در حال حاضر بیش از ۴ درصد کودکان پیش دبستانی ۳ تا ۵ ساله خدمات اولیه آموزش ویژه را از مدارس دریافت میکنند. درصد این کودکان در ایالات های گوناگون متفاوت است و از حداقل ۳/۱ درصد تا حداکثر۱۶/۸ درصد می رسد.
۴۶ درصد این کودکان ۵ ساله، ۳۴ درصد ۴ ساله و ۲۰ درصد ۳ ساله هستند. حدود ۳/۱ خدمات آموزش ویژه نیز مربوط به نوزادان و نوپایان از (بدو تولد تا ۲ سالگی) و خانوادههای آنهاست.
درصد خردسالان دریافت کننده خدمات
اطلاع از اینکه چه تعداد از کودکان ۳ تا ۵ ساله ای که خدمات آموزش ویژه دریافت می کنند دچار ناتوانی های یادگیری هستند، دشوار است.
در قانون فعلی، کودکان پیش دبستانی دچار ناتوانی از این پس در طبقه بندی ناتوانی( نظیر ناتوانی های یادگیری) قرار نمیگیرند.
اداره آموزش و پرورش ایالات متحد کلیه کودکان پیش دبستانی دچار ناتوانی را گروهی عادی به حساب میآورد.
بر اساس اطلاعات مربوط به طبقه بندی دانش آموزان بزرگتر، می توان تخمین زد که حداقل ۵۰ درصد کودکان پیش دبستانی، که خدمات آموزش ویژه دریافت میکنند دچار ناتوانیهای یادگیری هستند.
پیش درآمد های شکست تحصیلی
اگرچه کودکان پیش دبستانی دچار ناتوانیهای یادگیری هنوز درگیر تکالیف یادگیری تحصیلی نشدهاند، اما غالباً پیش درآمدهای شکست تحصیلی را میتوان در آنها مشاهده کرد.
خردسالان دچار ناتوانیهای یادگیری غالباً از نظر آواشناسی، توانایی تحلیل و ترکیب صداها، مهارت های نامگذاری سریع، یادگیری نام و صدا های الفبا، انطباق دیداری – ادراکی و انسجام دیداری – حرکتی کمبودها و نواقصی دارند.
اگر این کودکان طی سال های اول زندگیشان، قبل از مواجه شدن با شکست تحصیلی، شناسایی شوند، می توان مداخله زودرس لازم را در اختیار آنها قرار داد. مداخله باید به موقع، قبل از اینکه کودک در زبان، خواندن یا ریاضیات دچار افت تحصیلی شود، در اختیار او قرار گیرد.
اینکه منتظر بمانیم و پس از مشاهده شکست تحصیلی کودک آموزش ویژه را به او ارائه دهیم روش پرهزینه ای است.
پژوهش ها نشان میدهد که ۷۴ درصد دانش آموزانی که در کلاس سوم در روخوانی ناموفق بوده اند، در کلاس نهم نیز نمی توانند خوب بخوانند.
برنامههای ثمربخش مداخله زودرس در کودکستان و کلاس اول دبستان برنامههایی جامع و فشرده است.
اجزای برنامه آموزشی مداخله زودرس
کودکان پیش دبستانی دچار ناتوانی های یادگیری به برنامه درسی جامعی نیاز دارند که برانگیزاننده باشد و تمرین در زمینههای زیادی را برای آنها تدارک ببیند.
بسیاری از اجزای برنامه آموزشی در قلمرو های یادگیری رشدی یا پیش تحصیلی است.
برخی از مولفان معتقدند خردسالانی که به علت ناتوانی های رشدی نتوانسته باشند مهارتهای پیش تحصیلی یا آمادگی را کسب کنند، در سالهای بعد که به مدرسه میروند دچار ناتوانیهای یادگیری تحصیلی می شوند.
با مداخله زودرس مهارتهای پیش تحصیلی یا آمادگی به کودک آموزش داده می شود تا کودک برای یادگیری های تحصیلی بعدی نظیر خواندن ، نوشتن و ریاضیات آماده شود.
مداخله ها و راهبردهای تدریس برای بسیاری از این قلمرو های پیش تحصیلی، به ترتیب در زیر مشخص شده است:
مهارتهای خودیاری و خودپنداشت : کودکان باید یاد بگیرند از طریق فعالیت هایی نظیر لباس پوشیدن، غذا خوردن و رعایت بهداشت شخصی از خودشان مراقبت کنند. یادگیری مهارتهای خودیاری باعث تسریع رشد خودپنداشت مثبت و احساس استقلال می شود.
فعالیت های حرکتی درشت : در مهارتهای حرکتی درشت از عضلات بزرگ برای حرکت بازوها ، ساق و ران، تنه، دست ها و پاها استفاده میشود. فعالیت هایی که به رشد مهارت های حرکتی درشت در کودکان کمک میکند شامل راه رفتن، خزیدن ، بالا رفتن ، پریدن ، پرتاب کردن و غلتیدن است.
فعالیت های حرکتی ظریف : در فعالیت های حرکتی ظریف مثل حرکت انگشت ها و مچ ها و همچنین هماهنگی چشم و دست و هماهنگی دو دست، از عضلات کوچک استفاده میشود. فعالیتهایی که باعث پیشرفت در توانایی های حرکتی ظریف می شوند عبارت است از معماها ، بازی های دستی ، بریدن و چسباندن ، نقاشی کردن ، بستن دگمه و ملیله دوزی.
فعالیت های شنیداری و گاهی به آواشناسی : از مهارتهای مهم پیش از خواندن، آگاهی به صداهای موجود در واژه ها (آگاهی به آواشناسی) است. فعالیت هایی که به کودکان کمک میکند تا قدرت تشخیص شنیداری صداها و حافظه شنیداری خود را تقویت کنند بازی با واژه ها، بازی با اشعار قافیه دار و بازی هایی است که در آنها از بر کردن واژه مهم است.
فعالیت های دیداری : از جمله بازی هایی که به رشد تشخیص دیداری ، حافظه دیداری و انسجام دیداری – حرکتی (مثل هماهنگی چشم و دست) کودکان کمک میکند تشخیص تفاوت ها و شباهت ها در تصویر شکل ها و حروف است.
فعالیت های ارتباطی و زبانی : توانایی استفاده از زبان برای ایجاد ارتباط بین افکار خود محور یادگیری است. این توانایی هم شامل گوش دادن است و هم صحبت کردن زبان. زبان شامل توانایی فهم زبان دیگران ، پاسخ دادن به توصیه ها ، مبادرت به ارتباط گیری، توضیح دادن و درگیر شدن در گفت و گو هاست.
فعالیت های شناختی : بسیاری از بازی ها به تمرین مهارت های فکری ، یادگیری رابطه ها و تفاوت ها، طبقه بندی، مقایسه و سنجش عقاید و حل مسائل کودکان کمک میکند.
فعالیت های اجتماعی : فعالیت هایی است که به رشد مهارت های اجتماعی کودک کمک می کند. این فعالیت ها شامل تعامل و سازگاری با دیگران است که از طریق ایجاد رابطه های متناسب با سن خود با سایر کودکان و با بزرگسالان از طریق یادگیری بازی های گروهی صورت می پذیرد.
کودکان پیش دبستانی 3 تا 5 ساله
کودکان پیش دبستانی ۳ تا ۵ ساله دچار ناتوانی از تمامی حقوقی که قانون برای کودکان بزرگتر در نظر گرفته است به طور کامل برخوردارند. این شرایط در قسمت B قانون مشخص است کودکان پیش دبستانی ممکن است در یک یا چند زمینه رشدی تأخیر داشته باشند :
رشد جسمانی
رشد شناختی
رشد ارتباطی
رشد اجتماعی یا هیجانی
رشد انطباقی
کلینیک کاردرمانی و گفتاردرمانی غرب تهران و کلینیک کاردرمانی و گفتاردرمانی پایا دو شعبه فعال مراکز کاردرمانی و گفتاردرمانی جناب آقای صابر آماده ارائه خدمات تخصصی در زمینه کودکان اختلال یادگیری می باشد. خدمات مرکز در زمینه ناتوانی های یادگیری شامل تقویت مهارت های ادراک بینایی،بخش سنسوری روم، تقویت شنیداری، بخش آموزش، گفتاردرمانی و ….. است که به درمان کودکان اختلال یادگیری کمک بسزایی می کند.
عموما یادگیری کودکان خردسال از طریق بازی با اشیایی نظیر ظرف و ظروف، جعبه هایی که در داخل یکدیگر قرار می گیرند و لوازمی که می توان در داخل ظرف هایشان قرارداد، صورت می گیرد. این بازیها به رشد حسی فضا، توالی و ترتیب کمک میکند.
به هر حال والدین کودکان دچار ناتوانیهای ریاضی اغلب گزارش میکنند که کودکان آنها مانند سایر کودکان پیش دبستانی با مکعب ها، جورچین ها، الگوها یا اسباب بازی های ساختمانی بازی نمیکنند یا از بازی با آنها لذت نمیبرند.
دانشآموزان دچار اختلالات یادگیری ریاضی ممکن است تجربیات اولیه یادگیری عددها را کسب نکرده باشند. طبیعتا بسیاری از مفاهیم روابط فضایی در سنین پیش دبستانی کسب می شود.
اما اغلب کودکانی که دچار ناتوانیهای ریاضی اند در برخورد با مفاهیمی نظیر بالا/پایین ، رو/زیر، سر/ته ، بلند/کوتاه ، نزدیک/دور، جلو/عقب ، شروع/پایان و تقاطع دچار اشکال می شوند.
از درک فاصله بین اعداد ردیف شده روی خط یا خط کش ها ناتوان باشد و نداند که عدد ۳ به ۴ نزدیک است یا به ۶.
درک ناچیز از تصویر بدنی در کودک اختلال یادگیری
برخی از کودکانی اختلال ریاضی که در فهم عدد ضعیف اند تصویر نادرست و مبهمی از بدن خود دارند.
آنها ممکن است قادر به فهم ارتباط اساسی اعضای بدن نباشند. هنگامی که از آنها خواسته می شود تصویر فردی را بکشند ممکن است اعضای بدن را کاملاً جدا از هم و در جای نامناسب مثلاً با پاهای چسبیده به سر یا بدون تنه ترسیم کنند.
اختلال در توانایی دیداری – حرکتی و دیداری – ادراکی
دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ناتوانی های ریاضی ممکن است در فعالیت های مرتبط با توانایی های دیداری – حرکتی و دیداری – ادراکی دچار مشکل شوند.
برخی ممکن است نتوانند اشیا را با اشاره به آنها به ترتیب بشمارند و بگویند ( یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج) کودکانی که در دچار چنین مشکلی هستند قبل از یادگیری شمارش اشیا باید آنها را با گرفتن دردست و بازی کردن با آن ها حس کنند.
در دست گرفتن و لمس فیزیکی اشیا مهارتی است که از نظر تحول عصبی حرکتی و ادراکی قبل از اشاره کردن و شمارش اشیا صورت می گیرد.
برخی از دانش آموزان اختلال یادگیری قادر به درک تعداد اشیا دسته ها یا مجموعه ها نیستند این توانایی نیاز به تعیین سریع تعداد اشیا مجموعه دارد.
حتی هنگامی که مجموعه سه تایی را به مجموعه ای چهارتایی اضافه کنیم برخی از دانش آموزان دچار اختلال یادگیری ناتوانی های ریاضی برای تعیین حاصل جمع دو گروه به جای جمع کردن اعضای دو مجموعه ناچارند تمام اشیا را یکی بشمارند کاری که در سنین بسیار پیش از این طبیعی در نظر گرفته می شود.
ناتوانی در ادراک دیداری شکل هندسی به صورت یک کل و واحد مشکل ادراک دیداری به شمار می رود. در این اختلال یک مربع ممکن است مربع به نظر نرسد بلکه به شکل چهار خط نامربوط به هم یا شش ضلعی یا حتی دایره به نظر برسند.
بعضی دیگر از خردسالان دچار اختلال در درک دیداری نمادهای عددی ممکن است ۱ و ۴ را به دلیل داشتن شباهت بخشهای عمودی و ۲ و ۳ را به دلیل داشتن شباهت در نیمه فوقانی با هم اشتباه بگیرند.
برخی دیگر از دانش آموزانی که در ریاضی ضعیف اند در انجام تکالیف دیداری – حرکتی ضعیف عمل می کنند. چنین کودکانی به دلیل داشتن اختلال در درک شکل ها، تشخیص روابط فضایی و داوری فضایی قادر به الگوبرداری از شکل های هندسی، تصاویر، اعداد و حروف نیستند. دانشآموزان اختلال یادگیری احتمالاً علاوه بر دستخط در حساب نیز ضعیف اند.
اگر دانشآموزان نتوانند به راحتی اعداد را بنویسند مسلمان قادر به خواندن و مرتب کردن آنها نیز نخواهند بود. نتیجه اینکه این دانش آموزان در محاسبه دچار اشتباه می شوند.
آنها باید برای جمع و تفریق و ضرب و تقسیم در مسئله ها بتوانند اعداد را به طور صحیح در جایگاه ارزشی خود بنویسند.
مشکلات زبان و خواندن در ناتوانی یادگیری
مفاهیم اولیه کمیت با استفاده از زبان برای کودک مشهود می شود مثل همه رفتند همهاش همینه، بیشتر، بزرگ، کوچک برخی از دانشآموزان دچار ناتوانی های یادگیری ریاضی ممکن است در مهارت های زبانی کلامی بسیار ممتاز باشند و بتوانند خوب و عالی بخوانند. در عدهای دیگر از این کودکان اختلال ریاضی با نقایص و ضعف های زبان شفاهی و خواندن درهم آمیخته است.
اختلالات زبانی در کودکان اختلال یادگیری ممکن است هنگام برخورد با واژههای ریاضیات مثل جمع کردن، کنار هم گذاشتن، تفریق کردن، انتقال دادن، قرض دادن و ارزش مکانی باعث سردرگمی شان شود.
درک واژههای موجودی در صورت مسئله های ریاضی برای این دانشآموزان مشکل است.
وقتی کسی قادر به خواندن و فهم ساختارهای اساسی زبان مسائل ریاضی نیست قاعدتاً نمیتواند مراحلی را که برای حل مسئله مورد نیاز است طراحی و به انجام برساند.
درک ضعیف از جهت و زمان در ناتوانی ریاضی
مفاهیم اولیه زمان معمولاً طی دوره پیش دبستانی یاد گرفته می شود. اظهاراتی مانند ۱۰ دقیقه پیش، ظرف نیم ساعت، بعداً، معمولاً بخشی از مفاهیمی پیش دبستانی و لغات محاورهای است.
تا پایان کلاس اول از دانش آموزان انتظار میرود که زمان را به صورت ساعت و نیم ساعت بتوانند بگویند و تا پایان کلاس سوم ساعت را باید به صورت دقیقه بتوانند بیان کنند.
بسیاری از دانشآموزان دچار ناتوانیهای ریاضی در که ضعیفی از جهت و زمان دارند. چنین کودکان سریع گم میشوند و نمیتوانند راهشان را از مدرسه به سمت خانه دوستشان یا خانه خودشان پیدا کنند.
گاهی نیز فراموش میکنند که الان صبح است یا بعد از ظهر حتی ممکن است در زنگ تفریح فکر کنند که وقت مدرسه تمام شده است و باید به خانه برگردند.
آنها فاصله زمان زمانی یک ساعت، یک دقیقه، چند ساعت یا یک هفته را نیز نمی توانند درست برآورده کنند یا نمی توانند تخمین بزنند که کاری چقدر ممکن است طول بکشد.
آنها ممکن است قادر نباشند زمان مورد نیاز برای انجام تکالیفشان را درست حدس بزنند.
مشکلات به خاطر سپاری
در ریاضیات یادگیری عملیات محاسبه ای به اندازه فهم نظام زیر مبنای اعداد اهمیت دارد.
اگر یادگیری کافی صورت گرفته باشد مفاهیم محاسبه ای جمع ، تفریق ، ضرب و تقسیم به طور خودکار انجام می گیرد.
دانشآموزان دچار نقایص شدید حافظهای اغلب نظام زیربنایی عدد را میفهمند اما نمیتوانند عددها را به سرعت به خاطر بیاورند.
دانش آموز ناتوانی یادگیری که در کسب مفاهیم پایه ای محاسبه سطح خودکار نرسیده است، باید انرژی و وقت زیادی را صرف شمارش برای رسیدن جواب کند در دانش آموزان اختلال یادگیری بزرگتر افزون بر این حافظه دیداری نیز در یادگیری هندسه اهمیت دارد، زیرا مستلزم به خاطر سپردن شکل های هندسی مختلف و تعداد زوایای یک شکل است.
دانش آموزان برای مجسم کردن و فهمیدن صوررت مسئله و نیز برای تصمیمگیری درباره چگونگی استفاده از روش های حل مسئله باید راهبردهایی را یاد بگیرند.
پژوهش ها نشان میدهد که دانشآموزان دچار ناتوانیهای یادگیری غالبا یا از هیچ راهبردی استفاده نمیکنند و راهبردهای نامناسب را انتخاب مینمایند.
دانش آموزان ممکن است در یافتن و به کارگیری راهبرد های به خاطر سپاری و یادآوری اطلاعات کند باشند، اما اگر آموزش ببینند میتوانند راهبردهای یادگیری ریاضیات را با موفقیت بیاموزند و از آنها استفاده کنند.
یکی از اساسی ترین مشکلات کودکان اختلال یادگیری مشکل املا نویسی است.
املا یکی از موضوع درسی است که در آن نه خلاقیت و تفکر واگرا به فعالیت نمیافتد.
فقط یک الگو یا ترتیب قرار گرفتن حروف به عنوان صورت صحیح کلمه پذیرفته می شود و حالت بینابیی هم ممکن نیست.
آنچه باعث میشود املا خیلی دشوار شود این است که شکل نوشتاری زبان انگلیسی الگوی متناقضی دارد، و هیچ تشابه حرف به حرفی بین صدای گفتاری با شکل نوشتاری در این زبان نیست.
بنابراین املای کلمات حتی برای کسانی که دچار ناتوانی یادگیری نیستند تکلیف سادهای نیست. هجی کردن واژه بسیار دشوارتر از خواندن آن است.
در خواندن چندین نشانه متن، آواها، تحلیل های ساختاری و شکل ظاهری به خواننده کمک می کند تا کلمه چاپی را تشخیص دهد.
در دیکته هیچ یک از این سرنخ ها وجود ندارد تا کودک اختلال یادگیری بر اساس نشانه های پیرامونی کلمه را باز شناسد.
بسیاری از افرادی که در نوشتن واژه مشکل دارند در تشخیص آن به هنگام خواندن کاملا ماهرند.
هرچندکودکان ناتوانی یادگیری که در رمزگشایی واژه ها به هنگام خواندن ضعیف اند تقریبا همواره در املا ضعیف عمل می کنند. این مشکلات به ایجاد مشکلات رفتاری در سنین بالاتر می انجامد
مراحل رشد یادگیری املا و مشکلات کودکان ناتوانی یادگیری
کودکان چند مرحله متمایز را پشت سر می گذارند تا به پیشرفتی عمومی در املا برسند.
سرعت پیشرفت در میان کودکان اختلال یادگیری بستگی به توانایی هجی کردن آنها دارد و با هم متفاوت است، اما تمام کودکان این مرحل را به ترتیب معینی طی میکنند.
غلط های املایی کودکان بازتاب مرحله ای از تحول است که در آن قرار دارند. کودکان طی دوره سنی معینی هر یک از مراحل هجی کردن را پشت سر میگذارند.
مراحل و نیز دوره سنی و ویژه های ملازم با آنها در زیر ذکر می شود:
مرحله اول : نوشتن پیش آوایی (۱ تا ۷ سالگی) کودکان در این مرحله خط خطی می کنند، تصویر ها را تشخیص می دهند، نقاشی می کنند، از نوشته ها تقلید می کنند و یاد می گیرند حروف را بازند.
مرحله ۲ : به کار بردن نام حروف آغاز راهبردهای آوایی (۵ تا ۹ سالگی) کودکان سعی می کنند از تصاویر واجی استفاده کنند، اما دانش آنها در این زمینه محدود است. آنها املایی ابداعی با حروف می سازند (به عنوان مثال میخام به جای میخواهم، میرم به جای می روم یا خاهر به جای خواهر کودکان در این مرحله شاید بتوانند املای واژه های دیداری را درست بنویسند.
مرحله ۳: کارکرد الگوهای نوشتاری کلمه(۶تا۱۲سالگی)تلاشهای نوشتاری در این مرحله قابل خواندن، قابل تلفظ، قابل تشخیص و تشبیه نوشته های مرسوم است. هر چند دقیق نیست (به طور مثال ادار به جای اداره یا زرف به جای ظرف). بیشتر کلمات دیکته ابداعی کودک از قواعد شاخصهای حروف صدادار کوتاه و بلند تبعیت میکند.
مرحله ۴ : کاربرد درنگ های هجایی و واژه های چند هجایی (۱۸ تا ۱۸ سالگی) دانش آموزان در نوشتن واژه های چند هجایی خطاهایی میشوند. غلط های دیکته ابداعی در درنگ های هجایی، علامت شوا و قواعد هنجار گریز (به طور مثال پرندگان به جای پرنده گان) دیده میشود. اصطلاح شوا به هجاهای بدون تکیه دارد و خطاهای رایج املا نظیر cottin به جای cotton را منعکس می کند.) شکل واژه های دیداری چند هجایی هنگام نوشتن املا ممکن است به خاطر بیاید یا نیاید.
مرحله ۵ : پرورش چشم اندازه پخته به املا (۱۰ سالگی تا بزرگسالی) در این مرحله املاء ابداعی از دید کودک غلط است. مشکلات املایی بسیاری از افراد، حتی اگر از قواعد پیروی کنند، در این مرحله نیز ادامه مییابد زیرا با استثناهایی که در زبان انگلیسی وجود دارد، افراد باید یاد بگیرند که از منابع پشتیبان نظیر واژهنامهها، بررسی کردن املا نوشته با رایانه و حجی کننده های الکترونیکی استفاده کنند. (آموزش دهنده املا فرانکلین از منابع یادگیری فرانکلین نمونه ای از حجی کننده های الکترونیکی است.
مشکلات مربوط به املا
نوشتن املا مستلزم تواناییهای بسیار متفاوتی است. به طور مثال کودکان اختلال یادگیری که آگاهی واجی ندارند واج ها یا صداهای موجود در واژه
های گفتاری را تشخیص نمی دهند و در انطباق و تبدیل صداها به نوشتار، که برای املا نویسی ضرورت دارد،مشکل دارند
الف) بعضی از کودکان ناتوانی یادگیری قادر نیستند اولین حرف واژه املایی را بخوانند. برخی دیگر نمی دانند برای نوشتن واژه چگونه باید آوا ها را به هم متصل کرد و به تحلیل ساختاری آن پرداخت.
عده دیگری هم از تجسم ذهنی شکل کلمه عاجزند. بعضی از کودکان ناتوانی یادگیری از نظر توانایی حرکتی ضعیف اند و نمی توانند واژه را بنویسند.
برای نوشتن صحیح واژه فرد باید هم آن واژه را در حافظه اش ذخیره کرده باشد و هم بتواند آن را به طور کامل، بدون استفاده از نشانههای دیداری، از حافظه اش بازیابی کند. کسانی که در املا ضعیف اند نمیتوانند حروف و ترتیب حروف واژه ها را به خاطر بیاورند یا تجسم کنند یا از فعالیتهایی برای کمک به تحکیم و تقویت حافظه دیداری برای نوشتن با واژه ها سود جویند.
با ایجاد روش ردگیری برای تدریس املا حس های بساوایی و حرکتی را به هم مرتبط ساخت و بدین طریق تصویر دیداری کلمه را تقویت نمود.
بعضی از افراد که در دیکته ضعیف اند از نظر حافظه شنیداری مشکل دارند و نمی توانند صداها یا هجاها را در ذهنشان حک کنند.
این دانش آموزان به آموزشی نیاز دارند که بتواند به آنها در تشخیص صداهای کلمات و ایجاد مهارت های آوایی کمک کند. حافظه حرکتی نیز در املا نویسی عامل مهمی است.
کسی که دیکته می نویسد باید به خاطر بیاورد که قبلا وقتی قبلا این واژه را نوشته از نظر حرکتی چه (احساسی) داشته است. دانشآموزان اختلال یادگیری با مشکلات حافظه حرکتی برای املای واژه ها نیاز به تمرین بیشتری دارند.
برخی از افراد دچاراختلالات یادگیری مشکلی در یادگیری زبان و خواندن ندارند اما از نظر ریاضیات و یادگیری کمیت ها ضعیف اند. دو مشکلی که در زمینه ریاضیات برای دانشآموزان دچار اختلال های یادگیری در قانون تجدید نظر شده آموزش و پرورش افراد دچار ناتوانی (IDEA) تصریح شده عبارتند از:
محاسبات ریاضیات
منطق ریاضیات.
هر دو مشکل مانع پیشرفت در مدرسه و زندگی میشوند. در بخش نظریههای این بخش ناتوانی در ریاضیاتشاخصهای ناتوانی در ریاضیات، تغییر نظرها در آموزش ریاضیات در مدارس و دبیرستان ها ، چشم اندازهای آموزش ریاضیات و روش های ارزیابی و بررسی میشود.
نظریه ها
ریاضیات زبانی جهانی و زبانی نمادین برای تمام فرهنگ ها و تمدن هاست .
زبان ریاضیات انسان را قادر میسازد تا درباره عناصر و ارتباط کمی آن ها بیندیشد آن ها را ثبت و بیان کند.
حوزه ریاضیات همان قدر که عمل شمردن ، اندازه گیری ، علم حساب ، محاسبه ، علم هندسه و جبر را در بر می گیرد شامل توانایی تفکر به کمک اصطلاحات کمی نیز میشود.
اصطلاح ریاضیات مسائلی فراتر از اصطلاح حساب را دربرمیگیرد.
ریاضیات برسی ساختار کلی اعداد و ارتباط بین آنهاست ؛ حساب به اعمالی محاسباتی که در مدرسه آموزش داده میشود اشاره میکند.
اختلالات یادگیری در ریاضیات
بسیاری از دانشآموزان دچار ناتوانیهای یادگیری با مشکلات عمده ای در زمینه فراگیری ریاضیات مواجه میشوند مشکلات مربوط به یادگیری ریاضیات اغلب در دوره دبستان خود را نشان می دهد و تا دوره راهنمایی و دبیرستان نیز ادامه مییابد.
اختلال در یادگیری ریاضیات، علاوه بر اینکه مشکلی ناتوان کننده در مدرسه محسوب میشود، آثار مخربی دارد که در بزرگسالی نیز در زندگی روزمره فردا ادامه مییابد.
همه دانشآموزان دچار ناتوانیهای یادگیری در درک مفاهیم عددی دچار مشکل نمی شوند. در واقع حتی برخی از دانش آموزانی که ناتوانی های شدیدی در زمینه خواندن دارند، به خوبی از عهده ریاضیات بر میآیند و استعداد زیادی در زمینه تفکر کمی از خود نشان میدهند.
تشخیص و درمان ناتوانی در ریاضیات نسبت به مشکلات ناشی از تواناییهای خواندن، توجه بسیار کمی را به خود جلب کرده است .
شاخص های ناتوانی در ریاضیات
در ریاضیات نیز مثل دیگر قلمرو های یادگیری محتوایی هر دانش آموز منحصر به فرد است ، دانش آموزانی نیز که مشکلاتی در زمینه ریاضیات دارند خصوصیات یکسانی ندارند.
برخی از ویژگیهای ناتوانی های یادگیری نظیر مشکلاتی در زمینه درک بر روابط فضایی ، ادراک بینایی ، تشخیص نمادها ، توانایی های زبانی و ارتباطی ، حافظه ، مهارت های ترسیمی حرکتی و راهبردهای شناختی بر یادگیری کمی تاثیر می گذارند.
اصطلاح اختلال در محاسبه واژه ای پزشکی است که بیانگر ناتوانی شدید در یادگیری و کاربرد ریاضیات است.
به اصطلاح مشابه نارسا خوانی است که اشاره به عارضه ای پزشکی دال بر ناتوانی شدید در زمینه خواندن است. اختلال در محاسبه ، اختلال در یادگیری مفاهیم ریاضی و محاسباتی است که با اختلال کارکرد دستگاه اعصاب مرکزی همراه است .
پیش نیاز های یادگیری ریاضیات
مشکلات مربوط به روابط عداد در برخی کودکان از سنین پایین شروع می شود.
توانایی شمارش، جور کردن ، دسته بندی، مقایسه کردن و درک تناظر یک به یک به تجربیات کودک در به کارگیری اشیا بستگی دارد.
کودکی که دچار اختلال های نقص توجه، مهارتهای ادراکی ناپایدار و رشد حرکتی اندک است احتمالاً تجربیات کافی یا مناسب در زمینه استفاده از اشیا که خود زمینه ساز درک صحیح از فضا ، شکل ، ترتیب ، زمان ، فاصله و کمیت است ندارد.
گاه از دانش آموزان انتظار می رود که تکالیف ریاضی را درست حل کنند درصورتی که برخی آنان هنوز مهارت های پیش نیاز ضروری را برای یادگیری ریاضیات کسب نکردهاند .
این امکان نیز وجود دارد که پیش از اینکه این کودکان آمادگی لازم (یا دانش پیشین) را برای یادگیری مفهوم یا مهارتی ریاضی داشته باشند و آنان آن مفهوم یا مهارت ارائه شود. نتیجه این می شود که کودک واقعاً چیزی درک نکند و گیج شود.
یادگیری ریاضیات فرآیندی متوالی است و کودکان باید قبل از رفتن به مرحله بعد، مهارت های مربوط به مرحله پایینتر را یاد بگیرند.
پیشنیازهای یادگیری اولیه ریاضیات شامل فهم تناظر یک به یک، طبقه بندی، ردیف کردن و نگه داری ذهنی است. معلم هایی که با دانش آموزان دچار ناتوانی های ریاضی کار میکنند (حتی با دانش آموزان بزرگ تر) اغلب مجبورند آموزش را به سمت مهارت های آموخته نشده پیش نیاز معطوف نمایند و به کودکان تجربیات بیشتری در زمینه مهارت ها و مفاهیم پیش نیاز ارائه نمایند.
بیشتر مولفین تأکید دارند که کودکان باید بعد از کسب آمادگی لازم برای نوشتن آموزشهای رسمی نوشتن را شروع کنند. آمادگی برای نوشتن مستلزم یکپارچگی سیستم های حسی و حرکتی بسیاری است. شکل دهی به حروف ، به یکپارچگی سیستم های درکی – حسی -حرکتی و هماهنگی بین آنها نیاز دارد. این مسائل در کودکان اختلال یادگیری(ناتوانی یادگیری) دچار مشکل هستند. بر سر اینکه چه سنی برای آموزش نوشتن به کودکان مناسب است اختلاف نظر وجود دارد . برخی کودکان در ۴سالگی برای نوشتن آمادگی دارند ولی دیگران ممکن است تا ۵ یا ۶ سالگی یا حتی ۷سالگی برای این کار آمده نباشند.
بیشتر در کلاسهای آمادگی و سالهای اول مدرسه به آموزش رسمی نوشتن پرداخته می شود.
بنابراین با کودکان زیادی مواجه خواهیم شد که بدون آنکه نیاز های نوشتن را گذرانده باشند و آمادگی لازم را کسب کرده باشند مجبورند این مهارت را بیاموزند و به همین دلیل ممکن است دل زده شده و یا عادت های نوشتاری غلطی پیدا کنند که اصلاح آن بسیار مشکل است. این مشکلات به اختلالات یادگیری می انجامد. بنابراین در نظر گرفتن تنوع سرعت رشد یا الگوی رشدی در کودکان اهمیت خاصی دارد.
جهت تماس با کلینیک کاردرمانی و گفتار درمانی جناب آقای دکتر صابر (کلینیک توانبخشی پایا در پاسداران ، کلینیک توانبخشی غرب تهران در سعادت آباد) باشماره 09029123536 تماس حاصل فرمایید.
مهارتهای پایهای پیشاز قلمبهدستگیری در کودکان
ثبات شانه و آرنج (Proximal Stability):
این مهارت، اساس کنترل حرکتی ظریف است. بدون ثبات قوی در مفاصل بزرگ نزدیک به بدن (شانه و آرنج)، مفاصل کوچک (مچ و انگشتان) نمیتوانند حرکات دقیق و کنترلشده مورد نیاز برای نوشتن را انجام دهند. تصور کنید یک پایهی لرزان نمیتواند سازهای محکم را نگه دارد.
گرفتن اشیا (Grasping):
این فقط “گرفتن” نیست، بلکه تکامل الگوهای گرفتن از کفدستی (کل دست) به چنگزنی (انگشتان و شست مقابل هم) و در نهایت به الگوهای ظریفتر مثل سهانگشتی (پنگوئنی) است. این پیشرفت نشاندهنده افزایش کنترل مستقل انگشتان و آمادگی برای نگهداشتن ابزار نوشتن است.
هماهنگی دوطرفه (Bilateral Coordination):
توانایی استفاده هماهنگ و همزمان از هر دو دست برای انجام وظایف متفاوت. در نوشتن، یک دست (معمولاً غالب) مداد را نگه میدارد و مینویسد، در حالی که دست دیگر (دست کمکی) کاغذ را ثابت نگه میدارد. این مهارت نیازمند ارتباط موثر بین نیمکرههای مغز است.
قدرت و استقامت انگشتان (Finger Strength & Endurance):
این صرفاً قدرت مشت کردن نیست، بلکه قدرت میزانشده و کنترلشده در عضلات کوچک دست (عضلات ذاتی) است که برای نگهداشتن مداد بدون خستگی، فشار دادن مناسب آن روی کاغذ، و انجام حرکات دقیق انگشتان ضروری است.
هماهنگی چشم و دست (Eye-Hand Coordination):
توانایی هماهنگکردن اطلاعات بصری با حرکات دست. کودک باید بتواند آنچه را میبیند (مثلاً یک خط یا نقطه) با حرکت دست خود برای رسیدن به آن هدف بصری (ترسیم روی خط یا ضربه زدن به نقطه) تطبیق دهد. این پایهای برای دنبالکردن خطوط نوشتاری است.
لامسه (Tactile): پردازش مناسب اطلاعات لمسی از دستها و انگشتان برای تحمل لمسهای مختلف (مثل بافت مداد، کاغذ) و استفاده از این حس برای شناسایی اشیا بدون نگاه کردن (مهم برای یافتن مداد در کیف).
حس عمقی (Proprioception): حس موقعیت مفاصل و حرکت بدن. این حس به کودک میگوید دست و انگشتانش کجاست و چقدر نیرو برای نگهداشتن مداد یا فشار دادن آن لازم است، بدون نیاز به نگاه مداوم.
توالیبندی حرکتی (Motor Planning / Praxis):
توانایی برنامهریزی، سازماندهی و اجرای توالیهای حرکتی جدید و ناآشنا. برای نوشتن، کودک باید بتواند طرح حرکتی لازم برای تشکیل هر حرف جدید را در مغز خود برنامهریزی و سپس بهطور روان اجرا کند.
تقلید حرکتی (Motor Imitation):
توانایی مشاهده دقیق یک حرکت (مثل نحوه گرفتن مداد یا کشیدن یک خط) و سپس کپیکردن آن حرکت با بدن خود. این مهارت یادگیری از طریق مشاهده و مدلسازی را ممکن میسازد.
مهارتهای شناختی پایه (Basic Cognitive Skills):
شامل درک مفاهیم سادهای مانند “بالا/پایین”، “چپ/راست”، “روی/زیر”، “خط/دایره”، و توانایی پیروی از دستورالعملهای ساده. همچنین نیاز به سطحی از توجه و تمرکز برای ماندن روی کار نوشتن دارد.
مهارت های پیش نیاز نوشتن را چنین بیان کرده اند :
رشد عضلات ظریف
هماهنگی چشم و دست
توانایی نگه داشتن ابزارهای نوشتاری یا ابزارهای کمکی
توانایی شکل دادن نرم و هماهنگ به استرکهای بنیادی مثل دایره ها و خطوط
درک حروف شامل توانایی تشخیص شکل ها، توجه به تفاوت ها، شباهت ها، استنباط حرکات لازم برای تولید شکل مورد نظر و دادن توصیفات کلامی دقیق از آنچه دیده است.
جهت یابی زبان چاپی که تجزیه و تحلیل بینایی حروف و کلمات و تشخیص راست ، چپ را میطلبد
مهارت های پیش نیاز نوشتن از دوره نوزادی روند رشد خود را طی سه مرحله طی می کند که این سه مرحله عبارتند از :
الگوهای غیرارادی اولیه دست – بازو که بیشتر جنبه ی رشد رفلکسی و وضعیتی در آن در نظر گرفته می شود.
الگوهای ارادی اولیه، نزدیک شدن – گرفتن – دستکاری و رها نمودن اشیا که بیشتر جنبه های رشد شناختی را در بر دارد.
مهارت های پیش نیاز نوشتن که شامل گرفتن ابزار نوشتاری و ترسیم است که علاوه بر تلفیق دو مرحله قبل، رشد مهارتهای درکی – حرکتی و رشد ادراک بینایی به آن اضافه میشود. بیشتر محققین معتقدند که آموزش نوشتن باید تا کسب ترسیم ۹ مورد که در تست یکپارچگی بینایی – حرکتی (I.M) ذکر شده است، به تعویق افتاد ولی اغلب در سن رسیدن به توانایی ترسیم هر یک از این ۹ مورد به گزارش سن تقریب اکتفا می کنند و سن دقیق آن را بسته به شرایط محیطی کودک متفاوت می دانند. به طور کلی می توان عوامل موثر در رشد مهارت های پیش نوشتاری درسه سطح حرکتی، درکی و شناختی خلاصه کرد. در سطح حرکتی آن بیشتر به رشد حرکات و عملکرد ظریف دست و رشد الگوهای گرفتن ابزار نوشتاری پرداخته می شود و در سطح درکی آن می توان به رشد ادراک جنبشی درک بینایی ، هماهنگی چشم و دست برنامه ریزی حرکتی در نوشتن و ائتلاف حرکتی پرداخت.
اصلاح مشکلات نوشتن در سنین پایین موجب پیشگیری از ناتوانی های یادگیری(اختلال یادگیری) می شد. کاردرمانی با انجام تمرینات مختلف در جهت ایجاد مهارت های پیش زمینه نوشتن و مهارت های پایه ای نوشتن در پیشرفت کودکان ناتوانی یادگیری در مدرسه و جلوگیری از ایجاد مشکلات بعدی نظیر اختلالات رفتاری در این کودکان جلوگیری کرد.
سوالات متداول:
1-گرفتن اشتباه مداد چگونه اصلاح شود؟
با بازیهای غیرمستقیم: نقاشی عمودی، استفاده از مداد مثلثی یا خمیربازی برای تقویت عضلات سهانگشتی.
2-آیا مشکلات حسی بر نوشتن تأثیر دارد؟
بله؛ حساسیت لمسی (اجتناب از لمس خمیر/شن) یا ضعف حس عمقی (فشار بیشازحد روی مداد) نوشتن را سخت میکند.
دوره اول کودکی برای همه کودکان سال هایی سرنوشت ساز است، اما برای کودکی که از نظر ذهنی ، فیزیکی ، رفتاری ، رشدی یا خصوصیات یادگیری انحراف هایی از هنجار دارد،یا به اصطلاح دچار اختلال یادگیری(ناتوانی یادگیری) هستند این سال ها تعیین کننده تر و حساس تر است.
یافته های پژوهشی رشته های متعددی مشاهدات مربیان دوره اول کودکی را تأیید میکند و آن اینکه سال های اوليه زندگی زیربنای یادگیری در سراسر زندگی است.
اگر در خلال این سال های سرنوشت ساز فرصتی برای رشد ذهنی و هیجانی کودکان فراهم نشود، زمان گرانبهای یادگیری برای همیشه از دست میرود.
کودکان از ۶ سالگی که به طور رسمی وارد مدرسه میشوند، آغاز به یادگیری نمی کنند، در خلال ۶سالگی اول زندگی خود با سرعت تمام یاد میگیرند و از لحظه تولد خواهان یادگیری مستمر و شدیدند.
آنها باید تا زمانی که به سن مدرسه می رسند، در انواع زیادی از یادگیری ها مهارت کسب کنند. والدین و کسانی که با خرد سالان سرو کار دارند.
باید فعالانه اقداماتی صورت دهند که موجب ارتقای یادگیری کودکان در خلال سال های پیش دبستانی شود، در غیر این صورت توانایی های ذهنی کود کشان در خلال این سال های سرنوشت ساز به رشد مطلوب نمی رسد.
این کودکان مدرسه را با تاخیر آغاز می کنند، ممکن است هرگز نتوانند عقب ماندگی خود را جبران کنند و ادامه تحصیل دهند یا از تمامی کوشش هایی که در مدرسه برای کمک به آنها انجام میشود استفاده کنند.
مزایای مداخله زودرس
گزارش های مربوط به برنامه های ویژه خردسالان دچار ناتوانی یادگیری(اختلال یادگیری) یاکودکانی که در معرض چنین مشکلاتی هستند، امروزه شاید امید بخش ترین داستان های حاکی از موفقیت در آموزش باشند.
فرضیه زیربنایی آموزش ویژه ناتوانی یادگیری به کودکان در دوره اول کودکی این است که مداخله زودرس در رشد و تحول کودک تغییرات مهمی ایجاد می کنند.
اگر مشکلات کودکان ناتوانی یادگیری زود تشخیص داده شود، میتوان در حد وسیعی جلو شکست های تحصیلی او را گرفت يا میزان آن را کاهش داد.
برنامه های آموزش ویژه برای ناتوانی یادگیری(اختلال یادگیری) دوره اول کودکی نخست خردسالانی را – از بدو تولد تا ۵ سالگی – که نیازهای ویژهای دارند و احتمال دارد در یادگیری تحصیلی با مشکلاتی مواجه شوند شناسایی می کند و سپس برنامه مداخله فوری اولیه ای برای آنها تدارک می بیند.
پژوهشها نشان میدهد که تشخیص به موقع و مداخله فشرده هم برای کودکان دچار ناتوانی یادگیری(اختلال یادگیری) هم برای خانوادههای آنها و هم برای جامع مزایایی در بر دارد.مداخله زودرس به کودکان دچار ناتوانی کمک می کند.
مداخله زودرس به رشد شناختی و اجتماعی سرعت میبخشد و مشکلات رفتاری را کاهش میدهد.
با مداخله زودرس می توان بسیاری از عارضه را تخفیف داد بر بعضی از اختلال ها تا حد وسیعی غلبه کرد و پارهای از مشکلات را چنان مهار نمود که کودک بتواند بهتر زندگی کند. با مداخله زودرس می توان از وقوع مشکلات ثانویه که با مشکل اصلی در هم می آمیزد پیشگیری کرد.
مداخله زودرس برای خانواده کودک خردسالی که نیازهای خاص دارد مفید است. در رویکرد مداخله خانواده محور، به کودک با ناتوانی یادگیری(اختلال یادگیری) به منزله جزئی از نظام خانواده نگریسته می شود.
زمانی که به والدین اختیار داده می شود تا بخش مکمل فرایند مداخله باشند خانواده به عنصری ضروری در فرایند آموزش کودک و بهبود و تعاون های کودک – بزرگسال تبدیل می شود. خلاصه اینکه مداخله زودرس مزایای زیر را در بر دارد.
هوش تعدادی از کودکان را افزایش می دهد.
در تمامی زمینه های رشد ( جسمانی، شناختی، زبان و گفتار، روانی اجتماعی و خودیاری ) در کودک با ناتوانی یادگیری( اختلال یادگیری) پیشرفت های چشمگیری ایجاد می کند.
از توانایی های ثانویه جلوگیری می کند.
تنش خانواده را کاهش میدهد.
وابستگی و موسسه زدگی را کاهش میدهد.
از نیاز به خدمات آموزش ویژه در سن مدرسه می کاهد.
هر هزینه های بنیادی بهداشت و آموزش ملی و اجتماعی صرفه جویی می کند.
مداخلات کاردرمانی در سال های پیش دبستانی و دبستان و غربالگری کودکان مشکوک به اختلال یادگیری در دوران قبل از ورود به مدرسه یکی از راه های کاهش عوارض مشکلات یادگیری در کودکان است. کلینیک توانبخشی پایا در پاسداران و کلینیک غرب تهران در سعادت آباد با ایجاد تیم متخصص در زمینه اختلالات یادگیری شامل کاردرمان متخصص دست، اتاق بینایی، اتاق شنیداری، گفتاردرمانی، روانشناس متخصص آموزش پیش دبستانی و دبستان آماده خدمت رسانی و درمان کودکان اختلالات یادگیری( ناتوانی یادگیری) در مناطق سعادت آباد، شهرک غرب، ولنجک، صادقیه، جنت آباد، پاسداران، شریعتی، قلهک، دولت، فرمانیه، شمس آباد و…. می باشد.
آموزش ویژه یکی از اساسی ترین رکن های درمان کودکان اختلال یادگیری -ناتوانی یادگیری می باشد. نوعی خاصی از آموزش برای کمک به دانش آموزان اختلال یادگیری، آموزش بالینی می باشد. هدف از آموزش بالینی سازگار ساختن تجارب یادگیری با نیازهای منحصر به فرد هر دانش آموز خاص است.
معلم بالینی، با استفاده از تمام اطلاعات جمع آوری شده در ارزیابی،شامل تحلیل ویژگی های خاص یادگیری دانش آموز، برنامه مخصوصی را برای آموزش طراحی می کند. ارزیابی با آغاز آموزش متوقف نمی شود.
در واقع، اساس آموزش بالینی این است که ارزیابی و آموزش کودکان اختلال یادگیری ، مستمر و در ارتباط با یکدیگر باشد. معلم بالینی، با آشکار شدن نیازهای جدید کودک مبتلا به ناتوانی یادگیری، تغییراتی در آموزش ایجاد می کند.
در آموزش بالینی، از راهبرد های مداخله ای بسیار گوناگونی می توان سود جست. معلم بالینی ( نظاره گر کودک ) است. وی به جای تمرکز صرف بر آنچه دانش آموز اختلال یادگیری نمی تواند انجام دهد، به مشاهده جزییات آنچه کودک انجام می دهد می پردازد.
برای مثال: معلم بالینی با مشاهده انواع خطاهایی که دانش آموز با ناتوانی یادگیری مرتکب می شود می تواند اطلاعات زیادی درباره دانش آموز به دست آورد، نظیر سطح فعلی رشد کودک، شیوه تفکر او یا نظام زیر بنایی زبان او. توجه به خطاهای دانش آموز اختلال یادگیری در خواندن می تواند به شناخت شیوه تفکر او منتهی شود.
همچنین آموزش بالینی را می توان فرایند متناوبی از آموزش – تدریس -آزمون، و معلم را با نقش های متناوب آزمونگر و معلم در نظر گرفت.
نخست از کودک اختلال یادگیری آزمون به عمل می آید، سپس یک واحد درس بر اساس اطلاعات حاصل تدریس می شود. پس از تدریس، برای تعیین آنچه آموخته شده است، دوباره از دانش آموز با ناتوانی یادگیری آزمون گرفته می شود.
اگر کودک به خوبی از عهده آن برآید، معلم بالینی درمی یابد که روش تدریس موفقیت آمیز بوده است. و برای مرحله بعدی یادگیری برنامه ریزی می کند. اگر کودک با ناتوانی یادگیری در آزمون عملکرد بدی داشته باشد، معلم باید برنامه آموزش را مجددا ارزیابی کند و علت شکست در یادگیری را تعیین کند و روش جدیدی نیز برای آموزش در نظر بگیرد.
آموزش بالینی چیست؟
آموزش بالینی، روشی ساختارمند در فرآیند درمان و آموزش کودکان با اختلال یادگیری است که تلفیقی از ارزیابی تخصصی، آموزش فردمحور و پیگیری مستمر را ارائه میدهد. در این شیوه، درمانگران و معلمان ویژه، با استفاده از مشاهدات دقیق و آزمونهای دورهای، برنامهای آموزشی طراحی میکنند که متناسب با سطح توانایی واقعی کودک باشد. برخلاف روشهای سنتی که بر آموزش یکسان برای همه تأکید دارند، آموزش بالینی به بررسی دقیق پیشرفتها و نقاط ضعف فرد میپردازد و دائماً بر اساس دادهها، روشهای آموزشی را اصلاح میکند.
این مدل آموزشی، برای کودکانی که دچار نارساخوانی، اختلال ریاضی، اختلال نوشتن یا سایر مشکلات یادگیری هستند، بسیار مفید است. چرا که در این روش، صرفاً به آموزش دروس پرداخته نمیشود، بلکه فرآیندهای ذهنی درگیر در یادگیری مانند حافظه کاری، توجه، مهارتهای دیداری-شنیداری و درک مطلب نیز تقویت میشود.
آموزش بالینی مستلزم هیچ نظام آموزشی، محیط آموزشی یا سبک تدریس خاصی نیست و می تواند مورد استفاده معلم های ویژه و معلم های کلاسی قرارگیرد یا در همکاری گروهی به کار رود.
افزون بر این ، آموزش بالینی را می توان در بسیاری از محیط های آموزشی برای کودکان اختلال یادگیری به کار برد: در کلاس درس آموزش و پرورش همگانی، در اتاق حل مشکل، در کلاس ویژه یا در موقعیت انفرادی. آموزش بالینی را می توان با راهبردهای مداخله ای یا روش های تدریس بسیار گوناگونی همراه کرد.
آموزش بالینی روشی بی مانند در درمان کودکان اختلال یادگیری -ناتوانی یادگیری می باشد . این روش مستلزم انعطاف پذیری و تصمیم گیری مستمر است.
گاه، معلم تعیین کننده شیوه های برنامه درسی نیست بلکه مواد درسی تعیین کننده است. دومین مشخصه آموزش بالینی این است که برای یک دانش آموز منحصر به فرد طرح می شود نه یک کلاس. در کلاس عادی، برنامه آموزشی برای دانش آموزان متوسط طراحی می شود. اما بهترین روش برای تدریس در یک کلاس ممکن است بهترین روش برای تدریس به یک دانش آموز با نیازهای خاص یادگیری نباشد.
سومین مشخصه آموزش بالینی این است که می توان آن را با انواع ترتیب ها به انجام رساند. تدریس به دانش آموزان ممکن است در یک گروه یا کلاس تلفیقی یا با معلم کلاسی یا معلم آموزش ویژه باشد.
معلم باید نسبت به نوع یادگیری فردی دانش آموزان اختلال یادگیری، علایق، نقاط ضعف، نقاط قوت، سطوح رشد و احساسات و سازگاری آنان با جهان پیرامونی حساس باشند.
کاردرمان متخصص و آموزش دیده در زمینه کودکان اختلال یادگیری – ناتوانی یادگیری می تواند یک طرح آموزش بالینی را متناسب با نیاز های ویژه کودک برنامه ریزی و با کمک معلم کودک در محیط مدرسه، منزل و کلینیک کاردرمانی اجرا کند.
مراحل آموزش بالینی در کودکان دارای اختلال یادگیری
فرآیند آموزش بالینی در کودکان دارای اختلال یادگیری، بهصورت گامبهگام طراحی میشود تا ضمن ارزیابی تخصصی اولیه، بتوان برای هر کودک یک مسیر یادگیری شخصیسازیشده ارائه داد. اولین مرحله، ارزیابی جامع کودک از جنبههای شناختی، زبانی، حرکتی و تحصیلی است. این ارزیابی به کمک تستهای استاندارد و مشاهده دقیق توسط متخصصان انجام میگیرد. سپس در مرحله دوم، برنامهریزی آموزشی فردی (IEP) تدوین میشود که شامل هدفهای کوتاهمدت، روشهای آموزشی و ابزارهای پشتیبان است.
در مرحله سوم، اجرای برنامه آغاز میشود و کودک تحت نظارت دقیق معلم بالینی یا درمانگر آموزشی قرار میگیرد. این اجرا معمولاً در محیطهای کنترلشده مانند مراکز درمانی، کلینیکهای اختلال یادگیری یا مدارس تخصصی صورت میگیرد. مرحله چهارم، بازبینی و اصلاح مداوم برنامه است. بر اساس پیشرفت کودک و نتایج آزمونهای میاندوره، اهداف آموزشی تغییر یا اصلاح میشود تا بهرهوری حفظ گردد.
در نهایت، مرحله پنجم که اغلب نادیده گرفته میشود، انتقال مهارت به محیط مدرسه و خانه است. در این مرحله، راهکارهایی برای همکاری والدین و معلمان طراحی میشود تا کودک بتواند آموختهها را در محیط واقعی زندگی خود به کار بگیرد. استفاده از عبارات «مراحل آموزش بالینی»، «برنامهریزی آموزشی فردی» و «ارزیابی اختلال یادگیری» در این بخش باعث تقویت سئوی مقاله میشود و ارزش محتوای آن برای درمانگران، والدین و مربیان افزایش مییابد.
سوالات متداول:
1-چه تفاوتی بین آموزش بالینی و تدریس معمول در مدرسه وجود دارد؟
در تدریس معمول، روش آموزش برای همه دانشآموزان یکسان است. اما در آموزش بالینی، برنامهای اختصاصی برای هر کودک طراحی میشود. تمرکز آموزش بالینی بر روی نقاط ضعف خاص، شیوه یادگیری کودک، و استفاده از تکنیکهای چندحسی است که در کلاسهای سنتی کمتر به آن توجه میشود.
2- چگونه میتوان متوجه شد که کودک نیاز به آموزش بالینی دارد؟
اگر کودک شما در یادگیری خواندن، نوشتن یا ریاضی دچار مشکل است، مطالب را دیر یاد میگیرد، یا در مقایسه با همسنوسالهایش عملکرد پایینتری دارد، بهتر است توسط متخصص اختلال یادگیری یا کاردرمانگر ارزیابی شود. پس از ارزیابی، در صورت نیاز، آموزش بالینی توصیه خواهد شد.
ادراك ديداري نقش عمدهاي در يادگيري تحصيلي، به ويژه در خواندن، دارد. دانشآموزان با مشکلات یادگیری در انجام دادن تكاليفي كه مستلزم تمايز ديداري حروف و واژههاست دچار مشكل ميشوند، همانطور كه در انجام دادن تكاليفي كه شامل اعداد، طرحهاي هندسي و تصاوير است. کودکان دچار اختلال یادگیری در پردازش یک یا چند مورد از موارد شکل، رنگ، اندازه، چرخش در فضا و… که همگی از مهارت های ادراک بینایی هستند دچار ضعف هستند. مرکز اختلال یادگیری دکتر صابر در زمینه تشخیص و درمان مشکلات ادراک بینایی و شنوایی در کودکان اختلال یادگیری به صورت تخصصی فعالیت می نماید. اتاق تاریک بینایی ابزاری مفید در زمینه درمان مشکلات ادراک دیداری این کودکان می باشد که به تسهیل روند درمان کمک می نماید.
مهارتهاي ادراك بينايي ميتواند به حيطههاي زير طبقهبندي شود:
تميز بينايي یا visual discriminatio
توانايي تعيين كردن دقيق ويژگيها و مشخصات تركيبها از ميان اشياء يكسان يا يك فرم. در خواندن اين مهارت به كودك كمك ميكند تا بين كلماتي كه املاء يكسان و شبيه به هم دارند تميز و تمايز قائل شود و يا اينكه براي مثال كودك ميتواند 10 تفاوت بين دو تصوير را پيدا كند؟ مهارت در جوركردن حروف، واژهها، اعداد، تصاوير، طرحها و شكلها نمونه ديگري از تكاليف تمايز ديداري است.
حافظه بيناييvisual memory
توانايي به ياد داشتن براي بخاطر آوردن فوري ويژگيهاي اشياء داده شده يا فرمها. اين مهارت ادراک بینایی به كودك اختلال یادگیری كمك ميكند به ياد بياورد كه چه چيزي خوانده و توسط يك پردازش اطلاعات خوب به حافظه كوتاه مدت وي منتقل شود كه از آنجا به حافظة بلند مدت منتقل ميگردد. كودكان اختلال یادگیری با حافظه بينايي ضعيف ممكن است با درك مطلب مشكل داشته باشند. آنها اغلب بلند خواندن دارند يا به طور آرام در حين خواندن با خود زمزمه ميكنند تا به وسيله شنوايي مشكل را جبران كنند. کودکان اختلال یادگیری ممكن است به سختي به ياد بياورند كه كلمه چه شكلي بوده يا در تشخيص مشابه در صفحه بعدي شكست بخورند. آنها همچنين احتمالاً تكاليف كپيبرداري طولاني مدتتري دارند چرا كه ميبايست بارها متن را به ياد بياورند.
حافظه توالي بيناييvisual sequential memory
توانايي به ياد آوردن حالتها و ويژگيها (خصوصيات) در شكل صحيح آن. اين مهارت ادراک بینایی به طور عمده و ويژهاي در هجي كردن مطرح ميگردد. جا انداختن حروف، اضافه كردن يا پس و پيش كردن كلمات اغلب در كودكان اختلال یادگیری دچار نقص در اين مهارت متداول است. آنها معمولاً زمزمه كردن يا بلند گفتنsubvocalize را در حين نوشتن به همراه دارند. بازشناسي و به ياد آوردن الگوها و طرحها هم ممكن است در کودکان اختلال یادگیری نقص داشته باشد.
روابط فضايي بيناييvisual spatial relations
روابط فضايي به ادراك حالت شيء در فضا اطلاق ميشود. كودك بايد مكان شيء يا يك نماد (حروف، واژهها، اعداد يا تصاوير) و رابطه فضايي آن شيء را با اشيايي كه آن را احاطه كردهاند بازشناسي كند. اين مهارت ادراک بینایی كودكان را در فهم روابط و تشخيص دادن مفاهيم كلي كمك ميكند. اين حيطه به طور نزديكي با توانايي حل مسئله و مهارتهاي مفهومي لازم براي سطوح و مراحل بالاتر علم و رياضي، در ارتباط است که در کودکان دچار اختلال ریاضیات آسیب دیده است
جهتيابي فضايي
تفاوت عمدهاي بين جهان ادراكي اشياء و جهان ادراكي حروف و كلمات وجود دارد. طي مرحلة رشد پيش از خواندن، كودكان به تعميمهاي ادراكي دیداری ميپردازند كه در آن يك شيء به رغم تغيير وضعيت يا جهت نگاه كردن به آن، يا تغيير افزايشي يا كاهشي جزئي همان نام يا مفهوم را دارد. هنگامي كه كودك با حروف و واژهها سروكار پيدا ميكند درمييابد كه اين تعميم ادراكي ديگر نميتواند ادامه يابد اضافه كردن يك خط كوچك c را به e تبديل ميكند(گاردنر،1996، لرنر، 1997).
بسياري از والدين و معلمان واژگوني كلمات را بعد از سن 7 سالگي به عنوان علامتي از نارساخوانی مطرح ميسازند. اگرچه اين ميتواند درست باشد، اما متداولترين دليل واژگوني در كودكان اختلال یادگیری، نبود رشد و تكامل ديد فضايي سازگار با فهميدن چپ از راست، و همچنين در ارتباط آنها با بدنشان يا دنياي اطرافشان ميباشد. كودكان داراي پردازش بينايي ضعيف مهارتهاي ادراک دیداری لازم را در درك بينايي و جهتيابي فضايي ايجاد نكردهاند، مثل برتري جانبي يا جهتيابي. همچنين كودكاني كه ديد دوتايي متداول را تجربه ميكنند با چنين سردرگمي بينايي مواجه ميگردند كه مغز آنها اغلب درون دادههاي بيناييشان را به غلط تفسیر میكند.
ثبات شييء بيناييvisual form constancy
توانايي آن كه به طور ذهني اشكال و طرحها را دستكاري كرده و نتيجه حاصل را تصور كنيم. اين مهارت ادراک بینایی به كودكان كمك ميكند تفاوتهاي در اندازه، حالت و موقعيت را تميز دهند. كودكان اختلال یادگیری با ثبات شييء ضعيف ممكن است متداولاً حروف و ارقام را معكوس فرض كند.
اكمال بينايي يا بندش بيناييvisual closure
توانايي تجسم كردن كل وقتي اطلاعات به صورت غير كامل يا جزئي از شكل داده ميشود. اين مهارت ادراک بینایی به كودك كمك ميكند كه به سرعت مطالعه كند و درك كند. چشمان آنها مجبور نيستند كه به طور انفرادي هر حرف را در هر لغت و كلمه ارزيابي كنند تا سريعاً كلمه توسط بينايي شناخته شود اين مهارت همچنين ميتواند به كودكان كمك كند تا استنتاجها را شناسايي كنند و نتايج را پيشبيني كنند. كودكان اختلال یادگیری داراي اكمال بینایی ضعيف ممكن است مشكلاتي در كامل كردن افكار و استدلال داشته باشند. آنها همچنين ممكن است اشكال مشابه يا لغات، بويژه لغات داراي شروع يا پايان مشابه را با هم اشتباه كنند.
تشخيص شكل از زمينه بيناييvisual figure grand
توانايي درك كردن و مشخص ساختن يك شكل يا طرح در داخل يك زمينة شلوغ بدون گيج شدن توسط پسزمينه يا اشكال احاطه كننده ميباشد.
درمان اختلال یادگیری
تشخيص شكل و فضا بهطور طبيعي در حدود 18-12 ماهگي به وجود ميآيد. اين توانايي ادراک دیداری كودكان را از گم شدن در جزئيات حفظ ميكند. كودكان اختلال یادگیری با تشخيص شكل از زمينه ضعيف به سادگي با متنهاي زياد در صفحه گيج ميشوند و تمركز و توجهشان متاثر ميشود. آنها همچنين ممكن است مشكلاتي در تجسس متن براي پيدا كردن اطلاعات مشخص داشته باشند.
درمان مشکلات ادراک بینایی در کودکان با اختلالات یادگیری موجب بهبود توانایی های یادگیری و تحصیلی این کودکان میشود. تمرینات کاردرمانی در زمینه اتاق تاریک یکی از درمان های موثر در زمینه کودکان اختلال یادگیری به حساب می آید. استفاده از مدالیته های درمانی دیجیتالی و کامپیوتری در جلب همکاری کودک و تسریع روند درمان موثر است. کلینیک جامع توانبخشی غرب تهران تحت نظر جناب آقای دکتر صابر در این زمینه مشغول به فعالیت و خدمت رسانی به کودکان اختلال یادگیری می باشد.
نتیجهگیری کلی:
مهارتهای ادراک بینایی در کودکان نقش حیاتی در رشد شناختی، یادگیری و عملکرد تحصیلی آنها دارد. اختلال در این مهارتها، حتی در صورت سلامت ظاهری چشم، میتواند زمینهساز مشکلات یادگیری، اختلال در خواندن و نوشتن و کاهش تمرکز کودک شود. کودکان دارای اختلال یادگیری اغلب از ضعف در مهارتهای دیداری مانند تشخیص شکل، تفکیک دیداری، حافظه دیداری و ردیابی بصری رنج میبرند. شناسایی زودهنگام این مشکلات با ارزیابیهای تخصصی و مداخلات توانبخشی بینایی، نقش مؤثری در بهبود عملکرد کودک دارد. والدین، معلمان و درمانگران باید نسبت به نشانههای مشکلات ادراک بینایی آگاه باشند تا بتوانند با برنامهریزی مناسب، مهارتهای دیداری کودک را تقویت کنند. توجه به این مهارتها میتواند گامی مهم در پیشگیری از مشکلات یادگیری و ارتقاء سطح تحصیلی کودکان باشد.
سوالات متداول:
1-مشکلات دیداری چه تاثیری در نوشتن کودک دارند؟
کودکان ممکن است در کپی کردن از روی تخته، تشخیص فاصله بین کلمات یا چپنویسی دچار مشکل شوند.
2-آیا عینک مشکل دیداری مربوط به یادگیری را حل میکند؟
خیر، عینک فقط مشکلات شکست نور را اصلاح میکند؛ ولی مشکلات ادراکی دیداری نیاز به توانبخشی بینایی و کاردرمانی دارد.
اختلالات هيجاني-رفتاري در کودکان اختلال یادگیری به شرايطي اطلاق ميشود كه در آن پاسخهاي هيجاني و رفتاري در مدرسه با هنجارهاي فرهنگي، سني و قومي تفاوت داشته باشد بطوريكه بر عملكرد تحصيلي کودک با اختلال یادگیری، مراقبت از خود، روابط اجتماعي، سازگاري فردي، رفتار در كلاس و سازگاري در محيط كار نيز تاثير منفي بگذارد. اغلب كودكان و نوجوانان با اختلالات رفتاري، احساسات منفي دارند و با ديگران بدرفتاريميكنند. در بيشترموارد، معلمان و همكلاسيها آنان را طرد ميكنند و در نتيجه فرصتهاي آموزشي آنان، كاهش مي يابد.
کودکان اختلال یادگیری در یک يا چند مورد از تواناييهاي تحصيلي مانند خواندن، نوشتن و رياضيات مشكلات جدي دارند و اين مشكلات ناشي از بهره هوشي پايين، نارساييهاي حسي، آموزش ناكافي و كمبودهاي فرهنگي آنها نيست. با وجود مشكلات بسياري كه کودکان دارای اختلال رفتاری دارند، بيشتر آنان تا سالها پس از ورود به مدرسه شناسايي نمي شوند و تحت آموزش ويژه قرار نمي گيرند، مگر اينكه اختلال رفتاري و مشكلات تحصيلي آنان شديد شود. تاكنون طبقه بندي هاي مختلفي براي اختلالات رفتاري صورت گرفته است. بعضي از پژوهشگران اختلالات رفتاري را به دو دسته بزرگ تقسيم کرده اند .اختلالات رفتاري دروني سازي كه شامل مواردي مانند افسردگي و اضطراب هستند كه با دنياي دروني فرد سروكار دارند كه با تعارضهاي رواني و هيجاني همراه است و اختلالات رفتار بروني سازي که شامل مواردي است كه به مشكلات فرد با ديگران ارتباط دارد. غالب كودكان اختلال يادگيري دارای مشکلات رفتاری متعلق به خانواده هايي هستند كه در دوران رشد خود پيوندهاي عاطفي لازم با والدين خود نداشته اند. به عبارت ديگر اين كودكان از نظر ارتباطات عاطفي ـ رواني با والدينشان، خاطرات و تجارب خوشايندي ندارند. آنها در بسياري موارد از سوي والدين مورد سرزنش، تحقير، تهديد و احيانا تنبيه بدني واقع شده اند.
دانش آموزان مبتلا به نارساييهاي ويژه يادگيري در مقايسه با همسالان طبيعي شان از محبوبيت كمتري برخوردارند و به همين دليل در معرض مشكلات اجتماعي قرار دارند. علاوه بر اين، معلمان كشف كرده اند كه آنها مشکلات رفتاري بيشتري از خود نشان مي دهند و نمي توانند خود را با دستورالعملهاي موجود در كلاس عادي تطبيق دهند.
اين اعتقاد وجود دارد كه مداخله براي تنظيم برنامه هاي درماني براي كودكان داراي ناتواني يادگيري و مشكلات رفتاري ممكن است در دوران پيش از دبستان و دوران دبستان ارزشمند است. اگر بتوانيم كودكان را در دوران دبستان درمان كنيم يعني قبل از اينكه مشكلات يادگيري سبب عوامل شكست در مدرسه شود(براي مثال عزت نفس پايين، مشكل در روابط دوستانه و غيره) و موجب تغيير نگرشهاي بزرگسالان و بدتر شدن تعاملهاي كودك با والدين گردد، ميتوانيم يك مداخله ابتدايي موثر انجام دهيم.
محققان معتقدند خودپنداره پايين در كودكان داراي ناتوانيهاي يادگيري بر روي ادراك اجتماعي شان تاثير مي گذارد و مايه شكست اين كودكان در ارتباط با ديگران ميشود. تحقيقات ذكر شده نشان ميدهد كه درصد بالاي مشكلات رفتاري در دانش آموزان ابتدايي داراي اختلال يادگيري وجود دارد كه نيازمند طراحي برنامه هاي آموزشي و مداخلات روان شناختي است. يكي از روشهاي مورد استفاده در بهبود اختلالات رفتاريكودكان، بازي درماني است. بازي افكار دروني كودك را با دنياي خارجي او ارتباط مي دهد و باعث مي شود كه كودك بتواند اشياي خارجي را تحت كنترل خود درآورد. بازي به كودك اجازه ميدهد تا تجربيات، افكار،احساسات و تمايلاتي را كه براي او تهديد كننده هستند نشان دهند. بازي يك روش صحيح و درست براي درمان كودك است، زيرا كودكان اغلب در بيان شفاهي احساساتشان با مشكل روبرو هستند. از طريق بازي، كودكان مي توانند موانع را كاهش دهند و احساساتشان را بهتر نشان دهند. از طريق بازي درماني كودك مي تواند مهارتهاي كنترل خود را بهتر فراگيرد.
اختلالات یادگیری یا ناتوانی یادگیری نوعی اختلال عصبی می باشد که سبب می شود مغز نتواند اطلاعات را به خوبی دریافت، ارسال و یا حتی پردازش کند. دکتر صابر، بهترین دکتر اختلال یادگیری در بهترین مرکز تشخیص اختلال یادگیری به درمان اختلالات یادگیری و ناتوانی یادگیری در کودکان می پردازد. امکانات متفاوت مرکز درمان اختلالات یادگیری دکتر صابر شامل اتاق بهبود مهارت های شنیداری، اتاق تاریک پیشرفته، بخش سنسوری روم، بازی درمانی، بخش آموزش و تست های تخصصی هوش، کاردرمانی ذهنی،کاردرمانی حسی حرکتی و گفتار درمانی در اختلال یادگیری می باشد.
جهت تماس با کلینیک کاردرمانی و گفتار درمانی جناب آقای دکتر صابر (کلینیک توانبخشی پایا در پاسداران ، کلینیک توانبخشی غرب تهران در سعادت آباد) باشماره 09029123536 تماس حاصل فرمایید.
اختلال یادگیری چیست؟
اختلال یادگیری یکی از علل اصلی مشكلات شدید یادگیری تحصیلی به شمار می آیند.اختلالات یادگیری برخلاف سایر اختلالات عصب تحولی، اختلال یادگیری یک اختلال واحد با ماهیت و نشانگان مشخص نیست و شامل گروهی از مشکلات ناهمگون است كه ویژگی های متفاوت برخاسته از عوامل زیستی، تهدیدهای محیطی و فقر محرک های محیطی دارند.
این اختلال با پیشرفت پژوهش های آموزش و پرورش و تغییرات اجتماعی به صورت پویا در حال تغییر است. ناتوانی های یادگیری برخاسته از مشاهدات پزشکان و معلمانی است که به مطالعه و بررسی کودکان آسیب مغزی می پرداختند.
اختلال یادگیری خاص
اصطلاح اختلالات خاص در یادگیری بر ناتوانی آن گروه از كودكان اشاره دارد كه در یك یا چند فرایند روان شناختی پایه مربوط به درك زبان یا كاربرد آن، گفتاری یا نوشتاری، اختلال دارند. این اختلال ممكن است به صورت ناتوانی در گوش دادن، فكر كردن، صحبت كردن، خواندن، نوشتن، هجی كردن یا انجام دادن محاسبات ریاضی جلوه گر شود. دکتر صابر، حرفه ای ترین دکتر اختلال یادگیری در بهترین مرکز تشخیص اختلال یادگیری به درمان ناتوانی یادگیری و اختلالات یادگیری در کودکان می پردازد.
اختلال یادگیری در کودکان کلاس اول
در بسیاری از موارد کودکان اختلال یادگیری تا سنین پیش دبستانی شناسایی نمی شوند و حتی در مواردی کودک در آزمون ورود به مدرسه توسط متخصصین شناسایی می گردد. اما در مواردی نظیر اختلال یادگیری نوشتن کودک در کلاس اول دبستان با مشکلات فراوان در شناخت حروف و صدا های آنان و ترکیب انان با یکدیگر مواجه می شود و معلم والدین را جهت بررسی شرایط و ارجاع به متخصص اختلالات یادگیری فرامی خواند.اختلالات یادگیری در پایه اول دبستان موجب آسیب در روند آموزش کودک و مشکلات روان نظیر اضطراب، افسردگی یا حتی پرخاشگری در کودک می گردد. تشخیص دقیق و سریع اختلال یادگیری در کودکان کلاس اول و درمان مناسب و به موقع باعث بهبود بسیاری از علائم این اختلال و پیشرفت تحصیلی کودکان اختلال یادگیری می گردد. مرکز اختلال یادگیری دکتر صابر به صورت تخصصی به درمان اختلال یادگیری در کودکان می پردازد.
تاریخچه اختلالات یادگیری
اصطلاح اختلال يادگيري نخستين بار در سال 1963 مطرح شد. اگرچه اصطلاح ناتوانیها یا اختلالات يادگيري پس از پيشنهاد بلافاصله پذيرفته شد، ارائه تعريفي از ناتوانيهاي يادگيري كار آساني نبود. در سال 1975 در قانون عمومي 142-94 يعني قانون آموزش كليه كودكان معلول تعريفي براي اختلال يادگيري ارائه شده است.
اصطلاح اختلال یادگیری آن دسته از مشكلات يادگيري را كه اساساً نتيجه معلوليتهاي ديداري، شنيداري يا حركتي، عقبماندگي ذهني، اختلال هيجاني، يا وضع نامساعد محيطي، فرهنگي يا اقتصادي است در برنميگيرد. اما در صورت عدم درمان موجب ایجاد مشکلات فراوانی در کودکان از قبیل مشکلات رفتاری می گردد.
دلایل بروز اختلال یادگیری
این اصطلاح عارضه هایی چون معلولیت های ادراكی، آسیب مغزی، اختلال جزئی كاركرد مغز، نارساخوانی و زبان پریشی رشدی را شامل می شود. شیوع اختلال در یادگیری را طبق گزارش کمیته ملی مشورتی کودکان ناتوان (معلول) از یک تا سه درصد کودکان مدرسه رو می دانند اما تخمین شیوع اختلالات یادگیری یکسان نیست؛ دامنۀ 1 تا30 درصد در پژوهشهای مختلف گزارش شده است.
علائم اختلالات یادگیری
اختلال یادگیری در کودکان که یک اختلال عصبی-رشدی با منشاء زیستی است و باعث ایجاد مشکلات شناختی میگردد معمولاً علائم اختلال تا قبل از ورود به مدرسه شناخته نمی شوند.
علائم اختلالات یادگیری در کودکان ممکن است در ارتباط با موارد زیر باشند:
مشکلات خواندن
مشکلات محاسبه یا ریاضی
مشکلات نوشتن
مشکلات زبان
مشکلات حرکتی
مشکلات پردازش بینایی
مشکلات پردازش شنوایی
خوانش پریشی یا دیسلکسی ( نارسا خوانی یا اختلال رشدی در خواندن) یکی از موارد شایع اختلالات یادگیری است که فرد در خواندن و نوشتن دچار مشکل می گردد. خوانش پریشی ممکن است به علت مشکلات ادراک دیداری و شنیداری، مشکلات مراحل زبان و آموزش های نامناسب خواندن ایجاد گردد. دانشآموزانی که دارای اختلالات خواندن و نوشتن هستند در مقایسه با دانش آموزان عادی، مشکلات رفتاری بیشتری داشته و از رشد اجتماعی، خودپنداره ( مجموعه ای از عقاید و باورهای مثبت و منفی در مورد خود) و عزت نفس کمتری برخوردارند.
آموزش مهارت های اجتماعی در افزایش خودپنداره و کاهش حساسیت اضطرابی دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری موثر است که این خود میتواند باعث بهبود یادگیری در این افراد گردد.
انواع اختلال یادگیری
از آنجا که اختلال یادگیری گستره ای از علایم را شامل می شود، علایم مختلف، انواع مختلف اختلال یادگیری را موجب می شود که به نوبه خود درمان متفاوتی را می طلبد. سه زیر گروه اختلالات یادگیری که در مرکز درمان اختلال یادگیری معرفی شده است عبارتند از:
گروه با نقص آوایی که در مهارت های تحلیل واژه نقص دارند و مشکلات آوایی دارند.
گروه نقص دیداری در حافظه بینایی و تمییز اطلاعات دیداری دارند.
گروه سوم ترکیبی از نقص دیداری و آوایی دارند. گروه آوایی دو سوم و گروه نقص دیداری ده درصد کل اختلالات را تشکیل می دهند.
ملاكهاي راهنمای تشخيصي و آماري اختلالات رواني (DSM-IV-TR) براي اختلالات يادگيري مستلزم آن است كه بين ميزان پيشرفت و بهره هوشی آنها تفاوت چشمگيري وجود داشته باشد و پيشرفت فرد در زمينه خواندن در مقايسه با اكثر كودكان هم سن وي به ميزان چشمگيري ضعيف باشد. مطالعات پژوهشي سؤالاتي را در زمينه گنجاندن تفاوت پيشرفت و بهره هوشی در تعريف اختلال مطرح كرده است.
زيرا دادههاي موجود حاكي است كه مثلاً اكثر كودكان دچار اختلال خواندن صرف نظر از ميزان بهره هوشی، نقايص مشابهي در زمينه مهارتهاي پردازش آواشناختي دارند. متن بازنگري شده DSMIV در فصل اختلالات يادگيري 4 طبقه تشخيصي را گنجانده است:
اختلال خواندن
اختلال رياضيات
اختلال بيان نوشتاري
اختلال يادگيري نامعين (NOS)
در پنجمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، طبقه اختلالات عصب- تحولی را مطرح کرده و این طبقه را شامل اختلالاتی می داند که رشد و تحول صحیح مغز یا دستگاه عصبی مرکزی در دوران رشد مختل می شود.
در این منبع اختلال یادگیری به اختلال یادگیری خاص تغییر نام داده است.و در طبقه اختلالات عصب -تحولی قرار گرفته . اختلال خواندن، نوشتن و ریاضی که قبلا به عنوان اختلال های مستقل و مجزا محسوب می شدند، اکنون در اختلال یادگیری خاص گنجانده شده اند.
1. نارساخوانی (اختلال خواندن)
اختلال خواندن تقريباً در 75 درصد كودكان و نوجوانان دچار اختلالات يادگيري ديده ميشود. دانشآموزاني كه در ساير زمينههاي تحصيلي مشكلات يادگيري دارند، به احتمال زياد دچار مشكلاتي در زمينه خواندن نيز هستند. اختلال خواندن چنين تعريف شده است.
حالتي كه در آن پيشرفت خواندن پايينتر از حد موردانتظار برحسب سن، آموزش و هوش كودك است.
خواندن يكي از بخشهاي اصلي نظام يكپارچه زبان است كه ارتباط نزديكي با زبان شفاهي و نوشتن دارد. ضعف در خواندن به مشكلات متعدد ديگري منتهي ميشود.
فرصتهاي استخدام براي دانشآموزان دچار ناتوانیهاي يادگيري كه در خواندن و در كل پيشرفتهاي تحصيلي ضعيفاند، كاهش مييابد.
عارضه مشهور به نارسا خواني نوعي غيرمعمول از اختلال شديد در خواندن است كه سالهاي زيادي است براي مجامع آموزشي و پزشكي به صورت معما درآمده است.
نارساخوانی یا اختلال خواندن را می توان به عنوان مشکل پایدار یادگیری خواندن و خودکار شدن آن در کودکانی دانست که دچار عقب ماندگی شدید یا نارسایی حسی نیستند ولی توانایی خواندن در آن ها به طور معناداری پایین تر از حد توانایی های آن ها در زمینه های دیگر است.
تعاریف متفاوتی در مورد نارساخوانی وجود دارد اما همه آنها نارساخوانی را به عنوان یک ناتوانی یادگیری یا اختلال عصب شناختی که تحول مهارت های خواندن را تحت تاثیر قرار می دهند، می دانند و در صدد تعریف دو نشانه کلیدی در تعریف نارساخوانی(اختلال خواندن) هستند.
نشانه های نارساخوانی- اختلال خواندن
ناتوانی در خواندن یا اختلال خواندن و هجی کردن ضعیف که در مقایسه با توانایی های دیگر غیر قابل انتظار است.
فقدان خودکاری و روانی خواندن و هجی کردن کلمات
بررسيهاي انجام شده نشان ميدهد كه تقريباً 50% افرادي كه به عنوان نارساخوان شناسايي شدهاند داراي نارساييهايي در زمينه بصري – فضايي – حركتي بوده و به سبب همين اختلالات در تركيب و سازمان كلمات و جملات و درك علائم فضايي با مشكل مواجه هستند.
مشكلات پردازش اطلاعات بينايي به عنوان مسئلهاي شايع در كودكان مبتلا به اختلالات يادگيري مطرح شده است. هافمن مشكلاتي را در زمينه يكپارچگي دوطرفه (46%) جهتيابي (74%) تمييز ديداري (50%) و يكپارچگي بينايي حركتي (81%) در كودكان اختلال يادگيري مشاهده نمود. در بهترین مرکز درمان اختلال یادگیری تهران به تقویت و اصلاح تک تک موارد فوق پرداخته می شود.
توانایی نوشتن شامل دست خط، هجی کردن و حروف چینی است. در مراحل اولیه، نوشتن شامل تحریر و نسخه برداری از حروف و اشکال است. همچنان که کودک رشد می کند، دست خط، خودکارتر می شود.
حوزه های مغزی که سیستم های فضایی- دیداری و حرکتی را کنترل می کنند، رشدشان در این محدوده زمانی کامل می شود. هجی کردن یک قسمت مهمی از یادگیری به منظور نوشتن است و به طور کلی برآن در مرحله اولیه تاکید می شود.
شبیه دیگر مهارتها، هجی کردن نیز از عملی پر زحمت به عملی خودکار سیر می کند تا جایی که کودک درباره صدای هر یک از حروف، نیازی به فکر کردن ندارد.
در مرکز درمان اختلال یادگیری برای کودکان دارای مشکلات خواندن، انتقال به سمت خودکار شدن، مشکل تر است که خود این مسئله بر توانایی کودک جهت تولید سریع نوشتن، اثر منفی دارد. یکی از مسائلی که برای کودکان دارای مشکلات یادگیری وجود دارد، این است که این کودکان در فرایند صوت شناسی، برهجی نمودن، بیشتر از الگوی حافظه کلمه خودکار تکیه می کنند.
بدین ترتیب بسیاری از کودکان دارای مشکل خواندن، با مشکلات قابل توجهی در زبان نوشتاری برخورد می کنند. این مشکلات مانند ارائه غلط املایی به طور متناوب و همچنین در بسیاری از موارد، هجی نموذن کلمه با کسری های آوایی، تا بزرگسالی ادامه می یابد.
نوشتارپریشی یا اختلال نوشتن یکی از انواع اختلال های یادگیری است که در این اختلال، مهارت های نوشتن بسیار ضعیف تر از آن هستند که از سن تقویمی، ضریب هوشی و سطح آموزش کودک انتظار می رود.
براساس پنجمین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی این کودکان نمی توانند به راحتی بنویسند و در نوشتن مطالب مرتکب خطاهای نوشتاری،خطاهای دستوری، نقطه گذاری، وضوح و سازمان بندی انشاء و بد خطی هستند.
انواع اختلال نوشتن
نوشتار پریشی خوانش پریشانه( اختلال نوشتن ناشی از نارساخوانی)
کودک نارساخوان است، مخصوصا وقتی متن دشوار است و مشکل نوشتن از مشکل خواندن سرچشمه می گیرد.
اختلال نوشتن حرکتی
مهارتهای حرکتی ظریف مشکل دارد و سرعت انگشتان غیر عادی است.
اختلال نوشتن فضایی
در این نوع نوشتار پریشی حرکات ظریف نسبتا خوب است. ولی مشکل در گم کردن خط، وارونه نویسی و جهت نوشتن وجود دارد که از نقص در ادراک فضایی نشات می گیرد.
در درمان اختلال نوشتن در بهترین مرکز درمان اختلال یادگیری ابتدا باید بررسی شود که کودک مبتلا به کدام نوع از اختلال نوشتن می باشد .در مرحله دوم جهت درمان اختلال نوشتن باید از تست های تشخیصی ادراک فضایی و مهارت های ریز انگشتی استفاده نمود و پس از تشخیص درست مشکلات نوشتن به درمان اختلال نوشتن به صورت تخصصی اقدام نمود. اطلاعات بیشتر را در زمینه درمان اختلال نوشتن می توانید از لینک زیر بدست آورید.
3. اختلال رياضي
كودكان دچار اختلال رياضي در يادگيري و يادآوري اعداد مشكل دارند، نميتوانند واقعيات پايه مربوط به اعداد را به خاطر بسپارند و در محاسبه كند و غيردقيق هستند.
انواع اختلال یادگیری ریاضی
در اختلال رياضيات نقايص در چهار گروه مهارتها شناسايي شده است:
مهارتهاي زباني و درك اصطلاحات رياضي
مهارتهاي ادراكي
مهارتهاي رياضي (جمع و تفریق)
مهارتهاي توجهي (كپي كردن اشكال).
به بیانی دیگر ناتوانی های یادگیری ریاضی اصطلاحی برای گستره وسیعی از ناتوانی های دیرپا در حوزه ریاضیات است.با وجود اینکه شیوع اختلال یادگیری ریاضی را در دبستان 5-8 درصد برآورد کرده اند.
مشکلات یادگیری کودکان در زمینه ریاضیات در مقایسه با سایر زمینه های اختلالات یادگیری کمتر مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است.
همانند سایر اختلالات یادگیری، طبقه بندی های مختلفی از اختلال ریاضی وجود دارد. مرکز ملی ناتوانی های آمریکا، اختلال ریاضی را به دو نوع کمی و کیفی تقسیم می کند.
اختلال ریاضی کیفی
در اختلال ریاضی کیفی، مشکلات ناشی از اختلال در درک و دریافت آموزش یا ناتوانی در تسلط بر مهارت های ضروری یک عملیات است.
اختلال ریاضی کمی
در اختلال ریاضی کمی، نقص عمده در مهارت های محاسبه ای و شمارشی است.به طور خلاصه این کودکان دارای ویژگی هایی هستند
علام اختلال ریاضی کمی
نقص در ارتباطات و روابط فضایی.
مشکلات ادراک بینایی و بینایی- حرکتی.
حس ضعیف در مورد تصویر بدنی.
درک ضعیف زمانی و جهت گیری.
مشکلات زبان شفاهی و مشکلات خواندن.
وجود حافظه ضعیف و نقص در راهبردهای یادگیری و گسترش اضطراب ریاضی از ویژگی های دیگر این کودکان است.
مهارت های ریاضی یکی از مهارت های اساسی در بیشتر جوامع است و نه تنها در زندگی فردی مهم هستند بلکه در زندگی تحصیلی و سلامت نیز اثرگذار است.
جهت درمان اختلال یادگیری ریاضی کلینیک های تحت نظر دکتر صابر( بهترین مرکز درمان اختلال یادگیری در سعادت آباد) با بهره گیری از تیم تخصصی آموزشی و توانبخشی به درمان اختلال یادگیری ریاضی می پردازد. جهت درمان اختلال یادگیری ریاضی از درمان های تخصصی نظیر پرورش ادراک فضایی، تقویت سرعت پردازش و تجسم فضایی استفاده می شود.
اختلال حساب تحولی
در بسیاری از کشورها حدود۶-۵ درصد کودکان، یک نقص در تحول طبیعی توانایی های عددی دارند که به عنوان اختلال حساب تحولی نامیده میشود. بین اختلال حساب تحولی و ناتوانی یادگیری ریاضی تفاوت وجود دارد.
تفاوت اختلال حساب تحولی و ناتوانی یادگیری
با وجود اینکه هر دو نقص در یادگیری ریاضی دارند، ولیکن اختلال محاسباتی تحولی یک نقص محوری در توانایی های عددی مانند مشکل در پردازش کمیت ها است.
در مقابل ناتوانی یادگیری ریاضی در نتیجه چندین نقص شناختی عمومی اعم از نقص حافظه فعال، پردازش های دیداری فضایی و توجه است. اختلال حساب تحولی وابسته به سن و پایه تحصیلی است .
دانش آموزان پایه اول مشکل در یادآوری اصول اولیه محاسبه و تمرین های محاسباتی دارند که بیانگر خامی مهارتهای شمردن است.
این کودکان، در سنین۱۰-۹ سالگی، در توانایی شمردن مهارت پیدا کرده اند و میتواند شکل نوشتاری عدد را با کمیت مربوطه انطباق دهند، مفاهیم بیشتر، کمتر، مساوی درک کنند و عدد را در یک الگوی مرتب از کوچک به بزرگ و برعکس بچینند.
با این وجود، نقص در یاد آوری اطلاعات آموخته شده قبلی دارند. مثلاً راه حلهایی برای عملیات عددی مثل ۹ – ۱۳ یا ۶×۳ ندارند واز راهبردهای غیر موثر برای این عملیات استفاده میشود.
اصطلاحات ديگري كه براي اين اختلال به كار رفتهاند عبارتند از: سندرم گرشتمن، اختلال مادرزادي حساب و محاسبه پريشي يا اختلال حساب مربوط به رشد.پيش نيازهاي اوليه رياضيات شامل فهم تناظر يك به يك، طبقهبندي، رديف كردن و نگهداري ذهني است.
دکتر مهدی صابر، مجرب ترین دکتر اختلال یادگیری در مرکز تشخیص اختلال یادگیری به درمان اختلالات یادگیری و ناتوانی یادگیری در کودکان و دانش آموزان می پردازد.
مبانی عصب شناختی در اختلالات یادگیری
واژه آسیب خفیف مغزی برای افرادی که نقص آنها اثرات خفیف روی عملکرد یادگیری آنها دارد، مناسب است. علاوه بر آن واژه های آسیب و اختلال مغزی برای بسیاری از افراد و والدین به نوعی برچسب زننده بود.
از این رو واژه (اختلالات یادگیری) پیشنهاد شد. این واژه سریعاً توسط والدین و مراکز خدمات آموزشی ویژه مورد استقبال قرار گرفت کویک اختلالات یادگیری را با یک رویکرد روانشناسی زبان مورد بررسی قرار داد و بیان نمود که نقایص خواص زیربنایی در عملکرد سیستم عصبی مرکزی موجب نقص در فرایند های عصب روان شناختی شده که به صورت اختلالات یادگیری نمایان می گردد.
مرکز تشخیص اختلال یادگیری خوب در تهران
پس از رویکرد عصب شناختی مدلهای دیگری برای شناخت و درمان اختلالات یادگیری مطرح شد. از منظر شناختی فراگیران به عنوان هدایت کننده های یادگیری خود با تمرکز روی موضوعات مهارت هایی که برای آنها ارزشمند است عمل می کنند و از راه بردهای فعال برای یادگیری اطلاعات استفاده می کنند.
از زمانی که اولین گزارش های پزشکی، اختلال یادگیری را در یک فرد نارساخوان توصیف نمودن، اختلال یادگیری برخاسته از سیستم عصبی مرکزی و به طور دقیق تر به عنوان آسیب بخشی از مخچه در نظر گرفت گرفته شد.
در طول ۴۰ سال گذشته مطالعات شواهدی از نقش عوامل ژنتیکی در اختلالات یادگیری فراهم نموده است. شیوع خانوادگی مشکلات خواندن و و هجی کردن در دوقلوهای همسان و غیرهمسان نشان داده شده است و همچنین تحلیل کروموزومی اعضای خانواده شواهدی مشابه در اختیار قرار داده است.
همبودی اختلال خواندن در دوقلوهای همسان بیشتر از دوقلوهای ناهمسان است که این یافته به دلیل اشتراک صد در صدی ذخایر ژنتیکی در نوع همسان و اشتراک ۵۰ درصدی ذخایر ژنتیکی در نوع ناهمسان است. کودکان دارای ناتوانی یادگیری اطلاعات را به شکل متفاوتی از آن هایی که فاقد این مشکل هستند پردازش می کنند
دکتر صابر، دکتر اختلال یادگیری در تخصصی ترین مرکز تشخیص اختلال یادگیری به درمان اختلالات یادگیری و ناتوانی یادگیری افراد مبتلا به این اختلال می پردازد.
همه گیرشناسی در اختلالات یادگیری
از آنجایی که تعیین نرخ شروع یک اختلال نیازمند یک تعریف مشخص است و هنوز تعریف مشخصی از اختلال ارائه نشده است نرخ شروع نیز مهم است. شیوع اختلالات یادگیریاز یک الی سی درصد در سنین مدرسه گزارش شده است. این تفاوت زیاد در نرخ شروع به دلیل تفاوت در سخت گیری شاخص های تعیین کننده است.
بعضی از مطالعات شیوع انواع مختلف اختلال را بر اساس درصد این گونه گزارش کردهاند مشکلات محاسباتی۱۸-۱۵ درصد نارساخوانی۱۷/۵-۷ پنجمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی به صورت کلی شیوعی بین۱۵-۵ درصد را در کودکان سنین مدرسه در تمامی زبان ها گزارش نموده است.
اختلالات خواندن شایع ترین مشکل یادگیری مدرسه بوده که برای ۸۰ درصد کودکان دارای ناتوانی یادگیری شناسایی شده است میزان بروز در مردان نسبت به زنان ۴ به ۱ است چنین به نظر میرسد که شیوع اختلال زبان نوشتاری به طور تقریبی ۴ درصد و یا حتی ممکن است بالای ۱۷ درصد باشد مشکلات نوشتاری در حدود سن ۱۰ سالگی افزایش می یابد یعنی زمانی که در برنامه آموزشی مدرسه ابتدایی بر نوشتن تاکید بیشتری میشود و تا دبیرستان و ورود به دانشگاه ادامه مییابد.
سبب شناسی در اختلالات یادگیری
قبل از اینکه هر فردی چه کوچک و چه بزرگ بتواند برای مشکلات خواندن ارزیابی شود رد شدن وجود هر نوع نارسایی های حسی اولیه مهم است. اجرای آزمون های بینایی و شنوایی باید بر هر ارزیابی رایج دیگری مقدم باشد.
به همین نحو مهم آن است که ارزیابی شایستگی آموزش در خواندن قبل از ارزیابی ناتوانی یادگیری باشد. گرفتن یک پیشینه خانوادگی و رشدی کامل ضروری است.
تولد و دوران جنینی مهم هستند چرا که اثرات طولانی مدت آسیب مغزی می تواند شامل ایجاد اختلالات یادگیری از متوسط به عمیق همراه با/ یا بدون تاخیرات رشدی گردد. پیچیدگی و سختی تولد در میان کودکان دارای ناتوانی یادگیری در مقایسه با انواع همتاهای با تحول طبیعی، بیشتر است.
دوران قبل از تولد قرار گرفتن در معرض الکل و سایر داروها مانند کوکائین با مشکللات یادگیری و توجه اما نه به طور خاص در امر خواندن، مرتبط است. پس از تولد نیز عفونت گوش داخلی میتواند از عوامل خطر زا باشد.
همبودی در اختلالات یادگیری
اختلال یادگیری با دیگر تشخیص ها از جمله اختلال نقص توجه – بیش فعالی، اضطراب و افسردگی هم بود می شوند از طرفی اختلال نقص توجه – بیش فعالی با مشکلات ریاضیات زبان نوشتاری و ناتوانی های یادگیری هیجانی اجتماعی هم رخ داد است.
زمانی که اختلال نقص توجه – بیش فعالی با اختلال یادگیری هم رخ داد می شود، پیامد آن برای چنین کودکانی برجسته تر است و ممکن است در مشکلات بعدی که خارج از حیطه تحصیلی است، بروز یابد. زمانی که یک اختلال درونی با یک مشکل یادگیری هم رخداد می شود، کودک در بهرهگیری از مداخلات مناسب مشکل پیدا می کند.
کودکانی که در هر دو مهارت خواندن و ریاضیات مشکل یادگیری داشتن، ناسازگاری بیشتری در میزان نابهنجاری، افسردگی، احساس نابسندگی، ناسازگاری بالینی، ناسازگاری شخصی و نشانگان هیجانی با همتایان در گروه با تحول طبیعی از خود نشان دادند.
علاوه بر این کودکانی که مشکلات تحصیلی در بیش از یک موضوع دارند، اختلال برجسته تری نسبت به کودکانی که فقط در یک موضوع ناتوانی یادگیری دارند، از خود نشان می دهند.
این یافته ها حاکی از آن است که کودکان دارای مشکلات چندگانه، بیشتر مشکل یادگیری داشته و در مشکلات مربوط به رشد هیجانی که ممکن است با یادگیری مداخله بیشتری داشته باشد، آسیب پذیرترند
اختلال در حركات درشت و ظریف مسئله دیگر كودكان مبتلا به اختلالات یادگیری می باشد كه در پژوهش های بسیاری مورد بررسی قرار گرفته است. كودكان اختلالات يادگيري با يكپارچگي بينايي حركتي ضعيف، داراي مشكلاتي در انجام فعاليتهاي ظريف هستند.
باتوجه به موارد ذكرشده به نظر ميرسد نواقصي در سه مؤلفه يكپارچگي بينايي – حركتي، مهارتهاي حركتي ظريف و ادراك بينايي در كودكان اختلالات يادگيري به چشم ميخورد.
مشکلات هماهنگی حرکتی، عدم توانایی در دست کاری موفق اشیاء، مهارت های ضعیف حرکتی ظریف مانند عدم توانایی قیچی کردن متناسب با سن کودک، اختلال در ترسیم و نقاشی خلاق، درک بینایی پایین تر از سن و مهارت های خود یاری ضعیف مانند مشکل در انجام کارهای شخصی مثل لباس پوشیدن مستقل، غذا خوردن مستقل و… در این کودکان دیده می شود.
خدمات کاردرمانی کودکان و کاردرمانی در منزل مرکز درمان اختلال یادگیری میتواند در اصلاح مشکلات ادراک بینایی، تقویت مهارتهای ظریف و مهارت های نوشتاری همچنین یکپارچگی بینایی و حرکتی و مهارت های هماهنگی حرکتی درشت و ظریف موثر باشد. گفتاردرمانی کودکان مرکز درمان اختلالات یادگیری در تقویت مهارت های گوش دادن، فكر كردن، صحبت كردن، خواندن، هجي كردن و مهارت های درک مطلب به کودکان اختلالات یادگیری کمک می کند. اگر توانایی آمدن به کلینیک را ندارید یا به هر علتی نیاز به ارائه خدمات توانبخشی را در منزل دارید. می توانید از خدمات گفتار درمانی در منزل استفاده نمایید.
مکانیسم انعطاف پذیری عصبی در یادگیری
محققان بر این عقیده اند که فرآیندهای یادگیری و حافظه باعث تغییرات ساختاری و عملکردی در نورون های مغز می گردد. چنین تغییراتی در سیستم عصبی به عنان انعطاف پذیری عصبی(شکل پذیری عصبی) شناخته می شود که نشان دهنده ظرفیت و توانایی تغییر پذیری سیستم عصبی در پاسخ به اطلاعات و تجربه های جدید است.
بنابر این یادگیری (کسب اطلاعات جدید یا تغییرات رفتاری از طریق تجربه) در اثر تغییر در مدارهای مغزی ایجاد می گردد.
بررسی ها و مطالعات نشان می دهند که به هنگام یادگیری، تغییراتی در زیست شیمیایی مغز ایجاد می شود. این تغییرات ممکن است در ارتباط با برخی از پروتئین ها، مولکول های ریبونوکلئیک اسید، یون های کلسیم و پتاسیم، گیرنده های سیناپسی و غیره باشند.
نظریه های شناختی مورد استفاده در مرکز درمان اختلالات یادگیری:
نظریه واج شناختی: نظریه واج شناختی بیان میکند که افراد دارای نارساخوانی اختلال در دستکاری صدا دارند که بر حافظه شنوایی بازیابی کلمه و مهارتهای تناظر بین صدا هنگام پردازش گفتار تاثیر میگذارد.
با توجه به این واقعیت که یادگیری خواندن یک نظام الفبایی نیازمند یادگیری پیوسته نویسه _ واج، پیوستگی بین حروف و صداهای تشکیل دهنده گفتار است. اگر این صداها به طور ضعیفی بازنمایی، ذخیره سازی یا بازیابی شوند خواندن الفبای ضعیف خواهد بود.
نظریه پردازش شنیداری سریع: نظریه پردازش شنیداری سریع مشکلات ادراک گفتار پردازش واژه شناسی و آگاهی واج شناسی کودکان نارساخوان را با آسیب پردازش شنیداری سطح پایینتر شرح میدهد.
بر این اساس کودکان نارساخوان در ادراک محرک های شنیداری کوتاه و توالی های سریع مشکل دارند این مشکل مربوط به محرک های شنیداری کلامی و غیرکلامی است و به نظر می رسد اثر زیادی روی ادراک هجاهای دارای پایان صامت دارد.
نظریه مخچه ای
بر اساس نظریه مخچه ای آسیب خفیف سبب نارسایی یادگیری میشود. مخچه وظیفه کنترل حرکتی بیان گفتار را برعهده دارد و به
همین خاطر نظریه مخچه ای بیان می دارد که مشکلات موجود در عملکرد بیانی سبب نقایص پردازش واژه شناختی و در
نتیجه نارساخوانی می شود. مخچه به خودکار شدن رفتار های آموخته شده از جمله یادگیری رابطه نویسه و واج در هنگام
خواندن متن کمک می کند با این حال اختلال در مخچه علت اصلی اختلال خواندن و نوشتن نیست و بایستی مطالعات
بیشتری در این زمینه انجام گیرد.
اختلالات یادگیری
نظریه نقص توانایی هایی فضایی :
این نظریه نقص شناختی اصلی در دانش آموزان با اختلال ریاضی و خواندن را مشکلات ادراک دیداری – فضایی می داند
توانایی دیداری فضایی به توانایی گفته می شود که بر اساس آن، اطلاعات فضایی، مستقیماً از طرحهای موجود در شبکیه
چشم و نقشه های فضایی – دیداری قشری که حاصل عملکرد ۲۰ ناحیه قشری مجزا هستند استخراج می شوند. مرتبط بودن
ریاضیات توانایی فضایی ممکن است بر اساس فرایندهای اساسی مشترک بین این دو باشند. توانایی های فضایی در فرایند
خواندن به ویژه در مواردی که چرخش فضایی حرف یا کلمه موجب تغییرات واجی و یا معنایی می شود بسیار مهم است. به
این عنوان مثال :
ص و ض و برو و نرو که درک موقعیت فضایی نقطه در آن مهم است.
نظریه مگنوسلولار:
نظریه آسیب دیداری، نارسایی پردازش حروف لغات در یک متن را دلیل نارساخوانی می داند. نظریه دیداری، نقص واج شناسی را رد نمی کند، اما بر نقص دیداری مشکلات خواندن، حداقل در بعضی از نارساخوان ها تاکید می کند.
نظام دیداری به دو مسیر متمایز که نقش ها و ویژگی های متفاوتی دارند تقسیم می شوند:
مسیرهای مگنوسلولار و پاروسلولار و نارسایی نظام دیداری مربوط به همین مسیرها است. این نظریه فرض می کند که مسیر مگنوسلولی به طور انتخابی در افراد نارساخوان مختل میشود و موجب نقص در پردازش دیداری می شود نظریه مگنوسلولار در صدد است تا نظریات مخچه ای ، واج شناختی، پردازش سریع خودکار و دیداری را با یکدیگر ادغام کند، در واقع در تلاش برای متحد کردن نظریه مخچه ای، نظریه واجی، تئوری پردازش شنوایی سریع و نظریه دیداری است.
این نظریه پیشنهاد میدهد که اختلال در عملکرد مگنوسلولار تنها محدود به مسیرهای دیداری نمی شود بلکه مرتبط با حوزه شنوایی و لامسه نیز هست.
درمان اختلالات یادگیری
درمان کودکان اختلال یادگیری از حیطه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. برای درمان موفق نیاز به ادغام روش های مختلف کاردرمانی، روانشناسی و گفتاردرمانی در این کودکان می باشد. روش های آموزش بالینی مبتنی بر توانایی های دانش آموز در جهت آموزش تکمیلی در مدرسه و منزل توصیه می شود.
بهترین مرکز درمان اختلالات یادگیری در تهران که تحت نظارت جناب آقای دکتر صابر، بهترین دکتر اختلال یادگیری، می باشد شامل کلینیک توانبخشی غرب تهران واقع در سعادت آباد (کاردرمانی در غرب تهران- گفتاردرمانی در غرب تهران) وکلینیک توانبخشی پایا واقع در پاسداران( کاردرمانی در شرق تهران- گفتاردرمانی در شرق تهران) می باشد که به درمان اختلالات یادگیری و ناتوانی یادگیری می پردازد.
مشکلات زبان شفاهی در کودکان اختلال یادگیری
در این قسمت به بررسی مشکلات مربوط به زبان شفاهی در کودکان اختلال یادگیری میپردازیم: نا آگاهی واجی،کندی در نامگذاری: مشکل واژه یابی،اختلالات زبانی
ناآگاهی واجی در کودکان با اختلالات یادگیری
آگاهی واجی تشخیص این مسئله است که واژه از عناصر صوتی یا واج ها ت میشود که صداهای گفتاری را نشان میدهند. واج ها واحد های انتزاعی زبان اند حتی انتزاعی تر از واژه یا هجا.یادگیری فکر کردن به صداهای واجی زبان مشکلتر از یادگیری فهم و کاربرد زبان است. بسیاری از کودکانی که در یادگیری خواندن دچار مشکل اند نسبت به صداهای واجی زبان و واژه ها حساس نیستند. نه در پردازش واژگانی علت بسیاری از مشکلات مربوط به خواندن و املا ست.
افرادی که شروع به خواندن می کنند به شرطی موفق به این کار میشوند که دانش فراتر از تمایز بین واژههایی مثل گرد و کَرد داشته باشند و بتوانند فراتر از حفظ این لغات در حافظی خویش کاری با آنها انجام دهند. آنها همچنین باید از صداهای واجی موجود در این کلمات آگاهی داشته باشند تا بتوانند اهمیت تک صوت واجی را چه واژه های گرد و کَرد را از هم متمایز میکند در یابند. دانش آموزانی که در تشخیص واجی ضعیف اند نمی توانند تعداد صداهای کلمه های نظیر گرد را مشخص کنند.اگر کودکی نتواند به عناصر صوتی زبان فکر کند و قادر نباشد صداهای موجود در واژه ها را بفهمد نظام الفبایی برای او همیشه به صورت یک معما باقی خواهد ماند.
آگاهی واجی در کودکان اختلال یادگیری به تدریج ظاهر می شود. مطالعات پژوهشی که مستلزم شمردن تعداد واژه های کلمات مشابه تک سیلابی است نشان دهنده الگوهای رشدی زیر است.
هیچ کودکی در چهار سالگی نمی تواند واژه ها را بشمارد ولی نیمی از این کودکان قادر به شمارش هجاها هستند. در پنج سالگی ۲۰ درصد کودکان می توانند واج های موجود در واژه ها را بشمارند و نیمی از آنها موفق به شمارش هجاها میشوند. در پایان کلاس اول ابتدایی ۷۰ درصد کودکان ۶ ساله می توانند واج ها را بشمارند ۹۰ درصد آنها میتوانند هجاها را بشمارند.بیشتر کودکان دچار اختلالات یادگیری که در خواندن مشکل دارند،این توانایی های نظام صوتی را کسب نکرده اند.
آگاهی واجی به دانش آموز اجازه می دهد که وارد نظام الفبایی شود. انگلیسی نوشتاری نیز نظامی الفبای است.با حروف الفبا صداهای گفتار در قالب نوشتار بازنمایی می شود. (زبانهای انگلیسی آمریکایی،انگلیسی بریتانیایی،سوئدی،اسپانیایی،فرانسوی و ایتالیایی بین ناآگاهی واجی و ضعف در خواندن ارتباطی وجود دارد. تدریس به دانش آموزان دچار اختلالات یادگیری شامل موارد زیر است:
مهارت آگاهی واجی را میتوان به کودکان آموخت. برادلی و برایانت ۱۹۸۵) ) دریافتند دانشآموزان اختلال یادگیری که آگاهی واجی را آموخته بودند در خواندن و دیکته از گروه گواه،که آموزشهای دیگری دریافت کرده بودند موفق تر بودند.
معلم ها باید هرچه سریعتر به کودکان کمک کنند تا آگاهی لازم را نسبت به صداهای گفتاری به دست آورند. شعرهای کودکستانی، ترجیع بندها و بازی با کلمات به کودکان کمک میکند تا ساختار بخشی را نخست در واژه ها،بعد در هجا ها و سرانجام در واج ها بفهمند.
کودکان باید حروف الفبا را همراه با نام حروف و صدای آنها یاد بگیرند.صدای واژهها را میتوان از طریق بخش کردن هجاها به واج ها و بخش کردن واژهها به هجاها به کودکان آموخت.
بخش راهبردهای تدریس مربوط به ایجاد آگاهی واجی است. بخش تدریس مهارت های شنیداری شامل راهبردهای دیگری است.
بهترین دکتر اختلال یادگیری در بهترین مرکز تشخیص اختلال یادگیری در غرب و شرق تهران به درمان اختلالات یادگیری و ناتوانی یادگیری در کودکان می پردازد.
کندی در نامگذاری: مشکل واژه یابی در اختلال خواندن
بسیاری از دانش آموزان دچار اختلالات یادگیری در بازیافتن واژهها کندند. مثلاً وقتی تکلیف نامگذاری تصاویر به آنها نشان داده میشود،نمی توانند به سرعت اسامی تصاویر را به یاد آورند.کندی در پیدا کردن کلمه ها و نامگذاری به کندی در خواندن و اختلالات یادگیری منجر می شود.کندی در نامگذاری احتمالاً به علت مشکلات بازیابی از حافظه است که دسترسی کودک به اطلاعاتی کلامی و نظام صوتی را دشوار می سازد.
بسیاری از کودکانی که دیر زبان باز میکنند دچار نوعی اختلال در یادگیری زبان هستند که این مشکل از طریق کندی آنها در پردازش صدا ها مشخص می شود. این کودکان در تشخیص هجا های کلماتی که اول آنها با صداهای صامت خاصی شروع می شود که فقط به اندازه یک میلیونیم ثانیه کشیده میشوند،نظیر /ب/یا/ د/ کندی نشان می دهند.این کودکان همچنین صداهای گفتاری و غیر گفتاری خاصی را که با توالی سریع به گوش می رسند به دشواری می توانند تشخیص دهند. این کودکان به علت کندی در پردازش زبان دیر زبان باز میکنند.
اخیراً یائولاتالال و مایکل مرزنیک مطالعه پژوهشی انجام دادند که درباره کودکان دچار این نوع اختلال در یادگیری زبان بوده است. کودکان در این مطالعات از بازیهای رایانه خاصی استفاده می کردند. آنها به تبعیت از دستورالعمل هایی که رایانه می داد با کشیدن صدا های گفتاری و با تاکید سریع و مولفه های گفتاری متغیر (نظیر حروف بی صدای کوتاه) باید آن گفتهها را کندتر یا بلندتر میکردند. همچنین با بازیهایی که آنها را ملزم به تشخیص نشانه های مختلف صداها می کرد بازی کردند. هرچه کارآمدی کودکی بهتر میشد،این نشانه های صدا به تدریج کوتاه تر و متوالی تر تلفظ میشد. پژوهشگران فوق گزارش کردهاند که در مهارتهای زبان شفاهی شاهد پیشرفت شگفتانگیزی بودهاند. بعد از ۴ هفته آموزش فشرده،بهبود مهارت های زبان به جایی رسید که کودکان هم ازنظر تمایز گفتاری و هم از نظر درک زبان به محدوده سنی طبیعی خود رسیدند یا حتی از آن محدوده پیشی گرفتند.
مشکلات نامگذاری و کند بودن در بازیابی کلمه از حافظه نوجوانان و بزرگسالان دچار اختلالات یادگیری را نیز به اندازه کودکان دچار زحمت می کند. اشکال در پیدا کردن کلمه ممکن است تمام عمر باعث اشکال در خواندن،یادگیری و زبان بیانی شود.یکی از برنامههای مداخلاتی برای درمان مشکل کلمه یابی برنامه مداخلاتی کلمه یابی است.
اختلالات یادگیری و اختلال هماهنگی رشدی
مشکلات درسی- تحصیلی
اختلال هماهنگی رشدی روی زمینه های تحصیلی از قبیل نوشتن،درک مطلب،مهارت روخوانی،مهارت انشا نویسی و درک مفاهیم پایه ریاضی و غیره تاثیر می گذارد. این اختلال به قدری در موفقیت تحصیلی تاثیر گذار است که اگر کودکی،در سن ۷ سالگی تشخیص داده شود و مداخله صورت نگیرد،این کودک در سن ۱۰ سالگی به احتمال بسیار زیاد با مشکل درک مطلب رو به رو خواهد شد.
بین اختلال هماهنگی رشدی و اختلالات یادگیری ارتباطی قوی وجود دارد و کودکان مبتلا به این اختلال انواع اختلال یادگیری از قبیل اختلالات خواندن،املا نویسی،اختلالات ریاضی،را نشان میدهند،که عامل اصلی ایجاد آن نیز عدم رشد مناسب قسمتهای مربوط به انجام مهارت های حرکتی در مغز است. همچنین ارتباط به صورت معکوس نیز وجود دارد. درصد بالایی ( 64.8 درصد ) از کودکان اختلال یادگیری،مشکلات هماهنگی حرکتی جدی نیز دارند.
سرعت و الگوی یادگیری عملکردی
الگوی یادگیری عملکردی در کودکان هماهنگی رشدی با کودکان عادی تفاوت معناداری ندارد ولی سرعت یادگیری و انجام فعالیت به مراتب در این کودکان نسبت به کودکان عادی کمتر است.
غلبه طرفی در کودکان و اختلال یادگیری
این کودکان معمولاً از غلبه طرفی مناسبی برخوردار نیستند حدود ۶۲ درصد از این کودکان غلبه طرفی دارند و چپ دست یا راست دست می باشند و مابقی غلبه طرفی نداشته و به اصلاح دو دستی می باشند.نکته جالب اینکه غلبه طرفی حتی در کودکان چپ دست و راست دست این کودکان چندان روشن کرده و این کودکان نسبت به سایر کودکان عادی از مهارت بسیار پایینی در این زمینه برخوردار هستند.
جالبتر اینکه درصد کودکان چپ دست در این کودکان نسبت به کودکان عادی بسیار زیاد است به ۴۷ درصد میرسد.این کودکان در انجام دستوراتی که مجبورند حرکت را از یک نیمه بدن به یک نیمه دیگر بدن انتقال دهند یا فقط در یک نیمه انجام دهند (بدون حرکت در نیمه دیگر)مشکلات جدی دارند و سرعت انتقال آنها بسیار پایینتر از کودکان عادی است.به عنوان مثال چنانچه از این کودکان خواسته شود با کف دست راست روی میز ضربه بزنند و سپس دستور شما حرکت را فقط در دست چپ انجام دهند این سرعت انتقال به کندی صورت میگیرد و احتیاج به راهنمایی های بیشتری دارد. ضعف این کودکان در غلبه طرفی نشاندهنده رشد ضعیف ارتباط دو نیم کره ی مغز نسبت به کودکان عادی هم سن می باشد.
نکته جالب تر اینکه این کودکان نسبت به کودکان عادی بیشتر چپ دست بوده (حدود 1 و 37 درصد البته این درصد با توجه به شدت اختلال بالا و پایین میشود و در موارد شدید تر به ۴۶ درصد هم میرسد) و کمتر راست دست هستند (حدود3، 25 درصد ) که این مطلب نیز باز تفاوت رشد ارتباط دو نیمکره مغز این کودکان با کودکان عادی را نشان می دهد.
عدم رشد مناسب غلبه طرفی در این کودکان فقط محدود به مهارتهای حرکتی نمی شود بلکه این کودکان در غلبه طرفی صحبت کردن نیز مشکل دارند که باعث بروز برخی مشکلات زبانی خاص و نوشتاری می گردد. در این کودکان نیمکره چپ به خوبی رشد نکرده و جالبتر اینکه حتی در کودکان راست دست اختلال هماهنگی رشدی،با وجود غلبه طرفی در مهارت های حرکتی،در صحبت کردن غلبه طرفی مناسبی دیده نمیشود و نیمکره های چپ به اندازه کافی رشد نکرده است که خود باعث بروز مشکلاتی در صحبت کردن این کودکان می گردد،البته ناگفته نماند در این کودکان حتی با وجود غلبه طرفی،این رشد کافی نبوده و مانند کودکان عادی از هر دو لحاظ حرکتی و به خصوص صحبت کردن ،نمی باشد و در واقع این کودکان قلبی طرفی غیرعادی دارند.
عدم وجود یا رشد نامناسب غلبه طرفی در این کودکان عوارض بسیاری در مهارتهای حرکتی و تحصیل این کودکان از جمله ایجاد اختلال یادگیری ( نظیر اختلال ریاضی،املا،خواندن و نوشتن) ایجاد میکند. بسیاری از این کودکان در اثر عدم وجود هماهنگی رشدی،غلبه طرفی نداشته که خود عوارض بسیاری در تحصیل کودکان از جمله ایجاد اختلال یادگیری (نظیر اختلال ریاضی،املا،خواندن و نوشتن) ایجاد میکند.
انواع اختلالات یادگیری کودکان
اختلالات یادگیری، اصطلاحی مادر برای طیف وسیعی از مشکلات یادگیری می باشد. در حقیقت کسی که با اختلال یادگیری دست و پنجه نرم می کند، برای درک اطلاعات جدید یا پیچیده و یادگیری توانایی های جدید با مشکلات زیادی رو به رو می شود. شایع ترین انواع اختلالات یادگیری شامل اختلال خواندن، نوشتن، ریاضیات، مهارت های حرکتی، شنوایی، زبان و بینایی هستند. دکتر صابر، بهترین دکتر اختلال یادگیری در بهترین مرکز تشخیص اختلال یادگیری به درمان انواع اختلالات یادگیری و انواع ناتوانی یادگیری در کودکان می پردازد.
اختلال یادگیری در خواندن (نارساخوانی): اختلالات اصلی در خواندن زمانی اتفاق می افتند که درک ارتباط میان اصوات، حروف و کلمات مشکل باشد. اختلال یادگیری در خواندن را می توان رایج ترین اختلال در یادگیری محسوب کرد. نارساخوانی نوعی اختلال یادگیری است که مانع توانایی کودک در خواندن و درک متن می شود.
اختلال یادگیری در نوشتن (دیسگرافی): دانش آموزان مبتلا به این اختلال غالبا نمی توانند به طور درست مداد را در دست بگیرند و در زمان تلاش برای نوشتن احتمال دارد بدن آن ها تنش داشته باشد. این نوع اختلال یادگیری سبب می شود تا خیلی زود از ادامه نوشتن خسته شوند. اختلال در نوشتن، در اصل مشکل در ساماندهی افکار بر روی کاغذ می باشد.
اختلال یادگیری در مهارت های حرکتی (دیس پراکسی): علائمی که نشان دهنده این است که کودک شما مبتلا به ناتوانی در هماهنگی حرکتی است، شامل اختلال در فعالیت هایی است که احتیاج به هماهنگی چشم و دست دارد، از جمله نگه داشتن مداد یا بستن دکمه های لباس. اختلال در مهارت های حرکتی به مشکلات حرکتی و هماهنگی مهارت های حرکتی ظریف یا مهارت های حرکتی درشت اشاره دارد.
اختلال یادگیری در ریاضیات: کودکانی که به این نوع اختلال دچار می شوند، به طور معمول برای تسلط به قواعد اعداد و ارقام، اطلاعات رقمی یا محاسبه با مشکل مواجه می شوند. توانایی کودک در ریاضی می تواند به وسیله اختلال در یادگیری زبان، اختلال بینایی یا اختلال در توالی، حافظه یا نظم تحت تأثیر قرار بگیرد.
اختلال یادگیری زبان: اختلال یادگیری زبان و ارتباطات، توانایی درک یا تولید زبان گفتار را شامل می شود. علائم اختلال یادگیری زبان شامل اختلال در مهارت های زبان کلامی همچون توانایی بازگویی داستان و روان بودن گفتار و حتی توانایی درک معنای کلمات، مسیر ها و… می باشد.
اختلال پردازش شنوایی: ناتوانایی در تشخیص تفاوت های ظریف صدا یا شنیدن صوت ها با سرعت اشتباه، موجب می شود ادای کلمات و درک مفاهیم خواندن و نوشتن، با مشکل همراه شود.
اختلال پردازش بینایی: اختلالات ادراک بینایی شامل عدم تشخیص تفاوت های ظریف در شکل های گوناگون، برعکس کردن کلمات یا اعداد، درک ناصحیح عمق یا فاصله یا داشتن اختلال در هماهنگی چشم و دست می باشد.
درمان اختلالات یادگیری در دانش آموزان ابتدایی
اگر دانش آموز ابتدایی دارید، با گذشت زمان کمی از ورود او به مدرسه احتمال دارد متوجه این نکته شوید که او با اختلالاتی در یادگیری رو به رو شده است. در خیلی از موارد شروع اختلال یادگیری در فاصله قبل از دبستان تا کلاس دوم ابتدایی مشخص می شود. سنین 7 تا 9 سال، طلای ترین زمان برای شناسایی و درمان اختلالات یادگیری در کودکان می باشد. اختلالات یادگیری در دانش آموزان پسر رایج تر از دانش آموزان دختر می باشد. ناتوانی یادگیری دانش آموزان ابتدایی را نباید با مشکلات یادگیری دانش آموزان ابتدایی اشتباه گرفت، به این دلیل که اختلال یادگیری اهمیت بیشتری نسبت به مشکلات یادگیری دانش آموزان ابتدایی دارد. در بهترین مرکز تشخیص اختلال یادگیری که توسط دکتر اختلال یادگیری یعنی دکتر صابر مدیریت می شود، با تشخیص درست ناتوانی یادگیری به درمان اختلالات یادگیری در بهترین زمان پرداخته می شود. عدم تشخیص درست و درمان اختلالات یادگیری موجب بیشتر شدن حس نا امیدی، کمتر شدن اعتماد به نفس و همچنین عزت نفس دانش آموز و بروز برخی مسائل و چالش ها در دانش آموز می شود.
درمان اختلالات یادگیری احتمال دارد در ابتدا خیلی سخت به نظر بیاید به این دلیل که ناتوانی یادگیری نوعی اختلال دائمی است، اما با تشخیص صحیح و درمان زود هنگام می توان مهارت های کودک را تقویت کرد و به او کمک کرد تا زندگی عادی داشته باشد. به عنوان مثال به عنوان والدین به جای این که روی کمبود ها و مشکلات یادگیری کودک خود تمرکز کنید، بر نقاط قوت نیز تأکید داشته باشید یا بعضی اوقات به او پاداش دهید یا مثلا بر پیشرفت کودک خود نظارت دقیق و درست داشته باشید تا این اطمینان حاصل شود که نیاز کودک تان برای تحصیل برآورده می شود. بیشتر پدر و مادر ها در مواجهه با اختلالات کودک شان در یادگیری، صبر خود را از دست می دهند و عصبانی می شوند، در حالی که این رفتار ها بیشتر کودک را ناامید کرده و اعتماد به نفس او را خیلی پایین می آورد. دکتر مهدی صابر، بهترین دکتر اختلال یادگیری در حرفه ای ترین مرکز تشخیص اختلال یادگیری به درمان اختلالات یادگیری و ناتوانی یادگیری در دانش آموزان ابتدایی می پردازد.
شایع ترین اختلالات یادگیری
بعضی اوقات کودکان در یادگیری مطالب با مشکلاتی مواجه می شوند که پدر و مادر ها از آن ها خبر ندارند و برخی زمان ها به حساب تنبلی کودکان می گذارند، اما ممکن است کودک به اختلال یادگیری مبتلا شده باشد. اختلال یادگیری اصطلاحی کلی برای طیف گسترده ای از مشکلات در یادگیری می باشد. اختلال یادگیری عیب داشتن سطح هوش یا انگیزه کودک نمی باشد. کودکان و بزرگسالانی که به اختلال یادگیری مبتلا هستند، به صورت متفاوتی از دیگران می بینند، می شنوند و درک می کنند. این مورد سبب می شود در یادگیری مفاهیم و توانایی های جدید یا استفاده از آن ها با مشکل رو به رو شوند. اختلال یادگیری طیف وسیعی از ناتوانی های یادگیری را در برمی گیرد که انواع مختلفی دارد. شایع ترین اختلالات یادگیری عبارت اند از: اختلال یادگیری خواندن، اختلال یادگیری نوشتن، اختلال یادگیری ریاضی، اختلال یادگیری شنیدن، اختلال یادگیری زبان. نکته حائز اهمیت این است که بدانید بیشتر کودکان مبتلا اختلال یادگیری هم اندازه دیگر کودکان باهوش هستند، فقط باید به صورتی آموزش ببینند که با نحوه یادگیری ویژه آن ها سازگار باشد. شایع ترین اختلال یادگیری در دانش آموزان ابتدایی، اختلال یادگیری خواندن است که در اغلب دانش آموزان ابتدایی دیده می شود و تقریباً ۸۰ تا ۹۰ درصد از کل اختلالات یادگیری را درگیر می کند.
اختلال یادگیری خواندن: یک اختلال شایع یادگیری است که عموما موجب مشکلات خواندن، نوشتن و دیکته نویسی می شود. مشکلات اصلی خواندن هنگامی رخ می دهد که کودکان با برقراری ارتباط میان صدا ها، حروف و کلمات مشکل داشته باشند. تشخیص حروف و کلمات، فهم کلمات و نظرات برای افراد مبتلا به این اختلال، سخت است. سرعت خواندن و روانی گفتار نیز در این افراد کم است.
اختلال یادگیری نوشتن: در این اختلال، افراد در نوشتن و برخی اوقات در دیگر توانایی های حرکتی ظریف همچون گرفتن صحیح مداد در دست، با مشکل مواجه می شوند.
اختلال یادگیری ریاضی: مهارت کودک در انجام ریاضی به صورت متفاوتی تحت اثر اختلال یادگیری زبان، اختلال یادگیری بینایی، اختلال در ترتیب اعداد، شمارش اعداد، خواندن ساعت و شمردن پول قرار می گیرد. کودکی که مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی باشد، با به خاطر سپردن اعداد، نشانه های ریاضی و عملیات ریاضی مشکل دارد.
اختلال یادگیری شنیدن: از انواع اختلال یادگیری می باشد که عموما برای اولین بار در کودکان خردسال نمایان می شود. در این اختلال احساس می شود کودک مشکل شنوایی دارد ولی معمولا شنوایی کودک طبیعی است. در اختلال یادگیری شنیدن مغز توانایی پردازش صداها به روش عادی را ندارد.
اختلال یادگیری زبان: به علت آسیب به مناطقی از مغز که مهارت های زبانی را تولید و پردازش می کنند، این اختلال ایجاد می شود. اختلال یادگیری زبان می تواند مشکلاتی را جهت برقراری ارتباطات از خفیف تا شدید ایجاد کند.
سوالات متداول:
1-آیا دارودرمانی برای اختلالات یادگیری مؤثر است؟
دارو معمولاً برای اختلال یادگیری تجویز نمیشود، مگر اینکه مشکلاتی مانند بیشفعالی یا اضطراب همراه آن باشد. درمانهای آموزشی و توانبخشی اصلیترین راهکار هستند.
2-آیا اختلالات یادگیری ارثی هستند؟
در برخی موارد سابقه خانوادگی وجود دارد، اما عوامل محیطی و رشد مغز نیز نقش دارند. بررسی سابقه خانوادگی میتواند به تشخیص کمک کند.