یادگیری چیست، یادگیری فرایندی است که در موجودات تکامل یافته به خصوص انسان از جایگاه مهمی برخوردار است. همچنان که تکالیف و فعالیت های انسان پیچیده تر می گردند به همان نسبت به فرآیند یادگیری نیز اهمیت و ضرورت بیشتری می یابد. در تعریف یادگیری باید گفت یکی از ابزارهای ضروری انسان جهت سازگاری با محیط اطراف خود است. در دنیایی که هر روز شاهد تغییرات بسیار زیادی هستیم در صورت عدم توانایی یادگیری، امکان خلاقیت، ابتکار، آسایش و یک زندگی هدفمند و پیشرفت و توسعه در زمینه های مختلف وجود نداشت. مرکز اختلال یادگیری دکتر صابر در زمینه روش های مختلف یادگیری به کودکان با اختلالات یادگیری خاص فعالیت می نماید.
مرکز اختلال یادگیری دکتر صابر در حیطه تشخیص اختلال یادگیری، بررسی علل و درمان تخصصی مشکلات یادگیری کودکان به صورت کاملا تخصصی فعالیت می نماید. بخش سنسوری روم، اتاق تاریک دیداری، اتاق شنیداری، بخش آموزش تخصصی همگی از بخش های مهم این مرکز می باشند.
یادگیری چیست
به طور کلی یادگیری در انسان، جنبه ها و سطوح متفاوتی دارد که می تواند در ارتباط با فعالیت های حرکتی ( همانند آموزش راه رفتن،دویدن، دوچرخه سواری، شنا، فوتبال، ژیمناستیک و …)، پیشرفت های تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان، زبان آموزی، مفهوم سازی، تصمیم گیری، حل مسئله، کشفیات علمی، نوشتن مقالات و کتاب، مدیریت و… باشند. خبرگی و تخصص در یک حوزه خاص، نشان دهنده سطوح متفاوت و بالای یادگیری فرد در آن کار و حرفه است.
فرایند یادگیری با موضوعات شناختی دیگر چون توجه، ادراک، حافظه و هوش در تعامل است. همچنین یادگیری تحت تاثیر عوامل مختلف رشدی، عاطفی، اجتماعی، فرهنگی، شخصیت و نظام آموزشی قرار می گیرد. حتی خواب کافی برای یادگیری ضرورت دارد، چون خواب در تثبیت یا تحکیم یادگیری و در نتیجه در ایجاد حافظه جدید پایدار نقش دارد.
تعریف یادگیری
محققان بر اساس نوع نگرش و زمینه تحقیقاتی خود،تعاریف مختلفی از یادگیری را مطرح نمودند. برخی از تعاریفی که میتوان از یادگیری ارائه کرد عبارتند از:
یادگیری یک فرآیند شناختی است که باعث کسب دانش و فهم جدید،اصطلاح اطلاعات قبلی یا مهارت در عملکرد و فعالیتهای شخصی می گردد.
یادگیری عبارت است از تغییرات نسبتاً پایدار در رفتار که از طریق تجربه و تمرین ایجاد می گردد.
یادگیری یک اصطلاح کلی است جهت توصیف تغییرات به نسبت پایدار در تفکر، احساس و رفتار که در نتیجه تجربه حاصل می شود.
نکته ای که باید توجه داشت این است که رفتارهای غریزی و غیر ارادی همانند دور کردن دست پس از برخورد آن به یک شیء بسیار داغ یا کشیدن پا به دنبال فرو رفتن یک سوزن در کف پا یادگیری محسوب نمی شوند ولی فعالیت های ارادی،اعمال هدفمند، تصمیم گیری، برنامه ریزی،سازماندهی و اجرایی کردن اهداف تکالیفی هستند که به یادگیری نیاز دارند.
انواع نظریه های یادگیری
نظریه های مختلفی در ارتباط با فرایند یادگیری بر اساس تحقیقات و مطالعات محققان وجود دارد که هر یک از زوایه خاصی آن را مورد بررسی قرار دادهاند.
در مجموع نظریه های یادگیری شامل دو نظریه کلی یا اصلی است:
نظریه های رفتاری (رفتارگرایی) یا نظریه های محرک- پاسخ
نظریه های شناختی (شناخت گرایی)
نظریه های رفتاری
از جان بی واتسون روان شناس آمریکایی به عنوان پدر رفتارگرایی یاد میشود،کسی که فضا را برای رفتارگرایی آماده کرده بود. به نظریه های یادگیری رفتاری،نظریه های تداعی یا نظریه های محرک- پاسخ نیز گفته می شود.
ویژگی های دیدگاه رفتاری ( رفتارگرایی)
خصوصیات کلی رفتارگرایی شامل موارد زیر است:
تاکید بر رفتارهای قابل مشاهده
تاکید بر رابطه بین محرک و پاسخ قابل مشاهده
رفتار ناشی از شرطی سازی و تقویت است
بی اهمیت دانستن فرآیندهای ذهنی (شناختی) چون ادراک،هوشیاری،توجه،حافظه و تفکر به علت غیر قابل مشاهده بودن آنها
بر اساس رفتارگرایی،یادگیری در نتیجه رابطه یا پیوند میان محرک و پاسخ ایجاد میشود.
فرایندهای ذهنی،احساسات و انگیزش،موضوعات مناسبی برای مطالعه رفتار نیستند چون این مباحث به طور مستقیم غیر قابل مشاهده اند.
مهمترین نظریه های رفتاری
نظریه های رفتاری مهم عبارتند از:
نظریه شرطی سازی کلاسیک (پاسخگر یا پاولفی و یا بازتابی)
نظریه شرطی سازی وسیله ای ثرندایک یا یادگیری آزمون و خطا (تئوری پیوندگرایی ثرندایک)
نظریه شرطی سازی کنشگر (عامل) اسکینر
پس از ۱۹۵۰،به تدریج از اهمیت رفتارگرایی کاسته شد. با وجود کاهش نقش و جایگاه رفتارگرایی در طی زمان،امروزه بسیاری از مفاهیم و اصول آن در شرطی سازی و اصلاح رفتار همچنان مورد استفاده قرار می گیرد.
نظریه های شناختی
مطالعات و بررسی های روانشناسان گشتالت همانند ورتهایمر، کافکا و کهلر شرایط لازم را برای ایجاد و توسعه نظریه های شناختی مهیا کرد. روانشناسی گشتالت تقریباً در سال ۱۹۱۲ در آلمان شکل گرفت. روانشناسان گشتالت به فرایندهای ذهنی به خصوص ادراک علاقهمند بودند. از دیدگاه مکتب گشتالت( کل گرایی)، کل شامل اجرایی است که روابطی با یکدیگر دارند. در حقیقت کل چیزی بیش از اجزای تشکیل دهنده آن می باشد.
منظور از شناخت در نظریه های شناختی،فرایندهای ذهنی چون ادراک، توجه، زبان، تفکر، بینش، تصمیم گیری، حل مسئله، یادگیری، استدلال و حافظه می باشند که عملکرد و رفتار انسان را تحت تاثیر قرار می دهند. مکتب شناخت گرایی یکی از مکاتب مهم روانشناسی معاصر است که علاوه بر مطالعه و بررسی فرایند های شناختی کاربرد این فرایند ها در رایانه ها را نیز شامل می شوند. یادگیری در نظریه شناختی در ارتباط با اطلاعات جدید یا اصلاح اطلاعات قبلی است.
ویژگیهای دیدگاه شناختی (شناخت گرایی)
خصوصیات کلی شناخت گرایی شامل موارد زیر است:
تاکید بر فرآیندهای شناختی ( ذهنی) در یادگیری
تاکید بر ساختار شناختی (ساخت شناختی) که عبارت است از دانش کلی فرد در طی زمان. ساخت شناختی شامل مجموعه اطلاعات،مفاهیم و اصول سازمان یافته در یک شخص است که می تواند افزایش یا تغییر یابد.
در تکلیف و یادگیری های پیچیده همانند مهارت های زبانی،اختراعات،ریاضیات،فلسفه علوم مختلف دیگر که فقط مسائل خاص انسانی است یادگیری به واسطه فرایندهای ذهنی قابل درک بود و صرفاً تعامل و رابطه میان محرک و پاسخ که بیشتر در موجودات کمتر تکامل یافته مطرح است نمی باشد.
در شناخت گرایی بر حضور و مشارکت فعال فرد در فعالیت های روزمره،کاری و حرفهای تاکید می شود. هر فردی در صورت مشارکت فعال،قابلیت و توانایی ادراک،ذخیره اطلاعات، بینش، تصمیم گیری و حل مسئله را دارد که میتواند از این مجموعه فرایندهای شناختی در جریان زندگی خود به هنگام لزوم استفاده نماید.
یادگیری یک فرایند درونی بوده که در ارتباط با فرایندهای ذهنی دیگر چون حافظه است و احتمال دارد ولی سریع در رفتار ظاهر نشود ولی میتواند به واسطه حافظه در زمان و فرصت مناسب در آینده به کار گرفته شود.
در شناخت گرایی بیشتر بر تحقیقات و پژوهش های انسانی تاکید می گردد که علت آن تکامل بیشتر و پیچیدگی های رفتاری در انسان است که در حیوانات کمتر مطرح بوده یا دیده نمی شود (همانند یادگیری زبان و خواندن،تفکر به معنای خاص،پیدایش هنر،فرهنگ و پیشرفت در علوم مختلف).
شناخت و رفتار همیشه به محرک وابسته نیست،بنابراین می تواند بدون حضور محرک نیز ایجاد گردد.
در حالی که رفتارگرایان به دنبال رابطه بین محرک و پاسخ و همچنین پیامدهای رفتار هستند،شناخت گرایان در پی فرایندهایی هستند که نقش میانجی و واسطه را میان محرک و پاسخ دارند.
بر اساس شناخت گرایی،انسان موجودی نیست که صرفاً تحت تاثیر عوامل محیطی یا درونی گذشته باشد بلکه به واسطه فرایندهای شناختی،توانایی تفکر،استدلال،بینش،تصمیم گیری و حل مسئله را دارد،آگاهانه دست به انتخاب میزند در بسیاری از موارد قادر به کنترل رفتار و پیشبینی مسائل خود می باشد.
اختلالات یادگیری گروه زیادی از مشکلات را در کودکان شامل می شود. در بسیاری از موارد اختلال یادگیری همراه با نقص توجه و اختلالات بیش فعالی همراه است. دارو درمانی یکی از راه های کنترل این اختلالات همراه و بهبود توجه و تمرکز کودکان با اختلالات یادگیری می باشد .برای بهبود توجه و مهار رفتار فزون کنشی دانش آموزان دچار اختلالات یادگیری، برای بسیاری از آنان داروی درمان اختلال یادگیری تجویز میشود. در تجویز دارو برای درمان اختلالات یادگیری، دارویی مطلوب است که فزون کنشی را مهار کند، دامنه توجه را افزایش دهد و از میزان رفتار تکانشی و پرخاشگرانه بکاهد بدون اینکه بی خوابی، بی اشتهایی (از دست دادن میل به غذا)، خواب آلودگی، یا تاثیرات سمی شدید دیگری ایجاد کند. اما پیدا کردن دارو اختلالات یادگیری با نتایج مطلوب کار ساده ای نیست و مستلزم همکاری نزدیک متخصصان کاردرمانی و گفتاردرمانی، کارکنان مدرسه و اعضای خانواده است.
جهت تماس با کلینیک کاردرمانی و گفتار درمانی جناب آقای دکتر صابر (کلینیک توانبخشی پایا در پاسداران ، کلینیک توانبخشی غرب تهران در سعادت آباد) باشماره 09029123536 تماس حاصل فرمایید.
مجموعه داروهای زیر برای کودکان اختلال یادگیری تجویز میشود: محرک های روانی ( ریتالین، دکسدرین، سیلرت)، ضد افسردگی ها( توفرانیل و نورپرامین) ، دارو های تنش کاه ( کلونیدین) محرک های روانی بیش از انواع دیگر تجویز میشوند.
داروهای اختلالات یادگیری
از محرک های روانی بیش از انواع دیگر داروها برای درمان اختلال یادگیری در زمینه نقص توجه و بیش فعالی استفاده میشود. تخمین زده می شود که ۳ درصد دانش آموزان مقطع ابتدایی آمریکا آنها را مصرف میکنند. اثربخشی محرک های روانی در کاهش فزون کنشی اولین بار بیش از ۵۰ سال پیش گزارش شد، زمانی که در کودکان مصرف کننده محرک روانی بنزدرین، دامنه توجه طولانیتر، توانایی بیشتر برای تمرکز و کاهش فزون کنشی و رفتار مخالف جویانه مشاهده شد.
پژوهش های جاری در زمینه تشخیص اختلال یادگیری و نقص توجه موید آن است که داروهای محرک روان، از طریق افزایش برانگیختگی یا هوشیاری دستگاه عصبی مرکزی، بر مغز افراد دچار این اختلال اثر می گذارد. پژوهشگران معتقدند که در مغز این افراد، انتقال دهنده های عصبی-مواد شیمیایی داخل مغز که پیام ها را در امتداد یک شکاف، یا سیناپس، از سلول به سلول دیگر انتقال می دهند-به اندازه کافی تولید نمی شود، و کار داروهای محرک روان تحریک تولید انتقال دهنده های عصبی شیمیایی لازم برای انتقال اطلاعات از ساقه مغز به بخشهایی از مغز است که با توجه به سر و کار دارند. مصرف داروهای اختلالات یادگیری محرک باعث افزایش دامنه توجه کودکان، مهار برانگیختگی، کاهش حواس پرتی و فعالیت حرکتی و بهبود انسجام دیداری-حرکتی میشود.
3 داروی محرک روان که بیش از داروهای دیگر برای اختلال های نقص توجه تجویز می شوند: ریتالین، دکسدرین و سیلرت هستند.
نام تجاری
نام ژنریک
شروع اثر
مدت اثر
ریتالین
مینا فنیدیت
30 دقیقه
3-5 ساعت
دکسدرین
دکسترو آمفتامین
30 دقیقه
3-5 ساعت
سیلرت
پمولین
2-4 هفته
دراز مدت
تاثیر ریتالین و دکسدرین در کمتر از 30 دقیقه، و سیلرت در ظرف چهار هفته است. اثر ریتالین و دکسدرین سه تا پنج ساعت باقی می ماند. بنابراین اثر هر یک از این دو دارو ،با یکبار مصرف آنها در صبح، در طول روز از بین می رود، مگر این که در زمانی که کودک در مدرسه است دوباره به او دارو داده شود. محرک روانی سیلرت یک بار در روز خورده می شود و اثر دراز مدت دارد.
عوارض جانبی مصرف داروهای محرک روان بی خوابی، و از دست دادن اشتهاست که معمولاً زودگذرند و با افزایش مقاومت بدن کاهش می یابند. ریتالین در معدودی از کودکان عوارض جانبی شدید تری دارد و باعث بروز تیک یا نشانگان تورت می شود. در چنین حالتی، دارو باید عوض شود.
گاه در کودکانی که از محرک های روان استفاده می کنند « اثر برگشتی» دیده می شود. رفتار کودک در اواخر بعد از ظهر یا غروب، بعد از مصرف روزانه محرک، به طور معنی داری بدتر می شود. در واقع، از بین رفتن اثر دارو باعث می شود که کودک به طور موقت برانگیختگی، حواس پرتی و فزون کنشی بیشتری نسبت به قبل از خود نشان دهد. در چنین حالتی، ممکن است یکبار دیگر مصرف دارو به مقدار کم در اواخر بعد از ظهر برای کودک لازم باشد.
سایر داروهای درمان اختلال یادگیری
در حدود ۷۵ درصد کودکان دچار اختلال یادگیری با نقص توجه با مصرف داروهای محرک روان بهبود کلی به دست میآورند. اما ۲۵ درصد بقیه بهبود نمی یابند و سایر درمان های پزشکی در مورد این کودکان استفاده می شود. بارکلی داروهای دیگر موثر در درمان اختلال نقص توجه را داروهای ضد افسردگی ( نورپرامین، توفرانیل، الاویل و وروزاک) و دارو های تنش کاه (کلونیدین) ذکر می کند.
مسئولیت مدرسه در درمان دارویی اختلال یادگیری
معلم ها نقش مهمی در افزایش تاثیر دارو درمانی در اختلال یادگیری ایفا می کنند. آنان باید مطلع باشند که کدام دانش آموز دارو مصرف می کند تا بتوانند به پزشکان و والدین درباره اثر دارو بر دانش آموز در مدرسه پسخوراند بدهند. پزشکان برای سنجیدن میزان تاثیر دارو و ایجاد تغییرات مناسب در آن،به چنین اطلاعاتی نیاز دارند.
یکی از مسائل مربوط به استفاده از داروهای تجویز شده برای دانش آموزان دچار اختلالات یادگیری تعریف مسئولیت های مدرسه است. لازم است مدارس خط مشی مکتوبی برای ذخیره سازی منظم و دادن داروهای تجویز شده به دانشآموزان در اختیار داشته باشند. این امر در درمان اختلالات رفتاری کودکان اختلال یادگیری بسیار موثر است.
نتیجهگیری:
اختلالات یادگیری یکی از چالشهای مهم در مسیر رشد تحصیلی و اجتماعی کودکان و نوجوانان است. این اختلالات اغلب ریشه در عملکرد مغز دارند و میتوانند روی تواناییهای خواندن، نوشتن، ریاضی و حتی ارتباط برقرار کردن تأثیر بگذارند. نکته مهم اینجاست که این اختلالات ناشی از کمهوشی نیستند بلکه مربوط به نحوه پردازش اطلاعات در مغز هستند. در این میان، درمانهای مختلفی از جمله توانبخشی، گفتاردرمانی، آموزشهای ویژه و دارودرمانی به کار گرفته میشوند.
دارودرمانی، اگرچه بهعنوان درمان قطعی برای اختلال یادگیری محسوب نمیشود، اما در برخی موارد میتواند نقش کمکی مهمی ایفا کند؛ بهویژه زمانی که کودک دچار اختلالات همراه مانند بیشفعالی (ADHD)، اضطراب یا اختلال خواب باشد. داروهایی مانند محرکها (مثل ریتالین)، ضدافسردگیها و داروهای ضد اضطراب میتوانند به بهبود تمرکز، کاهش رفتارهای تکانشی و بهبود کیفیت خواب کمک کنند و در نهایت زمینه را برای درمانهای اصلی مانند کاردرمانی یا آموزش ویژه فراهم سازند.
با این حال، تأکید دکتر مهدی صابر بهعنوان یکی از متخصصان برجسته در این حوزه، بر رویکرد ترکیبی و جامع است؛ یعنی دارودرمانی فقط در کنار درمانهای شناختی، رفتاری، توانبخشی و آموزشی اثربخش خواهد بود. همچنین انتخاب و تجویز دارو باید حتماً توسط روانپزشک یا متخصص مغز و اعصاب کودک و پس از ارزیابی دقیق صورت گیرد.
در نهایت، والدین نباید از استفاده علمی و کنترلشده از دارو بترسند، اما نباید آن را جایگزین درمانهای اصلی کنند. درمان اختلال یادگیری نیاز به صبر، پیگیری، برنامهریزی منسجم و حمایت همهجانبه از کودک دارد.
سوالات متداول:
1-. آیا همه کودکان با اختلال یادگیری به دارو نیاز دارند؟
خیر، تنها کودکانی که دچار علائم همراه مانند ADHD یا اضطراب شدید باشند ممکن است نیاز به دارو داشته باشند.
2-آیا استفاده طولانیمدت از دارو مشکلساز است؟
با نظارت دقیق پزشک، داروها میتوانند برای مدت طولانی با دوز کنترلشده استفاده شوند، بدون اینکه مشکلی جدی ایجاد کنند.
تشخیص به موقع اختلالات یادگیری در کودکان خردسال یا تشخیص به موقع این مسئله که آنها در معرض اختلالات یادگیری هستند و مداخله ی زودرس فواید زیادی دارد. با جانبداری قانون ملی و ایالتی از تدارک خدمات اولیه برای کودکان دچار اختلالات یادگیری، مدارس به موسسه های آموزشی خدمات خود را در مورد این کودکان گسترش دادهاند. اختلال یادگیری کودکان در کلاس اول نمایان می شود و موجب مشکلاتی نظیر اضطراب در کودک می گردد. مرکز اختلال یادگیری دکتر صابر در زمینه درمان اختلالات یادگیری در کودکان ابتدایی و تشخیص زودهنگام علائم اختلال یادگیری پیش از دبستان فعالیت می نماید. امکانات پیشرفته مرکز اختلال یادگیری دکتر صابر نظیر اتاق تاریک، اتاق پرورش توانایی های شنیداری، بازی درمانی، بخش آموزش دبستان، سنسوری روم و… موجب گردیده این مرکز به یکی از مهم ترین مراکز درمان اختلال یادگیری تبدیل شود.
جهت تماس با کلینیک کاردرمانی و گفتاردرمانی جناب آقای دکتر صابر (کلینیک توانبخشی پایا در پاسداران ، کلینیک توانبخشی غرب تهران در سعادت آباد) باشماره 09029123536 تماس حاصل فرمایید.
تشخیص اختلالات یادگیری کودکان پیش دبستانی
دوره اول کودکی برای همه کودکان سالهای سرنوشتساز است، اما برای کودکی که از نظر ذهنی، فیزیکی، رفتاری، رشدی و خصوصیات یادگیری انحراف هایی از هنجار دارد، این سال ها تعیین کننده تر و حساس تر است. یافتههای پژوهشی رشته های متعددی مشاهدات مربیان دوره اول کودکی را تاکید میکند و آن اینکه در سالهای اولیه زندگی زیربنای یادگیری در سراسر زندگی است. اگر در خلال این سالهای سرنوشتساز فرصتی برای رشد ذهنی و هیجانی کودکان فراهم نشود، زمان گرانبهای یادگیری برای همیشه از دست می رود.
کودکان از 6 سالگی، که به طور رسمی وارد مدرسه میشوند، آغاز به یاد گیری نمی کنند، در خلال 6 سال اول زندگی خود را با سرعت تمام یاد میگیرند و از لحظه تولد خواهان یادگیری مستمر و شدیدند. آنها باید تا زمانی که به سن مدرسه می رسند، در انواع زیادی از یادگیری ها مهارت کسب کنند. والدین و کسانی که با کودکان سرکار دارند باید فعالانه اقداماتی صورت دهند که موجب ارتقای یادگیری کودکان در خلال سال های پیش دبستانی شود، در غیر این صورت توانایی های ذهنی کودک شان در خلال این سالهای سرنوشتساز به رشد مطلوب نمی رسد. این کودکان مدرسه را با تاخیر آغاز می کنند، ممکن است هرگز نتواند عقب ماندگی خود را جبران کنند و ادامه تحصیل دهند یا از تمامی کوشش هایی که در مدرسه برای کمک به آنها انجام میشود استفاده کنند.
مزایای مداخله زودرس در اختلال یادگیری کودکان کلاس اول
گزارش های مربوط به برنامه های ویژه کودکان اختلال یادگیری یا کودکانی که در معرض چنین مشکلاتی هستند، امروزه شاید امیدبخش ترین داستانهای حاکی از موفقیت در آموزش باشند. فرضیه زیربنایی آموزش ویژه در دوره اول کودکی این است که مداخله زودرس در رشد و تحول کودک تغییرات مهم ایجاد میکند. اگر مشکلات کودک زود تشخیص داده شود، میتوان در حد وسیعی جلوی شکستهای تحصیلی را در کودکان کلاس اول گرفت یا میزان آن را کاهش داد.
برنامه های آموزش ویژه دوره اول کودکی، نخست خردسالانی را_از بدو تولد تا پنج سالگی_نیاز های ویژه ای دارند و احتمال دارد در یادگیری تحصیلی با مشکلاتی مواجه شوند شناسایی می کند و سپس برنامه مداخله فوری اولیه، جهت رفع مشکلات گفتاری اختلال یادگیری برای آنها تدارک می بیند. پژوهشها نشان میدهد که تشخیص به موقع و مداخله فشرده هم برای کودکان اختلال یادگیری ،هم برای خانواده های آنها و هم برای جامعه مزایایی در بر دارد.
مداخله زودرس به کودکان دچار ناتوانی کمک می کند. مداخله زودرس به رشد شناختی و اجتماعی سرعت میبخشد و مشکلات رفتاری را کاهش میدهد. با مداخله زودرس می توان بسیاری از عارضه ها را تخفیف داد، بر بعضی از اختلال ها تا حد وسیعی غلبه کرد و پارهای از مشکلات را تا چنان مهار نمود که کودک بتواند بهتر زندگی کند. با مداخله زودرس می توان از وقوع مشکلات ثانویه که با مشکل اصلی در هم می آمیزد، پیشگیری کرد.
مداخله زودرس برای خانواده کودک خردسالی که نیازهای خاص دارد، مفید است. در رویکرد مداخله خانواده محور، به کودک به منزله ی جزئی از نظام خانواده نگریسته می شود. زمانی که به والدین اختیار داده می شود تا بخش مکمل فرآیند مداخله باشند، خانواده به عنصری ضروری در فرآیند آموزش کودک و بهبود و تعامل های کودک_بزرگسال تبدیل میشود.
مداخله زودرس واجد مزایایی برای جامعه است. برنامه های مداخله زودرس با کاستن از تعداد کودکان نیازمند به خدمات آموزش ویژه در آینده پول هنگفتی را برای جامعه پس انداز میکند.
خلاصه این که مداخله زودرس در اختلال یادگیری مزایای زیر را در بر دارد:
هوش تعدادی از کودکان را افزایش میدهد.
در تمامی زمینههای رشد (جسمانی،شناختی،زبان و گفتار،روانی اجتماعی و خود یاری) پیشرفتهای چشمگیر ایجاد می کند.
از ناتوانی های ثانویه جلوگیری میکند.
تنش خانواده را کاهش می دهد.
وابستگی و موسسه زدگی را کاهش می دهد.
از نیاز به خدمات آموزش ویژه در سن مدرسه میکاهد.
در هزینه های بنیادی بهداشت و آموزش ملی و اجتماعی صرفه جویی می کند.
اختلال یادگیری در کودکان ابتدایی
گزارش موردی از کودک اختلال یادگیری:
در خلال برنامه گزینش کودکان پیش دبستانی در اختلال یادگیری مدرسه محلی ناحیه معلوم شد که لوریندا شدیداً در معرض خطر قرار دارد و باید ارزیابی بیشتری از او به عمل آید. لوریندا در آزمونهای مهارتهای گفتاری و نیز در مقیاس های اجتماعی عملکرد ضعیفی داشت. هنگام این آزمونها او ۳ سال و ۹ ماه داشت.
طی مصاحبه با مادر لوریندا اطلاعات بیشتری به دست شش هفته زودتر به دنیا آمده بود و موقع تولد نارس وشش هفته زودتر به دنیا آمده بود و موقع تولد نارس و وزنش از دو کیلو کمتر بود،همچنین مشکل تنفسی داشت. در خلال دو سال اول زندگی بارها سرما خورد و بین دو تا سه سالگی حداقل ۸ بار به عفونت های جدی گوش مبتلا شده بود. رشد حرکتی لوریندا طبیعی به نظر می رسید: او در همان سن برادران و خواهرانش نشسته بود،چهار دست و پا راه رفته بود و به راه افتاده بود. اما رشد زبانی او از آنها کندتر بود. اگرچه به نظر می رسید وقتی با او صحبت می کنند می فهمد،خودش نمی توانست خواسته هایش را بیان کند. تا ۲ سالگی کلمه بر زبان نیاورد حتی در هنگام این آزمونها نیز فقط از جمله های خیلی کوتاهی نظیر«به من پیتزا می خوام» یا «او را فنجان شکست» استفاده میکند. واژه ها را اغلب غلط به کار میبرد یا وقتی چیزی میخواهد فقط به آن اشاره می کند. هنوز نحسی می کند، که به نظر میرسد علت آن اختلال در گفتن نیازهایش باشد.
مادرش او را در مقایسه با کودکان دیگر کودکی « بیش فعال» او میداند که خانه را به هم میریزد، ظرف غذایش را میشکند و تمام اسباب بازیهایش را پخش و پلا میکند. او هرگز نمی نشیند، به جز مواقعی که تلویزیون تماشا می کند، که معمولاً فقط چند دقیقه طول می کشد. موقعی که لوریندا سه ساله شد، مادرش اقدام به ثبتنام در مهدکودکی کوچک کرد، اما بعد از چند روز مدیر مهد گفت که نمی تواند او را نگه دارد زیرا فوق العاده فزون کنش است. بدون هیچ دلیلی از بازی ها را از دست سایر کودکان می قاپد، همکلاسی هایش را کتک میزند یا چنگ میاندازد.
مادر لوریندا درباره متفاوت بودن لوریندا به شک افتاده بود، اما همه به او میگفتند که نگران نباشد. وقتی لوریندا بزرگتر شود رفتارش خوب میشود. مادرش از این که دخترش به برنامههای پیش دبستانی ویژه دعوت شده بود اظهار رضایت میکرد. حداقل، شخص دیگری هم مشکل لوریندا را تشخیص میدهد و برای کمک به او کار میکند. ساعاتی که لوریندا در مدرسه اصل مادرش برای اولین بار پس از تولد او نفس راحت می کشد، او در ضمن به دنبال این است که مدرسه در مورد اداره رفتار لوریندا در خانه به او کمک کند.
درصد کودکان اختلال یادگیری دریافت کننده خدمات
در حال حاضر بیش از 4 درصد کودکان پیش دبستانی ۳ تا ۵ ساله خدمات اولیه آموزش ویژه را در مدارس دریافت می کنند. درصد این کودکان در ایالت های گوناگون متفاوت است و از حداقل 1/3 درصد تا حداکثر 8/16 درصد می رسد. ۴۶ درصد این کودکان، 5 ساله، 34 درصد چهار ساله و 20 درصد 3 ساله هستند. حدود 3/1 خدمات آموزش ویژه نیز مربوط به نوزادان و نوپایان (از بدو تولد تا دو سالگی) و خانواده های آن ها ست.
نوزادان و کودکان نوپا: از بدو تولد تا دو سالگی
ارائه خدمات به کودکان و نوپاهای دچار ناتوانی اجباری نیست، اما کمک مالی به ایالات را از طریق کمک های ایالتی تصویب می کند. همکاری مالی برای توسعه و تکمیل برنامه مداخله زودرس که گسترده، جامع، هماهنگ، چند رشتهای، میان آموزشگاهی و نیز برای ارائه خدمات به نوزادان و کودکان نوپای دچار اختلال از بدو تولد تا دو سالگی و خانواده های آنها در نظر گرفته شده باشد. نظام خانواده برای رشد کودک بسیار حیاتی شمرده میشود. گروهها باید از برنامه خدمات انفرادی خانواده ( IFSP ) استفاده کنند، این برنامه به همان اندازه که برنامه هایی برای کودک دارد شامل برنامه هایی نیز برای خانواده هاست.
تعداد نوزادان و کودکان نوپای دچار اختلالی رو به افزایش است. با پیشرفت های اخیر در فناوری پزشکی نوزادانی که وزن شان هنگام تولد خیلی کم است یا دچار مشکلات اساسی تنفسی هستند، زنده می مانند. ممکن است کودکان مشکلات دیگری هم داشته باشند. به طور مثال، سالانه 375000 کودک که به نوعی در معرض دارو یا مواد مخدر بودهاند و نیز 2000 کودک مبتلا به ویروس ایدز ( HIV ) به دنیا می آیند. این کودکان ضعیف و شکننده معمولا به مراقبت های پزشکی تخصصی بسیار بالا نیاز دارند، آنها و خانواده هایشان معمولا به خدماتی نیاز دارند که از عهده متخصصان پزشکی برنمیآید. در بخش مراقبت ویژه نوزادان و در مراکز مراقبت کودک متخصصان اطفال و هماهنگ کنندگان خدمات به کودکان (یا مشاوران موردی)، اعضای اصلی گروه میان رشته ای هستند.
سوالات متداول:
1-آیا اختلال یادگیری با تنبلی فرق دارد؟
بله. کودکان مبتلا به اختلال یادگیری معمولاً تلاش میکنند، اما مغزشان در پردازش اطلاعات دچار مشکل است.
2-ختلال یادگیری در دانشآموزان ابتدایی چیست؟
اختلال یادگیری نوعی ناتوانی عصبی است که باعث میشود کودک در یادگیری مهارتهایی مانند خواندن، نوشتن یا ریاضی با مشکل روبهرو شود، با وجود داشتن هوش طبیعی یا بالا.
نارساخوانی یا دیسلکسی یکی از اختلالات یادگیری ( learning disorder ) است که با مشکل در پردازش صحیح نمادهای نوشتاری مشخص میشود. علت نارساخوانی یا دیسلکسی در ارتباط صداهای زبان با حروف نوشتاری است در نتیجه مشکل عمدهای را در توانایی خواندن ایجاد می کند. از علائم نارساخوانی می توان به مشکل توجه شنیداری در اختلال یادگیری ، تمییز شنیداری،تمییز بینایی، حافظه کوتاه مدت و اعتماد به نفس پایینی دارد و این موارد منجر به عملکرد ضعیف در مدرسه می شوند. مرکز تشخیص اختلال یادگیری دکتر صابر به صورت تخصصی بر روی درمان دیسلکسی توسط امکانات پیشرفته مرکز نظیر سنسوری روم، اتاق شنیداری و اتاق تاریک می پردازد.
جهت تماس با کلینیک کاردرمانی و گفتاردرمانی جناب آقای دکتر صابر (کلینیک توانبخشی پایا در پاسداران ، کلینیک توانبخشی غرب تهران در سعادت آباد) باشماره 09029123536 تماس حاصل فرمایید.
علت نارساخوانی یا دیسلکسیا
افراد دیسلکسی هر چند در برخی زمینه ها ناکام هستند ولی اغلب آنها خیلی باهوش هستند.والدین و معلمان معتقدند این ناکامی ناشی از مشکل در هوش وی است.
در نگاه اول اغلب کودکان نارساخوان را با اختلالات پردازش شنیداری و نقص توجه اشتباه می گیرند. طبق تحقیقات افراد با روشهای گوناگونی یاد میگیرند که در نتیجه برای هر فرد باید ارزیابی و رویکردهای متناسب با وی استفاده شود. دکتر اختلال یادگیری نارساخوانی را با علائمی بررسی می کنند.
هجی کردن ضعیف
ناتوانی در درک مفاهیم انتزاعی زمان،پول،اندازه گیری ها،درصد و سایر مفاهیم محاسباتی.
مشکل در دنبال کردن سمت و سوی کلامی و نوشتاری که در حال انجام است.
مشکل در یادداشت برداری و کپی کردن
مشکل در نوشتن افکار با ترتیبی منطقی
مشکل در پایدار بودن توجه روی تکلیف
انحراف از تفکر اصلی هنگام نوشتن
هنگام تکمیل کردن تکالیف نیاز به دستورالعملهای خیلی واضح دارد.
دست خط از هم گسسته
دستخط در هم
مشکلات هجی کردن شامل موارد زیر است:
سر در گم شدن در مورد شکل حروف
هجی کردن بریده بریده کلمات
اضافه کردن یا حذف کردن صداهای صامت یا مصوت از کلمات
توانایی هجی کردن به صورت کلامی اما ناتوانی در شناسایی کلمه نوشته شده
علائم نارساخوانی یا اختلال خواندن شامل موارد زیر است:
خواندن آهسته و با تلاش و تقلا که منجر به کاهش مهارت درک مطلب می شود.
خزانه واژگان ناکافی برای درک کردن موضوع
زمانی که متن را با صدای بلند برای فرد دیسلکسی می خوانید توانایی درک متن را دارد اما وقتی که خودش متن را می خواند نمی تواند موضوع را درک کند.
زمانی که قادر نیست تک تک حروف را در داخل کلمه تشخیص بدهد ظاهر کلی و صدایی کلمه را به حافظه می سپارد،هجی کردن نادرست باعث می شود معنی کلمات داخل متن را تصادفی حذف بزنید در نتیجه منجر به فهم اشتباه محتوای متن می شود.
فرآیند تشخیص نارساخوانی
تشخیص نارساخوانی یک فرآیند تخصصی چندمرحلهای است که تنها با معاینه چشم یا تستهای ساده خواندن انجام نمیشود. هدف اصلی، تمایز نارساخوانی از سایر اختلالات یادگیری و شناسایی الگوی خاص نقاط قوت و ضعف فرد است.
مراحل کلیدی تشخیص:
غربالگری اولیه (در خانه یا مدرسه):
معلمان یا والدین با مشاهده نشانههای هشداردهنده مانند مشکل در قافیهسازی، یادگیری نام حروف، خواندن کلمات ساده یا هجی کردن اقدام میکنند.
بررسی تاریخچه خانوادگی اهمیت دارد زیرا ژنتیک در ۵۰% موارد نقش دارد.
تستهای ساده غربالگری شامل تشخیص صداها، حافظه کوتاهمدت کلامی و سرعت نامبردن اشیا.
ارزیابی جامع توسط تیم تخصصی:
روانشناس آموزشی: انجام تستهای استاندارد هوش (مانند WISC-V) برای سنجش تواناییهای کلامی و غیرکلامی.
گفتاردرمانگر: ارزیابی مهارتهای واجشناسی، پردازش صدا و درک آواشناسی.
بیناییسنج: بررسی دقیق سلامت چشم و رد مشکلات بینایی (نارساخوانی ربطی به ضعف بینایی ندارد).
مقایسه درک مطلب شنیداری با نوشتاری (در نارساخوانی معمولاً درک شنیداری بهتر است).
استفاده از آزمونهای معتبر مانند DEST-2 یا CTOPP-2.
تشخیص افتراقی:
رد شرایط مشابه مانند اختلال نقص توجه (ADHD)، اختلالات پردازش شنیداری یا کمتوانی ذهنی ضروری است. نارساخوانی میتواند همزمان با ADHD وجود داشته باشد.
نکات حیاتی:
زمان طلایی تشخیص: مداخله در پایه اول تا سوم دبستان موثرترین نتیجه را دارد.
ملاک قطعی: وجود مشکل پایدار در خواندن و هجی کردن علیرغم هوش طبیعی و آموزش مناسب.
خطر تاخیر در تشخیص: کودکان درماندهای که با برچسب “تنبل” یا “کمهوش” تحقیر میشوند.
گزارش تشخیصی: باید شامل توصیف نقاط قوت فرد، راهکارهای جبرانی و پیشنهادات آموزشی باشد.
نقاط قوت افراد نارساخوان
نارساخوانی را نه یک ناتوانی، که تفاوتی عصبی با الگوی شناختی منحصربهفرد باید دانست. تحقیقات علوم اعصاب نشان میدهد مغز افراد نارساخوان در پردازش اطلاعات بصری-فضایی، تفکر خلاق و استدلال کلنگر، تواناییهای استثنایی دارد. این ویژگیها در محیط مناسب به مزیتهای رقابتی تبدیل میشود. نخست این که توانایی تجسم سهبعدی از بارزترین قابلیتهاست. افراد نارساخوان میتوانند اشیا را از زوایای مختلف در ذهن بچرخانند، الگوهای پیچیده را تشخیص دهند و ساختارها را به صورت پویا بازسازی کنند. این مهارت در مشاغلی مانند معماری، طراحی صنعتی و مهندسی مکانیک نقشی تعیینکننده دارد. برای نمونه، ایگور سیکورسکی، خالق هلیکوپتر مدرن که نارساخوان بود، توانایی منحصربهفردی در تجسم سیستمهای مکانیکی داشت.
دومین نقطه قوت کلیدی، خلاقیت و نوآوری در حل مسئله است. به دلیل تفاوت در اتصالات عصبی، مغز این افراد اطلاعات را به روشی غیرخطی پردازش میکند که منجر به تولید ایدههای بدیع میشود. بررسیهای دانشگاه کمبریج نشان میدهد ۳۵٪ از کارآفرینان موفق (مانند ریچارد برانسون و استیو جابز) نارساخوانی داشتند. آنها توانایی دیدن “تصویر بزرگ” و تشخیص فرصتهایی را داشتند که دیگران از آن غافل بودند. این تفکر واگرا اغلب با استدلال روایی-داستانی همراه است. بسیاری از افراد نارساخوان در روایتگری شفاهی مهارت فوقالعادهای دارند و میتوانند مفاهیم پیچیده را با مثالهای ملموس و جذاب توضیح دهند. این ویژگی، پایه موفقیت در مشاغلی چون وکالت، آموزش و رسانه است.
سومین ویژگی، مهارتهای ارتباطی فرامتنی است. در مواجهه با چالش خواندن، این افراد به طور غریزی از حواس دیگر برای دریافت اطلاعات استفاده میکنند. تقویت حافظه شنیداری، توانایی تفسیر زبان بدن و حساسیت به تن صدا، از جمله این سازوکارهای جبرانی است. در محیطهای کاری، آنها اغلب متخصصان دیپلماسی انسانی هستند که میتوانند تنشها را با درک حالات عاطفی دیگران مدیریت کنند. جالب این که مطالعات fMRI نشان میدهد مغز نارساخوانان در مناطق مربوط به همدلی (مثل اینسولا) فعالیت بیشتری دارد.
نهایتاً، تابآوری و پشتکار ذاتی این گروه قابل توجه است. مواجهه مداوم با چالشهای تحصیلی در کودکی، ظرفیت سازگاری با مشکلات و تلاش برای یافتن راهحلهای جایگزین را در آنها پرورش میدهد. این “مزیت ناخواسته” در بزرگسالی به شکل مدیریت بحران کارآمد و انعطافپذیری شناختی ظهور میکند. پروفسور جولی لوگان از دانشگاه وستمینستر در تحقیقات خود کشف کرد که مدیران نارساخوان در تفویض اختیار و همتیمیسازی عملکرد بهتری دارند زیرا به طور طبیعی میدانند چگونه از نقاط قوت دیگران استفاده کنند.
چرا این استعدادها مغفول میمانند؟ سیستمهای آموزشی سنتی که بر خواندن و نوشتن متمرکزند، اغلب قادر به شناسایی این تواناییها نیستند. تشخیص بهموقع و محیط حمایتگر (خانواده، مدرسه، محل کار) کلید تبدیل تفاوتهای عصبی به مزیتهای رقابتی است. همانطور که دکتر هلن تیلور از دانشگاه کمبریج میگوید: “نارساخوانی نتیجه تکامل شناختی متفاوت است که در جوامع پیچیده انسانی ضروری بوده است.” شکوفایی این استعدادها نیازمند خلق فضاهایی است که در آن به جای “اصلاح ضعف”، توانمندسازی تفاوتها محور باشد.
سوالات متداول:
1-این اختلال ارثیه؟ اگه من نارساخوان باشم، بچهم هم میگیره؟
تحقیقات نشان میدهد عوامل ژنتیکی در ۵۰-۶۰% موارد نقش دارند. اگر یکی از والدین نارساخوان باشد، احتمال ابتلای فرزند تا ۴۰% افزایش مییابد. اما این به معنای قطعیت نیست! محیط آموزشی غنی، تشخیص بهموقع و تمرینهای هدفمند میتوانند از بروز شدید علائم پیشگیری کنند.
2-آیا بزرگسالان هم میتونن نارساخوان باشن؟ اگه بله، چطور تشخیص بدن؟
قطعاً! بسیاری از بزرگسالان بدون تشخیص رشد میکنند و با چالشهایی مثل کندی خواندن، مشکل در پرکردن فرمها یا اجتناب از نوشتن روبهرو هستند. مراجعه به کلینیکهای سنجش یادگیری بزرگسالان (مثل مرکز توانبخشی گفتاردرمانی تهران) و انجام آزمونهای تطبیقی اولین قدم است. تشخیص دیرهنگام هم میتواند کیفیت زندگی را بهبود بخشد.
مرکز تشخیص اختلال یادگیری دکتر صابر در زمینه درمان اختلالات یادگیری با در اختیار داشتن امکانات متنوع و پیشرفته درمانی به ارائه تمرینات اختلال یادگیری در حیطه های مختلف نظیر افزایش حافظه، توجه، سرعت پردازش، درک مطلب و.. می پردازد. متخصصین با تجربه مرکز با استفاده از تمرینات اختلالات یادگیری کودکان را در جهت بهبود مهارت های پایه و پیشرفت تحصیلی سوق می دهند. بخش شنیداری مرکز با طراحی تمرین اختلالات یادگیری در زمینه افزایش تمییز شنیداری، حافظه شنیداری توجه شنیداری کودک اختلال یادگیری و درک کلامی فعالیت می کند. همچنین تمرینات برای اختلالات یادگیری در حیطه بینایی در اتاق تاریک مرکز و سنسوری روم ارائه می شود .این تمرینات به صورت برنامه های تمرین در منزل نیز برای والدین جهت پیشرفت بیشتر کودک طراحی شده است که در مرکز درمان اختلال یادگیری دکتر صابر ارائه می گردد.
توصیه در جهت همکاری کودک در تمرینات اختلالات یادگیری
بعضی از کودکان دوست ندارند در اتاق خود تمرینات اختلال یادگیری را انجام دهند و ترجیح میدهند در کنار یک بزرگتر بنشینند، در چنین مواقعی می توان به کودک اجازه داد، از میز آشپزخانه و یا اتاق نشیمن استفاده کند. حضور فرد بزرگتر نباید برای کودک اختلال یادگیری ایجاد وابستگی کند. وقتی والدین شدید خود را درگیر تکالیف کودک می کنند و نسبت به تکالیف و نمره های کودک حساس می شوند و مدام او را در زمینه انجام تمرینات اختلال یادگیری کنترل میکنند و تذکرات کلامی در مورد نحوه انجام تکالیف و زمان انجام دادن آن می دهند، در واقع حس استقلال و مسئولیت پذیری را از کودک میگیرند. همچنین فضای نامناسب ایجاد میکنند که آرامش را هم از خود و هم از کودک اختلال یادگیری سلب میشود. یک مرحله ی بسیار مهم در رشد کودک، رشد استقلال است. دخالت زیاد والدین مانع از رشد استقلال در کودک اختلال یادگیری میشود و حتی کودک را به سمت نافرمانی و بیتوجهی و مقاومت نسبت به خواستههای والدین و تذکر های آنها سوق می دهد و بستر را برای اختلالات رفتاری در کودک اختلال یادگیری فراهم می کند. والدین باید به کودک اجازه دهند در قبال موفقیت ها و شکست های خود، مسئول باشد. برخی از والدین سعی دارند جلوی شکست خوردن کودک اختلال یادگیری را بگیرند و یا از ترس اینکه دیگران به فرزندشان تذکر ندهند،خودشان دائم به کودک تذکر میدهند و اجازه نمیدهند او با عواقب کار خودش رو به رو شود و مسئولیت آن را بپذیرد. مشاوره رفتاردرمانی اختلالات یادگیری در چنین شرایطی پیشنهاد می شود.
وقتی کودک برای انجام تمرینات برای اختلالات یادگیری زمان زیادی صرف می کند،چه باید کرد؟
با کودک قاطعانه صحبت کنید و بگویید وقت محدودی برای انجام تکلیف مدرسه دارد و اگر در وقت تعیین شده کارش تمام نشود، باید دفتر و کتابش را جمع کند. اگر به توصیه شما عمل نکرد، نگران نباشید، ابتدا فردای آن روز احتمالاً در مدرسه بازخواست خواهد شد و روزهای بعد سعی خواهد کرد روش جدیدی را در پیش بگیرد.
به محلی که کودک تکلیف مدرسه اش را انجام میدهد، دقت کنید. اگر در آن مکان عوامل مزاحمی وجود دارند که سبب حواس پرتی عمومی شوند، محل انجام تمرینات را تغییر دهید.
بهتر است همیشه در یک محل مشخص، تمرینات اختلال یادگیری را انجام دهد.
بعد از انجام تمرین اختلال یادگیری، از عبارات تشویق کننده، احترام آمیز و تقویت کننده استفاده کنید و به او بگویید چقدر کارش عالی بوده است.
به آنچه میگوید حتما عمل کنید،تا او به گفته های شما اعتماد کند.
برای تنظیم برنامه کودک و ایجاد خودپنداره مثبت در وی، با معلم و مشاور مدرسه تبادل نظر کنید.
تکالیف را به اجزای کوچک و قابل اجرا تقسیم کنید و برای موفقیت در هر جز او را تشویق کنید.
بهتر است برای انجام تمرینات او زمان های کوتاه در نظر بگیرید و حتماً به او زمان استراحت بدهید. در طول چند هفته به تدریج زمان انجام تکالیف را بیشتر کنید. مثلاً هفته اول یکربع تکلیف انجام دهد و یک ربع استراحت،بعد از دو هفته،20 دقیقه تکلیف انجام دهد و 10 دقیقه استراحت.
هر روز یک نکته قابل ذکر و قابل افتخار را در مورد وی پیدا کنید. بهتر است هر کدام از اعضای خانواده در مورد خود یک نکته مورد افتخار و مباهات را در روزی که سپری کردهاند،بازگو کنند و کودک اختلال یادگیری نیز یک نکته مثبت از این دست را در مورد خودش بازگو کند.
از کودک بخواهید موفقیتهایی را که در مدرسه یا خانه داشته است، نقل کند و شما با تبسم گفته های او را تایید کنید.
از کودک مبتلا به اختلالات یادگیری بخواهید لیستی از تواناییهای خود تهیه کند.
به فهرست توانایی های کودک توجه کنید و توانایی های دیگری را که او داراست، اما در فهرست ذکر نشده،به آن اضافه کنید.
کاری نکنید تا کودک به خاطر مشکلاتی که دارد،احساس شرم یا گناه کند.
تمرینات اختلال یادگیری در جهت تقویت اعتماد به نفس
تجربه های ناموفق و انواع رفتارهای نادرستی که با کودک می شود، موجب می گردد که عزت نفس کودک تضعیف شده و او احساس ارزشمندی نکند. در این صورت، هرگاه در انجام تمرینات اختلال یادگیری احساس ناتوانی می کند یا هرگاه درسی را خوب یاد نمی گیرد، دلیل عدم موفقیتش را به ناتوانی خودش نسبت میدهد. در چنین مواقعی کودک به گفت و گوی درونی با خود میپردازد:
من نمی توانم یاد بگیرم.
من هوش کافی ندارم.
من علاقهای به این کار ندارم.
والدین باید سعی کنند با بیان جملات صحیح،عدم موفقیت را به عوامل دیگر که واقعیت دارند، نسبت دهند تا کودک اختلال یادگیری نیز بیاموزد و عدم موفقیت اش را در رابطه با آن عوامل ببیند. در این صورت اعتماد به نفسش را حفظ کرده و سعی خواهد کرد عوامل عدم موفقیت را حذف کند.جملات زیر نمونه ای از گفت و گو هایی است که کودک باید در این رابطه بیاموزد:
من نمی توانم یاد بگیرم، اما چون توجهم را جلب نکردم، یاد نگرفتم.
من می توانم یاد بگیرم، اما چون وقت کافی برای آن نگذاشتم، یاد نگرفتم.
من می توانم یاد بگیرم، اما چون حوصله به خرج ندادم،یاد نگرفتم.
من میتوانم این کار را به خوبی انجام دهم، اما چون تمرین کافی نکردم، نتوانستم.
من میتوانم این کار را به خوبی انجام دهم، اما چون برایش برنامه ریزی نکرده بودم،نتوانستم.
تمرینات افزایش عزت نفس در کودکان اختلال یادگیری آنان را برای مقابله با مشکلات یادگیری خود آماده کرده و قدرت همکاری و مشارکت او را در تمرینات برای اختلالات یادگیری بالا می برد.
نتیجه گیری:
در مقاله موردنظر، تأکید شده که برنامههای درمانی مبتنی بر تمرین، بهویژه تمرینات ادراکی-حرکتی و روش دِلـاکاتو، نقشی اساسی در بهبود اختلالات یادگیری دارند. این تمرینات با هدف تقویت هماهنگی حسها، حافظه فعال، تمرکز، جهتیابی فضایی و عملکرد شناختی طراحی شدهاند. پژوهشهای متعدد نشان میدهند که پس از چندین هفته مداخله، کودکان افزایش قابلتوجهی در مهارتهای حرکتی، شناختی و درک فضایی خود تجربه کردهاند. این برنامهها، با شخصیسازی، تعامل فعال کودک و تکرار منظم، امکان رشد مغزی پویاتر و یادگیری عمیقتر را فراهم میکنند
سوالات متداول:
1-تمرینات تعادلی چه مزیتی دارند؟
درباره کودکانی که دچار اختلال هماهنگی رشدی هستند، ترکیب تمرین تعادلی و شناختی هماهنگی حسی-حرکتی و مهارتهای اجرایی را افزایش میدهد
2-چگونه تمرینهای شنیداری انجام دهیم؟
بازیهایی مانند بستن یک گوش و گوش دادن به صدای اطراف یا خواندن کتاب از جهات مختلف، پردازش شنیداری را تقویت میکند
کودکان اختلال یادگیری به علت مشکلات یادگیری که در طول زندگی تجربه می کنند دچار مشکلات رفتاری مختلف می گردند. مرکز رفتاردرمانی اختلال یادگیری دکتر صابر در حیطه رفع مشکلاتی نظیر گوشه گیری، افسردگی ، لجبازی و پرخاشگری فعالیت می نماید. رفتار درمانی اختلال یادگیری علاوه بر بهبود رفتار کودک می تواند در زمینه پیشرفت تحصیلی کودکان اختلال یادگیری نیز موثر باشد. مرکز روانشناسی کودک با در اختیار داشتن کادر درمانی قوی در حیطه بازی درمانی و رفتاردرمانی اختلالات یادگیری در جهت پیشرفت این کودکان پیشگام می باشد.
جهت تماس با کلینیک کاردرمانی و گفتاردرمانی جناب آقای دکتر صابر (کلینیک توانبخشی پایا در پاسداران ، کلینیک توانبخشی غرب تهران در سعادت آباد) باشماره 09029123536 تماس حاصل فرمایید.
اختلالات رفتاری کودکان دارای ناتوانی یادگیری
اختلالات هيجاني-رفتاري در کودکان اختلال یادگیری به شرايطي اطلاق ميشود كه در آن پاسخهاي هيجاني و رفتاري در مدرسه با هنجارهاي فرهنگي، سني و قومي تفاوت داشته باشد بطوريكه بر عملكرد تحصيلي کودک با اختلال یادگیری، مراقبت از خود، روابط اجتماعي، سازگاري فردي، رفتار در كلاس و سازگاري در محيط كار نيز تاثير منفي بگذارد. اغلب كودكان و نوجوانان با اختلالات رفتاري، احساسات منفي دارند و با ديگران بدرفتاريميكنند. در بيشترموارد، معلمان و همكلاسيها آنان را طرد ميكنند و در نتيجه فرصتهاي آموزشي آنان، كاهش مي يابد.
کودکان اختلال یادگیری در یک يا چند مورد از تواناييهاي تحصيلي مانند خواندن، نوشتن و رياضيات مشكلات جدي دارند و اين مشكلات ناشي از بهره هوشي پايين، نارساييهاي حسي، آموزش ناكافي و كمبودهاي فرهنگي آنها نيست. با وجود مشكلات بسياري كه کودکان دارای اختلال رفتاری دارند، بيشتر آنان تا سالها پس از ورود به مدرسه شناسايي نمي شوند و تحت آموزش ويژه قرار نمي گيرند، مگر اينكه اختلال رفتاري و مشكلات تحصيلي آنان شديد شود. تاكنون طبقه بندي هاي مختلفي براي اختلالات رفتاري صورت گرفته است. بعضي از پژوهشگران اختلالات رفتاري را به دو دسته بزرگ تقسيم کرده اند .اختلالات رفتاري دروني سازي كه شامل مواردي مانند افسردگي و اضطراب هستند كه با دنياي دروني فرد سروكار دارند كه با تعارضهاي رواني و هيجاني همراه است و اختلالات رفتار بروني سازي که شامل مواردي است كه به مشكلات فرد با ديگران ارتباط دارد. غالب كودكان اختلال يادگيري دارای مشکلات رفتاری متعلق به خانواده هايي هستند كه در دوران رشد خود پيوندهاي عاطفي لازم با والدين خود نداشته اند. به عبارت ديگر اين كودكان از نظر ارتباطات عاطفي ـ رواني با والدينشان، خاطرات و تجارب خوشايندي ندارند. آنها در بسياري موارد از سوي والدين مورد سرزنش، تحقير، تهديد و احيانا تنبيه بدني واقع شده اند.
دانش آموزان مبتلا به نارساييهاي ويژه يادگيري در مقايسه با همسالان طبيعي شان از محبوبيت كمتري برخوردارند و به همين دليل در معرض مشكلات اجتماعي قرار دارند. علاوه بر اين، معلمان كشف كرده اند كه آنها مشکلات رفتاري بيشتري از خود نشان مي دهند و نمي توانند خود را با دستورالعملهاي موجود در كلاس عادي تطبيق دهند.
اين اعتقاد وجود دارد كه مداخله براي تنظيم برنامه هاي درماني براي كودكان داراي ناتواني يادگيري و مشكلات رفتاري ممكن است در دوران پيش از دبستان و دوران دبستان ارزشمند است. اگر بتوانيم كودكان را در دوران دبستان درمان كنيم يعني قبل از اينكه مشكلات يادگيري سبب عوامل شكست در مدرسه شود(براي مثال عزت نفس پايين، مشكل در روابط دوستانه و غيره) و موجب تغيير نگرشهاي بزرگسالان و بدتر شدن تعاملهاي كودك با والدين گردد، ميتوانيم يك مداخله ابتدايي موثر انجام دهيم.
رفتاردرمانی اختلال یادگیری
والدین کودکان اختلال یادگیری به علت عدم همکاری کودک در انجام تکالیف و وظایف تحصیلی خود دچار مشکلات فراوانی با کودکان خود هستند. برای ایجاد رابطه صحیح بین والد و کودک در زیر به ارائه نکاتی در زمینه رفتاردرمانی اختلال یادگیری پزداخته می شود.
چگونه کودک خود را در انجام تکالیفش هدایت کنیم؟
با معلم یا معلمین کودک آشنا شویم.
از نحوه تدریس شان و از انتظارات آنها از کودک اختلال یادگیری، آگاه شوید از آنها بخواهید شما را راهنمایی کنند که چگونه کودک خود را در انجام تکالیفش هدایت کنید.
به عنوان ناظر عمل کنیم.
در مورد تکالیف و امتحانات از کودک اختلال یادگیری سوال کنید. او را تشویق کنید و تکالیف انجام شده او را کنترل کنید. اگر سوالی داشت به کودک اختلال یادگیری جواب دهید. برخی از والدین تمام مدت در کنار کودک مینشینند و یا برایش تکلیف را میخوانند، این کار کاملاً اشتباه است. با این شیوه کودک اختلال یادگیری را به خود وابسته می کنیم، او دیگر نمی تواند بدون حضور شما تکالیفش را انجام دهد. ضمن اینکه وقتی شما مطالب را برای کودک می خوانید، در واقع درک آن را برای کودک آسانتر می کنید و به این ترتیب مانع از تفکر عمیق و پردازش کامل مسائل توسط او می شوید. در نتیجه کودک در درک مطلب یا فهم مسائل ریاضی در مدرسه و زمان امتحان، دچار مشکل میشود.
برای برنامهریزی به کودک کمک کنیم.
در برنامه رفتاردرمانی اختلال یادگیری زمان انجام تکالیف را با مشورت خود کودک مشخص کنید و آن را روی کاغذ ثبت کرده و جایی نصب کنید که در حوزه دید کودک باشد.
شبهایی که تکالیف سنگین است یا وقتی تکلیف داده شده دشوار است، فرزندتان را تشویق کنید که کارهایش را تقسیم بندی کند. اگر لازم شد در برنامهریزی به کودک اختلال یادگیری کمک کنید و هر یک ساعت ۱۵ دقیقه استراحت بدهید.
عواملی که حواس کودک را پرت میکنند،به حداقل برسانیم.
یعنی هنگام مطالعه و انجام تکلیف، تلویزیون روشن نباشد، موسیقی با صدای بلند پخش نشود، یا تماس تلفنی نباشد. البته تماس با همکلاسی در مورد تکلیف شب اشکالی ندارد. اما تدریجا باید وضعیتی فراهم کنیم که کودک بتواند حتی در صورت وجود عوامل مزاحم، تکالیفش را انجام دهد. این روش رفتاردرمانی حساسیت زدایی تدریجی نام دارد.
بچهها باید خودشان تکلیف مدرسه را انجام دهند.
اگر بچه ها خودشان فکر نکنند و اشتباه نکنند، چیزی یاد نمی گیرند. والدین میتوانند پیشنهادهایی بدهند و در مسیرها به آنها کمک کنند. ولی این وظیفه کودک اختلال یادگیری است که تکلیفش را انجام دهد. هدف اصلی از انجام تکالیف در منزل این است که کودک مستقل کار کردن را تجربه کند. این یک هدف مهم در رفتاردرمانی اختلالات یادگیری می باشد. بنابراین والدین باید اجازه دهند کودک خود تکالیفش را انجام دهد و آنها صرفا ناظر باشند و در صورت نیاز، او را راهنمایی کنند، در کنارش حضور داشته باشند و شرایط را برای انجام تکالیف مهیا سازند. کمک مستقیم و مداوم، به کودک اختلال یادگیری این احساس را میدهد که به تنهایی قادر نیست تکالیفش را انجام دهد.
محیطی مناسب برای انجام تکالیف مدرسه مهیا کنیم.
سعی کنید محل ویژهای برای انجام تکالیف کودک اختلال یادگیری تعیین کنید. این محل باید از نور کافی برخوردار باشد. وسایلی مانند دفتر،مداد، پاک کن و تراش را در دسترس او بگذارید.
الگو و نمونه خوبی برای او درست کنیم.
بچه ها نه به توصیهها و پند های شما، بلکه به کارهای شما نگاه می کنند و از آنها تقلید می کنند. والدین باید خود، نمونه خوبی برای فرزندشان باشند.
کار و تلاش و کودک را تحسین کنیم.
در رفتار درمانی اختلال یادگیری تشویق نقش کلیدی دارد. برای تشویق کودک اختلال یادگیری مثلاً میتوانید برگه امتحانی را که خوب از پس آن برآمده یا کاردستی و نقاشی او را روی در یخچال بچسبانید. موفقیت های درسی او را برای دوستان و آشنایان بازگو کنید. گاهی والدین تصور می کنند فقط زمانی که کودک نمره ۲۰ می گیرد و یا این که کارش را کاملا بدون نقص انجام می دهد،باید او را تشویق کنند. در حالی که باید به دنبال اصطلاحات و پیشرفت های کوچک و تدریجی باشید. بدین منظور باید هر پیشرفت کوچک کودک اختلال یادگیری را مورد توجه قرار داد و هر رفتار یا تلاشی را که او را به هدف مورد نظر ما نزدیک میکند،تشویق نمود.
سوالات متداول:
1-آیا همه کودکان با اختلال یادگیری به رفتاردرمانی نیاز دارند؟
خیر، اما بیشتر کودکان دارای اختلال یادگیری دچار مشکلات رفتاری نیز هستند؛ در چنین مواردی رفتاردرمانی مکملی مؤثر در کنار آموزش و کاردرمانی خواهد بود.
2-رفتاردرمانی چگونه باعث بهبود عملکرد تحصیلی کودک میشود؟
با اصلاح رفتارهای مخرب و افزایش انگیزه، کودک میتواند با آرامش بیشتری تمرکز کند و مهارتهای لازم برای یادگیری را در خود پرورش دهد.
اختلال خواندن چیست؟یکی از بحث های مهیج در مورد اینکه کودکان چگونه یاد می گیرند که بخوانند بر دو نگرش متبین استوار است: 1) آموزش کلی زبان و 2 ) آموزش صریح رمزگذاری. از آنجا که دانشآموزان دچار اختلال یادگیری خواندن یا دیسلکسیا اغلب بیش از هر چیزی با مشکلاتی در خواندن اولیه و در مهارتهای پیشرفته خواندن مواجه می شوند،لازم است بدانیم راه های درمان اختلال خواندن چگونه بر این دانش آموزان اثر می گذارد. در زمینه درمان اختلال یادگیری خواندن در کودکان مرکز درمان اختلال خواندن دکتر صابر با ارائه روش های درمانی روز دنیا پیشرو می باشد. استفاده از مدالیته های الکترونیکی و دیجیتالی جهت پرورش مهارت های مورد نیاز برای خواند در درمان اختلال خواندن در کودکان بسیار موثر می باشد. اتاق تاریک، اتاق تقویت توجه شنیداری، سنسوری روم ، آموزش ویژه اختلالات یادگیری از راه های درمان اختلال خواندن یا دیسلکسیا در مرکز اختلال یادگیری ما می باشد.
جهت تماس با کلینیک کاردرمانی و گفتاردرمانی جناب آقای دکتر صابر (کلینیک توانبخشی پایا در پاسداران ، کلینیک توانبخشی غرب تهران در سعادت آباد) باشماره 09029123536 تماس حاصل فرمایید.
آموزش کلی زبان در درمان اختلال خواندن
آموزش زبان به منزله یک کل از دیرباز بر حیطه خواندن نفوذ داشته است. بسیاری از معلم ها در سراسر کشور با علاقه به خواست های نگرش کلی زبان و آموزش کلی زبان، که در برنامه درسی خواندن در مدارس آمریکا شکل گرفته است، پاسخ داده اند. اخیراً طی مطالعه ای درباره معلم های برجسته معلوم شده است که تقریباً تمامی معلم های آموزش و پرورش همگانی و ۸۰ درصد معلم های آموزش و پرورش ویژه جز معلم هایی هستند که خود را معلم کلی زبان می دانند.
زبان در کل نگرشی است درباره اختلال یادگیری خواندن و کاربرد زبان که بر کلیه شکل های زبان یکپارچه (زبان شفاهی، خواندن و نوشتن) تاکید می کند. ویژگی های دیدگاه زبان در کل را در مورد یادگیری خواندن کنت گودمان، پیشگام نهضت زبان درکل توصیف کرده است:
نگرش کلی زبان به یادگیری کل زبان در تمام موقعیت ها در مورد همه یادگیرندگان می پردازد.
یادگیری کلی زبان توجه به زبان، به یادگیرنده و به معلم را مد نظر قرار میدهد.
آموزش کلی زبان در گفتار صحیح و جریان سوادآموزی بر معنی زبان و نه بر خود زبان تاکید می ورزد.
آموزش کلی زبان یادگیرندگان را ترغیب به خطر کردن و دعوت به کاربرد زبان می کند.
در کلاس درس مبتنی بر آموزش کلی زبان همه کنش ها و شکل های گوناگون زبان شفاهی و کتبی تاکید و تشویق می شود.
بعضی از درمانگران از تمامی شیوه های توصیه شده آموزش کلی زبان در اختلال یادگیری تبعیت می کنند، بعضی از میان آموزش کلی زبان شیوه هایی را که به نظرشان مفید است انتخاب می کنند و آن را با آموزش مهارت ها و مطالب سنتی تر در هم می آمیزند. طبق نظر پرسلی و رانکین در مدارسی که همه معلم ها اجباراً باید فقط از روش های آموزش کلی زبان تبعیت کنند، بعضی از معلم ها مخفیانه در کلاس های درس خود از روش های آوایی نیز استفاده می کنند.
راه های درمان برای دانش آموزان با اختلال خواندن
تمرین های مورد نظر نگرش کلی زبان همراه با تلویحات آن برای دانش آموزان دچار اختلال یادگیری خواندن در زیر بررسی می شود. بسیاری از نظریات روش های آموزش کلی زبان جدید نیست، بلکه بازتاب تمرین هایی آموزشی است که سالیان متمادی از آنها استفاده شده است.
فلسفه زبان به منزله یک کل: خواندن بخشی از نظام به هم پیوسته زبان است که ارتباط نزدیکی با اشکال شفاهی و کتبی زبان دارد. به عبارت دیگر این نگرش به هنگام تدریس به این معناست که تجربه های فعال در زبان نوشتاری و شفاهی باعث تقویت خواندن کودک میشود. ایجاد آگاهی از روابط درونی زبان شفاهی و کتبی سوادآموزی نامیده می شود. بنابراین کودکان در دوره اول کودکی نوشتن را به محض ورود به کودکستان در کلاسهای درس کلی زبان حتی قبل از خواندن آغاز می کنند.
تلویحاتی برای دانش آموزان دچار اختلال یادگیری: مربیان اختلال یادگیری در این نکته توافق دارند که در زیر بنای صحبت کردن،خواندن و نوشتن هسته واحدی از زبان قرار دارد. در بیشتر روش های تدریس به کودکان اختلال خواندن در رشته اختلالات یادگیری بر ارتباط مستحکم بین نظام های زبان شفاهی، خواندن و نوشتن تاکید می شود. ارتباط بین اختلالات زبان شفاهی و مشکلات خواندن مشهود است: آنجا که کودک از عهده ساختارهای پیچیده ترکیبی (ساخت جمله) و واجی زبان گفتاری برنمیآید و نیز در یادگیری خواندن دچار مشکل میشود.
کودکانی که مشکلاتی در زبان زیربنایی یا دشواری های حرکتی دارند، احتمالاً در کلاس اول در مقایسه با همکلاسی های خود با مشکلاتی در نوشتن مواجه می شوند و بنابراین برای نوشتن داستان در کلاس های ابتدایی به کمک های مستقیم تری نیاز دارند.
فلسفه زبان به منزله یک کل: هم زبان شفاهی و هم زبان نوشتاری را می توان با به کارگیری طبیعی آن یاد گرفت. مربیان پیرو این نگرش خاطرنشان میکنند که کودکان حرف زدن را بدون ورزش یا تمرین های خاص یاد میگیرند. همچنین می توان تصور کرد که کودکان مهارتهای خواندن را به طور طبیعی از طریق مواجهه با سواد و غوطه وری در زبان و کتابها از نوپایی فرا می گیرند.
خواندن برای دانشآموزان دچار اختلالات یادگیری:
در این مورد توافقی جمعی وجود ندارد. سوالی که در مورد دانش آموزان دچار اختلالات یادگیری مطرح می شود این است که آیا دانش آموزان خواندن را همانند حرف زدن یاد می گیرند؟پاسخ این است که خواندن، بر خلاف حرف زدن، فطری و طبیعی یا رشدی نیست. پیشتر گفته شد که زبان نوشتاری از ابداعات جدید تمدن است. همه جوامع بشری به گونهای زبان شفاهی دارند ولی تاریخ نشان میدهد که بسیاری از تمدن ها نظام زبان نوشتاری نداشتهاند. حتی امروزه هم برخی از جوامع نظام زبان نوشتاری ندارند. می دانیم عدهای از افراد که سخنوران قابلی هم هستند هرگز از زبان نوشتاری استفاده نکردهاند. لیبرمن مشاهده کردند که یادگیری صحبت کردن مثل یادگیری خزیدن، راه رفتن یا گرفتن اشیاست، در حالی که یادگیری خواندن بیشتر شبیه ریاضیات یا شطرنج است. برای یادگیری خواندن بیشتر کودکان نیاز به تدریس مستقیم و مداخله فشرده قبل از فهم قوانین و رموز نوشتن دارند. به علاوه، برخی از کودکان دچار اختلالات زبان و اختلالات یادگیری اشکالشان در یادگیری حرف زدن است و اختلالات زیربنایی در زبان شفاهی دارند.
فلسفه زبان به منزله یک کل: استفاده از نوشته های درست و معتبر فرصتهای زیادی برای سواد بیانی-یا نوشتن-فراهم می آورد. مربیان پیرو زبان به منزله یک کل تاکید می کنند که کودکان باید مهارتهای خواندن را از طریق مواجهه با ادبیات کسب کنند و تجربه های زیادی درباره زبان از طریق کتاب های بزرگ، داستان ها، اشعار و کتاب های کودکان به دست آورند.
تلویحاتی برای دانش آموزان دچار اختلالات یادگیری: همه متفق القولند که دانش آموزان دچار اختلالات یادگیری نیاز به مواجهه زیاد با زبان، کتاب ها و داستان ها دارند. چنین دانش آموزانی از خواندن کتاب ها و گوش دادن به داستان ها استفاده زیاد می کنند.
فلسفه زبان به منزله یک کل: از تدریس جداگانه بخشهای بدون معنای زبان یا کاربرده جداگانه تمرین ها و تکالیف اجتناب کنید. مربیان طرفدار آموزش کلی زبان معتقدند که روش های سنتی خواندن «از طریق تجزیه زبان کلی (طبیعی) به قسمت های کوچک و انتزاع بخش های کوچک» یادگیری خواندن را دشوار می سازد. طبق گفته گودمان سنت مدرسه این بود که «زبان را به واژه ها، هجاها و صداهای مجزا تقسیم کنند» نگرش کلی زبان عقیده دارد که هنگام آموزش فقط باید از مطالب معنیدار خواندنی استفاده شود و اینکه وقتی کودکان خواندن و نوشتن متن های کلی معنادار را یاد بگیرند چون صداها روابط نمادین زبان چاپی ( آوایی) است، به طور طبیعی و ضمنی بر صداها و آوازهای نظام زبانشناختی مسلط می شوند. پیش فرض این است که مهارتهای رمزگشایی به طور مجزا یاد گرفته نمی شود؛بلکه به طور طبیعی از طریق خواندن کسب میشود.
تلویحاتی برای دانشآموزان دچار اختلالات یادگیری: این نکته بحث انگیزترین قسمت این نگرش محسوب می شود. بسیاری از مربیان اختلال یادگیری خواندن نگرانند که مبادا مولفه های کار آمد آموزش سنتی از دست برود. بیشتر کودکان دچار اختلال خواندن نمیتوانند پیش خود الفبا را یاد بگیرند و نیاز به آموزش مستقیم رمز های الفبا (حروف و صداهای معرفی آن ها) دارند. این مهارت ها زمانی به بهترین وجه یاد گرفته می شود که درس ها سازمان یافته باشد و مهارت ها به طور مستقیم تدریس شود. قبلاً گفته شد که بیشتر دانش آموزان دچار اختلال یادگیری خواندن مشکلشان آگاهی واجی (توانایی درک صدای واژه های زبان) است و قبل از یادگیری خواندن نیاز به آموزش مستقیم از طریق شنیدن صدا ها و ایجاد دانش واجی دارند.
آموزش رمزگذاری در اختلال خواندن کودکان( دیسلکسیا)
دومین دیدگاه یادگیری خواندن بر تدریس واضح مهارت های رمزگذاری تاکید می ورزد. معمولاً علائم و رمز های حروف الفبا را باید به صورت نظام مند و مستقیم به کودکان دچار اختلال یادگیری تدریس کرد. پژوهش ها همگی حاکی از آن است که تاکید اولیه بر مهارتهای رمزگشایی به گرفتن نمره های بالاتری در آزمون های پیشرفته خواندن منتهی می شود.
آموزش مستقیم برای رمزگذاری الفبا ( آواها) آموزش اولیه خواندن را تسهیل میکند. خواندن خوب، روان خواندن است و خوانندگان برای اینکه بتوانند روان بخوانند باید یاد بگیرند واژهها را راحت و سریع تشخیص دهند. تشخیص واژه باید فرایندی خودکار باشد و نیاز به کوششهای هوشیارانه و دقیق نداشته باشد. اگر خوانندگان تمام تمرکز خود را صرف تشخیص کلمه کنند دیگر نمی توانند بر معنا متمرکز شوند. پیشتر گفته شد که مسئله مهم این است که خوانندگان به گونهای به رمزگشایی بپردازند که بتوانند به سرعت و راحت واژه ها را تشخیص دهند.
در کودکان با اختلال یادگیری خواندن، در نوشتن الفبای زبان نظیر زبان انگلیسی رمزها نظامی از علائم یا نمادهایی است که حروف و صداها را به هم ربط میدهد. وقتی کودک این علائم را یاد گرفت رمز ها گشوده میشود و میتواند با کاربرد این دانش واژه های چاپی را بلافاصله تشخیص دهد و تلفظ کند.
موفقیت اولیه در کودکان اختلال یادگیری در مهارت رمز گذاری بسیار مهم است زیرا مهارت اولیه می تواند شاخص دقیقی برای پیش بینی مهارت بعدی یعنی درک مطلب باشد. کودکانی که در همان ابتدا کند پیش می روند به ندرت ممکن است خوانندگانی ماهر شوند. یادگیری رمز منتهی به کسب عادت های خواندن زیاد و گسترده در داخل مدرسه و خارج از آن میشود. مطالعه گسترده نیز به سهم خود امکان رشد مفاهیم واژگانی را فراهم می کند و دانش لازم برای نوشتن متن را به دست میدهد. کودکانی که رمزگشایی را یاد نمی گیرند از این وسیله رشدی محروم می مانند.
استنویچ تاثیر کمبود تجربه های خواندن را « تاثیر متیو» می ماند. گاسپل متیو می گوید: «از زمین و آسمان هم بر او می بارد، اما کسی که چیزی ندارد حتی از همان نداشته هایش هم مرتباً کاسته می شود.» تعبیر استنویچ در یک جمله این است: ثروتمند،ثروتمندتر می شود. در خواندن نیز همین اتفاق میافتد. کودکانی که آغاز خوبی در خواندن دارند بیشتر می خوانند و روز به روز خوانندگان بهتری می شوند. در مقابل، کودکانی که شروع ضعیفی درخواندن دارند نمی توانند زیاد بخوانند و روز به روز هم ضعیف تر می شوند. کودکان با اختلال خواندن از خواندن لذت نمی برند،کمی خواند و با تقویت نشدن تجربههای خواندنشان به دور باطل میافتند.
کودکان دچار اختلالات یادگیری و خواندن برای تشخیص واژه ها، رمزگشایی و آواشناسی برای ربط دادن حروف چاپی و صراحت صدا ها نیاز به آموزش مستقیم دارند. از طریق فراهم کردن پایه برای به خاطر سپردن یا تنظیم نشانه های حروف الفبا و معنا دادن به واژه های چاپی می توان به یادگیری کودکان با اختلال خواندن کمک کرد.
ترکیب آموزش زبان با آموزش رمزگذاری در کاردرمانی برای اختلال خواندن
نگرش کلی به زبان و آموزش صریح رمز گذاری هر دو از ارزش های زیادی برخوردارند. دانش آموزان دچار اختلال یادگیری به روش هایی بسیار متنوع در آموزش از قبیل روش های متوازن حاصل از ادغام زبان به منزله یک کل و آموزش رمزگذاری نیاز دارند.
از مکتب زبان به منزله یک کل چیزهای بسیار زیادی آموختهایم. دانش آموزان دچار اختلال یادگیری از محیطی ذهنی که مملو از کتاب های داستان های مصور،کلاسهای درس مجهز به کتابخانه و نمایشگاههای آثار دانش آموزان باشد بسیار منتفع می شوند. اگر معلم ها خود به خواندن عشق بورزند، از هر موضوعی برای سازماندهی خواندن و نوشتن استفاده کنند و از کتاب های قافیه دار و آهنگین سود جویند دانشآموزان آنها را سرمشق قرار میدهند. معلم ها باید برای دانش آموزان داستان هایی بخوانند و از دانشآموزان بخواهند همراه آنها با صدای بلند بخوانند. آنها باید دانش زمینه را در دانش آموزان قبل از خواندن داستان ها به وجود آورند و دانش آموزان را به نوشتن داستان و جمع کردن مجله ها ترغیب نمایند.
همچنین می دانیم که دانش آموزان دچار اختلال یادگیری برای یادگیری علائم الفبا، آموزش چگونگی ربط دادن صداها به حروف، آموزش واژه های جدید نامحدود و آواشناسی علت نظام مند نیاز به آموزش صریح دارند. مدر خاطر نشان می کند که آموزش کلی زبان در صورتی میتواند برای کودکان دچار اختلال یادگیری خواندن مفید باشد که تدریس اضافی مناسبی همراه داشته باشد، فنون متعدد آموزشی به کار گرفته شود و فشردگی و طول مدت آموزش با نیازهای فردی منطبق گردد.
خوشبختانه معلم ها مجبور نیستند صرفاً یکی از رویکردهای تدریس خواندن را انتخاب کنند. بیشتر کاردرمانان ویژه دانش آموزان دچار اختلال یادگیری خواندن رویکردهای گوناگون را به نحوی کارآمد با یکدیگر ترکیب می کنند. هیمزفلد می گوید که زبان نوشتاری شبیه گاوصندوق است و برای باز شدن به بیشتر از یک کلید نیاز دارد. دانش آموزان دچار اختلال یادگیری به همه کلید هایی که می توانیم به آنها بدهیم نیاز دارند. در مرکز اختلال یادگیری دکتر صابر به تشخیص اختلالات یادگیری و درمان همه جانبه آن پرداخته می شود.
سوالات متداول:
1-آیا اختلال خواندن با بزرگشدن کودک خودبهخود بهبود پیدا میکنه؟
بدون مداخله هدفمند، ۷۰% کودکان در نوجوانی مشکلات جدیتر خواهند داشت. تاخیر در درمان منجر به کاهش اعتمادبهنفس، افت تحصیلی و اجتناب از مطالعه میشود. مداخله قبل از ۸ سالگی موثرترین نتیجه را دارد.
2-آیا استفاده از نرمافزارهای کمکی مثل متن-به-صوت باعث تنبلی کودک نمیشه؟
برعکس! این ابزارها با کاهش فشار خواندن، تمرکز کودک را بر درک مطلب معطوف میکنند. مطالعات دانشگاه تهران نشان داده کودکان با دسترسی به این فناوری ۴۰% بیشتر به مطالعه مستقل تمایل پیدا میکنند. البته باید به عنوان مکمل (نه جایگزین) آموزش استفاده شود.
پژوهش های زیستشیمی تغذیه ای مبین وجود ارتباط مهمی تاثیر تغذیه بر یادگیری دانش آموزان و عملکرد مغزی است. بیش بود یا کمبود برخی مواد و عناصر در رژیم غذایی روزانه بر عملکرد دستگاه عصبی مرکزی موثر است و بنابراین بر رفتار به طور مستقیم اثر می گذارد. مرکز درمان اختلال یادگیری دکتر صابر با همکاری دکتر تغذیه برای یادگیری به بررسی مسائل تغذیه ای کودکان می پردازد. رابطه تغذیه و یادگیری از مسائل مهم در روند رشد کودکان و پیشرفت یادگیری در آنان می باشد که در مرکز دکتر صابر ارائه می گردد. رژیم غذایی و یادگیری کودکان از مسائل قابل اهمیت در این مرکز است.
یادگیری فرآیند کسب درک، دانش، رفتارها، مهارتها، ارزشها، نگرشها و ترجیحات جدید است که منجر به تغییرات نسبتاً دائمی در رفتار یا تواناییها میشود. این یک فرآیند پویا و مداوم است که در طول زندگی اتفاق میافتد، نه فقط در محیطهای آموزشی رسمی، و برای سازگاری و توسعه بسیار مهم است.
جنبههای کلیدی یادگیری:
کسب اطلاعات جدید: یادگیری شامل دریافت و پردازش اطلاعات است که منجر به افزایش دانش و درک میشود.
تغییر رفتاری: یادگیری معمولاً منجر به تغییر نسبتاً پایداری در نحوه رفتار یا واکنش فرد به محیط خود میشود.
تجربه و تعامل: یادگیری میتواند از طریق ابزارهای مختلفی از جمله مطالعه، تجربه چیزهای جدید، آموزش دیدن، مشاهده، آزمایش و تعامل با محیط اتفاق بیفتد.
فرآیند مادامالعمر: یادگیری محدود به دوران کودکی یا تحصیلات رسمی نیست؛ در طول زندگی ادامه مییابد و برای موفقیت در دنیایی که دائماً در حال تغییر است، ضروری است.
انگیزه و قصد: یادگیری اغلب زمانی مؤثرتر است که با علاقه شخصی و تمایل به کسب درک جدید هدایت شود، اگرچه میتواند تحت تأثیر عوامل خارجی مانند آموزش رسمی یا تربیت نیز قرار گیرد.
شامل کل وجود فرد: یادگیری نه تنها فرآیندهای شناختی، بلکه جنبههای عاطفی، حسی و ارادی فرد را نیز در بر میگیرد.
تاثیر تغذیه بر یادگیری کودک
تغذیه با حمایت از رشد مغز، افزایش عملکردهای شناختی مانند تمرکز و حافظه، و بهبود عملکرد تحصیلی کلی و رفاه در کودکان و بزرگسالان به طور یکسان، به طور قابل توجهی بر یادگیری تأثیر میگذارد. یک رژیم غذایی متعادل مواد مغذی ضروری را برای عملکرد بهینه مغز فراهم میکند، در حالی که کمبودها میتوانند مانع یادگیری شوند و منجر به مشکلاتی مانند خستگی و کاهش تمرکز گردند.
تغذیه چگونه بر یادگیری تأثیر میگذارد:
عملکرد شناختی و رشد مغز: غذاهای غنی از مواد مغذی، به ویژه آنهایی که سرشار از اسیدهای چرب امگا-3، آهن و ویتامینهای گروه B هستند، برای توسعه و نگهداری مسیرهای عصبی حیاتی هستند و از بهبود استدلال، ادراک و مهارتهای شناختی کلی حمایت میکنند.
تمرکز و توجه: سطوح پایدار قند خون، که از طریق رژیمی غنی از کربوهیدراتهای پیچیده و پروتئینهای بدون چربی به دست میآید، به جلوگیری از افت ناگهانی انرژی کمک میکند و تمرکز و مشارکت پایدار را در طول فعالیتهای یادگیری ترویج میدهد.
حافظه و حفظ اطلاعات: غذاهای غنی از مواد مغذی از سلامت سلولهای مغزی و شبکه عصبی حمایت میکنند و به حفظ و بازیابی بهتر حافظه کمک میکنند، که برای یادگیری مؤثر بسیار مهم است.
مسلم شده که کمبود پروتئین و کالری در اوایل زندگی می تواند تغییرات کاربرد شناختی و زیست شیمیایی دائمی در مغز ایجاد کند. هوش در کودکان دچار سوء تغذیه کاهش می یابد،و شواهد روزافزونی وجود دارد دال بر اینکه سوء تغذیه به اختلال های یادگیری نیز منجر می شود. سوء تغذیه اولیه رشد بدن را در کل و رشد دستگاه عصبی مرکزی را به طور خاص مختل میکند. شدت آسیب باسن فرد دچار سوء تغذیه، درجه و مدت سوءتغذیه ارتباط دارد. شش ماه اول زندگی دوره حساسی از نظر تغذیه است، زیرا بیشترین تقسیم پس از تولد سلول های مغزی در این دوره رخ می دهد. آسیب های شش ماه اول زندگی احتمالاً دائمی است.
تنظیم رژیم غذایی توسط دکتر تغذیه برای یادگیری
چند نظریه در مورد رژیم غذایی و علت یا روش درمان فزون کنشی و اختلال های یادگیری وجود دارد. از میان آن ها می توان نظریه های مربوط به افزودنی های خوراکی، سطح پایین قند خون، مگا ویتامین ها و حساسیت ها را نام برد.
حذف افزودنی های خوراکی و تغذیه کودکان در یادگیری
یکی از نظریه های درمانی که بحث های گسترده ای را برانگیخته و بسیار مورد اختلاف است نظریه فاین گولد است که وجود افزودنیهای خوراکی در رژیم غذای کودک را عامل بیش فعالی کودک دانست. فاینگولد وی خاطرنشان کرد که اسانس های مصنوعی، نگهدارنده ها و رنگ ها به رژیم غذایی آمریکاییها افزوده شده است و امروزه خردسالان انواع بسیار متنوعی از افزودنی های خوراکی را مصرف می کنند. درمان شامل رژیم فاین گولد است که دکتر تغذیه برای یادگیری ،رژیم غذایی کودک را تنظیم و افزودنیهای خوراکی را حذف میکند.
مطالعات متعددی در مورد رژیم فاین گولد انجام شده است، اما بیشتر یافته ها مبین آن است که این روش در مهار فزون کنشی موثر نیست. با وجود این، رژیم فاین گولد همچنان محبوبیت دارد و صاحب طرفداران زیادی در بین والدین کودکان بیش فعال است.
تنظیم سطح قند خون در رژیم غذایی دانش آموزان
نظریه دیگری مربوط به رژیم غذایی و علت بروز اختلال های یادگیری می گوید که بسیاری از کودکان دچار ناتوانی های یادگیری هیپوگلیسمی، سطح پایین قند خون،دارند. درمان شامل تنظیم الگوی غذا خوردن کودک است. طبق این نظریه، بدون تنظیم رژیم غذایی،سطح قند خون حدود یک ساعت بعد از خوردن کاهش می یابد انرژی کودک برای یادگیری تحلیل میرود. نتایج چند مطالعه پژوهشی نشان میدهد که وجود قند در رژیم غذایی بیش فعالی را افزایش نمیدهد.
استفاده از مگا ویتامینها در تغذیه کودک
استفاده از مگا ویتامینها برای درمان نیز توجه محققان را به خود جلب کرده است. برتر آلدر و کات ،با بررسی نتایج حاصل از درمان کودکان با قرص ها، کپسول ها یا شربت های سرشار از ویتامین ها، پی بردند که این درمان برای کودکان دچار اختلالات یادگیری موثر است. اما اکثر پزشکان تغذیه کودک معتقدند که لازمه ی تجویز عمومی این نوع رژیم غذایی برای یادگیری دستیابی به شواهد پژوهشی بیشتری است.
درمان حساسیت ها با رژیم غذایی
به عقیده بعضی از پژوهشگران، بسیاری از کودکان هم به رژیم غذایی و هم به محیط حساسیت دارند که بر یادگیری آنها اثر منفی دارد. روش درمان در این رویکرد حذف مواد و عوامل حساسیت زاست. کروک و راپ موفقیت با این روش درمان را گزارش دادهاند. از میان مواد غذایی که تصور میشود یادگیری را مختل میکند و موجب بیش فعالی میشود، میتوان به قند،شیر،ذرت،تخم مرغ،گندم،شکلات و مرکبات اشاره کرد. طبق نظر سیلور،پژوهش های جاری ارتباط بین حساسیت و اختلالات یادگیری را روشن نکرده است.
سوالات متداول:
1. تغذیه کودکان بر روی چه جنبه هایی از یادگیری تاثیر می گذارد؟
مطالعات نشان داده است که تغذیه مناسب، بر روی عملکرد شناختی و رشد مغز، مهارت های توجه و تمرکز و حافظه و حفظ اطلاعات موثر می باشد.
2. چگونه می توان بیش فعالی را با تغذیه کنترل کرد؟
امروزه بسیاری از اسانس های مصنوعی، نگهدارنده ها و رنگ ها به رژیم غذایی کودکان افزوده شده است و امروزه خردسالان انواع بسیار متنوعی از افزودنی های خوراکی را مصرف می کنند. حذف مواد کنسروی، قند های مصنوعی، خوارکی های حاوی نگهدارنده ها و رنگ های خوراکی موجب کاهش علائم بیش فعالی در کودک می گردند.
اختلال دیکته نویسی در دوره ابتدایی یا مشکل املا در کلاس اول دبستان از مشکلات مهم والدین با کودکان است. در درمان اختلال دیکته نویسی در دوره ابتدایی ابتدا باید ریشه مشکلات املا نویسی کلاس اول را مورد بررسی قرار داد. اختلالات ادراک بینایی، مشکلات تمییز شنیداری و اختلالات هماهنگی حرکتی در حرکات ظریف از مواردیست که در اختلال املا نویسی باید مورد نظر قرار گیرد. بهترین مرکز درمان اختلال یادگیری در تهران زیر نظر دکتر صابر به تشخیص و درمان اختلال دیکته نویسی در کودکان به صورت کاملا تخصصی مشغول می باشد. اتاق پردازش شنیداری، اتاق تاریک بینایی، بخش آموزش دبستان، سنسوری روم از بخش های پیشرفته این مرکز می باشد.
جهت تماس با کلینیک کاردرمانی و گفتاردرمانی جناب آقای دکتر صابر (کلینیک توانبخشی پایا در پاسداران ، کلینیک توانبخشی غرب تهران در سعادت آباد) باشماره 09029123536 تماس حاصل فرمایید.
مراحل رشد یادگیری املا و مشکلات کودکان ناتوانی یادگیری
کودکان چند مرحله متمایز را پشت سر می گذارند تا به پیشرفتی عمومی در املا برسند.
سرعت پیشرفت در میان کودکان اختلال یادگیری بستگی به توانایی هجی کردن آنها دارد و با هم متفاوت است، اما تمام کودکان این مرحل را به ترتیب معینی طی میکنند.
غلط های املایی کودکان بازتاب مرحله ای از تحول است که در آن قرار دارند. کودکان طی دوره سنی معینی هر یک از مراحل هجی کردن را پشت سر میگذارند.
مراحل و نیز دوره سنی و ویژه های ملازم با آنها در زیر ذکر می شود:
مرحله اول : نوشتن پیش آوایی (۱ تا ۷ سالگی) کودکان در این مرحله خط خطی می کنند، تصویر ها را تشخیص می دهند، نقاشی می کنند، از نوشته ها تقلید می کنند و یاد می گیرند حروف را بازند.
مرحله ۲ : به کار بردن نام حروف آغاز راهبردهای آوایی (۵ تا ۹ سالگی) کودکان سعی می کنند از تصاویر واجی استفاده کنند، اما دانش آنها در این زمینه محدود است. آنها املایی ابداعی با حروف می سازند (به عنوان مثال میخام به جای میخواهم، میرم به جای می روم یا خاهر به جای خواهر کودکان در این مرحله شاید بتوانند املای واژه های دیداری را درست بنویسند.
مرحله ۳: کارکرد الگوهای نوشتاری کلمه(۶تا۱۲سالگی)تلاشهای نوشتاری در این مرحله قابل خواندن، قابل تلفظ، قابل تشخیص و تشبیه نوشته های مرسوم است. هر چند دقیق نیست (به طور مثال ادار به جای اداره یا زرف به جای ظرف). بیشتر کلمات دیکته ابداعی کودک از قواعد شاخصهای حروف صدادار کوتاه و بلند تبعیت میکند.
مرحله ۴ : کاربرد درنگ های هجایی و واژه های چند هجایی (۱۸ تا ۱۸ سالگی) دانش آموزان در نوشتن واژه های چند هجایی خطاهایی میشوند. غلط های دیکته ابداعی در درنگ های هجایی، علامت شوا و قواعد هنجار گریز (به طور مثال پرندگان به جای پرنده گان) دیده میشود. اصطلاح شوا به هجاهای بدون تکیه دارد و خطاهای رایج املا نظیر cottin به جای cotton را منعکس می کند.) شکل واژه های دیداری چند هجایی هنگام نوشتن املا ممکن است به خاطر بیاید یا نیاید.
مرحله ۵ : پرورش چشم اندازه پخته به املا (۱۰ سالگی تا بزرگسالی) در این مرحله املاء ابداعی از دید کودک غلط است. مشکلات املایی بسیاری از افراد، حتی اگر از قواعد پیروی کنند، در این مرحله نیز ادامه مییابد زیرا با استثناهایی که در زبان انگلیسی وجود دارد، افراد باید یاد بگیرند که از منابع پشتیبان نظیر واژهنامهها، بررسی کردن املا نوشته با رایانه و حجی کننده های الکترونیکی استفاده کنند. (آموزش دهنده املا فرانکلین از منابع یادگیری فرانکلین نمونه ای از حجی کننده های الکترونیکی است.
راهبردهای خودپرسشگری برای اختلال املا نویسی
راهبردهای یادگیری شناختی در مورد نوشتن املا فعالیتهایی نظیر خود پرسشگر خود هدایتگری است. وانگ گزارش میکند که خود پرسشگری به دانش آموز دچار اختلال یادگیری کمک میکند. راهبردهای نوشتن حفظی کلمات را یاد بگیرند. در این راهبرد به دانش آموزان یاد داده میشود سؤال هایی را که روی کارتهای ویژۀ یادآوری نوشته شده است از خودشان بپرسند:
مثال موردی: شنیدن حقیقتی هولناک در مورد نوشتن
برخی از کودکانی که از املای ابداعی سود میجویند وقتی بفهمند قواعد خشک درسته نویسی را زیر پا گذاشته اند به شدت ضربه میخورند. کارلا بعد از دوهفته که از نیم سال اول سال تحصیلی درکلاس سوم میگذشت از مادرش خواست او را به کلاس دیگری منتقل کند. دلیل کارلا این بود که معلم فعلی او معلم خیلی خوبی نیست. موقعی که مادرش از او توضیح بیشتری خواست، کارلا گفت که معلم کلاس سوم فعلی او فکر میکند. یک کلمه را فقط به یک صورت میتوان نوشت.
آیا این کلمه را بلدم؟
در این کلمه جند بخش شنیدم؟( تعدادشان را بنویس).
من باید این کلمه را حفظ بنویسم.
آیا تعداد بخشها را درست شمردم.
الف) اگر تعداد بخشها را درست شمرده باشم به املای کدام بخش شک دارم؟ باید زیر آن بخش را خط بکشم و سعی کنم دوباره کلمه را بنویسم. خب، حالا یعنی این کلمه از نظز من درست نوشته شده است؟ اگر درست است دیگر نباید به آن دست بزنم. اگر هنوز به نظر درست نمیسد، باید زیر آن بخشی را که به آن مطمئن نیستم خط بکشم و سعی کنم آن را دوباره بنویسم.
5 –ب) اگر تعداد بخشهای کلمه را درست ننوشته باشم، باید دوباره این کلمه را در ذهنم تکرار کنم. بخش جاافتاده را پیدا کنم. بعد دوباره به مرحلۀ 2 برگردم.
وقتی دیکته را تمام کردم به خودم میگویم که دانشآموز خوبی هستم. تلاش زیادی کردم و املای کلمه را نوشتم.
اختلال دیکته نویسی و درمان آن
در اینجا راهبردهایی برای درمان مشکل املا نویسی ارائه می شود:
درک و حفظ شنیداری صدای حروف: امکان تمرین در زمینه ادراک شنیداری صدا های حروف را برای کودک با اختلال یادگیری فراهم آورید،دانش آوایی و تحلیل ساختاری آنها را تقویت کنید و مهارت های تعمیم دهی آواها را گسترش دهید.
درک و حفظ دیداری حروف: با آموزش تجسم دیداری واژه به کودکان با مشکلات املا نویسی کلاس اول برای تحکیم ادراک و حافظه دیداری در اختلال یادگیری کمک کنید. مطالب بهتر است روشن و مختصر باشد و به دانش آموز با اختلال دیکته کمک کند تا بر آن فعالیت متمرکز شود. برای افزایش سرعت و تقویت حافظه از نرم افزار رایانه ای هجی کردن نیز می توان سود جست.
روشهای چند حسی در املا نویسی: وقتی به دانش آموزان با اختلال دیکته نویسی گفته می شود که برای نوشتن دیکته به مطالعه بپردازند،غالباً نمیدانند چه کارهایی باید بکنند. در اینجا رویکردهایی چند حسی با استفاده از حس های دیداری،شنیداری،حرکتی و بساوایی ارائه می شود.
معنی کردن و تلفظ: از دانش آموزان اختلال دیکته نویسی بخواهید به کلمه نگاه کنند،آن را تلفظ کنند و در جمله ای به کار ببرند.
تصویر سازی: از کودکان با مشکل املا نویسی بخواهید کلمه را ببینند و آن را بیان کنند. از آنها بخواهید هر یک از هجا های آن کلمه را به زبان آورند،آن کلمه را هجا به هجا بیان کنند،آن کلمه را به طور شفاهی هجی کنند و سپس با انگشت آن کلمه را ردگیری کنند یا با انگشت در هوا آن کلمه را بنویسند.
یادآوری: در درمان اختلال دیکته نویسی از دانش آموزان بخواهید به کلمه نگاه کنند و سپس چشم هایشان را ببندند و آن را در ذهن خود مجسم کنند. از آنها بخواهید آن کلمه را به طور شفاهی هجی کنند. سپس چشم های خود را باز کنند و به آن کلمه نگاه کنند و ببینند آن را درست تجسم کرده اند یا نه. (اگر اشتباه کرده باشند باید این فرآیند را تکرار کنند.)
نوشتن کلمه: در درمان مشکل املا از دانش آموزان بخواهید کلمه را از حفظ بنویسند، آن را با منبع یا کتاب مقایسه کنند. و سپس بررسی کنند تا مطمئن شوند که هر حرف را خوانا نوشته اند.
تسلط: از دانش آموزان با اختلال املا نویسی بخواهید روی کلمه را بپوشانند و آن را بنویسند. اگر درست نوشتند مجدداً روی آن را بپوشانند و دو دفعه دیگر نیز آن را بنویسند.
روش فرنالد درمان اختلالات دیکته نویسی در دوره ابتدایی
این روش رویکردی چند حسی است و برای تدریس خواندن و نوشتن و همچنین املا از آن استفاده می شود. این روش به طور خیلی خلاصه شامل مراحل زیر است:
به دانش آموزان اختلال دیکته نویسی گفته می شود که قرار است واژه ها را به روش جدیدی که موفقیت آن ثابت شده است یاد بگیرند. ضمن اینکه معلم کلمه ای را روی قطعه کاغذی به ابعاد ( 25* 10 ) سانتی متر می نویسد. دانش آموزان با مشکل املا آن را تماشا می کنند و معلم کلمه را تلفظ می کند.
دانش آموزان اختلال دیکته با انگشت آن کلمه را ردگیری می کنند،چند بار آن را می خوانند و سپس ضمن تکرار آن را روی قطعه کاغذی دیگر می نویسند. دانش آموزان با مشکلات املا نویسی کلاس اول، آن کلمه را از حفظ بدون اینکه به نسخه اصلی نگاه کنند مینویسند. هرکس کلمه را غلط نوشت مرحله ج را تکرار میکند. هر کلمه را درست نوشت آن را در جعبه بایگانی قرار می دهد. از واژه هایی که در جعبه بایگانی قرار می گیرند بعداً برای نوشتن داستان ها استفاده می شود.
این روش ردگیری پرزحمت در مراحل بعدی برای یادگیری واژه ها مورد نیاز نیست. وقتی معلم کلمه را می نویسد،دانش آموزان اختلال دیکته نویسی با نگاه کردن به او آن کلمه را یاد می گیرند،آن را می گویند و می نویسند. سپس در مرحله بعد،دانش آموزان با مشکلات املا می توانند فقط از طریق نگاه کردن به کلمه آن را بنویسند. سرانجام آنها فقط با نگاه کردن به کلمه آن را یاد می گیرند.
روشهای « آزمون- مطالعه- آزمون» در مقابل « مطالعه-آزمون» در مشکل املا کلاس اول
دو رویکرد رایج برای تدریس دیکته نویسی در کلاس درس وجود دارد: «آزمون-مطالعه- آزمون» و « مطالعه- آزمون» در روش آزمون – مطالعه- آزمون معمولاً در آغاز هفته پیش آزمونی از دانش آموزان با مشکل املا گرفته می شود. بعد دانش آموزان فقط واژه هایی را که در پیش آزمون غلط نوشتهاند مطالعه میکنند. اجرای این روش در مورد دانش آموزان اختلال دیکته، بزرگتری که توانایی های املایی نسبتاً خوبی دارند مفیدتر است، زیرا آن ها نیازی ندارند که واژه هایی را که بلدند مطالعه کنند. روش مطالعه- آزمون برای دانشآموزان خردسالتر و کسانی خوب است که در املا ضعیف اند و در پیش آزمون تعداد زیادی از واژهها را غلط نوشته اند. روش مطالعه- آزمون به آنها امکان می دهد قبل از امتحان به مطالعه تعداد معدودی واژه برگزیده بپردازند.
نوارها و مراکز شنیداری: درس های املا را میتوان به راحتی روی نوارهای سنتی ضبط کرد. بعد از رسیدن دانش آموزان اختلال دیکته نویسی به سطحی که بتوانند خودشان مستقلاً کار کنند ، آنها میتوانند درسهای املای خود را در آزمایشگاه ویژه گوش کردن تکمیل کنند. گوشی امکان آموزش انفرادی را فراهم می آورد با قطع محرک های شنیداری از پرت شدن حواس دانشآموزان جلوگیری می کنند.
املای برنامه ریزی شده: املای برنامهریزی شده با ارائه مطالب در چندین مرحله کوچک برای فراهم کردن امکان تقویت فوری و رسیدن به مرحله خود آموزی طراحی شده است.
فرهنگ های با غلط های املایی رایج: این فرهنگ ویژه کسانی است که در املا ضعیف اند. در این فرهنگ واژه ها با غلط های املایی رایج به ترتیب الفبا مرتب شده اند.
فرهنگ های تندنویسی: بزرگسالان دچار نارساخوانی متوجه شده اند که فرهنگ های ویژه منشی های تندنویس ابزار مفیدی هنگام نوشتن املا هستند. این فرهنگ ها برخلاف بیشتر فرهنگ های معمول واژه را با کلیه پسوند هایی که امکان دارد با املای اشتباه نوشته شود، ارائه می کند.
هجی کنندگان الکترونیکی و کنترل رایانه ای املا : دانش آموزان باید یاد بگیرند چگونه از این وسایل کمکی هنگام نوشتن سود جویند.
رویکردهای چند حسی در املا نویسی
استفاده از چند حسی به یادگیری نوشتن واژه ها از حفظ کمک میکند. در یادگیری چند حسی از حس های بینایی، شنوایی، حرکتی و بساوایی در یادگیری استفاده میشود. دو رویکرد چند حسی در مورد اختلال املا نویسی عبارت است از روش چندحسی و روش فرنالد که در بخش راهبردهای تدریس املا در همین فصل به آنها پرداخته میشود.
دو نظریه دربارۀ انتخاب کلمه در تدریس املا
برای انتخاب واژه هنگام تدریس املا دو رویکرد مختلف وجود دارد: رویکرد زبانشناختی و رویکرد بسامد واژه.
رویکرد زبان شناختی برای املا نویسی : رویکرد زبانشناختی چنین استدلال میکند که چون املای انگلیسی امریکایی کاملاً قاعده مند است پس برای آموزش دیکته نویسی باید از روشی سود جست که در آن قواعد آواشناختی، صرفی و نحوی یا الگوی واژه ها تأکید میشود. این رویکرد را همچنین میتوان رویکرد آوایی یا رویکرد خانواده- واژه به املا نامید، زیرا کلمه هایی را برای تدریس تعمیم دهی های آوایی، تحلیل ساختاری و الگوهای زبان شناختی انتخاب میکند.
رویکرد زبان شناختی در تدریس املا نویسی برقواعد زیربنایی بین عناصر آوا شناختی و صرفی دارد. تحلیلی اساسی در مورد هفده هزار واژه صورت گرفته و نشان داده است که وقتی بر واقعیتهای آوایی جایگاه حروف در هجاها، تکیۀ هجاها و مقیدکننده های درونی موجود در رسمالخط توجه کافی مبذول شود در 90 درصد دفعات صدای واجها از الگوهای املایی پیشبینی پذیر پیروی میکنند.(هانا، هاجز و هانا، 1971).
معلمها برای آموزش دیکته نویسی میتوانند از الگوهای زبانشناختی استفاده کنند و یا انتخاب واژه ها به دانش آموزان کمک کنند تا الگوهای زیربنایی زبان شناختی را کشف کنند. برای نمونه، به هنگام تدریس الگوی دیکتۀ واج« اوی»، معلم باید با انتخاب واژه هایی نظیر موی، روی، خوی و کوی به یادگیرندگان کمک کند تا به تعمیم دهی آواها بپردازند. تدریس املا نویسی را میتوان با آموزش آواها همراه کرد تا آواها و مهارتهای تحلیل واژه در خلال درس املا تمرین شوند.
رویکرد بسامد واژه در اختلال دیکته نویسی
در رویکرد بسامد واژه از واژه هایی در تدریس املا استفاده میشود که بیشتر از سایر الگوهای آواشناختی کاربرد دارند. ضابطۀ انتخاب کلمه بسامد کاربرد آن، استمرار و چندکاره بودن آن است. مجموعۀ واژه های پرکاربرد املایی از طریق بررسی های گستردۀ نوشته های کودکان و بزرگسالان مشخص و انتخاب شده است
( فیترجرالد، 1951). درواقع تعداد نسبتاً کمی واژه کاربرد زیاد دارند. ( رینزلند 1945) برآورد زیر را از واژه های املایی مورد نیاز ارائه داده است:
بیش از 60 درصد نوشته های کودکان دورۀ ابتدائی از 100 واژه تشکیل میشود.
بیش از 82 درصد نوشته های کوددکان دورۀ ابتدایی از 500 واژه تشکیل میشود.
بیش از 89 درصد نوشته های کودکان دورۀ ابتدایی ازاژ 1000 واژه تشکیل میشود.
بیش از 95 درصد نوشته های کودکان دورۀ ابتدایی از 2000 واژه تشکیل میشود.
در زبان انگلیسی تعدادی از واژه ها به مراتب بیشتر از واژه های دیگر کاربرد دارند. درواقع، 265 واژه مشتقات تکراری آنها حدود 95 درصد نوشته های کودکان مدارس ابتدایی تشکیل میدهد. 3500 واژۀ پایه نیازهای کودکان دورۀ ابتدایی را رفع میکند. فیتزجرالد، 1955) ، 60 درصد نوشته های ما از یکصد واژهای تشکیل میشود که در یک جدول آمده است.
رویکرد بسامد واژه در مورد اختلال دیکته نویسی براین نظر استوار است که استثناهای موجود در قواعد املایی آنقدر زیاد است که در پربسامدترین واژه ها نیز دیده میشود و این امر یادگیری الگوها و قواعد املایی را برای یادگیرندگان مبتدی دشوار میسازد. نمونه هایی از رابطۀ بیقاعده بین واجها( صداهای گفتاری) و نویسه ها( نمادهای نوشتاری) را به آسانی میتوان ذکر کرد. جورج برنارد شاو، یکی از طرفداران اصلاح خط، گفته است که واژۀ fish را به صورت ghoti هم میتوان نوشت: gh همان صدای ف در کلمۀ o, cough صدای ای در کلمۀ women وit صدای ش در کلمۀ nation است.
تناقض های زیادی در املای زبان انگلیسی وجود دارد. به طور مثال در تعمیم دهی آوایی واژۀ natural را میتوان به صورت pnatchurile نوشت.
معلمی متوجه این نکته شد که دانش آموزان املای واژۀ awful را به شکلهای غیر offle,offel,awfull, offul می نویسند. هریک از این نوشته ها از نظر رونویسی آوایی صداهای شفاهی واژۀ درست است.
اهمیت دستخط در املا نویسی
در مدارس معمولاً نوشتن به سه روش مختلف آموزش داده می شود: 1) نوشتن کتابی( نوع چاپی)، 2) شکسته نویسی( گاهی خط تحریری هم گفته می شود) و 3) صفحه کلیدی( یا تایپ کردن). اگرچه کاربرد رایانه در مدارس امریکا روز به روز رایج تر می شود، نوشتن با دست را همیشه و همه جا مهارتی ضروری می دانند. معلم ها هنوز برای بررسی مطالبی که دانش آموزان یادگرفته اند از روی دست نوشتۀ کودکان قضاوت می کنند. در موقعیت های زیادی در زندگی بزرگسالان پیش می آید که نوشتن با دست ضرورتی اجتناب ناپذیر محسوب می شود. دست نوشته از عینی ترین مهارت های ارتباطی است. می توان آن را مستقیماً مشاهده، ارزشیابی و نگهداری کرد و امکان حفظ همیشگی آن را فراهم آورد. فرایند نوشتن با دست فرایندی است پیچیده و به مهارت ها و توانایی های زیادی وابسته است. نوشتن به ادراک صحیح الگو های نمادی ترسیمی نیاز دارد. عمل نوشتن مستلزم مهارت های دیداری و حرکتی صحیح الگو های نمادی ترسیمی نیاز دارد. عمل نوشتن مستلزم مهارت های دیداری و حرکتی بسیار زیادی است که به دیدن با چشم، هماهنگی حرکات چشم، هماهنگی حرکات ظریف چشم و دست و مهار عضلات بازو، دست و انگشتان نیاز دارد. نوشتن هم چنین مستلزم داشتن حافظۀ دقیق دیداری و حرکتی از حروف و واژه های نوشتاری است. دستخط بی نهایت بد را گاهی نارسانویسی در اختلال دیکته نویسی می نامند. این عارضه ممکن است منعکس کنندۀ اشکالات زیربنایی دیگری باشد. دستخط بد ممکن است بازتابی از مشکلات حرکتی ظریف باشد؛ یعنی کودک قادر نباشد جنبش های حرکتی لازم برای نوشتن یا رونویسی کردن از روی حروف یا شکل های نوشتاری را به نحوی مؤثر انجام برای نوشتن یا رونویسی کردن از حروف یا شکل های نوشتاری را به نحوی مؤثر انجام دهد. دانش آموز ممکن است قادر نباشد درون داد اطلاعات دیداری را به برونداد جنبش های ظریف حرکتی تبدیل کند؛ یا ممکن است در فعالیت هایی که مستلزم داوری هایی حرکتی و فضایی است، مشکل داشته باشد. مشکلات نارسانویسی در برخی از دانش آموزان وقتی نمایان می شود که نمی توانند تکلیف دیداری فاصلۀ دور، یعنی حرف یا واژه ای را از روی تخته سیاه، به تکلیف دیداری فاصلۀ نزدیک، یعنی نوشتن آن روی کاغذ، تبدیل کنند. برخی دیگر دچار کمبود هایی زیربنایی هستند که در کارآمدی نوشتن آن ها اختلال ایجاد می کند. این کمبود ها ممکن است مربوط به ضعف مهارت های حرکتی، نقص ادراک دیداری حروف و واژه ها و اشکال در به خاطر سپاری نقش های دیداری باشد. آموزش ضعیف نیز ممکن است به بدخط نوشتن منتهی شود.
نوشتن با خط کتابی در املا نویسی
آموزش نوشتن در کودکستان، که معمولاً کودکان نوشتن حروف الفبا را در آنجا آغاز می کنند، یا خط کتابی شروع می شود، نوشتن با خط کتابی در کلاس اول، دوم و سوم نیز معمولاً ادامه می یابد. نوشتن با خط کتابی محاسن خاصی دارد: یادگیری آن راحت است زیرا فقط از خطوط دایره ای و مستقیم تشکیل می شود و از طرف دیگر شکل حروف به اشکال حروف متونی که از روی آن ها خوانده می شود، نزدیک تر است. بعضی از مربیان معتقدند تا زمانی که خط کتابی مجاز و خواناست ضرورتی ندارد که صرفاً برای سریع نوشتن دانش آموز به نوشتن با خط شکسته متوسل شد. برای بسیاری از کودکانِ دچار ناتوانی های یادگیری نوشتن با خط کتابی راحت تر از شکسته نویسی است.
شکسته نویسی در املا نویسی
در شکسته نویسی در زبان انگلیسی حروف به یکدیگر متصل می شوند. با آنکه تدریس شکسته نویسی را در مدارس تا کلاس پنجم به تعویق می اندازند ولی تبدیل خط کتابی به شکسته مشخصاً از کلاس سوم شروع می شود. در دوره های گذشته به هنگام آموزش نوشتن بر تزئینات نگارشی تأکید می شد اما امروزه هدف تدریس دست نوشته عملکردی است. شکسته نویسی محاسن خاصی دارد: مشکلات داوری فضایی دانش آموزان را به حداقل می رساند و کلیت و پیوستگی موزونی دارد که خط کتابی فاقد آن است. افزون براین، خطا های وارونه نویسی در شکسته نویسی( خط شکسته) واقعا از بین می رود. به هرحال بسیاری از دانش آموزانِ دچار ناتوانی های یادگیری پس ازفراگیری خط کتابی مشکلی می توانند آن را خط شکسته تبدیل کنند. شکل دیگری از دست نوشته نظام نوشتاری دی نیلیان است. این نظام به دانش آموزان کمک می کند تا شکسته نویسی را راحت تر یاد بگیرند. نظام دی نیلیان شیوه ای ساده شده از خط شکسته است که در آن اشکال حروف خط کتابی همان اشکال پایه ی حروف خط شکسته را دارند. بیشتر حروف خط کتابی در این نظام با چرخشی دنباله دار نوشته می شود که نوعی خط متصل کتابی را ایجاد می کند و دانش آموز مجبور نیست مداد خود را از روی کاغذ بلند کند. دانش آموزانِ دچار ناتوانی های نوشتن می توانند خط کتابی را با این شکل تعدیل یافته به آسانی به خط شکسته تبدیل کنند.
سوالات متداول:
1-چطور اختلال دیکتهنویسی را از بیدقتی تشخیص دهیم؟
اشتباهات مکرر در نوشتن کلمات مشابه و بدون توجه به آموزش نشاندهنده اختلال است.
2-از چه سنی میتوان اختلال دیکتهنویسی را تشخیص داد؟
از پایان کلاس اول ابتدایی به بعد تشخیص دقیقتری ممکن است.
در توضیح این موضوع که کاردرمانی دست چیست؟ می توان اینگونه بیان کرد که کاردرمانی دست قسمتی از خدمات کاردرمانی می باشد که بر روی مهارت های حرکتی درشت و ظریف دست تمرکز دارد. در کاردرمانی دست کودکان با ارائه تمرینات کاردرمانی دست به تقویت مهارت های هماهنگی حرکتی، نوشتن و مهارت های ریز انگشتان نظیر استفاده از ابزار های مختلف، مهارت های خود یاری کمک می کند. استفاده موثر از دست ها در فعالیت های مختلف به وضعیت بدن، مسائل شناختی، ادراک بینایی و مهارت های دستی فرد بستگی دارد. مهارت های دستی با واژه هایی مثل هماهنگی حرکتی ظریف و ظرافت به جای هم بکار گرفته می شود. در کاردرمانی دست برای نوشتن به صورت تخصصی بر روی مهارت های نوشتن کودکان و بهبود سرعت و مهارت حرکات انگشتی فعالیت می نماید. مرکز کاردرمانی دکتر صابر در زمینه کاردرمانی دست در مهارت نوشتن، الگوی مداد دست گرفتن، مهارت های دستی و هماهنگی دو طرفه، بهبود حرکات ظریف با در اختیار داشتن تیم توانبخشی مجرب مشغول به ارائه خدمات می باشد. همچنین کاردرمانی دست در نوزادان با مشکلات حرکتی،کودکان با تاخیر رشدی و کلامزی و کاردرمانی دست کودکان اوتیسم تاثیر ویژه ای بر مهارت های این کودکان دارد. در این مقاله سعی داریم شما را با کاردرمانی دست و تمرینات کاردرمانی دست برای کودکان جهت بهبود مهارت های زیر و درشت انگشتان آشنا نماییم.
کاردرمانی دست کودکان
تمرینات کاردرمانی دست برای کودکانی که دارای اختلال هماهنگی رشدی ظریف،و یا ظریف و درشت با هم هستند بسیار مناسب بوده و منجر به فعالیت تمام عضلات ظریف و عضلاتی که در حرکات ظریف نقش دارند میشوند. انجام تمرینات کاردرمانی دست و کسب مهارت در آنها به مرور زمان،سبب بهبود فعالیتهای حرکتی درشت و ظریف در انگشتان و دستان فرزند دلبند شما می شود، انجام تمرینات کاردرمانی دست در کودکان سالم و بدون اختلال باعث افزایش هماهنگی حرکتی آنها شده و در پیشرفت یادگیری و موفقیت آنها در زمینه های جسمی،هنری و فعالیت های مدرسه موثر است و باعث میشود فرد مهارت های حرکتی ظریف را بهتر و زودتر فرا بگیرد. این تمرینات به صورت یک دستی و یا دو دستی ارائه شده اند،شما میتوانید جهت راحت تر شدن تمرین،تمرین را فقط با یک دست انجام دهید و جهت سخت تر شدن تمرین،بعد از اینکه مراجعه کننده تمرین مورد نظر را در هر دست به صورت جداگانه یاد گرفت از وی بخواهید حرکت را همزمان در دو دست انجام دهد. انجام حرکت در دو دست به صورت یکسان یا برعکس بسیار سخت تر از انجام حرکات در یک دست است.
بسیاری از کاردرمانگران کسب مهارتهای دستی را وابسته به عملکرد وضعیت بدن، ادراک بینایی و شناختی می دانند، اما مهارتهای دستی نیازمند توجه و دستکاری اشیا نیز هست. مهارتهای دستی در ارتباط با حس لامسه – حس عمقی و اطلاعات بینایی شکل می گیرد. حتی کودکان می توانند این مهارت را بدون فیدبک های بینایی با تطبیق اطلاعات حسی پیکری بدرستی انجام دهند. الگو های تشکیل دهنده مهارت های دستی شامل موارد زیر است:
دستیابی( reach ): حرکت دادن بازو با حفظ ثبات شانه و حرکت دست جهت تماس با شی مورد نظر
گرفتن( grasp ): جاسازی شی در داخل دست
حمل کردن( carry ): حمل و انتقال شی در دست به محل مورد نظر
رها کردن اختیاری( voluntary release ): رها کردن ارادی شی از دست در زمان و مکان مناسب
دستکاری در داخل دست( in hand manipulation ): تنظیم موقعیت شی در دست بعد از گرفتن آن
استفاده از دو دست( bilateral hand use ): استفاده از هر دو دست برای انجام فعالیت
شرایط جامعه و مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، جنسیت، نقش های مورد انتظار از فرد نقش مهمی در نوع کسب مهارتهای دستی دارد که کاردرمانگر در ارزیابی و تعیین انواع مداخله درمانی برای رفع مشکلات مربوطه، باید آن را مدنظر قرار دهد. به عنوان مثال، شما کودکی را در نظر بگیرید که به علت شرایط اقتصادی و فرهنگی خانواده به امکانات کمتری دسترسی داشته باشد، بنابر این میزان مهارت های دستی او در مقایسه با دیگر کودکان که در شرایط مناسبی بوده اند، تفاوت چشمگیری خواهد داشت و در ضمن، نوع وسایل مورد استفاده در فرهنگ ها نیز متفاوت است.
علاوه بر این سن کودک نیز در کسب مهارت ها تاثیر بسزایی دارد که وسایل و لوازم مورد استفاده شده متناسب با سن کودک، فرصت مناسبی را برای رشد مهارت های دستکاری کودک فراهم می کند. اگر چه فعالیت های مختلف و میزان دسترسی به وسایل و اشیا گوناگون در رشد مهارت های خاص لازم می باشد ولی کافی نیست چرا که نحوه بکاربردن و استفاده صحیح از اشیاء نیز مسئله ای مهم است. جهت کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه به مقاله کاردرمانی کودکان در سایت ما مراجعه کنید.
تمرینات حرکتی درشت در کاردرمانی دست کودک
تمرینات این بخش برای کسانی که از ضعف شدید هماهنگی عضلانی رنج می برند و نمی توانند تمرینات پیچیده دست ها را همزمان انجام دهند بسیار سودمند است.
دستها را به صورت کشیده و صاف از جلو (در سطح ساژتیال) بالا می آورد. دست ها می توانند یکی درمیان یا همزمان بالا و پایین بروند.
دستها را از پهلو (در سطح فرونتال) صاف و کشیده بالا می آورد. در این تمرین باید مواظبت کرد دست ها به جلوی بدن (یعنی به سطح ساژینال) برنگردد.
در جلوی بدن (شکم) و پشت (کمر) به صورت ریتمیک دست بزند.
به صورت همزمان با خم کردن آرنج کف یک دست را زیر گلو روی قفسه سینه و دیگری را روی شکم بکوبد و یکی در میان جای دست ها را عوض کند،به عنوان نمونه دست راست را زیر گلو روی قفسه سینه و دست چپ را روی شکم بکوبد و بعد به صورت ریتمیک راست را روی شکم و چپ را روی قفسه سینه بکوبد.
تمرینات کاردرمانی دست کودکان در حرکات ظریف
در این بخش تمرینات کاردرمانی دست در جهت بهبود هماهنگی حرکتی در حرکات و فعالیت های ظریف ارائه شده است. انجام این تمرینات به بهبود عملکرد ظریف در دست ها کمک می کند. در تمام تمرینات زیر حرکت فقط باید در مفاصل مورد نظر و ذکر شده صورت گیرد و هر گونه حرکت در سایر مفاصل نشان دهنده ضعف هماهنگی حرکتی است.
آزمودنی در حالت نشسته یا ایستاده در حالی که دست هایش کاملا در مقابل صورتش صاف است،مچ دست را خم و راست ( flex , ext ) می کند. حرکت باید فقط در مفصل مچ صورت گیرد هرگونه حرکت در سایر مفاصل اندام فوقانی در تمرینات یک و دو نشانه ضعف هماهنگی عضلانی می باشد.
در حالت فوق آزمودنی دستهایش را به طرف چپ و راست خم ( RD , UD ) میکند. در تمرین یک و دو هیچ حرکتی در سایر مفاصل نباید صورت گیرد.
آزمودنی کف دست خود را بر روی میز می گذارد و انگشت اشاره را به صورت متناوب بر روی میز می زند.
تمرین فوق را برای سایر انگشتان دست نیز انجام دهد،در این تمرین و سایر تمرینات دست،فقط انگشت مورد نظر حرکت کند. در صورت حرکت سایر انگشتان، آزمودنی از هماهنگی پایینی برخوردار است،البته حرکت همزمان انگشت چهارم و پنجم به علت چسبیدگی زیاد تاندون هایشان به یکدیگر اشکالی ندارد.
در وضعیت بالا (تمرین ۴ ) در حالی که شست در بیرون از سایر انگشتان است آزمودنی شست را از سطح میز بلند کرده و به صورت متناوب به سطح میز می زند.
در حالت بالا (تمرین ۵) در حالیکه تمام انگشتان به یکدیگر چسبیده اند،آزمودنی انگشت شست خود را به طرف بیرون باز و بسته میکند. بلند شدن شست ناشی از ضعف و هماهنگی است.
آزمودنی تمام انگشتان را به صورت متناوب، یکی یکی بر سطح میز می زند (شبیه پیانو زدن) ضربه زدن بهتر است از طرف انگشت کوچک باشد. حرکت باید به صورت هماهنگ و ریتمیک صورت گیرد.
آزمودنی کف دست را روی میز می گذارد و انگشت اشاره را به طرف بیرون و داخل حرکت دهد،در حین این حرکت،حرکت همزمان انگشتان، مچ دست یا سایر مفاصل یا بلند شدن انگشتان اشاره از سطح میز نشان دهنده ضعف هماهنگی می باشد.
تمرین فوق (8) را برای انگشتان سوم،چهارم و پنجم نیز انجام دهد.
تمام انگشتان را به صورت همزمان و متناوب به طرفین باز بسته کند،انگشتان نباید از سطح میز بلند شوند در صورت بلند شدن نشان دهنده ضعف هماهنگی و ضعف قدرت عضلات بین استخوانی است.
آزمودنی کف دست را در حالتی روی لبه میز قرار دهد که انگشتان از اولین مفصل ( MP ) آویزان باشند و سپس انگشتان را از همان مفصل در حالی که سایر مفاصل انگشتان ( DIP , PIP ) ثابت هستند خم و راست کند و بر پشت میز بزند.
تمرین فوق را برای مفصل وسط ( PIP ) انجام دهد.
آزمودنی پشت دست را در وضعیت ( sup ) روی میز قرار میدهد و نوک انگشتان کوچک و شست را به صورت متناوب هم میزند (حرکت آپوزیشن)،همین تمرین را برای سایر انگشتان نیز انجام دهد عدم برخورد نوک انگشتان با یکدیگر یا نداشتن ریتم مناسب نشان دهنده ضعف هماهنگی می باشد.
آزمودنی نوک انگشتان را به ترتیب و سریع مانند تمرین بالا از انگشت اول تا آخر به صورت موزون به یکدیگر میزند.
در حالی که پشت دست بر روی میز است انگشتان را از محل مفصل اول انگشتان خم کند و بر روی میز بزند،مفاصل وسط و آخر انگشتان نباید خم شود.
کف دست را روی میز می گذارد و سپس به صورت متناوب کف دست را به طرف آسمان می چرخاند. حرکت باید با سرعت انجام شود،انجام همزمان هر دو دست به سخت تر شدن تمرین کمک میکند.( حرکت « sup , pro » ساعد)
مراجعه کننده یک دست را از کف و دست دیگر را از پشت روی میز می گذارد و به صورت همزمان دست ها را از ساعت می چرخاند و دستی که کف آن روی زمین است به سمت روی آسمان می چرخاند و دست دیگر برعکس حرکت می کند. ( حرکت « sup , pro » ساعد بصورت متناوب و همزمان).
دست راست را مشت کرده و دست دیگر را با انگشتان باز روی میز قرار می دهد به صورت همزمان و متناوب دستی که مچ است باز شده و دستی که باز است می گردد. جهت آسان تر شدن تمرین می توان هر دو دست را همزمان باز و بسته کرد.
مراجعه کننده آرنج اش را روی میز بگذارد کف هر دو دست را مقابل چشمانش به یکدیگر بچسباند سپس به صورت همزمان بدون اینکه کف دست ها از یکدیگر جدا شوند مچ دست ها را به طرف چپ و راست خم میکند.
در وضعیت تمرین فوق (تمرین ۱۹) در حالی که کف دست ها به یکدیگر چسبیده اند همه انگشتان مقابل یکدیگر را به صورت همزمان از یکدیگر دور کرده و به صورت همزمان به یکدیگر ضربه بزنند (یا بچسبند)،در این تمرین می توان کف دست ها را جای انگشتان از هم دور کرد و به یکدیگر ضربه زد.
در تمرین فوق (تمرین ۲۰)جهت سخت تر شدن تمرین بهتر است انگشتان یکی یکی و متناوب دور شده و سایر انگشتان به همراه کف دست به یکدیگر می چسبند.
در وضعیت تمرین های فوق ( 19- 20- 21) در حالی که تمام انگشتان و کف دست به یکدیگر چسبیده انگشتان به صورت همزمان از پهلو همه با هم از یکدیگر دور ( Add, Abd ) و نزدیک می شوند.
در وضعیت فوق ( تمرین 19 یا 22) فقط شست ها از یکدیگر دور می شوند.
در وضعیت تمرین (19) ،برعکس تمرین شماره ۱۹ سر انگشتان به یکدیگر چسبیده اند و از یکدیگر جدا نمی شوند و در عوض کف دست ها از یکدیگر دور میشوند (در این تمرین انگشتان باید از مفصل اول خم گردند.
در وضعیت تمرین ۱۹ هر دو دست همزمان در کنار هم مشت می شوند.
در وضعیت تمرین ۱۹ و برعکس تمرین ۲۵ دست ها به صورت متناوب می شوند.
در وضعیت مشابه تمرین ۱۹ دستها در حالیکه آرنجها روی میز هستند با خم و باز کردن آرنج ها به صورت متناوب روی میز مشت میزند.
در وضعیت تمرین بالا به صورت همزمان مشت میزند.
سر انگشتان شست را به یکدیگر میچسباند و سپس دستها را با محور سر انگشتان شست به بالا و پایین می چرخاند.
این تمرین فوق العاده سخت میباشد در وضعیت تمرین فوق (29) محور حرکت ابتدا به انگشت کوچک منتقل شده و بعد از یکدیگر دور می شوند.
مراجعه کننده در حالی که انگشتان باز هستند دست را روی میز قرار میدهد و سپس مچ را به چپ و راست حرکت می دهد. این تمرین را در حالتی که دستها مشت شده اند انجام دهد.
مراجعه کننده آرنجا و هر دو دست را در حالی که خم هستند روی میز می گذارد به نحوی که کف یک دست روی به صورت و دست دیگر پشت دست رو به صورتش باشد سپس مراجعهکننده شروع به چرخاندن ( حرکت « sup , pro » ) هر دو دست از ساعد میکند به نحوی که حرکت هر دو دست خلاف جهت یکدیگر باشند.
کاردرمانی دست برای نوشتن
یکی از عوامل مهم در عملکرد دست، وضعیت ظاهری و استخوان بندی آن می باشد که وجود هر گونه ناهنجاری مانند انگشت اضافه یا کم، می تواند مهارت های دستی را تحت تاثیر قرار دهد. همچنین در اجرای صحیح حرکات، عملکرد صحیح و مناسب اندام فوقانی(مثلا آرنج و شانه) به همراه قدرت مناسب و تون عضلانی طبیعی لازم است.
کاردرمانان دست جهت ایجاد مهارت های دستی مناسب با سن کودک نیاز به توجه به مسائل حرکتی، مهارت های بینایی، عملکرد حس پیکری، یکپارچگی حسی، ادراک بینایی، شناختی، یکپارچگی اسکلتی، عملکرد عضلانی، فاکتورهای فرهنگی و اجتماعی دارند.
کاردرمانی جسمی حرکتی
کاردرمانی جسمی حرکتی در مهارت های دستی در کودکان با مشکلات جسمی نظیر فلج مغزی و اختلالات هماهنگی رشد حرکتی کاربرد دارد. در کاردرمانی جسمی حرکتی با انجام تمریناتی نظیر روی دست ها راه رفتن، مهارت های توپی و تمرینات هماهنگی دوطرفه دست ها به تقویت مهارت های جسمی کودکان کمک می شود. مرکز کاردرمانی دست دکتر صابر در حیطه اختلالات یکپارچگی حسی حرکتی، اختلالات یادگیری و هماهنگی حرکتی، بیش فعالی و… به بهبود مهارت های دستی کودکان، دست ورزی و استفاده از ابزار ها و دست نویسی فعالیت می کنند.
مهارت های بینایی و کاردرمانی حرکات ظریف
مهارت های بینایی نقش مهمی در رشد مهارت های دستی دارد که برای یادگیری مهارت های حرکتی جدید لازم می باشد، یک کودک یا نوزاد در حال رشد، مهارت های بینایی را با مهارت های دستی هماهنگ کرده که بعد ها هماهنگی چشم و دست با مهارت های ادراک بینایی ترکیب می شود. در حدود 4 ماهگی نوزاد شروع به حرکت دادن دست تحت کنترل بینایی می کند و برای گرفتن یک شی انگشتان را حرکت داده و تلاش میکند تا اشیا را در دست بگیرد. این روند رشد در کودکان با مشکلات حرکتی رخ نمیدهد و نیاز به کاردرمانی دست برای نوزاد می باشد. پیشرفت یکپارچگی بینایی – حرکتی تقریبا تا سن 6 ماهگی به طول می انجامد و در نهایت در سن 9 ماهگی به تکامل می رسد. همچنین بینایی برای یادگیری مهارتهای حرکتی ظریف و فعالیت هایی که نیاز به حرکات دقیق دارد، مهم است( مثلا نخ کردن مهره های کوچک، چیدن پازل و…) کاردرمانی حرکات ظریف بر روی این مهارت ها متمرکز شده است.
عملکرد حس پیکری در کاردرمانی دست کودکان
ارتیاط زیادی بین عملکردهای حس پیکری دست و مهارت های دستی وجود دارد. اگر مهارت های دستی، مناسب و صحیح باشند، نشانه عملکرد صحیح حس پیکری می باشد. اما عکس این گفته همیشه درست نیست. پس عملکرد سوماتوسنسوری مناسب، لزوما منجر به مهارت های دستی طبیعی نخواد شد. تحقیقات در این زمینه نشان می دهد، بزرگسالانی که عملکرد دستی طبیعی دارند، در منیپولیشن اشیا( دستکاری) برای حفظ ثبات و استحکام شی در دست به فیدبک های بینایی ولامسه برای پیشرفت در بسیاری از زمینه های مهارت های دستی کودکان به ویژه حرکات مستقل انگشتان و شست لازم است.
کاردرمانان دست گزارش کرده اند که در اکثر نوزادان در حدود 6 ماهگی درک لمسی و شناخت اشیا از طریق لمس شکل می گیرد و در حدود 2/5 سالگی کودک بدون دیدن، اشیایی را که قبلا دیده است و در 5 سالگی اشیایی که قبلا ندیده اند، فقط با لمس می تواند تشخیص دهد. در 6 سالگی نیز جنبه دیگری از ادراک لمسی مثل تشخیص اشیا سه بعدی و درک جهت فضایی رشد می یابد و با افزایش سن، توانایی تشخیص و تمایز تمامی مشخصات اشیا از طریق لامسه به طور کامل شکل می گیرد. اکثر کودکانی که در کنترل حرکتی انگشتان نقص دارند یا در حرکت انگشتان محدودیت دارند در درک و استفاده از اطلاعات حسی مشکلات زیادی دارند. کاردرمانی انگشت دست در حیطه تقویت حس لامسه، حس عمقی و تقویت عضلات نقش دارد. اطلاعات حاصل از لامسه برای پیش بینی مقدار نیروی لازم برای گرفتن و بالا بردن اشیا لازم است.
ارزیابی عملکرد حس پیکری در کودکانی بویژه کودکان کوچکتر و کودکان با ناتوانی دشوار است، بنابرین فرایند ارزیابی پیچیده است.
یکپارچگی حسی و کاردرمانی دست کودکان اوتیسم
مشکلات یکپارچگی حسی عبارتند از: مشکلات مربوط به ثبت حسی، بیش حسی، لمسی، تمایز لمسی ضعیف و دیس پراکسیا ( اختلالات برنامه ریزی حرکتی) می باشد. به عنوان مثال کودکان اوتیسم با ثبت حسی ضعیف در فعالیت هایی که مهارت های دستی زیادی می طلبد کمتر شرکت می کنند و کودکان اوتیسم با بیش حسی لمسی ، از تماس با اشیا اجتناب می کنند. عملکرد های لمسی و حس عمقی ضعیف در کودک اوتیسم منجر به نقص در برنامه ریزی حرکتی که بدنبال ضعف در پردازش لمسی و حس عمقی به وجود می آید تحت عنوان somatodyspraxia مطرح می شود. مشکلات پردازش حسی ارتباط مستقیم با پیشرفت مهارت های دستی دارد. کاردرمانی دست نوزادان و کودکان بر روی مشکلات حسی و یکپارچگی حسی در کودکان توجه خاصی دارد. در مورد کودکان اوتیسم، کاردرمانی دست کودکان اوتیسم در جهت افزایش قدرت عضلات دست کودک اوتیسم، افزایش حس عمقی در دست ها و بهبود حس لامسه در کودکان اوتیسم نقش دارد.
کاردرمانی دست و درک بینایی و شناخت:
تمایز رشد درکی و شناختی از هم دشوار است. به ویژه زمانی که در ارتباط با مهارتهای دستی کودکان همراه باشد.به همین علت معمولا این دو عبارت با هم استفاده می شوند. کودک اجازه تعامل و استفاده از اشیا را با پیشرفت مهارت های دستی و رشد درکی – شناختی بدست می آورد. درک کودک از مشخصات اشیا و سرعت حرکتی مورد نیاز با قدرت مناسب، بر توانایی کودک در کنترل اشیا تاثیر می گذارد. کودک این اطلاعات را از طریق دستکاری اشیا بدست می آورد. در شش ماه اول زندگی، نوزاد از درک بینایی و لمسی برای هدایت رشد حرکتی استفاده می کند تا از مکان اشیا در فضا آگاهی یابد. در شش ماهه دوم، نوزاد دستش را متناسب با ویژگی اشیا مثل اندازه، شکل و سطح تنظیم می کند. محققان تاکید می کنند دستکاری اشیا در دوران نوزادی بین 6- 12 ماهگی جهت یادگیری مشخصات آن، زمان مهمی است چرا که این یادگیری در رشد زبانی و مفاهیم تاثیر دارد. در 2 سالگی کودک یاد می گیرد تا اشیا را با محیط به صورت مناسب و هدفمند ترکیب کند. علاوه بر رشد ادراکی، رشد شناختی نیز روی مهارت های دستی تاثیر بسزایی دارد.برای مثال افزایش توجه، تمرکز، قدرت حل مسئله در پیشرفت توانایی دستکاری همزمان دو شی موثر است. کودک در فعالیت های دو دستی نیاز بیشتری به توجه و برنامه ریزی دارد، بنابر این این گونه مهارت ها بعد از مهارت های یک دستی پیشرفت می کنند.
یکپارچگی اسکلتی:
یکپارچگی مفاصل و ساختارهای استخوانی دست در عملکرد آن تاثیر مهمی دارد. کودکان با اختلالات مادرزادی و غیر طبیعی دست در انواع الگوهای گرفتن، با مشکل مواجه می شوند، چرا که حرکت دادن اشیا بین انگشتان و مهارت های دستکاری در داخل دست و مهارت استفاده از دو دست محدود شده و یا صورت نمی گیرد. هم چنین درگیری انگشت شست نسبت به دیگر انگشتان بر روی کسب مهارت های دستی و استفاده از آن تاثیر بیشتری دارد. علاوه بر این دامنه حرکتی مناسب، بازو و دست را برای گرفتن و حمل کردن اشیا، وضعیت دهی می کند. هر مسئله ای که دامنه حرکتی را کاهش دهد بر روی مهارت های دستی موثر است.
عملکرد عضلانی:
عملکرد مناسب عضلات به قدرت، تون و تحمل آن مربوط می شود. برای انواع مهارت های دستی نظیر گرفتن و نگه داشتن شی در دست، حین حمل و جا به جایی اشیا وجود قدرت عضلانی لازم ضروری است. درجه بندی قدرت عضلانی و تاثیر آن برفعالیت های کودک به شرح زیر است:
کودکان با قدرت ضعیف تر( poor ) در شروع بازکردن انگشتان یا الگوی آپوزیشن شست که لازمه گرفتن است،ناتوان اند. این کودکان نمی توانند از عضلات دست برای کنترل، استفاده نمایند. کودک با قدرت عضلات ضعیف ( fair ) ممکن است بتواند الگوی گرفتن را شروع کند اما قادر به بلند کردن اشیا از زمین نیستند.کودک با قدرت متوسط( mildly ) در طول یک فعالیت تحمل کمتری دارند و برای گرفتن و نگه داشتن یک شی در طول خوردن، رنگ کردن، نوشتن و… با مشکل مواجه می شوند. هنگام فعالیت تون عضلانی روی ثبات بازو و دست تاثیر می گذارد. آسیب در سیستم عصبی مرکزی منجر به ایجاد تون غیر طبیعی( افزایش یا کاهش) شده که می تواند روی دامنه حرکتی و سرعت حرکات و ثبات حرکت تاثیر گذار باشد.
کودکان با اختلالات رشدی مشکلاتی در روند رشد مهارت های دستی از خود نشان می دهند. این مشکلات موجب کندی یادگیری و ناتوانی کودک در انجام فعالیت های خود یاری و مراقبت از خود ، همچنین ایجاد استقلال در کودک می شود. در تمامی حیطه های کاردرمانی کودکان باید کاردرمانگر، کودک با مشکل رشدی را با دیگر کودکان سالم مورد مشاهده و مقایسه قرار داده تا رشد مهارت های دستی این کودکان را بررسی کند. مراحل رشد مهارت های دستی در کودکان به شرح زیر است.
مهارت دستیابی و حمل کردن
دستیابی به معنی حرکت دادن دقیق و صحیح دست به سوی هدف مشخص است. به عبارت دیگر دستیابی در مهارت های دستی، جابجایی دست با حفظ کنترل، سرعت مناسب به سمت شی و آماده کردن آن برای گرفتن تعریف میشود. در چند روز اول زندگی، نوزاد برای دستیابی به شی، نیاز به توجه بینایی دارد و بعد از چند ماه بازوها شروع به فعالیت بیشتری کرده و نوزاد با دور کردن بازو اقدام به گرفتن اشیا نموده و در نهایت بین ۱۹_۱۲ ماهگی دستیابی با باز کردن بازو تکمیل می شود.
به تدریج با رشد مهارتهای دستی به توجه کمتری نیاز خواهد بود. در ابتدا دست ها در کنار بدن قرار دارد و با افزایش توجه بینایی روی دست و ثبات بیشتر پروگزیمال بازو کودکان دست ها را در فاصله دورتر از دیدشان نگه می دارند. در ابتدای رشد مهارت های دستی الگوی گرفتن دو طرفه، به صورت قرینه است که معمولا ابتدا در حالت خوابیده به پشت و سپس در وضعیت نشسته رخ می دهد. در این مرحله کودک دستیابی را با دوره کردن بازو، چرخش داخلی شانه، پرونشین ساعد وبا باز کردن کامل انگشتان انجام میدهد. زمانی که کودک حرکت مجزای دو طرفه بدن را کسب کرد، دستیابی یک طرفه شروع میشود و دور کردن بازو چرخش داخلی شانه نسبت به حالت اولیه کاهش مییابد و دست برای گرفتن اشیا باز شده که معمولا بیش از اندازه واقعی شی است.
هنگامی که کنترل کتف و ثبات تنه تکامل یافت، کودک دستیابی را با کمی خم کردن شانه، باز کردن کامل آرنج، سوپینیشن ساعد و با باز کردن مچ انجام میدهد و دستیابی تکامل یافته، معمولا با راستای مناسب به همراه کمی چرخش آن به طرف شی همراه می باشد.
بنابراین در طول رشد مهارت های دستی، کودک در سالهای اولیه زندگی، الگوی دستیابی یک طرفه را تصحیح میکند، تحرک مناسب بازو را افزایش داده و باز کردن انگشتان را متناسب با اندازه اشیا تنظیم می کند.
تکامل دستیابی به همراه گرفتن تا سن ۱۲ سالگی ادامه می یابد. کودک در این مدت دست را متناسب با اندازه اشیا باز می کند و بدون توجه به بینایی آن را در دست میگیرد. اگرچه قبل از این سن، برای باز کردن دست و حرکت آن به سمت اشیا نیاز به توجه بینایی داشت.
حمل کردن به معنی بلند کردن شی و حرکت دادن آن است و شامل ترکیب حرکات بدن به همراه حفظ ثبات اشیا در دست می باشد هنگام برداشتن شی، دامنه حرکتی مفاصل متناسب با نوع فعالیت مورد نظر تنظیم می گردد، که این امر مستلزم هماهنگی صحیح بین مفاصل دیستال دست و مچ بوده و کودک باید بتواند ساعد را در هر درجه ای از چرخش آن، ثابت نگه دارد و وضعیت ساعد و مچ را در طول حمل اشیا به طور مناسب حفظ کند و برای وضعیت دهی مناسب اشیا حرکات چرخشی شانه را با خم کردن و دور کردن مناسب آن همراه سازد.
کودک در رشد مهارت های دستی قبل از گرفتن شی، دستیابی را به همراه چرخش تنه، باز کردن آرنج، چرخش ساعد، با حفظ ثبات مچ و با انگشتان باز انجام می دهد.
انواع الگوهای گرفتن و کاردرمانی در مهارت های نوشتاری
دو اصطلاح مهم در رشد مهارت های دستی prehensile و non prehensile برای تعریف حرکات دست بکار می رود.که non prehensile شامل هل دادن یا بلند کردن یک شی با انگشتان یا با داخل کف دست است، و prehensile شامل گرفتن اشیاست و به انواع گرفتن قوی[power Grasp] و ظریف [precision Grasp] تقسیم میشود که در precision Grasp به آپوزیشن بین انگشتان شست و اشاره و در power Grasp به استفاده از داخل دست نیاز خواهد بود در یک گرفتن قوی، جهت کنترل مناسب، شست نسبت به دیگر انگشتان در Flex یا Abd نگه داشته میشود.
ما هنگام کار با اشیاء مختلف در طول انجام هر فعالیتی متناسب با آن از الگوی گرفتن خاصی استفاده می کنیم. مثلا در گرفتن اشیا کوچک جهت کنترل بیشتر آن از الگوی گرفتن ظریف (به دلیل وجود فیدبک های حسی در نوک انگشتان). اشیا متوسط با هر دو الگو و اشیا بزرگ از الگوی گرفتن قوی استفاده میکنیم. محققان نوع دیگری برای دسته بندی انواع گرفتن ارائه دادهاند:
گرفتن بدون پوزیشن نشست که شامل power Grasp ,Hook Grasp و Lateral Grasp
گرفتن با آپوزیشن نشست که شامل tip pinch و palmar pinch است که palmar pinch خود به انواع استوانه ای (cylindrical) ، کروی (sphrical) و Disk Grasp تقسیم می شود.
Power Grasp برای بریدن کیک ( دست راست این کودک)
Hook Grasp : گرفتن قلابی برای حمل کیف
Lateral pinch : گرفتن کناری برای قفل کردن در(قوی ترین نوع گرفتن با نیاز به هماهنگی کمتر)
Pincer grasp برای برداشتن اشیاء ریز
Three_ jaw thuck graso : گرفتن سه نقطه ای برای قرار دادن مکعبهای چوبی روی همدیگر (با دست راست)
Spherical grasp گرفتن کروی گرفتن توپ و آماده کردن برای پرتاب آن
این کودک با دست چپ از الگو cylindrical grasp یا گرفتن استوانه ای (ابتدایی ترین نوع گرفتن) برای نگه داشتن ظرف وبا دست راست به حالت disk grasp جهت باز کردن درب آن استفاده می کند. لازم است که Abd انگشتان را مناسب با درب ظرف تنظیم کند.
ulnar palmar grasp انگشت اشاره و شست در این الگو بکار گرفته نمی شود.
مهارت های دستکاری (in hand manipulation)
مهارت های دستکاری درون دست به پنج دسته تقسیم می شوند
انتقال از انگشتان به کف دست
انتقال از کف دست به انگشتان
حرکت شی در طول انگشتان
چرخش ساده
چرخش پیچیده
انتقال به حرکت خطیت انگ شی از کف دست به سمت انگشتان و بلعکس اطلاق می شود که در طول این حرکت ، شی با انگشت شست و دیگر انگشتان در تماس بوده که الگوی انتقال شی از کف دست به انگشتان سخت تر از الگوی انتقال انگشتان به کف دست است.نوع دیگر مهارت های دستکاری درون دست حرکت خطی شی بر روی سطح انگشتان است، که در طی حرکت شی انگشت شست در مقابل سایر انگشتان قرار دارد و مفاصل انتهایی انگشتان به حرکت شی کمک می کنند. در همه این موارد به حفظ قوس کف دستی در طول فعالیت نیازمندیم.
چرخش اشیا در دو نوع چرخش ساده( 90 درجه یا کمتر) و پیچیده ( 180 تا 360 درجه)تقسیم می شود. در چرخش ساده انگشتان به صورت یک واحد عمل می کنند و شست در وضعیت آپوزیشن قرار می گیرد. در طول چرخش پیچیده انگشت شست و سایر انگشتان به طور متناوب و مستقل از هم حرکت می کنند. برای انجام مهارت دستکاری درون دستی می توان به موارد پیش نیاز زیر اشاره کرد:
حرکت و حفظ ثبات در درجات مختلف از سوپینیشن ساعد
ثبات مچ دست
آپوزیشن انگشت شست در تماس با اشیا و با سطح انگشتان دیگر ( بدون تماس با کف دست)
حرکت مجزای انگشتان شست، میانی و اشاره
کنترل قوس عرضی کف دست
حرکت مجزای انگشتان سمت رادیال( میانی، اشاره و شست) و اولنار( کوچک و حلقه) از همدیگر
توانایی در تنظیم و توزیع نیرو در نوک انگشتان
تمرینات زیر به مهارت های گرفتن مداد و دست نویسی در کودکان کمک بسزایی می کند. ابتدا به کودک کمک کنید تمرینات کاردرمانی دست را با کمک شما و الگو گیری از حرکات درمانگر انجام دهد در مرحله بعد سرعت حرکت را بالا ببرید.
از مراجعه کننده بخواهید تا کف دستش را با انگشتان باز روی میز بگذارد. سپس تمام انگشتان را با هم خم کند و روی یک نقطه در زیر کف دست قرار دهد.
مراجعه کننده دست را مشت کرده (در حالت مشت صحیح شست باید روی انگشتان قرار گیرد)سپس به حالت شمردن یکی یکی از انگشتان را از طرف انگشت کوچک باز کند تا به شست برسد این مهارت در یادگیری مهارت شمردن و آموزش جمع و تفریق بسیار کاربرد دارد. این تمرین جذب تمرینات سخت است.
انگشتان را به حالت تفنگ درآورده و شلیک کند. جدا بودن تاندونهای خم کننده ( فلکسوری) در انجام این تمرین بسیار تاثیرگذار است،این تمرین جزء تمرینات سخت است.
دست ها را در وضعیت رقص برره ای قرار دهد و شروع به رقصیدن شبیه رقص برره ای کند این تمرین فوقالعاده سخت میباشد.
پشت دست را روی میز بگذارد و سپس شبیه حالت گرفتن خودکار سه انگشت شست،اشاره و میانی را از سر انگشتان به یکدیگر بچسباند و دور کند،سه انگشت دیگر در تمام لحظات خمیده روی کف دست هستند.
تمرین فوق را به حالت برعکس انجام دهد یعنی کف دست ها روی میز باشد.
بشکن را آموزش دهید چنانچه کودک نتوانست صدای بشکن را تولید کند هیچ اهمیتی ندارد،این تمرین نیز بسیار سخت است.
تمرینات کاردرمانی در مهارت های نوشتن
کاردرمانی دست تاثیر بسزایی در درمان مشکلات نوشتاری کودکان و بهبود دست نویسی در آنان دارند. کودکان با مشکلات نوشتاری در محیط مدرسه و در طول تحصیل با مشکلات فراوانی روبه رو هستند. کند نویسی ، مشکلات دیکته نویسی، بد خط نویسی، جا اندازی کلمات و حروف از مشکلات شایع دانس آموزان با اختلال نوشتن هستند. مشکلات این کودکان شامل عدم مجزا سازی انگشتان ، عدم هماهنگی حرکتی و مشکلات کنترل حرکتی و تحمل عضلانی پایین می باشد. تمرینات کاردرمانی دست در جهت دست کاری اشیاء، تمرینات حرکتی ظریف و هماهنگی حرکات انگشتی ارائه می شود. از تمرینات کاردرمانی دست که می توان برای کودکان با اختلال نوشتن بکار برد در زیر نوشته شده است:
دست ها را به صورت یکی در میان مشت و باز کند
دست ها در جلوی بدن کشیده نگهدارد و مچ دست را بالا و پایین کند
کف دست را روی میز قرار دهید سپس تک تک انگشتان را از روی میز بلند کند و مجدد روی میز بگذارد، بدون اینکه بقیه انگشتان حرکت کنند.
پشت دست را روی میز بگذارید سپس هر انگشت را به شست بچسبانید و مجدد باز کنید، این تمرین را برای همه انگشتان جداگانه انجام دهید.
کف دست را روی میز قرار دهید و انگشتان را از هم دور کنید سپس بدون بلند شدن انگشتان از روی میز انگشتان را به هم نزدیک کنید و به هم بچسبانید.
مهره های ریز را با سر انگشت شست و اشاره گرفته و داخل نخ قرار دهد.
مداد را با انگشت اشاره و شست بگیرد، سپس انگشتان را بدون اینکه از هم باز شوند، از مفصل اول خم کنند و مجدد صاف کند. این حرکت را به صورت مکرر تکرار کند
به صورت متوالی سر همه انگشتان را به هم بچسباند و سپس انگشتان دست را کاملا باز کند.
کاردرمانی دست در منزل برای کودکان
کاردرمانی در منزل برای مهارت های دستی به کودکان کمک می شود تا با استفاده از تمرینات مستمر دست در جهت تقویت عضلات، بهبود هماهنگی حرکتی دو دستی، تقویت مهارت های ریز انگشتان، دست ورزی و استفاده از ابزار های گوناگون، مداد گرفتن و دست نویسی، تقویت مهارت های خود یاری مانند لباس پوشیدن، حمام کردن و غذا خوردن فعالیت می نماید. کاردرمانان متخصص در زمینه دست کودکان به کودک کمک می کنند از توانایی های خود در حداکثر توان خود استفاده نموده و با تقویت حس عمقی و مجازا سازی عضلات دست توانایی های ظریف کودک را بهبود می بخشند. استفاده از وسایل منزل و موقعیت های حقیقی، اعتماد به نفس کودک را در انجام وظایف فردی خود و استقلال بیشتر آماده می سازد. مرکز کاردرمانی دکتر صابر با تجهیزات پیشرفته در حیطه دست در دو شعبه غرب و شرق تهران فعالیت می نماید.
سوالات متداول:
1.کاردرمانی دست برای کودکان چکار می کند؟
کاردرمانی دست در بهبود مهارت های دست ورزی، قدرت عضلات دست و مهارت های درشت مانند پرت کردن و کشیدن اشیا و هماهنگی حرکتی و آموزش استفاده از وسایلی مانند قیچی و قاشق، بهبود دست نویسی و سرعت نوشتن کاربرد دارد.
2. کاردرمانی دست برای چه کودکانی مناسب است؟
کاردرمانی دست در بهبود مهارت های دست کودکان با تاخیر حرکتی یا مشکلات جسمی مانند فلج مغزی، کودکان با مشکلات عدم هماهنگی حرکتی و کلامزی، اختلالات یادگیری ، کودکان با مشکلات حسی مانند اوتیسم کاربرد دارد.