. تفاوت در پردازش عاطفی دو نیمکره باعث شده است که نیمکره راست “مغز عاطفی” خوانده شود. نیمکره راست اطلاعات عاطفی را در گفتار و حالت چهره، پردازش می کند. افراد با آسیب نیمکره ی راست ممکن است ناتوان بودنشان را انکار کنند یا نسبت به آن بی تفاوت باشند. آنهایی که به علت آسیب نیمکره چپ مشکلات زبانی دارند، معمولا احساس اضطراب و افسردگی کرده اما ممکن است عاطفه را از راه های غیر زبانی مثل بیان چهره ای ، بفهمند و ابراز کنند. ارتباط متقابل قوی بین نواحی قشر مغز به این معنی است که هر لوب از نیمکره غالب و نیمکره مغلوب به صورت انفرادی کار نمی کند. ارتباط بین نواحی حسی و حرکتی قشر نواحی قشری به زیر قشری، ساقه مغز و طناب نخاعی و بین نیمکره راست و چپ اتفاق میافتد به علاوه هر جزء از شناخت میتواند شبکه هایی را که اجزائشان در نواحی مختلف چندگانه ی قشر هستند را درگیر کند. افراد با مشکل در قسمت یکسانی از مغز میتوانند نتایج متفاوتی بر اساس گستردگی آسیب مخ و نواحی دیگر مغز که درگیر است داشته باشند. به عنوان مثال اگر غلبه طرفی در کودکان به صورت تمایل به راست بدن باشد، ولی کودکان از چشم چپ خود به عنوان چشم غالب استفاده کنند، این موضوع میتواند سبب بروز اختلالاتی در خواندن و نوشتن آن ها شود.
آسیب های مغزی
اصطلاح های hemiplegia” و “hemiparesis در ارتباط با کمبود حس و حرکت در نتیجه ی آسیب سیستم اجرایی مغز در یک سمت مغز میباشد. در سازماندهی سیستم عصبی مرکزی اغلب مسیرهای فیبرهای عصبی بین مغز و طناب نخاعی به سمت مقابل، تقاطع می کنند. این بدان معنی است که آسیب در نیمکره راست مغز باعث فلج سمت چپ بدن و آسیب نیمکره چپ یاعث فلج سمت راست بدن خواهد شد. در مورد آسیب مغزی، مکان آسیب به جای سمت فلج توضیح داده می شود. باید تاکید شود که نقایص شناختی در نتیجه آسیب سیستم اجرایی مغز میتوانند با یا بدون نقص حسی و حرکتی باشند. کلینیک کاردرمانی دکتر صابر با انجام خدمات درمانی در حوزه درمان آسیب مغزی در غرب و شرق تهران مشغول به فعالیت می باشد.
سیستم شناختی
سیستم پیچیده شناختی به صورت یک کل با همکاری متقابل زیر مجموعه هایش در سطوح مختلف از پردازش عمل می کند. به منظور بهره مندی و فهم شناخت، سیستم میتواند به اجزائش تجزیه شود هر مهارت اساسی شناختی عملکرد موثر را حمایت میکند و اسیب در هر زیر سیستم بر روی کل سیستم تاثیر میگذارد چهارچوب کاری کاردرمانی برای کار بالینی فاکتورهای مراجع را که ممکن است در عملکرد حیطه های کاری مختلف تاثیر بگذارد طبقه بندی می کند. در چهار چوب OTPF عملکردهای عمومی و خاص دهنی به این صورت خلاصه میشود:
-عملکردهای ذهنی کلی شامل: هوشیاری، جهت یابی ،شخصیت، انگیزه و آمادگی
-عملکردهای اختصاصی ذهنی شامل: توجه ،حافظه، درک، شناخت، ایجاد مفهوم، برنامه ریزی حرکتی، پاسخهای روانی – حرکتی ،عاطفه، آگاهی بدنی، اعتماد به نفس، زبان و اعمال ریاضی
البته باید به این نکته توجه داشت که اگر عملکرد های ذهنی کودک دچار مشکل شود، همچون غلبه طرفی در کودکان، می توان با انجام درمان های متفاوت از جمله کاردرمانی ذهنی به حل این مشکل کمک نمود.
در این مطلب هوشیاری و عملکردهای اختصاصی ذهنی را در نوروسایکولوژی مطرح میکنیم. اکتساب مهارتهای زبانی و عملکردهای ریاضی را شامل نخواهد شد. همکاری با گفتار درمانگران زمانی که در مهارتهای زبانی و حافظه آسیب وجود دارد ضروری است. موضوعات تحقیقها در نوروسایکولوژی شامل درک ،توجه ،حافظه، طرح ریزی و حل مساله میباشد. یک چالش توسط نورمن (۱۹۸۰) برای روانشناسان شناختی مطرح شد تا فرهنگ ،آگاهی، عواطف و سیستم عقاید را وارد تحقیقات شناختی خود بکنند از آن زمان عاطفه، به عنوان یک موضوع تحقیق در علوم شناختی قرار گرفت (گازانیگا و همکاران ،۲۰۰۲ فصل ۱۳) و راهی که توجه میتواند در هر دو سطح آگاهی و عدم آگاهی اعمال ،شود یک حیطه ضروری از تحقیقات میباشد. سازماندهی این مطلب برای بازتاب دادن تواناییهای شناختی طراحی شده است که موضوع اصلی تمرینات بالینی کاردرمانی میباشد اجزاء شناخت در گروه سرفصلهای زیر گروه بندی میشوند:
ادراک دیداری: شناخت چهره واشیاء
تواناییهای فضایی: مهارتهای ساخت و ساز آگاهی بدنی و جهت یابی جغرافیایی
توجه: حفظ شده، انتخابی و چندگانه
حافظه: حافظه اجرایی، بلند مدت و حافظه روزمره
حرکات :هدفمند مدل برنامه ریزی برنامه ریزی حرکتی و هدفمند
عملکرد اجرایی: رفتارها و اعمال روتین و غیر روتین و خود آگاهی
سوالات متداول:
1- غلبه طرفی در چه سنی شکل میگیرد؟
غلبه طرفی عموماً بین ۲ تا ۵ سالگی شکل میگیرد و تا حدود ۴–۵ سالگی تثبیت میشود. اگر کودک بعد از این سن همچنان غلبه قطعی نداشته باشد، ممکن است در هماهنگی حرکتی و یادگیری اختلالاتی ایجاد شود
2- چه تمرینهایی برای تثبیت غلبه طرفی توصیه میشود؟
تمرینهایی مثل شوتکردن توپ، ماهیگیری پلاستیکی، تیراندازی نرم با اسباببازی، بازی بولینگ، کجبازی با توپ چسبناک، پوشیدن وزنه یا چسباندن کاغذ رنگی روی عینک برای چشم هدف. این تمرینها باید روزانه ۱۵–۲۰ دقیقه و برای چند هفته اجرا شوند
فلج مغزی یا CP از اختلالات عصبی می باشد که در مغز در حال رشد اتفاق میافتد. به صورت میانگین از هر ۱۰۰۰ کودکی که متولد میشود ۲ تا ۳ کودک در جهان دچار فلج مغزی هستند. تشخیص زودهنگام و دقیق نوع فلج مغزی در روند درمان این کودکان بسیار حائز اهمیت است. فناوریهای تصویربرداری مغز میتواند قسمتهای آسیبدیده مغز و یا قسمتهایی از مغز که به صورت طبیعی رشد نکردهاند را مشخص نماید و در تشخیص فلج مغزی مفید می باشد. تصویر برداری مغزی یا اسکن مغزی برای کودکان چند نوع مختلف دارد. با استفاده از روش های تصویر برداری مغز می توان برنامه درمانی مناسب جهت کاردرمانی و گفتاردرمانی کوکان فلج مغزی را تدوین نمود. مرکز کاردرمانی دکتر صابر در زمینه خدمات کاردرمانی فلج مغزی و گفتاردرمانی فلج مغزی به صورت تخصصی فعالیت می نماید و به کمک تیم مجرب توانبخشی خود کودکان فلج مغزی را در استفاده از حداکثر توان خود یاری می نماید.
تشخیص فلج مغزی با تصویر برداری مغزی
سازماندهی ساختاری و عملکردی مغز امروزه میتواند با تکنیک های کیفیت بالا که در ۲۰ سال اخیر گسترش یافته اند عکس برداری شود. این تکنیک ها قادرند اطلاعات دو بعدی و سه بعدی از مغز را بازسازی کنند تصویربرداری تاثیر زیادی بر تحقیقات در نوروسایکولوژی داشته است. توموگرافی کامپیوتری (CT Scan) از یک پرتو اشعه ایکس فن شکل که یک برش از مغز را میبیند استفاده می کند. لوله ی اشعه ایکس دور سر میچرخد، بنابراین مغز از تمام زوایا دیده می شود. یک کامپیوتر تمام زوایا را ترکیب کرده و تغییر در بافت نرم در بخش آسیب دیده یکجا در یک عکس نشان داده میشود.
انواع روش های تصویربرداری از مغز
انواعی از روش های تصویربرداری از مغز وجود دارد: توموگرافی کامپیوتری فعالیت عملکردی را در مغز نشان نمی دهد اما اطلاعات مفیدی را در مورد تغییرات ساختاری فراهم می کند امروزه به صورت عمده از آن در تشخیص بیماریهای نورولوژیک به کار برده می شوند. توموگرافی گسیل پوزیترون (PET) بعد از ۱۹۸۰ میلادی بطور فراوان برای نشان دادن نواحی از مغز که فعالیت زیادی دارند با حساسیت به میزان گردش جریان خون، استفاده شده است. فرد بصورت تزریقی یک محلول حاوی اشعه رادیو اکتیو ایزوتوپ پوزیترون را دریافت می کند که تجمع در مغز با نسبت مستقیم جریان خون موضعی مشخص می شود. نتیجه، نشان دادن عکسی از مغز است که نقاط شفاف تر نشان دهنده سطح بالاتری از فعالیت مغزی است طول زمان در دسترس برای استفاده تحقیقاتی از PET محدود است زیرا عکس ها با گذر زمان به سرعت محو می شوند. روش تفریق برای شناسایی قسمت هایی از مغز که در یک فعالیت شناختی خاص نقش دارند بصورت تقلید حرکتی مطرح می شود. عمل فعال:A از فرد خواسته میشود حرکات خاصی از دست که توسط آزمونگر انجام میشود را تقلید کند این کار یک اسکن از فعالیت حسی – حرکتی و شناختی مورد نظر را ایجاد می کند. عمل پایه :B از فرد خواسته می شود تا حرکات از پیش تعیین شده دست را در حال تماشای آزمونگر که حرکات مشابه دست در مرحله قبل را انجام می دهد باشد، اما این بار فرد آنها را تقلید نکند. اسکن تفریقی ، A منهای B ، منطقه ای از مغز را که مخصوص تقلید می باشد، شناسایی می کند.
تصویربرداری با تشدید مغناطیسی
تصویربرداری با تشدید مغناطیسی (MRI) در اصل برای شناسایی بافت نرم در بدن بسیار واضح تر از X-RAY استفاده می شود. که در اوایل ۱۹۹۰ به Functional MRI گسترش یافت که مانند PET scanning گردش خون منطقه ای را در نواحی مختلف مغز بدون مداخله آسیب رسان از رادیوایزوتوپ ها در بدن ثبت می کند. در این تکنیک افزایش در جریان خون در یک منطقه فعال مغز توسط افزایش سطح گردش خون اکسیژنه نشان داده می شود. FMRI وضوح فضایی بهتری از PET دارد و می تواند در زمان طولانی تری ادامه داشته باشد. تحریک مغناطیسی مغز (TMS) با استفاده از یک سیم سیم پیچ محکم در روکشی از غلاف عایق پیچیده شده است یک جریان الکتریکی بزرگ از سیم می گذرد که یک میدان مغناطیسی که از پوست و جمجمه برای تحریک نورون ها در آن ناحیه عبور می کند. اثر TMS کوتاه است و فقط می تواند در کشف نواحی قشری در سطح مغز استفاده شود.
محدودیت های تکنیک تصویربرداری
محدودیت هایی در استفاده از تکنیک تصویربرداری وجود دارد. یک اسکن میتواند نواحی فعال در مغز را در حین انجام یک فعالیت شناسایی کند اما اعمال حیاتی میتواند همکاری هایی با سایر نقاط مغز داشته باشد. همچنین مورد باید در درون یک اسکنر دراز بکشد که انواع تحقیقات را که میتوان انجام داد را محدود میکند و زمان آزمایش نیز محدود است این تکنیک های جدید تصویربرداری دانش فعالیت مربوط به عملکردهای خاص شناختی را وسیع تر می کند. آنها برای ایجاد فرضیه های جدید مفید هستند و میتوانند با استفاده از سایر روش شناختی مورد سنجش قرار گیرند.
سوالات متداول:
1.برای تشخیص فلج مغزی از چه آزمایشی باید استفاده نمود؟
برای تشخیص فلج مغزی در ابتدا نیاز به معاینه کودک توسط متخصص مغز و اعصاب می باشد. پس از بررسی علائم جهت تشخیص میزان آسیب و نوع فلج مغزی از تصویر برداری مغزی استفاده می شود.
2. چه نوع تصویر برداری برای تشخیص فلج مغزی انجام می شود؟
انواعی از روش های تصویربرداری از مغز وجود دار .این تکنیک ها قادرند اطلاعات دو بعدی و سه بعدی از مغز را بازسازی کنند تصویربرداری تاثیر زیادی بر تحقیقات در نوروسایکولوژی داشته است، بسته به درخواست پزشک متخصص می توان از هر یک از این موارد استفاده نمود.
رشد ذهنی کودکان در سال های ابتدایی زندگی سرعت بسیار دارد و والدین در تسریع و تقویت ذهنی کودکان نقش مهم و تاثیر گذار را ایفا می کنند. نخستین سالهای زندگی که این تغییرات سریع رخ میدهند پایه ی رشد و پرورش مغزی کودک می باشند. تمرینات کاردرمانی ذهنی موجب تقویت ذهن کودکان در حیطه های مختلف نظیر اداراک دیداری و شنیداری، حافظه، سرعت پردازش اطلاعات، ادراک فضایی و… می گردد. مرکز کاردرمانی ذهنی کودکان تهران زیر نظر دکتر صابر به صورت تخصصی در زمینه کودکان فعالیت می نماید. امکانات تکنیکال و تخصصی مرکز کاردرمانی کودکان نظیر اتاق تاریک بینایی، اتاق شنیداری و سنسوری روم در بهبود عملکرد ذهنی کودکان بسیار موثر می باشد.
جهت تماس با کلینیک کاردرمانی و گفتاردرمانی جناب آقای دکتر صابر (کلینیک توانبخشی پایا در پاسداران ، کلینیک توانبخشی غرب تهران در سعادت آباد) باشماره 09029123536 تماس حاصل فرمایید.
ماهیت و اصول رشد و تکامل ذهن کودکان
از زمانی که نطفهی انسان منعقد میشود تا هنگام مرگ، فرد پیوسته در حال تغییر است و این جریان تکامل هیچگاه متوقف نمیشود. انسان همیشه متوجه این تغییرات نیست؛ البته با وجود این پیوستگی سرعت این تغییرات در فرد متفاوت است. در نخستین سالهای زندگی که این تغییرات سریع رخ میدهند، اغلب توجه افراد به این تغییرات جلب شده و ناگزیر هستند که با آن سازگار گردند ( البته ممکن است آن را با آغوش باز بپذیرد؛ زیرا این تغییرات نوید بلوغ و تکامل را میدهند) این نکته را باید در نظر گرفت که منظور از رشد تنها بزرگشدن نیست؛ زیرا در دورهی سالمندی تغییرات بدنی و روانی نشانهای از سیر فرد بهسوی پیری و تحلیل تعدادی از دستگاهها میباشد که بر خلاف دوران کودکی است؛ اما باتوجهبه تعریف رشد چون شامل تغییر و تحولات در طی زندگی فرد میگردد، باز هم بخشی از فرایند رشد را در بر میگیرد بهعبارتدیگر این تغییرات میتواند به سه صورت پیشرونده، پسرونده و دوباره سازماندهی دیده شوند.
ماهیت و ویژگیهای رشد و تکامل انسان
رشد و تکامل انسان دارای ویژگیهایی است که در چگونگی روند رشد بسیار مؤثر هستند این ویژگیها عبارتند از:
رشد و تکامل مستلزم تغییر است : همانگونه که از تعریف رشد بر میآید رشد فقط به معنی بزرگشدن نیست؛ بلکه در برگیرندهی تمام تغییرات در طول عمر فرد، از ابتدای لقاح تا مرگ است؛ بنابراین مهمترین ویژگی رشد بروز تغییر است که در این فرایند رخ میدهد.
رشد و تکامل از الگوی معینی پیروی کرده و قابلپیشبینی است: رشد جانداران اعم از انسان و حیوان در قالبی حاصل میشود که مختص به آنگونه است و میزان تکامل افراد آن نوع به یکدیگر شبیه است. در مورد انسان باید گفت که تکامل بهصورت اتفاقی و غیرمنظم انجام نمیگیرد؛ بلکه به شکلی مرتب و مستمر حاصل میشود هر مرحلهای از تکامل نتیجه و محصول مرحلهی قبلی و شرط ضروری مرحلهی بعدی است. مثلاً کودک ابتدا چهاردستوپا راهرفته سپس ایستاده و بهمرور قدم برمیدارد.
حال باتوجهبه پیروی رشد از الگوهای معین و درنظرگرفتن این نکته که میزان تکامل هر فرد در طول عمر تقریباً ثابت است میتوان حدود تقریبی تکامل وی را در اوایل عمر و هنگام بلوغ پیشبینی کرد. چنانچه با کمک اشعهی ایکس استخوانهای مچ دست کودک را مورد بررسی قرار دهیم معلوم میشود قد نهایی فرد حدوداً چقدر خواهد بود یا از طرق مختلف میزان بهره هوشی فرد را محاسبه میکنند تا بهصورت تقریبی بتوان آینده شغلی، اجتماعی و … کودک را پیشبینی کرد.
رشد و تکامل جریانی مداوم و پیوسته دارد: چنانچه مایکی از جنبههای رشد، مثلاً افزایش وزن را به طور سطحی موردتوجه قرار دهیم، ممکن است اینطور به نظر برسد که رشد فرد گاهی متوقف شده و سپس دوباره آغاز میشود، ولی این موضوع بههیچوجه صحیح نیست. رشد از هنگام انعقاد نطفه تا وصول بلوغ و کمال، پیوسته ادامه داشته که گاهی سرعت مراحل مختلف آن کم یا زیاد میشود.
4. تفاوتهای فردی در فرایند رشد نقش داشته و کمابیش ثابت میمانند: معمولاً تصور میشود کودکی که رشدش به حد موردنظر نرسیده است، پس از چندی جبران نقص گذشته را خواهد کرد این گمان از نظر علمی صحیح نیست؛ بلکه برعکس دلایل متعددی وجود دارد که میزان رشد تقریباً ثابت میماند نوزادانی که در ابتدا بهسرعت رشد کردهاند در مراحل بعدی، نیز اگر شرایط مهیا، باشد از سرعت رشد خوبی برخوردار خواهند بود و نوزادانی که از رشد کندی برخوردار بودهاند بعداً نیز بهکندی رشد میکنند بنابراین میتوان اینگونه اظهارنظر کرد که باوجوداینکه الگوی رشد معین و قابلپیشبینی است؛ اما این الگو در هر شخص منحصربهفرد بوده و تفاوتهای فردی نیز مستقیماً بر آن تأثیر میگذارند
رشد و تکامل قسمتهای مختلف بدن به میزان متفاوتی رخ میدهد: تمام قسمتهای بدن به یک مقدار رشد نمیکنند و به همین صورت کلیه جنبههای روانی و ذهنی نیز به یک اندازه تحقق نمییابند جنبههای مختلف جسمانی و روانی، هر یک به مقدار مخصوص به خود رشد کرده و در زمانهای مختلف به مرحلهی کمال میرسند.
رشد و تکامل دارای مراحلی است که هر مرحله دارای مشخصات مربوط به خود است : تقسیمبندیهای مختلفی برای مراحل رشد در نظر گرفته شده است؛ اما عموماً رشد به سه مرحلهی اصلی رشد، کودک رشد نوجوانی و رشد بزرگسالی تقسیم میشود که البته مراحل اول و سوم خود به دورههای کوتاهتری به این شرح تقسیم میشوند
6–1) رشد کودک: این مرحله شامل دورههای پیش از تولد (لقاح تا تولد) شیرخواری (2 سال اول زندگی)، کودکی اولیه ( ۳–۵ سالگی) و کودکی میانه (6–11 سالگی) میباشد.
6–2) رشد نوجوانی : که مرحله گذار از کودکی به بزرگسالی است و سنین ۱۲–۱۹ سالگی را شامل میشود
6–3 ) رشد بزرگسال: این مرحله نیز به سه دوره بزرگسالی اولیه یا جوانی (دهه ۲۰ و ۳۰ زندگی ) بزرگسالی میانی یا میانسالی (دههی ۴۰ و ۵۰ زندگی) و بزرگسالی پایانی یا سالمندی (۶۰ و در برخی منابع ۶۵ سال به بالا) تقسیم میشود .
این دورهها هر یک دارای ویژگیهای رشدی خاص خود میباشند که در این کتاب رشد کودک مورد بررسی قرار میگیرد.
هر فرد عادی معمولاً تمام مراحل رشد و تکامل را طی میکند: اگرچه مدتی برای تکمیل هر یک از مراحل رشد لازم است؛ اما بهجز در موارد استثنایی هر فرد تمام مراحل رشدی را به پایان میرساند. برای مثال رشد جسمی هر فرد تقریباً در سن ۲۱ سالگی کامل میشود.
رشد و تکامل دارای جنبههای مختلفی است که عموماً به همدیگر وابسته هستند : درست است که رشد و تکامل یک فرایند مستمر است؛ اما این فرایند در بخشهای مختلف و جنبههای گوناگون وجود انسان رخ میدهد این جنبهها در نظر اول ممکن است از هم مستقل به نظر برسند؛ اما در واقع بههمپیوسته بوده و اختلال در رشد و تکامل یک جنبه میتواند بر رشد و تکامل سایر جنبهها تأثیرگذار باشد. این جنبهها شامل رشد و تکامل ،جسمی حرکتی احساس و ادراک ذهنی و شناختی گفتار و زبان، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی میباشند.
سوالات متداول:
1- چه بازیهایی برای تقویت حافظه دیداری کودکان مناسب است؟
بازیهایی مثل پازل، فلشکارت، بازیهای حافظهای (matching)، و Uno به خاطر سپاری بصری را تقویت میکنند. این بازیها کودکان را وادار میکنند اطلاعات را پردازش کرده و حافظه کاری را فعال نگه دارند
2- تاثیر تغذیه بر حافظه کودکان چیست؟
مواد غذایی غنی از امگا‑۳، ویتامینهای گروه B، روی، کولین و آنتیاکسیدانها مانند ماهی، تخممرغ، آجیل، سبزیجات برگسبز، و توتها به تکامل مغز و تقویت حافظه کمک میکنند
کودکان با اختلالات طیف اتیسم معمولاً در تصمیم این که در هر زمان به کدام یک از اطلاعات توجه نشان دهند، مشکل دارند. در زمانی که معلم و سایر دانش آموزان همراه با یکدیگر در حال خواندن سرود صبحگاهی هستند و یا میخواهند نقاشی انگشتی بکشند و در کار تزئین کلاس کمک کنند، این کودکان ممکن است به آرام کردن خود برای داشتن احساس راحتی در کلاس مشغول باشند. تمرینات ذهنی اوتیسم در کاردرمانی ذهنی کودکان موجب بهبود مهارت های ذهنی کودکان اوتیسم و درمان اوتیسم و ایجاد ارتباط اجتماعی صحیح در کودک می گردد. مرکز اوتیسم دکتر صابر با در اختیار داشتن امکانات روز دنیا در حیطه توانبخشی اوتیسم فعالیت می نماید. سنسوری روم، اتاق شنیداری، اتاق تاریک، گفتاردرمانی اوتیسم، رفتاردرمانی اوتیسم و … از دیگر امکانات این مرکز می باشد.
تمرینات ذهنی در اوتیسم
اوتیسم یک وضعیت عصبی و متنوع است که بر نحوه تفکر و واکنش شما به دنیای اطراف تان تأثیر می گذارد. این یک وضعیت طیفی است، به این معنی که افراد را به روش های مختلفی تحت تأثیر قرار می دهد. گاهی اوقات به آن اختلال طیف اوتیسم یا ناتوانی رشدی گفته می شود. ممکن است اصطلاح “سندرم آسپرگر” را نیز بشنوید، اما پزشکان دیگر این تشخیص را نمی دهند. هیچ دو فرد مبتلا به اوتیسمی شبیه هم نیستند. افراد اوتیستیک نیاز های متفاوتی دارند، از مراقبت 24 ساعته گرفته تا صرفا نیاز به کمی زمان بیشتر برای درک مسائل. در حالی که اوتیسم می تواند با چالش هایی همراه باشد، برخی از افراد اوتیستیک جنبه های مثبتی در مورد وضعیت خود پیدا می کنند: برای مثال، خلاق تر، مصمم تر، متمرکز تر یا پذیرا تر از دیگران بودن. به هر حال اختلال اوتیسم نیاز به درمان دارد. تمرینات ذهنی یکی از انواع درمان اوتیسم است که برای افراد مبتلا به اوتیسم اغلب شامل تکنیک های ذهن آگاهی و آرامش بخش، مانند تنفس متمرکز و آگاهی بدنی، برای بهبود توجه، کاهش اضطراب و افزایش تنظیم هیجانی است. سایر تمرینات ذهنی شامل فعالیت های شناختی مانند بازی های رو میزی و کارتی برای حمایت از انعطاف پذیری شناختی، و بازی های ساختار یافته برای توسعه مهارت های اجتماعی است. تمرینات ذهنی اوتیسم شامل فعالیت های فیزیکی است که برای حمایت از افراد اوتیستیک با افزایش آگاهی بدنی، ترویج تعامل اجتماعی، مدیریت ورودی حسی و تقویت رفاه کلی جسمی و روانی از طریق فعالیت هایی مانند یوگا، رقص، تمرینات آینه ای و مسیر های مانع تخصصی طراحی شده اند. این روال ها اغلب شامل ورزش بدنی برای کمک به مدیریت علائم، بهبود برنامه ریزی حرکتی و ارائه مزایای درمانی، مانند آرام کردن سیستم های حسی، از طریق روال های ساختار یافته و حرکات تطبیقی هستند. این درمان برای درمان بیماری های روانی مانند اضطراب، افسردگی در کودکان و بزرگسالان اوتیستیک مؤثر شناخته شده است. بسیاری از متخصصان سلامت روان، تمرینات ذهنی را استاندارد طلایی برای درمان بسیاری از اختلالات روانی می دانند. تمرینات ذهنی یک رویکرد مبتنی بر شواهد در نظر گرفته می شود زیرا تحقیقات اثربخشی آن را در انواع مختلفی از اختلالات تأیید می کند. مهم است که افراد حمایت مناسب را به شما ارائه دهند تا به شما کمک کنند آن طور که می خواهید زندگی کنید. ممکن است به حمایت بسیار کمی نیاز داشته باشید، یا ممکن است به کمک نیاز داشته باشید، برای مثال از یک مراقب.
مثال هایی از تمرینات ذهنی برای درمان اوتیسم:
-برنامه ریزی برای یک فعالیت مفرح
برنامه های پیش دبستانی فعالیتهای حرکتی ظریف زیادی را در بر دارند. این برنامه ها فرصتی برای کودکان جهت شرکت کردن در آهنگها با حرکات انگشتان و دستها، ساختن بلوکها، نخ کردن مهرهها و استفاده از جنسهای مختلف مانند شن، آب و یا کرم ریش ترشی را فراهم می آورند. در این برنامه ها ابزارهای مختلف ترسیم و نوشتن زیادی در دسترس کودک قرار میگیرد مانند رنگ انگشتی، مداد، قلمو و ماژیکهای مختلف. او برای استفاه از ابزارهای دیگری مانند قیچی و انبر همراه با وسایل لازم برای خوردن غذا و آشپزی ترغیب میشود. کودکان در پیش دبستانها حتی ممکن است یاد بگیرند چگونه از حیوانات مراقبت کنند مثلاً چگونه به ماهی ها غذا بدهند یا چگونه با میخ و چکش برای پرندگان لانه بسازند. در مواقعی آنها ممکن است صداهای ایجاد شده به واسطه ی لمس ابزارهای موسیقی مختلف با حرکات انگشتانشان یا با نواختن گیتار را کشف کنند. کودکان با اختلالات طیف اتیسم ممکن است چنین فرصتهایی نداشته باشند. آنها دستورات کلامی را درک نمیکنند و همچنین ممکن است از بودن نزدیکی همکلاسیهای خود و یا دریافت یک بارهی اطلاعات بیش از حد، احساس ناراحتی کنند.
کودکان با اختلالات طیف اتیسم معمولاً در تصمیم این که در هر زمان به کدام یک از اطلاعات توجه نشان دهند، مشکل دارند. در زمانی که معلم و سایر دانش آموزان همراه با یکدیگر در حال خواندن سرود صبحگاهی هستند و یا میخواهند نقاشی انگشتی بکشند و در کار تزئین کلاس کمک کنند، این کودکان ممکن است به آرام کردن خود برای داشتن احساس راحتی در کلاس مشغول باشند. فعالیتهای زیر یک راه ساختار یافته برای ارائهی فعالیتهای مربوط به مهارتهای دستی جهت کودکان با اختلالات طیف اتیسم است. این فعالیتها حرکتهای پیچیدهی دست را موجب میشوند و راهی برای چگونگی ارائهی راهنماها نشان میدهند. به طور کلی اگر فعالیت یک کار دستی باشد، داشتن یک نمونهی تکمیل شده از آن خوب است اما ضرورت زیادی هم ندارد.
کودکان با اختلالات طیف اتیسم به طور کلی زمانی که بتوانند فعالیت یا حرکتی را کپی کنند از پس کار به خوبی بر میآیند. بنابراین لازم است که فضای شاد و مفرحی ایجاد کنید و به خاطر داشته باشید که این فعالیتها یک فرایند هستند و نه تولید یک محصول نهایی. لازم است که دیدگاه کودک مبتلا به اختلالات طیف اتیسم را درک کنید. ممکن است شما از نشان دادن محصول نهایی لذت ببرید اما این نشان دادن برای کودک معنای متفاوتی داشته باشد. برای کودک تنها ممکن است تجربهی تولید کردن و ساختن جذاب باشد در صورتی که محصول نهایی برای او هیچ جذابیتی نداشته باشد. زمانی که با کودکی که اختلال طیف اتیسم کار میکنید به محیط کاملاً مسلط باشید. در این فعالیتها کار کردن بر روی مهارتهای دست کافی است. در بحث دربارهی مهارتدهی ارتباطی به جزئیات محیط پرداخته خواهد شد. در زما انجام فعالیتها، رادیو یا تلویزیون نباید روشن باشد و تکالیف چدگانه به کودک داده نشود. ده تا بیست دقیقه روی مهارت وقت صرف کنید و حواستان به کودک باشد و این که او چه چیزی را در آن لحظه میخواهد انجام دهد.
-تمرینات گرفتن ظریف
تاکنون به این فکر کرده اید که در طول روز چند مرتبه انگشت شست و اشاره ی خود را با هم حرکت میدهید ؟ در زمان برداشتن خودکار، بستن دکمه لباس یا در زمان برداشتن یک شی از جعبه این کار را انجام میدهید. این کار یکی از مهمترین و متداولترین حرکات دست است. کودکان برای گرفتن ظریف ابتدا از تمام انگشتانشان استفاده میکند و سپس با رشد و پیشرفت به دو انگشت میرسند. برای کمک به کودکان در جهت رشد این مهارت، اشیایی از بزرگ تا کوچک را برای او تدارک ببینید. اشیای بزرگ میتوانند به بزرگی یک توپ تنیس یا بلوکهای یک اینچی ( 5 / 2 سانتی متری ) باشند و موارد ریز نیز به کوچکی یک نخود فرنگی یا حتی کوچکتر باشند. سعی کنید اشیای ریز خوراکی باشند تا اگر کودک به دهان خود برد مسئلهای پیش نیاید و یا حداقل از مواد سمی تهیه نشده باشند.
فعالیتهایی که در آنها اندکی مقاومت نهفته است برای رشد عضلات کوچک دست، بسیار مناسب هستند. این عضلات در رشد چالاکی انگشتان دست نقش مهمی دارد. یک فعالیت خوب برای رشد قدرت عضلات دست و گرفتن ظریف، ساخت تصاویر با باندهای کشی پلاستیکی است. بر روی یک صفحه که روی آن میخ کوبیده شده است، باندهی کشی پلاستیکی را بکشید و با گیر دادن به میخها، تصاویر را بسازید. نتیجهی نهایی کار مهم نیست همین که باند را از یک میخ به دیگری بکشید کافی است. کودک ممکن است تصویری بسازد که برای خودش زیبا است اما برای شما بیمعی و نا آشنا باشد. به کودک فرصت بیان و ابراز احساساتش را بدهید. در اینجا مثالهای دیگری نیز آورده شده است که میتوانند سرگرم کننده باشد. این فعالیتها اغلب با وسایل معمولی خانه قابل انجام هستند.
-تمرین تصویر برجسته
مواد لازم برای این فعالیت شامل موارد زیر است :
کاغذهای رنگی
کاغذ روغنی
چسب
رنگ نقاشی ( 2 یا 3 رنگ )
توپهای کتانی ( یا تکهای از کتان )، فیبرهای طبیعی برای ترکیب مناسبتر هستند مانند پلی ستر.
یک کاغذ رنگی در ابعاد 5 / 8 در 11 اینچ ( برگهی آ چهار ) تهیه نمایید که زمینهی کار شما را تشکیل ؟ خواهد داد
رنگهای مختلف را روی کاغذ روغنی بگذارید
یک توپ کتانی را بردارید و آن را بین انگشتان شست و اشاره هر دو دست خود بگیرید. توپ را از دو ؟ طرف بکشید. اگر کودک در مرحلهایی است که از تعداد انگشتان بیشتری استفاده میکند، مشکلی ؟ نیست. به مرور و با رشد، او خواهد توانست گرفت ظریف را انجام دهد.
زمانی که توپ کتانی به خوبی کش آمد، آن را به چسب آغشته کرده و روی بخشی از کاغذ زمینه که به رنگ متضاد آن است، قرار دهید.این کار را برای ساختن اشکال متنوع با استفاده از توپهای کتانی ادامه دهید.
وقتی طرح شما کامل شد، توپ دیگری بردارید و دوباره میان دو انگشت شست و اشاره خود بگیرید. سپس آن را در رنگ دلخواه خود بر روی کاغذ روغنی، فرو برده و توپ کتانی را که قبلاً به کاغذ چسبیده شده است، رنگ آمیزی کنید. این رنگ آمیزی میتواند با رنگ کردن با توپ کتانی و یا با یک تکه پارچهی معمولی انجام شود. توپ کتانی رنگی، میتواند به عنوان قلمو برای افزودن رنگ بر روی کاغذ به کار رود. از توپهای کتانی مختلف برای هر رنگ استفاده کنید. تعدادی از اشکال کرکدار ممکن است بدون رنگ نیز رها شوند.
صبر کنید تا کار خشک شود و سپس بالا بگیرید تا همه آن را ببینند. این فعالیت یک کار بسیار مناسب برای کودکان با اختلالات طیف اوتیسم و همچنین یک کار سرگرم کننده برای سایر کودکان است. این فعالیت توالی را به کودک آموزش میدهد، تجربهی درک جنسهای مختلف را فراهم میآورد و فرصتی به کودک میدهد تا با نشان دان چیزی که ساخته است، به خود افتخار کند.
استفاده از رنگها با تضاد بالا، کودکان با اختلالات طیف اتیسم را برای مدت طولانی تری علاقمند نگه میدارد ( برای زمان طولانی تری توجه آنها را جلب میکند ). از رنگهای ملایم مانند نیلی گیاهی و یا رنگهای کم رنگ مانند قرمز، آبی و زرد کم رنگ استفاده نکنید.
-پیش به سوی تهیه ی شام
حتی کودکان بسیار کم سن نیز میتوانند در آماده کردن غذا برای خانه یا غذای خودشان مشارکت کنند.
در این قسمت مواردی پیشنهاد میشود که هر فردی میتواند از آن لذت ببرد.
مواردی که نیاز خواهید داشت :
خمیر پیتزا
ظرف شیرینی نچسب
چاشنی و ادویه جات : نمک، پودر سیر، پونه، فلفل، شکر و دارچین به اندازهی کافی. از این مواد به صورتی که برای کودک خوشایند باشد، استفاده نمایید.
دستورالعمل :
مقدار کمی از خمیر را بین دو انگشت شست و اشاره بگیرد
خمیر را درون مخلوطی از ادویهها فرو برید
توپهای خمیری را درون ظرف شیرینی با فاصلهی یک اینچ ( 5 / 2 سانتی متر ) بگذارید
طبق دستور العمل روی پاکت خمیر، آن را بپزید.
کودک به خاطر مشارکت در تهیه ی شام بسیار خوشحال خواهد بود. اگر شکلهای به دست آمده از خمیرها ناهمگون شد، هیچ اشکالی ندارد. چنانچه کودک خواست تا شکلهای خمیری گردی داشته باشد، از او بخواهید خمیر را به شکل توپ ورز دهد. برخی دیگر از کارهایی که به رشد گرفتن ظریف در آشپزخانه کمک میکند شامل مواردی مانند پوست کندن لوبیا سبز، جدا کردن کاهو یا کندن پوست مرکبات است.
راهنمای جامع تمرینات ذهنی برای والدین کودکان طیف اوتیسم (ASD)
تمرینات ذهنی برای کودکان طیف اوتیسم یکی از مؤثرترین روشها برای بهبود مهارتهای شناختی، توجه و حافظه است. این تمرینات با هدف تقویت عملکردهای اجرایی مغز طراحی شدهاند و میتوانند به کودکان در حل مسائل، برنامهریزی و کنترل تکانهها کمک کنند. فعالیتهایی مانند پازلهای تصویری، بازیهای حافظه و تمرینات طبقهبندی میتوانند تأثیر قابلتوجهی بر رشد شناختی کودک داشته باشند. والدین میتوانند با استفاده از ابزارهای ساده مانند کارتهای آموزشی، اپلیکیشنهای ویژه و بازیهای فکری، این تمرینات را در خانه اجرا کنند. نکته کلیدی این است که تمرینات باید متناسب با سطح توانایی کودک و به صورت گامبهگام طراحی شوند تا هم برای کودک جذاب باشند و هم فشار بیش از حد به او وارد نکنند. اوتیسم و تمرینات توجه و تمرکز کودکان موضوعی است که تحقیقات زیادی روی آن انجام شده و نشان داده است این تمرینات میتوانند بهبودهای قابلملاحظهای در عملکرد روزمره کودک ایجاد کنند.
برای دستیابی به بهترین نتایج، توصیه میشود تمرینات ذهنی به صورت منظم و در محیطی آرام و بدون حواسپرتی انجام شوند. ترکیب این تمرینات با فعالیتهای حرکتی مانند یوگا یا ورزشهای تعادلی میتواند اثربخشی آنها را افزایش دهد. والدین باید صبور باشند و پیشرفتهای کوچک را نیز تشویق کنند، چرا که این کار انگیزه کودک را برای ادامه تمرینات حفظ میکند. همکاری با متخصصان کاردرمانی و روانشناسان کودک نیز میتواند به طراحی برنامهای شخصیسازی شده کمک کند. تحقیقات نشان دادهاند که کودکان اوتیستیک که به طور منظم تمرینات ذهنی انجام میدهند، در مهارتهای اجتماعی، ارتباطی و یادگیری پیشرفتهای چشمگیری داشتهاند. این تمرینات نه تنها بر عملکرد شناختی، بلکه بر کیفیت کلی زندگی کودک و خانواده تأثیر مثبت میگذارند.
منابع:
mind.org.uk
mentalhealth.org.uk
سوالات متداول:
1-هر جلسه تمرین ذهنی چقدر باید طول بکشد؟
برای کودکان زیر 5 سال: 10-15 دقیقه. 5-8 سال: 20-25 دقیقه. بالای 8 سال: 30-40 دقیقه. بهتر است کوتاه اما منظم باشد.
2-تفاوت تمرینات ذهنی برای اوتیسم خفیف و شدید چیست؟
در اوتیسم خفیف روی مهارت های پیچیده تر مثل حل مسئله تمرکز می شود. در موارد شدید، بر ارتباط ساده و توجه پایه ای کار می شود.
کاردرمانی ذهنی از بخش های اصلی مرکز کاردرمانی دکتر صابر می باشد که در زمینه بهبود مهارت های ذهنی کودکان نظیر ادراک، مهارت های استدلالی، توجه و حافظه ، شناخت و مهارت های پیشرفته مانند قضاوت و تحلیل فعالیت می نماید. تمرینات کاردرمانی ذهنی به کودکان با اختلال اوتیسم، بیش فعالی و نقص توجه ، اختلالات یادگیری و مشکلات پردازش حسی کمک می کند تا بتوانند از حد اکثر توان خود در زمینه درک استفاده نموده و مهارت های خود را بهبود بخشند. مرکز دکتر صابر با در اختیار داشتن تیم تخصصی و با تجربه کاردرمانان و گفتاردرمانان این کودکان را یاری می کند. در این بخش به ارائه نمونه ای از تمرینات کاردرمانی ذهنی در منزل اشاره می شود.
انواع تمرین کاردرمانی ذهنی و سطوح آن
:Blocked/Massed Practice
تمرین کاردرمانی ذهنی است که زمان انجام فعالیت بیشتر از زمان استراحت مابین آن است
این نوع تمرین بیشترین کاربرد را در مرحله شناختی دارد، که مراجع یادگیری حرکت را آغاز کرده
:Distributed Practice
تمرینی است که زمان استراحت بیشتر از زمان انجام فعالیت است
بیشترین تأثیر را در مرحله Associative دارد
حین انجام فعالیت روی مهارتی خاص و در زمان استراحت روی مهارت خاص دیگری تمرکز میشود.
:Variable/RandomPractice
در این نوع تمرین فرد باید الگوهای مشابه را تکرار کند و در صورت نیاز کمی تغییر در آنها ایجاد نماید
بیشترین تأثیر را در مرحله Autonomous دارد
کاربرد: باعث افزایش تعمیمدهی و تطابق میگردد
کودکان با سندرم داون با این نوع تمرین در عمل simple reach بهبود پیدا میکنند
در این نوع تمرین، تمرینهای کوتاه با تکرار زیاد بر تمرینهای بلند با تکرار کم غلبه دارد.
:MentalPractice
در این تمرین کودک یک مهارت را به طور ذهنی و بدون انجام عملی، آن را انجام میدهد
شامل: role playing، تصور کردن و مشاهده ویدئو است
بیشترین تأثیر را در مرحله اول و آخر یادگیری دارد
این تمرین در کودکان middle school با مشكل خفيف ذهنی موجب بهبود عملکرد در peg board میشود
در کودکان ADHD و DCD موثر است
اگر درمانگر به مدت طولانی از این تمرین استفاده کند باعث از بین رفتن انگیزه کودک میشود.
تمرینات کاردرمانی ذهنی و یادگیری خطا-محور
– در این نوع یادگیری درمانگر به کودک این فرصت را میدهد که در اجرای یک الگوی حرکتی یا فعالیت اشتباه کند، آنها را اصلاح کند و از اشتباه خود تجربه کسب کند.
– باعث میشود کودک مشکلاتش را حل کند و یادگیری مهارتهای حرکتیاش تسهیل شوند.
فیدبک
انواع:
فیدبک داخلی:
باعث self-correct میشود
بهترین نوع فیدبک در حفظ عملکرد حرکتی است
این نوع فیدبک باید جزو اهداف جلسات درمانی باشد
فیدبک خارجی:
در مراحل اولیه رشد مهارتهای حرکتی نیاز است
شامل cue کلامی و راهنمایی فیزیکی میباشد
فیدبک demonstrative :
شامل تقلید حرکات است
در مراحل اولیه کسب مهارت و پیش از انجام حرکت بیشترین تأثیر را دارد
باید بدون cue کلامی ارائه شود، زیرا توجه کودک را مختل میکند.
آگاهی از عملکرد
– knowledge of performance یا آگاهی از عملکرد برای اصلاح و تطابق مهارتهای حرکتی موثر است، بنابراین زمانی که کودک مهارتهای پایه را آموخت از این فیدبک استفاده میشود.
آگاهی از پیامد
– Knowledge of results یا آگاهی از پیامدها موجب افزایش انگیزه و تشویق به ادامه یادگیری در کودک میشود و بیشترین تأثیر را در یادگیری مهارتهای حرکتی جدید دارد.
فیدبک کلامی
– باید بلافاصله پس از تکمیل فعالیت ارائه گردد، کوتاه و شامل ۱ الى 3 كلمه باشد.
حال که با انواع تمرینات کاردرمانی ذهنی آشنا شدیم، به معرفی چند نمونه از تمرینات کاردرمانی ذهنی در زمینه توجه و حافظه می پردازیم.
تمرینات توجه و تمرکز:
از کودک خواسته می شود اعداد را به صورت دوتا در میان بشمارد
از بین کارت های میوه و حیوان چیده شده روی میز فقط بر روی حیوانات ضربه بزند
درمانگر شروع به گفتن کلمات می نماید و از کودک خواسته می شود وقتی اسم حیوان خاصی را شنید دست بزند
از بین تصاویر کشیده شده مشابه ها را پیدا کند
مسیر مازها را با انگشت دنبال کند
از کودک خواسته می شود با توجه به فلش های کشیده شده روی زمین حرکت کند
از کودک خواسته می شود روی دایره هایی بارنگ خاصی بپرد
تمرینات حافظه:
کلماتی را که می شنود با همان ترتیبی که شنیده تکرار کند
تصاویری را که به او نشان داده ایم را از انتها به ابتدا بگوید
نام حیوان و میوه ها را یکی در میان پشت سر هم بگوید
به صورت یکی در میان اسم دختر و پسر را نام ببرد.
الگو های حرکتی اجرا شده توسط درمانگر را بعد از او با همان ترتیب انجام دهد.
بتواند دستورات 3 یا 4 مرحله ای را انجام دهد.
از بین کارت های روی میز فقط آنهایی را که شنیده است بردارد.
اعدادی که برای او گفته می شود را به ترتیب از بزرگ به کوچک بیان کند
تمرینات شناختی:
اعضای بدن خود را بشناسد
میوه ها و حیوانات آشنا را بشناسد و از هر کدام 5تا را نام ببرد
اشیا را دسته بندی و طبقه بندی کند
رنگ ها را بشناسد
اشکال هندسی را بشناسد( دایره، مربع، مثلث)
مشاغل و وسایل مورد نیاز برای هر شغل را بشناسد
مفاهیم ابتدایی مربوط به اندازه مانند بلند، کوتاه، دراز، بزرگ، کوچک را تشخیص دهد.
مفاهیم متضاد مانند کثیف و تمیز، روشن و خاموش، باز و بسته را بشناسد
جهات را بشناسد و تشخیص دهد بالا پایین، جلو و پشت، چپ و راست
شمارش اعداد تا 10 را داشته باشد و مفهوم عدد را درک کند
اعضای فامیل را بشناسد و روابط فامیلی را متوجه شود برای مثال خاله کیه؟ خواهر مامان
اطلاعات مربوط به خود مانند اسم پدر و مادر، تعداد خواهر و برادرش، آدرس منزل و… را بداند
سوالات متداول:
1.آیا همه تمرینات ذهنی را می توان برای کودک انجام داد؟
خیر هر مهارت و مفاهیم ذهنی سن مخصوص به خود را دارد و متخصص کاردرمانی ذهنی بسته به سن و نیاز کودک تمرینات مناسب را برای او انتخاب می نماید برای مثال شناخت رنگ در سن 3 سالگی اتفاق می افتد.
2.تمرینات کاردرمانی ذهنی برای چه کودکانی مفید است؟
تمرینات کاردرمانی ذهنی به بهبود مهارت های ذهنی کودکان با اختلالاتی نظیر بیش فعالی و نقص توجه، اوتیسم، اختلالات یادگیری، اختلال در پردازش حسی، سندروم های ژنتیکی، مشکلات ذهنی و درکی و کودکان با نیاز های خاص کاربرد دارد.