ضریب هوشی یا همان آی کیو معیاری برای سنجش توانایی های هر فرد می باشد که در قالب اعداد نمایش داده می شود. ضریب هوشی در کودکان توسط تست های استاندارد ارزیابی می شود. تست های هوش شامل سوالاتی در زمینه حافظه، توجه، استدلال، مهارت های کلامی، قضاوت، دانش و… می باشد که کودک با پاسخ دادن به این سوالات از توانایی های استدلال و منطق خود استفاده می نماید. در طبقه بندی هوش کودکان ضریب هوشی نرمال بین 90 تا 110 محاسبه شده است. ضریب هوشی پایین تر از این حد نشان دهنده اختلال در مهارت های رشد ذهنی کودکان می باشد. در مرکز تست هوش کودکان با استفاده از طبقه بندی هوش وکسلر و بینه به محاسبه ضریب هوشی کودکان به صورت دقیق و تخصصی پرداخته می شود. لازم به ذکر است،شاخص های آماری هوشبهر های هشتگانه که از طریق ترکیب نمرات به دست می آید و به عنوان نمرات ترکیبی شناخته می شوند، بسیار حائز اهمیت است. همواره در آزمون های استاندارد، از میانگین به عنوان معرف شاخص های گرایش مرکزی و انحراف استاندارد به عنوان معرف شاخص های پراکندگی استفاده به عمل می آید. بنابراین،در نسخه پنجم مقیاس های هوشی استنفورد-بینه، از میانگین ۱۰۰ به عنوان معرف شاخص های گرایش مرکزی و انحراف استاندارد ۱۵ به عنوان معرف شاخص های پراکندگی استفاده شده است. در راستای تفسیر دقیق ضریب هوشی، میتوان به این نکته توجه کرد که از ده خرده آزمون تست هوش، پنج عامل و دو حیطه، باید بتوان ۸ هوشبهر را به دست آورد و از این طریق، توانایی افتراقی آزمودنی را مشخص ساخت. از طریق نیمرخ هوشی کودکان به تفاوت بین عملکرد آزمودنی در عوامل و حیطه ها پرداخته می شود و اطلاعات دقیقی در زمینه تفاوت بین توانایی های شناختی آزمودنی یا توانایی افتراقی،حاصل می شود. اینگونه اطلاعات، نقطه عطفی در زمینه تفسیر محسوب می گردند و باید بتوان تفسیر دقیقی را مبتنی بر طبقه بندی ضریب هوشی،ارائه کرد. این اقدام، در زمینه هوش آزمای نوین تهران-بینه نیز مصداق میکند و از میانگین به عنوان معرف گرایش مرکزی و انحراف استاندارد به عنوان معرف پراکندگی استفاده می شود. این وضعیت باعث می گردد تا فرآیند مقایسه پذیری در مجموع آزمون های پیشرفت تحصیلی و شناختی موازی،به سهولت انجام گیرد.
طبقه بندی های ضریب هوشی
طبقهبندی ضریب هوشی کودکان عبارت است از دسته بندی هوش انسانی، که با آزمون های بهره هوشی (IQ) اندازه گیری می شود. با روش های معمول نمره دهی ضریب هوشی کودکان، نمره IQ 100 به این معنی است که عملکرد آزمون دهنده در آزمون، متوسط عملکرد در نمونه آزمون دهندگان تقریباً هم سن است که برای استاندارد سازی آزمون استفاده شده است. نمره IQ 115 به معنای عملکرد یک انحراف معیار بالاتر از میانگین است، در حالی که نمره 85 به معنای عملکرد یک انحراف معیار پایین تر از میانگین است و الی آخر. کودک متوسط، نمره استاندارد 100 را کسب خواهد کرد. اگر کودکی 1 انحراف معیار بالاتر از میانگین نمره کسب کند، نمره استاندارد 100 به اضافه 15 است؛ یعنی 100 + 15 = 115. اگر کودک 1 انحراف معیار پایین تر از میانگین نمره کسب کند، این 100 منهای 15 است، یعنی 100 – 15 = 85. این روش انحراف ضریب هوشی کودکان برای نمره دهی استاندارد همه آزمون های ضریب هوشی کودکان تا حد زیادی استفاده می شود زیرا امکان تعریف ثابتی از ضریب هوشی کودکان را برای کودکان و بزرگسالان فراهم می کند. آزمون های طبقه بندی ضریب هوشی کودکان به طور کلی به اندازه کافی قابل اعتماد هستند که بیشتر افراد 10 ساله و بالاتر در طول زندگی نمرات IQ مشابهی دارند. با این حال، برخی افراد هنگام انجام همان آزمون در زمان های مختلف یا هنگام انجام بیش از یک نوع آزمون ضریب هوشی کودکان در همان سن، نمرات بسیار متفاوتی کسب می کنند. از آنجا که همه آزمون های ضریب هوشی کودکان دارای خطای اندازه گیری در نمره IQ آزمون دهنده هستند، یک آزمون گیرنده همیشه باید آزمون دهنده را از فاصله اطمینان حول نمره کسب شده در یک موقعیت خاص از انجام هر آزمون مطلع کند. دسته بندی های ضریب هوشی کودکان بین ناشران آزمون طبقه بندی ضریب هوشی کودکان متفاوت است، زیرا برچسب های دسته بندی برای دامنه های نمره IQ مختص هر برند آزمون است. ناشران آزمون رویه یکسانی برای برچسب گذاری دامنه های نمره IQ ندارند، و همچنین رویه ثابتی برای تقسیم دامنه های نمره IQ به دسته هایی با اندازه یکسان یا با نمرات مرزی یکسان ندارند. بنابراین روانشناسان باید هنگام گزارش دسته ضریب هوشی کودکان یک آزمون دهنده، اگر نمره خام IQ را گزارش نمی کنند، مشخص کنند که کدام آزمون داده شده است. با استفاده از آزمون های هوش وکسلر، ضریب هوشی کودکان در یکی از دسته های زیر طبقه بندی می شود:
-بسیار برتر
-برتر
-متوسط بالا
-متوسط
-متوسط پایین
ضریب هوشی نرمال چقدر است
در زمینه شناسایی افراد استثنایی با تاکید بر سازه هوش،می توان به دو گروه استثنایی تاکید کرد. افرادی که میزان هوش بهر آنها از حد متوسط بالاتر بوده و تفاوت معنی داری را با حد متوسط نشان می دهند،به عنوان تیزهوش، ممتاز و نخبه شناخته می شوند و همواره در منحنی نرمال بالاتر از دو انحراف استاندارد جای گرفتند و در واقع،دو انحراف استاندارد بالاتر از حد متوسط می باشند. از این رو،اگر هر انحراف استاندارد رقم ۱۵ باشد،با تاکید بر دو انحراف استاندارد ( 2×15 ) بالاتر از حد متوسط (رقم ۱۰۰ به عنوان میانگین) باید هوشبهر فراتر از ۱۳۰ را به عنوان گروه استثنایی با امتیازهای شناختی در نظر گرفت و اصطلاحاتی همانند تیزهوش،ممتاز و نخبه را برایشان به کار برد. این وضعیت،در زمینه افراد استثنایی با تاکید بر سازه هوش که عملکرد پایین تر از متوسط را نشان می دهند نیز ، مصداق می کند.
افرادی که میزان هوش بهر آنها از حد متوسط پایین تر است و تفاوت معنی داری را در مقایسه با حد متوسط نشان می دهند،به عنوان افراد کم توان ذهنی و عقب مانده ذهنی در سطوح پناهگاهی،تربیت پذیر و آموزش پذیر شناسایی می شوند. این افراد به عنوان کم توان ذهنی یا عقب مانده ذهنی و شناخته شده و همواره در منحنی استاندارد،دو انحراف استاندارد پایینتر از حد متوسط قرار میگیرند. از این رو،اگر هر انحراف استاندارد رقم ۱۵ باشد،با تاکید بر دو انحراف استاندارد( 2×15 ) پایینتر از حد متوسط (رقم ۱۰۰ به عنوان میانگین) باید هوشبهر کمتر از ۷۰ را به عنوان گروه استثنایی با محدودیت های شناختی در نظر گرفت و اصطلاحاتی همانند آموزش پذیر،تربیت پذیر و پناهگاهی را برایشان به کار برد.
طبقه بندی هوش کودکان
در طبقه بندی ضریب هوشی در تست های هوش کودکان می توان به تست وکسلر و تست استنفورد بینه اشاره نمود که در جدول زیر مشاهده می شود.
| محدودهٔ بهرهٔ هوشی | طبقهبندی بهرهٔ هوشی |
|---|---|
| ۱۳۵ و بالاتر | بسیار برتر |
| ۱۲۰–۱۳۰ | برتر |
| ۱۱۰–۱۱۹ | بالاتر از متوسط |
| ۹۰–۱۰۹ | متوسط |
| ۸۰–۸۹ | پایینتر از متوسط |
| ۷۰–۷۹ | مرزی |
| ۶۹ و زیر | بسیار کم |
| محدودهٔ بهرهٔ هوشی | طبقهبندی بهرهٔ هوشی |
|---|---|
| ۱۴۵–۱۶۰ | بسیار با استعداد یا بسیار پیشرفته |
| ۱۳۰–۱۴۴ | با استعداد یا پیشرفته |
| ۱۲۰–۱۲۹ | برتر |
| ۱۱۰–۱۱۹ | بالاتر از متوسط |
| ۹۰–۱۰۹ | متوسط |
| ۸۰–۸۹ | پایینتر از متوسط |
| ۷۰–۷۹ | مرزی |
| ۵۵–۶۹ | با اختلال خفیف |
| ۴۰–۵۴ | اختلال زیاد |
با تاکید بر تفسیر دقیق ضریب هوشی، که از هشت هوشبهر به دست می آید، به راحتی می توان توانایی افتراقی آزمودنی را مشخص کرد و کارکردهای شناختی را با تاکید بر سازه هوش، در نظر گرفت. از طریق بررسی نقادانه تست هوش، توان شناسایی کارکردهای شناختی در حیطه با تاکید بر امتیازهای شناختی (تیزهوش و…) یا محدودیت های شناختی (آموزش پذیر و…) امکان پذیر است. اینگونه اقدامات، مهر تاییدی بر استفاده کاربردی از نسخه نوین هوش آزمای تهران- استانفورد- بینه در زمینه روانشناسی و آموزش و پرورش کودکان استثنایی است.
با بررسی سیر تحولی نسخه پنجم مقیاس های هوشی استانفورد- بینه که توسط گال روید تدوین شده است، می توان به ظهور رشته های سنجش استثنایی تاکید کرد. روید که در زمینه سنجش روان شناختی و علوم تربیتی تخصص فزاینده ای را داراست، به عنوان پروفسور آموزش و پرورش استثنایی در دانشگاه کالیفرنیا مشغول به فعالیت است. وی اعتقاد دارد، نسخه پنجم مقیاس های هوشی استانفورد – بینه به عنوان کاربردی ترین ابزار در زمینه شناسایی و آموزش و پرورش کودکان استثنایی با تاکید بر سازه هوش است.
در زمینه شناسایی و آموزش و پرورش کودکان و بزرگسالان استثنایی با تاکید بر سازه هوش که دو طیف عمده آزمودنی با امتیاز های شناختی و محدودیت های شناختی را در بر میگیرند، به راحتی میتوان از طریق بررسی نقادانه طبقه بندی ضریب هوشی، به شناسایی افراد استثنایی پرداخت و برنامه ریزی منظم مبتنی بر نیاز سنجی آموزشی را طراحی، اجرا و ارزشیابی کرد. بدین ترتیب که از طریق تحلیل نقادانه ضریب هوشی، توانایی افراطی آزمودنی مشخص گردیده و بستر مناسبی برای آموزش و پرورش استثنایی در عوامل پنجگانه سازنده هوش (استدلال سیال،دانش،استدلال کمی،پردازش دیداری-فضایی و حافظه فعال) و حیطه های هوشبهر(کلامی و غیرکلامی) فراهم می شود.
از طریق کارکردهای شناختی در حیطه های هشتگانه هوش، نیازهای آموزشی مرتبط با کارکردهای شناختی آزمودنی در حیطه های استثنایی (استعداد و یا محدودیت) مشخص می شود و می توان نیازهای آموزشی را به گونه ای دقیق و تجربی مشخص ساخت و با استفاده از فرآیند سنجش استثنایی، به مستند سازی منطقی پرداخت. در راستای بهره گیری از نسخه نوین تست هوش تهران- استانفورد- بینه برای اهداف نیاز سنجی آموزش استثنایی، ضروری است تا نیم رخ ترکیبی نمرات استاندارد (نیمرخ هوشی) ترسیم شده و سطوح هوشی با تاکید بر نخبه،تیزهوش،باهوش،متوسط،مرزی،آموزش پذیر و تربیت پذیر،شناسایی شود تا از این طریق بتوان تفسیر کامل تری را در زمینه نیازسنجی آموزش استثنایی ارائه نمود.
طبقه بندی ضریب هوشی در آموزش استثنایی
هرچند که به گونه ای دقیق تر به تفسیر نیمرخ هوشی پرداخته میشود، ولی توصیف اجمالی کاربردهای نسخه نوین تست هوش تهران – استانفورد- بینه در زمینه های سنجش استثنایی ضروری است و از این طریق می توان به تفسیر ضریب هوشی تاکید کرد. بنابراین، در مواقعی که یک یا چند هوشبهر در دامنه آموزش و پرورش استثنایی جای گیرد، باید به دانش فنی مرتبط با شناسایی و آموزش و پرورش کودکان استثنایی رجوع کرد و نیازسنجی آموزشی مستندی را در راستای طراحی و برنامهریزی آموزش و پرورش استثنایی برای آزمودنی، ارائه داد.
در زمینه سنجش استثنایی و پیش دبستانی، اصول و قواعد فراوانی وجود دارد که از جمله میتوان به قاعده برونیابی، اشاره داشت. در قاعده برون یابی،به خلاقیت آزمونگر حرفهای در تغییر شرایط محیطی برای سهولت آزمودنی با نقص های ارتباطی ( نابینا، ناشنوا و …) تاکید می گردد و آزمون گر حرفه ای مسئولیت می یابد تا شرایط اجرای استاندارد را تغییر داده و با رعایت محدودیت های آزمودنی، به اجرای نسخه نوین تست هوش تهران- استانفورد- بیمه پرداخته و نمره گذاری دقیقی را انجام دهد. علاوه بر قاعده برون یابی، قواعد واضح و شفافی پیرامون سنجش استثنایی مطرح می شوند که این قواعد در ساختار سازی نسخه نوین تست هوش تهران- استانفورد- بینه قرار گرفته است.
ضریب هوشی کودکان استثنایی و نرمال؛ چه تفاوتی دارند؟
ضریب هوشی یا IQ یکی از ابزارهای مهم برای سنجش تواناییهای شناختی کودکان است، اما بهتنهایی نمیتواند تصویری کامل از هوش و توانمندیهای آنها ارائه دهد. ضریب هوشی نرمال در کودکان معمولاً در بازه حدود ۹۰ تا ۱۰۹ قرار دارد و این کودکان در یادگیری و انجام فعالیتهای روزمره، متناسب با سن خود عملکرد طبیعی نشان میدهند. کودکانی که IQ بالاتر از ۱۱۰ دارند، در گروه بالاتر از متوسط و تیزهوشان قرار میگیرند و اغلب از سرعت یادگیری، قدرت تحلیل و توانایی حل مسئله بیشتری برخوردارند.
در مقابل، ضریب هوشی کودکان استثنایی الزاماً دارای ضریب هوشی پایین نیستند. بسیاری از آنها، مانند کودکان دارای اختلالات یادگیری، ADHD یا اوتیسم، ممکن است IQ نرمال یا حتی بالایی داشته باشند، اما در زمینههایی مانند تمرکز، خواندن و نوشتن، رفتار یا ارتباطات اجتماعی با چالش روبهرو هستند. تنها در گروه کمتوانی ذهنی است که معمولاً IQ کمتر از ۷۰ مشاهده میشود و این کودکان علاوه بر محدودیتهای شناختی، در مهارتهای روزمره و استقلال فردی نیز به حمایت بیشتری نیاز دارند.
در نهایت، تفاوت اصلی میان کودکان نرمال و استثنایی فقط به عدد IQ محدود نمیشود، بلکه به نحوه عملکرد، نقاط قوت و ضعف و نیازهای رشدی آنها مربوط است. به همین دلیل، ارزیابی دقیق باید توسط متخصص و با استفاده از آزمونهای استاندارد و بررسیهای رفتاری انجام شود تا درک جامعتری از تواناییها و نیازهای هر کودک به دست آید.
آیا ضریب هوشی کودکان قابل تغییر است؟
یکی از مهمترین سوالاتی که والدین درباره ضریب هوشی کودکان مطرح میکنند، این است که آیا IQ یک ویژگی ثابت و ژنتیکی است یا میتوان آن را تقویت کرد؟متخصصان روانشناسی معتقدند اگرچه بخشی از ضریب هوشی به عوامل ژنتیکی مرتبط است اما شرایط محیطی، آموزش و سبک زندگی نیز تأثیر قابل توجهی بر رشد تواناییهای ذهنی کودک دارند. به همین دلیل، هوش کودکان تنها به یک عدد محدود نمیشود و میتوان بسیاری از مهارتهای شناختی را در طول زمان بهبود بخشید.کودکانی که در محیطی مناسب و آموزشی رشد میکنند، معمولاً عملکرد بهتری در آزمونهای هوش دارند.
منابع:
en.wikipedia.org
سوالات متداول:
1. ضریب هوشی نرمال در کودکان چقدر است؟
در طبقه بندی هوش کودکان ضریب هوشی نرمال بین 90 تا 110 محاسبه شده است.
2. انجام تست هوش برای کودکان استثنایی چه فایده ای دارد؟
در راستای بهره گیری از نسخه نوین تست هوش تهران- استانفورد- بینه برای اهداف نیاز سنجی آموزش استثنایی، ضروری است تا نیم رخ ترکیبی نمرات استاندارد (نیمرخ هوشی) ترسیم شده و سطوح هوشی با تاکید بر نخبه،تیزهوش،باهوش،متوسط،مرزی،آموزش پذیر و تربیت پذیر،شناسایی شود تا از این طریق بتوان تفسیر کامل تری را در زمینه نیازسنجی آموزش استثنایی ارائه نمود.

کمتر جایی دیدم که هم تخصص داشته باشن و هم صبر و اخلاق حرفه ای.تیم درمانی دکتر صابر واقعا قابل اعتماد و کار بلد هستن و نتیجه کارشون ملموسه.