مرکز گفتاردرمانی در سکته مغزی در تهران زیر نظر دکتر صابر مشغول به ارائه خدمات گفتاردرمانی برای سکته مغزی و رفع مشکل بلع در سکته مغزی همچنین بهبود حرف زدن بیماران سکته مغزی می پردازد. گفتاردرمانی برای بیماران سکته مغزی به بازگشت تکلم در بیماران سکته مغزی کمک بسزایی می کند. مرکز دکتر صابر با در اختیار داشتن گفتار درمانان متخصص در زمینه گفتاردرمانی بیماران سکته مغزی به گفتاردرمانی بلع در سکته مغزی می پردازند. از دیگر خدمات مرکز جامع درمان سکته مغزی دکتر صابر گفتاردرمانی در منزل برای سکته مغزی است که توسط متخصصین گفتاردرمانی در سرار تهران انجام می گیرد. حرف زدن بیماران سکته مغزی با گفتاردرمانی برای بیماران سکته مغزی بهبود چشمگیری خواهد یافت و استقلال بیمار برای انجام کارهای روزمره و ارتباط اجتماعی مناسب بهبود می یابد.
نقایصی که بر بازگشت تکلم در بیماران سکته مغزی اثر دارد
سه اختلال عمده ارتباطی مرتبط با سکته مغزی عبارتند از: آفازی/ دیسفازی، دیس آرتری و آپراکسی کلامی
آفازی و گفتار درمانی برای سکته مغزی
آفازی یک اختلال زبانی است که میتواند منجر به مشکلات در موارد زیر بشود:
فهمیدن چیزی که گفته میشود.
بیان کلامی
خواندن
نوشتن
آفازی در نتیجه آسیب سیستم مغزی به منطقه زبان در نیمکره غالب مغز در بیمار سکته مغزی ایجاد می شود. نیمکره غالب در افراد راست دست،چپ می باشد.
انواع الگوی آسیب آفازیک وجود دارد. هردو توانایی فهمیدن و بیان زبانی می توانند آسیب ببینند. صحبت کردن یک بیمار آفازیک می تواند ویژگیهای زیر را دارا باشد.
پاسخ های بله/خیر که غیر قابل قبول هستند.چه به دلیل عدم درک سوال و چه به دلیل ناتوانی در دادن پاسخ.
فحش و ناسزا گفتن- اتوماتیک و غیر عمدی
هنگامی که تلاش برای صحبت کردن در بیمار سکته مغزی صورت میگیرد یک عبارت/کلمه/صدا تولید می شود.
تکرار و برگشت به عقب چیزهایی که گفته شده (اغلب بدون فهمیدن).
توانایی آواز خوانی (چون این توانایی به وسیله نیمکره مخالف کنترل میشود).
گفتار روان اما جارگون که مهار آن مشکل است (ممکن است از کلمات معنی دار و بی معنی تشکیل شده باشد و یا زنجیرهای از صدها باشد.)
کلمات گرامری مانند ( the, a, to ) و … اصلاً استفاده نمی شوند.
مشکل در پیدا کردن کلمات- بعضی افراد آفازیک ممکن است قادر به شرح بعضی جنبه های یک کلمه باشند ولی خود کلمه را نتوانند بازگو کنند.
انجمن سکته مغزی اصولی را برای ارتباط و انطباق با آفازی برای بیماران سکته مغزی و درمانگران منتشر کرده است. کاردرمانگران باید ارتباط نزدیکی با گفتاردرمان داشته باشند تا گفتار بیمار را با کار تیمی برگردانند. چون که تمرینات فشرده در این بیماران بیشتر جوابگو می باشد. استراتژیهای آشکار نوشتن باید به کار گرفته شود. هرچند،این استراتژی ها در بیشتر موارد جوابگو نمی باشند.
اصرار هر فرد برای فهم چیزی که می گوید بسیار مهم و حیاتی است. برای بیماران سکته مغزی که مشکلات دریافتی دارند استفاده از ایما و اشاره برای درگیر کردنشان در گفتاردرمانی مفید است،خانواده و مراقبان باید موقعیت مشخص داشته باشند و در ایجاد راههایی برای ارتباط درگیر شوند.
مشکلات فهم زبان در گفتاردرمانی در سکته مغزی
مشکلات فهم زبانی دارای دامنه ای از شدید (بدون فهم زبانی) تا مشکلات خفیف،که فقط در هنگام مصاحبه های گروهی و یا مصاحبه در یک زمینه پر سر و صدا دیده میشود می باشد. هنگامی که یک بیمار آفازیک دارای مشکلات فهم زبانی باشد این مشکل را با موارد زیر جبران می کند:
نشانه های بینایی و غیر کلامی-ایما و اشاره که ما باید موقع صحبت کردن با فرد سکته مغزی به کار گیریم.
زبانی بدنی ( Body language )
بیان چهره ای
تون صدا
نشانههای موقعیتی- چیزهایی در محیط که نشان می دهند چه چیزی گفته شد مثل سبد چای ایما و اشاره و نشان دادن چیزهایی که پرسیده می شوند به فهم زبانی کمک می کنند.
دیس آرتریا در گفتار درمانی بعد از سکته مغزی
دی
یک بیمار سکته مغزی با دیس آرتری اغلب قادر به استفاده از روش های جانشین می باشد. چون مهارت های زبانی سالم است برای مثال:
نوشتن
گفتن کلمات به صورت حروف الفبا
استفاده از وسایل کمکی الکتریکی ارتباطی
آپراکسی کلامی در بیماران سکته مغزی
اختلالی است که در آن هماهنگی هدفمند حرکات عضلات تولید کننده گفتار از بین میرود. این اختلال یک مشکل زبانی نیست اما اکثر بیماران با آپراکسی کلامی درجاتی از آفازی نیز دارند. مشخصات این اختلال عبارتند از:
گفتار درهم و برهم و آشفته برای رسیدن به کلمات درست.
آگاهی از مشکل و متعاقباً ناامیدی و تلاش.
به صورت غیر ارادی و ناآگاهانه گفتاری تولید می شود که روان تر از گفتار هدفمندانش می باشد.
عضلات گفتاری سالمند و حرکات اتوماتیک وجود دارند مثل غذا خوردن-نوشیدن و خندیدن.
ارتباط گفتاردرمان با بیمار سکته مغزی آفازیک در منزل
متخصصین گفتاردرمانی در منزل برای سکته مغزی، با تجربه بالا در حیطه گفتاردرمانی این بیماران به شما کمک می نمایند تا بهترین نتیجه درمانی را در کوتاه ترین زمان ممکن بدست آورید. کلینیک دکتر صابر در این زمینه آموزش های لازم را به مراقبین بیمار داده تا با کمک گفتاردرمان روند پیشرفت را تسریع بخشند.
روبروی بیمار قرار بگیرید و در کل زمان به سمت بیمار صحبت کنید.
سروصدای محیطی را به حداقل برسانید،به عبارت دیگر رادیو و تلویزیون را خاموش کنید یا اینکه بیمار را به یک اتاق ساکت ببرید.
بیمار سکته مغزی را آگاه کنید که با او دارید صحبت میکنید. زمان دهید تا به حرفهای شما گوش دهد. برای مثال از اسم او استفاده کنید تا بر صحبت شما تمرکز کند یا او را لمس کنید.
ریتم گفتاری را آرام آرام کاهش دهید.
زمان برای فهمیدن چیزهای گفته شده بدهید.
چیزی که گفته شده را تکرار کنید. سعی کنید مهم ترین کلمات را در آخر جمله به کار ببرید.
به کلمات مهم در جمله تاکید کنید. از ایما و اشاره استفاده کنید. کلمات مهم را بنویسید.
موضوع را سریعا عوض نکنید- قبل از عوض کردن موضوع زمان زیادی را به بیمار بدهید تا بیمار آفازیک بتواند موضوع را عوض کند.
واضح و مشخص صحبت کنید- برای مثال از جمله «لباس هایت را داخل کمد می گذارم» اجزای جمله «آنجا می گذارمشان» استفاده کنید.
روش های غیر گفتاری را آموزش دهید-استفاده از ایما و اشاره،نقاشی روی صفحه و کشیدن روی هوا
هر پیغامی با هر معنی ممکن را قبول کنید.و سپس بیمار را مجبور نکنید از روش بهتری استفاده کند. سوالاتی بپرسید که بیمار را به موضوع کلی نزدیک کند برای مثال در خانه چه کاری انجام می دهید؟
سوالاتی بپرسید که بیمار را به موضوع کلی نزدیک کند برای مثال در خانه چه کاری انجام می دهید؟
اجازه بدهید که بداند شما چه برداشتی کردهاید. پاسخ خود را خلاصه کنید. برای مثال فکر میکنم شما چیزی در مورد شام گفتید.
تظاهر به فهمیدن نکنید. اگر نفهمیده اید برای اطلاعات بیشتر بازهم بپرسید.
رفع مشکل بلع در سکته مغزی و گفتاردرمانی بلع
دیسفاژی مشکل در حرکت سالم بلوس غذا،یا مایع از دهان به معده بدون آسپیراسیون است و حرکات جویدن،زبان،آماده کردن غذا برای بلع و بلع واقعی نیز درگیر میشوند. از طریق ارزیابی های بالینی میتوان اختلال بلع را تشخیص داد ولی ممکن است نتوان آسپیراسیون را تشخیص داد. تمام پرسنلی که با بیماران سکته مغزی کار می کنند باید از امکان وجود دیسفاژی آگاه باشند و درصورت دیده شدن آسپیراسیون مناسب ترین عمل را انجام دهند. شدت اولیه مشکل بلع در سکته مغزی به این معنی نیست که این بیمار بهبود پیدا نمی کند،گزارشات در مورد بهبودی های هفته های اول متفاوت است. یک گفتاردرمان در منزل برای سکته مغزی باید به صورت دقیق روند بهبودی بیمار را بررسی و گزارش نماید.
علائمی مشکلات بلع در بیمار سکته مغزی:
ریختن غذا و آب از دهان یا آبریزش در بیمار سکته مغزی
ناتوانی در بلع بزاق،طوری که آبریزش یک مشکل همیشگی می شود.
بعد از خوردن غذا در داخل دهان می ماند و اغلب در زیر گونه ها و یا سقف دهان جای می گیرد.
سرفه در هنگام خوردن یا نوشیدن در بیمار سکته مغزی
تغییر در کیفیت صدا بعد از خوردن یا نوشیدن
قطع تنفس بعد از خوردن یا نوشیدن در بیمار سکته مغزی
زمان غذا خوردن طولانی میشود. وزن اغلب کم می شود.
بعضی افراد از گیر کردن غذا در گلو شکایت می کنند.
پنومونی های فراوان
مواردی که باید در رفع مشکل بلع در سکته مغزی توصیه کنید:
مواردی که در گفتاردرمانی در منزل سکته مغزی به بیمار و مراقبین توصیه می شود شامل مواردیست که بلع و تغذیه بیمار را بهبود می بخشد.
تا حد ممکن در موقع خوردن و نوشیدن صاف بنشینید.
15 تا 20 دقیقه بعد از خوردن صاف بنشینند.
از سر و صدا و سایر حواس پرت کن ها جلوگیری شود. از صحبت کردن و خوردن همزمان در سکته مغزی پرهیز شود.
استفاده از یخ یا آب سرد قبل از خوردن غذا با تحریک مکانیسم بلع می تواند کمک کننده باشد.
غذا یا آب را کم کم در دهان بیماران سکته مغزی قرار دهید. تمام غذا باید خوب جویده شود.
بین هر بلع اطمینان پیدا کنید که غذا کاملاً قورت داده شده و برای اطمینان بیشتر برای پاک شدن راه های هوایی از بیمار سکته مغزی بخواهید سرفه کند.
بعضی افراد بعد از سکته مغزی به زودی خسته می شوند که میتواند بلع را متاثر کند. اگر زمان خوردن طولانی است و بیمار خسته می شود کم کم غذا به بیمار بدهید و از غذاهای بین وعده ای مثل اسنک استفاده کنید.
اگر احتمال باقی ماندن غذا بعد از خوردن در دهان بیمار سکته مغزی وجود دارد با مسواک دهان را بعد از خوردن تمیز کنید.
افرادی که مشکلات دیسفاژی شدید دارند با استفاده از تیوپ ها ( Naso Gastric ) یا ( PEG ) ( precotanceous Endoscopic Gastrostomy ) غذا میخورند،هرچند،تا آنجا که امکان دارد خوردن دهانی ترجیح داده می شود. بیمار باید در فواصل زمانی منظم مورد ارزیابی قرار گیرد.
غذاها و مزه ها نقش مهمی را در زندگی انسان بازی میکنند و کاردرمانگران سکته مغزی باید در ارتباط با یک گفتار درمان بتوانند ثبات مزه ای و غذایی را تغییر دهند. درمانگر باید مطمئن باشد که بیمار در طول خوردن صاف و درست نشسته است،بیمار باید سعی کند خودش عمل غذاخوردن را انجام دهد. درمانگر باید زمانی که روی جنبه هایی مانند نوشیدن مایعات و پاک کردن دندان ها کار میکند از مشکلات بلع آگاهی داشته باشد.مهم است که تمام اعضای تیمی که با بیمار کار میکنند اهمیت برنامه غذایی تجویز شده را به بیمار یادآوری کنند تا بیمار چیزی که به نظرش ناخوشایند می آید را بپذیرد. این مسئله مخصوصاً برای بیماری که باید بعد از ترخیص هم یک برنامه منظم را پیگیری کند،صحت دارد.
سوالات متداول:
1.دیسفاژی در بیمار سکته مغزی چیست؟
توانایی بیمار در بلع درست غذا و مایعات و حرکت آن به سمت معده، بدون برگشتن به راه های تنفسی را دیسفاژی می گویند
2. دیسآرتریا چیست؟
یک اختلال گفتاری است که به وسیله صدمه به اعصاب تغذیه کننده عضلات گفتاری ایجاد می شود. این اختلال ممکن است با مشکل کنترل تنفسی، تولید صدا، آرتیکولاسیون صداها و کنترل تنفس از راه دهان یا بینی همراه باشد. دامنه این اختلال می تواند از گفتار جویده جویده ( Slurred ) تا ناتوانی در تولید گفتار باشد.
گفتاردرمانی برای بیماران سکته مغزی شامل بررسی مشکلات گفتاری و اختلالات غذا خوردن در بیمار می باشد. گفتاردرمانی سکته مغزی از تکنیک های مختلف جهت بهبود علائم سکته نظیر مهارت های صحبت کردن، بلع و غذا خوردن و حجم تنفسی بیمار استفاده می کند تا بتواند به حداکثر توانایی بیمار بعد از آسیب مغزی دست پیدا کنند. مرکز گفتاردرمانی در سکته مغزی و کاردرمانی سکته مغزی دکتر صابر به صورت کاملا تخصصی به درمان بیماران سکته مغزی می پردازد. مرکز درمان سکته مغزی دکتر صابر علاوه بر ارائه خدمات کاردرمانی و گفتار درمانی سکته مغزی در کلینیک به ارائه خدمات گفتاردرمانی سکته مغزی در منزل نیز می پردازد.
گفتار درمانی برای بیماران سکته مغزی در آفازی
زبان پریشی( آفازی)، اختلال در یک یا چند جانبه از مهارتهای زبانی ( درک، بیان، تکرار، نامیدن، خواندن، نوشتن) است که در اثر آسیب به مناطق مغزی مربوط به این مهارت ها ایجاد می شود. آسیب می تواند در اثر سکته مغزی، ضربه، خونریزی، عفونت، تومورهای مغزی و هر نوع آسیب به مراکز زبانی در مغز بوجود آید. گفتاردرمانی در سکته مغری با تشخیص دقیق نوع آفازی در بیمار بهترین روش درمان را ارائه می نماید.
براساس محل ضایعه مغزی، آفازی را می توان به چند دسته تقسیم کرد:
آفازی های قدامی: در این دسته از زبان پریشی، فرد دارای گفتاری ناروان بوده ولی درک بیمار خوب است. مانند آفازی بروکا، ترانس کورتیکال حرکتی.
آفازی های خلفی: در این دسته از زبان پریشی، بیمار دارای گفتاری روان بوده ولی درک او آسیب دیده است. گفتار روان پوچ و فاقد معنی میباشد. مانند آفازی ورنیکه، ترانس کورتیکال حسی، انتقالی. آفازی انتقالی ویژگی های آفازی بروکا و ورنیکه را نشان می دهد. الیاف قوسی، پل ارتباطی مناطق بروکا و ورنیکه می باشد و آسیب به آن منجر به بروز آفازی انتقالی می شود.
آفازی های بدون جایگاه: مانند آفازی گلوبال و آنومی.
گزارش موردی از آفازی بروکا در بیمار سکته مغزی:
«م» آقای ۴۲ ساله،که حدود دو سال پیش دچار سکته مغزی شده است و به دنبال آن دو هفته در کما بوده که بر اساس نتایج ( CT ) اسکن محل ضایعه، لوب پیشانی مغز ( فرونتال) است که دربردارنده منطقه بروکا یعنی منطقه مسئول برنامه ریزی حرکتی برای بیان می باشد. پس از بیرون آمدن از کما ناتوانی در صحبت کردن، فلجی کامل اندامهای راست و مشکلات بینایی ( به صورت تاری دید) برای وی ایجاد شده بود. با گذشت زمان از شدت علائم نظیر فلجی اندام های سمت راست و مشکلات بینایی کاسته شده ولی در حال حاضر ضعف و سستی در نیمه راست مشاهده می شود. بیمار سکته مغزی بعد از ترخیص از بیمارستان جلسات فیزیوتراپی و گفتار درمانی سکته مغزی را شروع کرده است.
در حال حاضر توانمندیهای بیانی بیمار به شدت آسیب دیده و در بیان نیازهایش ناتوان است و از قابلیت های بیانی مختلفی که قبل از آسیب داشته، برخوردار نیست. توانمندیهای درکی بیمار نسبت به توانمندیهای بیانی آسیب کمتری دیده و تقریباً میتوان گفت درک وی بهنجار است، البته در درک موارد پیچیده مثل جملات طولانی و مجهول مشکل دارد. توانایی های خواندن و نوشتن بیمار سکته مغزی نیز آسیب دیده است که با درمان های انجام شده توانایی نوشتن بهبود یافته و در حال حاضر میتوانند برای بیان خواسته هایش از نوشتن نیز کمک بگیرد.
بیمار در توانایی نامیدن و واژه یابی (یعنی پیدا کردن کلمات مناسب و مورد نظر برای صحبت کردن و انتقال پیام خود) دچار مشکل شده که منجر به تشدید ناتوانیهای بیانی بیمار شده است. با توجه به محل ضایعه و ویژگیهای گفتار و زبان فرد بعد از ضایعه مغزی، می توان گفت نوعی اختلال، زبان پریشی« بروکا» است.
ویژگی های نمونه صوتی بیمار سکته مغزی
گفتار ناروان، بیان پراکنده، دارای سرعت کند و عبارات کوتاه
آهنگ نامناسب
مشکل در نامیدن و واژه یابی
ناتوانی در تطابق مناسب فعل و فاعل
استفاده نکردن از واژگان دستوری متنوع (فعل،صفت،حروف اضافه و…)
گفتار بیمار سکته مغزی ناروان است به این معنا که بیان بی پراکنده می باشد، دارای سرعت کند و شامل عبارات کوتاه است. بیمار با تلاش و به سختی جملات هدف را بیان می کند، همچنین مراجع از کلمات تلگرافی و کلیشه ای برای توصیف استفاده می کند.
آهنگ گفتار وی نا مناسب و پر از مکس های بی مورد و نابجا است که نتیجه تلاش و تقلای بیمار سکته مغزی برای پیدا کردن کلمات مناسب و هدف است. مشکل در نامیدن و واژه یابی نیز در گفتار شنیده میشود که گاهی این حس را به شنونده القا می کند که گوینده به گفته های خود مطمئن نیست.
جملات بیانی می از انسجام کافی برخوردار نیست و جملاتش به هم ریخته اند. بیمار در پیدا کردن فعل مناسب برای فاعل جملاتش دچار مشکل میشود چه قسمتی از این مشکل ناشی از ناآگاهی نسبت به نقش اجزای جمله مثل فعل، فاعل و مفعول است.
واژگان دستوری شامل حروف ربط و اضافه را خیلی کم به کار می برد و یا اصلاً استفاده نمی کند. به عنوان مثال به کار نبردن حرف اضافه « را» در جمله. همچنین تعداد اسم ها خیلی بیشتر از تعداد افعال و صفات است و گفتارش پر از عبارات اسمی است.
گزارش آفازی زیر قشری و گفتاردرمانی بیمار سکته مغزی
آقای «ح» 60 ساله که به علت فشار کاری و استرس زیاد در اثر سکته ی مغزی دچار زبان پریشی شده است. بر اساس نتایج ( CT ) اسکن، محل خونریزی در مناطق زیر قشری و به عبارت دیگر در عمق نیمکره چپ مغز در هسته دم دار از هسته های قاعده ای بیمار میباشد. بیمار پس از خونریزی مغزی به مدت یک هفته در کما بوده و پس از به هوش آمدن دچار خاموشی یا موتیسم شده و گفتاری نداشت و اندام های سمت راست بدن و صورت وی ضعف و بی حسی شدیدی داشت؛با گذشت سه هفته کلام بیمار سکته مغزی برگشته اما به صورت تک کلمه و پراکنده بوده است. با مراجعه به جلسات گفتار درمانی سکته مغزی و انجام ارزیابیهای لازم مشخص شد که توانمندی های درکی بیمار نسبتاً خوب است و قادر به انجام دستورات ساده و پیچیده و درک جملات طولانی و پیچیده می باشد. توانمندیهای بیانی نسبت به درک که آسیب بیشتری دیده است که باعث شده گفتار وی پراکنده و با تلاش زیادی همراه شود. در جلسات اول برقراری ارتباط، صحبت کردن بیمار به صورت تک کلماتی بود که اشکالات تولیدی زیادی داشتند (مثلاً تیز به جای میز) ، یا بی معنی بودند ( ملین به جای در ) و یا کلمهای از مقوله معنایی کلمه هدف بودند (مثلاً دختر به جای پسر)، اصطلاحاً به این گونه خطاهای بیماران زبان پریش «پارافازی» گفته می شود. این خطاها باعث کاهش شدید وضوح گفتار بیمار شده بود. با توجه به محل ضایعه و ویژگی های گفتار و زبان فرد بعد از ضایعه، می توان گفت نوع اختلال زبان پریشی « زیر قشری» است.
نمونه گفتاری بیمار که واج نگاری شده، بعد از یکسال گفتار درمانی از بیمار گرفته شده است. در این نمونه از بیمار خواسته شده که ۵ تصویر متوالی را ببیند توصیف کند. (مکث ها با خط تیره نشان داده شدهاند).
داستان تصاویر: پسر بچه از زیر در سایه میبینه و میترسه/پیش پدر خود میره و بهش میگه که یک شبح دیده/پدر چراغ قوه رو برمیداره تا بتونه توی اتاق تاریک رو ببینه/بعد پدر به سمت اتاق میره و در رو باز میکنه و با نور چراغ توی اتاق رو نگاه میکنه و می بینه که یک پارچه از چوب رختی آویزونه.
ویژگیهای نمونه صوتی
گفتار متشکل از عبارات کوتاه و ناروان و مکث های فراوان.
تلاش و تقلب برای پیدا کردن کلمات مناسب و رساندن مفهوم.
مشکل در نامیدن و واژه یابی.
ناروانی گفتار به صورت تکرار بخشی از کلمه.
پارافازی معنایی.
حاشیه گویی
استفاده نکردن از واژگان دستوری متنوع (فعل،صفت،حروف اضافه و…)
تلاش بیمار برای پیدا کردن کلمات مناسب و رساندن مفهوم، ناشی از ناتوانی در نامیدن اشیا و واژه یابی، به صورت استفاده زیاد از کلماتی مثل: « این، و» در گفتار وی دیده میشود که به روانی گفتار آسیب میزند و شک و تردید گوینده را به شنونده القا می کند. در واقع فرد مبتلا به این زبان پریشی این کلمات را به کار می برد و یا کلمات را تکرار می کند تا فرصت بیشتری برای پیدا کردن کلمه بعدی داشته باشد.
بیمار سکته مغزی بعد از بیان کلمه موردنظر هم هنوز از آن کلمه مطمئن نیست و دنبال کلمه مناسب تر در میان واژگان موجود در ذهن خود می گردد این باعث بروز ناروانی به صورت تکرار بخشهایی از کلمه می شود. این نوع اضافه کردن هجا ها و کلمات اصطلاحاً پارافازی نامیده می شود.
نمونهای از پارافازی را میتوان در این نمونه گفتار دید: به عنوان مثال «تق تق میزنه» به جای «در میزنه» در این نمونه به جای کلمه « در » از کلمه ی «تق تق» که از نظر معنایی یاد آور « در» میباشد،استفاده کرده است و یا کلمه « دور» به جای « نزدیک».
بیمار سکته مغزی برای جبران عبارات کوتاه و ناروان خود و تکمیل مفهوم موردنظرش حاشیه گوی میکند و کلمات و جملاتی به کار میبرد که در تصویر دیده نمی شوند و ربطی به آن ندارند. حجم زیادی از گفتار بیمار سکته مغزی را اسامی و افعال تشکیل میدهند و حروف ربط و اضافه کمتری را به کار میبرد که این ناتوانی در استفاده مناسب و به جا از این مشخصه های دستوری باعث می شود عبارات بیمار کوتاه تر شوند.
گزارش گفتاردرمانی در آسیب نیمکره راست:
« م» آقای ۴۵ ساله،که در اثر تصادف و ضربه به سر، قسمتی از استخوان جمجمه در منطقه لوب آهیانه ( پریتال) در نیمکره راست صدمه دیده و برداشته شده است. طبق نتایج حاصل از ( CT ) اسکن در منطقه مورد نظر، لخته های خون دیده میشود. به علت آسیب مغزی، کلام بیمار آهنگ طبیعی خود را از دست داده و در طول گفتار تکیه های صحیح برای کلمات ادا نمیشود. از ویژگیهای دیگر بیمار سکته مغزی میتوان به اشکال در پردازش جملات انتزاعی، تفسیر تحت الفظی اصطلاحات و ضرب المثل ها و ناتوانی در استدلال منطقی اشاره کرد. علاوه بر موارد ذکر شده، بیمار سکته مغزی در چشم چپ دچار دوبینی شده و برای بهتر دیدن، باید چشم چپ خود را بپوشاند. جهت یابی او نیز کاملاً مختل شده و در شناخت چهار جهت اصلی ناتوان است.
به علت آسیب ستون فقرات، بیمار سکته مغزی قادر به راه رفتن نیست و از ویلچر استفاده می کند. نیمکره راست مسئول ادراک بینایی فضایی، موسیقی، ریاضیات، استدلال منطق، جهت یابی، پردازش سطوح انتزاعی زبان، ویژگی های زیر زنجیری گفتار (آهنگ،تکیه،مکث) است. آسیب به این نیمکره، منجر به مشکلاتی در زمینه های ذکر شده می شود.
ویژگیهای نمونه صوتی
اختلال در نوای گفتار به صورت یکنواختی صوتی
به کارگیری تکیه های نامناسب برای کلمات.
نبود مکث های صحیح گفتاری در بین کلمات و جملات تولیدی.
اختلال در هماهنگی گفتار و تنفس.
آپراکسی گفتار به اختلالی اطلاق می گردد که دارای منشا عصبی بوده و در آن مناطق مغزی مربوط به کنترل و برنامه ریزی حرکتی گفتار آسیب دیده اند. فرد مبتلا به این اختلال به دلیل عدم توانایی در به خاطر آوردن الگوهای حرکتی گفتار، قادر نیست که کلمات را با دقت و به طور صحیح تلفظ نماید و به طور مکرر دچار وقفه هایی می شود و یا قسمت های مختلف کلمات را تکرار می نماید. این وقفه، جریان طبیعی گفتار را دچار انقطاع می نماید.
گزارش موردی از آپراکسی در بیمار سکته مغزی
«ب» آقای ۶۲ ساله، که در ۶۰ سالگی در اثر انسداد عروق در نیمکره چپ سکته کرده است. شدت سکته مغزی و آسیب وارد شده به عروق بسیار بالا بوده که منجر به آفازی گلوبال (بیانی و درکی) همراه با آپراکسی کامل (آپراکسی اندام و آپراکسی کلامی) و فلجی کامل نیمه راست بدن شد. علاوه بر آسیب به بیان، آسیب درکی وسیعی نیز در بیمار وجود داشت. طی یک سال و با ۵۰ جلسه گفتار درمانی برای سکته مغزی به صورت نسبتاً کامل برگشت، از جمله درک دستورات ساده و سوالات بلی و خیر و پاسخ دادن به آنها با حرکت سر ایجاد شده و یا بهبود یافت. درک نوشتاری بیمار نسبتاً به سطح هنجار رسید.
شغل بیمار حسابداری بوده که بعد از آسیب مغزی کاملاً توانمندیهای ریاضیات در او از بین رفته و بعد از یک سال و انجام تمرینات ریاضی، توانمندی اجرای چهار عمل اصلی در اعداد تک و دو رقمی بازگشته است. مشکل اصلی بیمار سکته مغزی که مانع از برقراری ارتباط در سطح کلمه با اطرافیان می شود، آپراکسی شدید است. به همین دلیل که عامل برنامهریزی ناصحیح در مغز برای تولید گفتار میشود، بیمار نمی تواند کلمه مورد نظر را با صدای صحیح تولید کند و همین امر موجب سرخوردگی شده و او را به فردی آرام و ساکت با روابط اجتماعی اندک تبدیل کرده است.
پس از دو سال درمان گفتار درمانی سکته مغزی، فیزیوتراپی و کاردرمانی بیمار به توانمندی هایی در زمینه گفتار رسیده است. هنوز در نیمه راست بدن درجاتی از فلجی باقی مانده و مراجع برای راه رفتن از عصا استفاده می کند. نوشتن نیز با دست چپ (غیر برتر) انجام می شود (بیمار قبل از حادثه راست دست بوده است). بیمار به توانمندی تولید کلمات رسیده است، البته هنوز اثرات آپراکسی گفتار در تولید کلمه دیده می شود. او برای شروع صحبت کردن به صورت خود انگیخته ناتوان است. اثرات آپراکسی اندام با انجام تمرینات تجویز شده،کاهش یافته است.
حافظه ی خوب بیمار و رفع مشکلات درکی و حمایت بالا اعضای خانواده از عوامل اصلی در پیشرفت و بهبودی او بوده اند.
کورمال کورمال کردن به صورت تکرار کلمه برای دستیابی کلمه ی مورد نظر.
انقطاع جریان طبیعی گفتار.
به علت وجود آپراکسی، بیمار سکته مغزی نمی تواند کلمه مورد نظر را دقیق و صحیح تولید کند. به همین دلیل خطاهای تولیدی به صورت حذف و جانشینی دیده میشوند. علاوه بر این خطا ها، تکرار قسمتی از کلمه در نمونه صوتی وجود دارد که علت آن ناتوانی بیمار سکته مغزی در تکمیل کلمه موردنظر حین تولید آن است. « با- با – بالا» در تولید کلمه ی « برو» کورمال کورمال کردن به خوبی شنیده می شود. این پدیده در بیماران سکته مغزی آپراکسی برای یافتن صدا و کلمه مورد نظر به وجود می آید و فرد کاملاً از خطای خود باخبر است و برای رفع آن تلاش و تقلا می کند. بیمار قصد دارد کلمه ی « برو» او را بگوید اما به جای آن،کلمه ی « بالا» را تکرار می کند.
توانبخشی در منزل سکته مغزی
مرکز توانبخشی سکته مغزی دکتر صابر به ارائه خدمات گفتاردرمانی و کاردرمانی در منزل با استفاده از تیم توانبخشی مجرب و حرفه ای خود می پردازد. امکانات مرکز تخصصی گفتاردرمانی سکته مغزی در تهران شامل مکانوتراپی در سکته مغزی، آب درمانی اختصاصی مرکز، کاردرمانی تعادلی در سکته مغزی، گفتاردرمانی در بلع سکته مغزی و گفتاردرمانی در تلفظ ، ماساژ درمانی بیماران سکته مغزی می باشد. بیماران سکته مغزی با مشکلات بلع مایعات و جامدات، اختلال در تولید و تلفظ صحیح کلمات، ناتوانی در ادامه گفتار صحیح، مشکلات شناختی و درک کلامی به مرکز گفتاردرمانی دکتر صابر مراجعه و خدمات گفتاردرمانی خود را دریافت می نمایند.
مشکلات حافظه در بیماران سکته مغزی باعث عدم توانایی بیمار در انجام فعالیت های شغلی و برگشت به کار می شود که در توانبخشی بیماران سکته مغزی باید مدنظر قرار گیرد. مشکلات نوای گفتار، اختلال در هماهنگی تلفظ و تنفس به همراه مشکلات حافظه ای موجب مشکلات روانی مانند افسردگی در فرد بیمار می گردد.
سوالات متداول:
1.چه درمان هایی برای بیماران سکته مغزی لازم است؟
در حیطه درمان های توانبخشی برای بیماران سکته مغزی، می توان به کاردرمانی، گفتاردرمانی و فیزیوتراپی اشاره نمود. درمان توانبخشی برای بیماران سکته مغزی باید بلافاصله پس از کنترل علائم و ترخیص از بیمارستان آغاز شود.
2.هزینه های گفتاردرمانی در منزل چگونه است؟
هزینه های گفتاردرمانی در منزل بسته به تایم جلسات درمانی و نیاز بیمار به استفاده از وسایل و تجهیزات درمانی متفاوت می باشد و با توجه به شرایط بیمار تعیین می شود.
3. گفتاردرمانی چه کمکی به بیمار سکته مغزی می کند؟
گفتاردرمانی در جهت بهبود توانایی های گفتاری بیمار روانی گفتار و درک کلامی او کمک کننده است، همچنین در زمینه بهبود بلع و تقویت عضلات صورت برای بهبود تغذیه بیماران موثر می باشد.
کاردرمانی در سکته مغزی یکی از درمان های موثر در توانبخشی بیماران سکته مغزی می باشد. مرکز توانبخشی برای سکته مغزی دکتر صابر در دو شعبه غرب و شرق تهران به ارائه خدمات کاردرمانی در بیماران سکته مغزی می پردازد. کلینیک کاردرمانی برای سکته مغزی با در اختیار داشتن 58 نیروی متخصص توانبخشی شامل گفتاردرمان و کاردرمان به صورت کاملا حرفه ای در زمینه درمان بیماران سکته مغزی مشغول به فعالیت می باشد، خدمات کاردرمانی برای بیماران سکته مغزی موجب بهبود عملکردهای حرکتی این بیماران در راه رفتن ، نشستن و استفاده از دست ها می شود که توانایی های حرکت مستقل و استقلال فردی و اجتماعی بیمار را تقویت نموده و بیمار را در در جهت بازگشت به زندگی عادی یاری می دهد . همچنین در این خدمات کاردرمانی در منزل سکته مغزی و گفتاردرمانی در منزل برای این بیماران ارائه می گردد.
مرکز توانبخشی در سکته مغزی
ارزیابی نیاز به این دارد که کاردرمان اطلاعات تئوریکی (مدلهای مفهومی و چارچوب مرجع) و تجارب بالینی خوبی داشته باشد. تا قضاوت بالینی خوبی راجع به چیزی که ارزیابی می شود و نحوه ارزیابی داشته باشد. ارزیابی بیمار سکته مغزی نیاز به مهارت های آنالیز وضعیت و مشاهدات بالینی متبحرانه دارد. ارزیابی شامل تنوعی از مقیاس های استاندارد و غیر استاندارد میشود که کاردرمانگر را از میزان آسیب، محدودیت های فعالیت و مشارکت با در نظر گرفتن زمینه های محیطی و اجتماعی آگاه کند و به اولویت بندی اهداف کمک میکند. در این مرحله ارتباط بیمار سکته مغزی/مراقب نسبت به نیازهای فرهنگی و سبک زندگی اهمیت دارد. ارتباط با خانواده و دوستان و سایر حرفههای درگیر در درمان بیمار سکته مغزی به ایجاد یک تصویر گسترده از بیمار و مراقبت بر حسب نیاز ها و خواسته هایشان کمک می کند.
سکته مغزی خفیف و شدید
سکته مغزی را می توان به سه دسته گذرا، ایسکمیک و هموراژیک تقسیم کرد. سکته مغزی گذرا یا خفیف به علت انسداد موقت عروق مغزی بروز می کند.علائم سکته خفیف بین چند ساعت تا 24 ساعت از بین می رود و عوارض پایداری برای بیمار ایجاد نمی کند. سکته مغزی شدید در مواردی که خونریزی در مغز وجود دارد یا خونرسانی به علت وجود لخته قطع شده است بروز می کند. عوارض وارده به بیمار بسته به وسعت آسیب به بافت مغز و محل آسیب دیده متفاوت می باشد و باید خدمات توانبخشی در اولین فرصت ممکن برای بیمار سکته مغزی آغاز شود.
سکته مغزی سمت راست بدن و سمت چپ بدن
سکته مغزی بسته به محل آسیب در مغز ممکن است سمت راست یا سمت چپ بدن را درگیر کند. آسیب نیمکره چپ موجب اختلال در حرکات سمت راست بدن و آسیب های گفتاری در بیمار سکته مغزی می شود . دیفاژی از عوارض آسیب نیمره چپ می باشد. در صورت بروز آسیب در نیمکره راست مغز بیمار در حرکات سمت چپ بدن دچار مشکل بوده و اختلال حافظه، مشکلات درکی در بیماران سکته مغزی دیده می شود.
اهداف کاردرمانی
تنظیم اهداف ( Goal setting ) یک فرایند همکارانه بین کاردرمانگر،بیمار و خانوادهاش و شامل آموزش و مذاکره می باشد. در ابتدا، کاردرمان باید اهداف بلند مدت را برای بیمار سکته مغزی و خانوادهاش تعیین کند. اهداف بلند مدت به صورت آرزو می باشند و به بیمار امید و انگیزه درگیر شدن در فرایند درمانی را میدهند. اگر اهداف بلند مدت به وسیله واقعیتگر ها جریحه دار شوند بیمار ممکن است تمام امید خود را از دست بدهد و نتواند به هیچ وجه در زندگی و درمان درگیر شود. این اهداف می توانند بیانگر ماهیت کاری حاضر بیمار سکته مغزی باشند و می توانند به مرور زمان تغییر کنند. برعکس،اهداف کوتاه مدت باید بیمار محور و همکارانه،خاص،قابل اندازه گیری،قابل دسترسی و واقع گرایانه و به موقع ( SMART ) باشند.اهداف کوتاه مدت گامهای مورد نظر برای رسیدن به اهداف بلند مدت را شکل میدهند. اهداف کوتاه مدت در درمان بیمار سکته مغزی می توانند برای اندازهگیری نتایج استفاده شوند. برای مثال: ( Attainment Scale (GAS) Goal ) می تواند استفاده شود. به علاوه این اهداف به بیمار و تیم درمانی اجازه میدهند تا هدفشان را حفظ کنند،انگیزه داشته باشند،پیشرفت را کنترل کنند و به این بینش برسند که چطور اهداف بلند مدت قابل دسترسی اند یا این که آیا اهداف بلند مدت نیاز به تطابق دارند،بنابراین به بیمار اجازه می دهد تا ماهیت کاری خود را بر حسب تصویر واقع گرایانه از خود تبدیل کند.
تاثیر کاردرمانی برای سکته مغزی
مداخلات کاردرمانی به بیمار سکته مغزی کمک می کنند،به اهدافشان برسند و سرانجام به کاهش محدودیتهای فعالیت و مشارکت کمک میکند. توانبخشی سکته مغزی به این صورت تعریف میشود: یک فرآیند آموزشی و حل مسئله است که هدفش افزایش بهبودی با استفاده از رویکردهای بازآموزی برای کاهش آسیب ها و نقایص و رویکردهای تطابقی برای کاهش تبدیل شدن آسیب ها و نقایص به محدودیت های فعالیت و مشارکت می باشد.
با تمرکز ذاتی بر روی کار، رویکرد های بازآموزی ممکن است در ابتدا کاهش گرا ( reductionist ) در نظر گرفته شوند و به راحتی برای اکثر کاردرمانگران مناسب نیست، هرچند به ویژه استفاده از این رویکردها در شش ماه اول برای رسیدن به حداکثر بهبودی نوروپلاستیک اهمیت دارد. بعلاوه،این رویکردها هنوز با فلسفه کاردرمانی متناسب هستند به اندازهای که آنها واضحاً با اهداف کاری مرتبط می شوند. رویکردهای تطابقی (جبرانی/عملکردی) میتوانند آنالیز و تطابق کار،فعالیت و وظایف و یا آنالیز و تطابق محیط فیزیکی/اجتماعی را شامل شوند تا عملکرد کاری ارتقا پیدا کند.
درمان توانبخشی برای بیماران سکته مغزی
در مرکز کاردرمانی تهران رویکرد ها بر اساس مدل های مفهومی و چارچوب مرجعی که به نظر کاردرمانگر مناسب می آیند و نیز بر اساس تشخیص بیماری،فاز توانبخشی،قابلیت کاهش آسیب و صدمات،نتیجه بر روی فعالیت و مشارکت،و گاهی خود کاردرمان انتخاب میشوند. کاردرمان باید با توجه به رویکرد انتخاب شده به شواهد موجود توجه کند.
کاردرمان باید بیشترین درمان ممکن را برای برآورد کردن نیازهای بیماران فراهم کنند،تا جایی که بیماران مشتاق باشند و بتوانند درمان را تحمل کنند. حداقل ۴۵ دقیقه برای فاز حاد سفارش شده که با فرصت هایی برای تکرار تمرینات و تعمیم نیز همراه است. در هر دو رویکرد بازآموزی و تطابق کاردرمان بیمار سکته مغزی را به وسیله کار به عنوان هدف ( Occupation as End ) توانمند می سازد. هرچند کاردرمانی که با سکته مغزی کار می کنند تمایلی برای از دست دادن دیدگاه کار به عنوان وظیفه ( Occupation as Means ) ندارند. اگرچه، به هیچ وسیلهای به صورت دو طرفه جامع و فراگیر نیستند. هر کدام می توانند دیگری را متاثر کنند و کاربرد هر کدام از این ها می تواند به وسیله مرکز مربوطه تحت تاثیر قرار گیرد.
هرکدام از مداخلات که به کار برده شده باشد ضروری است. عبور از یک مرحله کاملاً توافقی است و رفتن به مرحله بعد برنامه ریزی شده و قابل درک است. ارزیابی میزان تاثیر کاردرمانی یک ضرورت حرفهای و اخلاقی است. در سطح بیمار، ارزیابی جاری باعث میشود که مناسب بودن درمان کنترل شود و فرصتهایی را برای تطابق فراهم سازد. ارزیابی نتایج درمانی نشان میدهد که آیا درمان موفقیت آمیز بوده است یا نه،چه اهداف توافقی برآورده شده باشند و چه بیماران در محیط ارضاء شده باشند. درست است درمان ارزیابی باید به طور مناسب و هدفمند باشد: نقایص و آسیبها، فعالیت، مشارکت. در سطح درمانگر،مسئولیت حرفه ای برای ارزیابی نتایج درمان های خود بر اساس اصول استاندارد خاص سکته مغزی و خاص حرفهای دارد. در سطح خدمات، درمانگر ارزیابی خدمات را از طریق ارزیابی بالینی، سازمانی و فیدبک های پرسنل و بیماران انجام میدهند.
توانبخشی و بیمه درمانی
در انتقال بین تیمهای مختلف باید این اطمینان داده شود که اطلاعات به صورت دقیق و مناسب انجام گرفته شدهاند تا از تکرار های غیرضروری خدمات جلوگیری شود. برای تسهیل آسان انتقال،باید مجموعهای از اصطلاح شناسی،ابزارهای ارزیابی،مقیاسهای ارزیابی و سند سازی توافقی انجام بگیرد. بیمار باید،با توجه به انتقال مراقبت در تصمیم گیری دخیل باشد و پیشنهاد می شود یک کپی از روی سند انتقال انجام بگیرد.در ( UK ) ارتباط هماهنگ با این خدمات شامل موارد زیر می باشد. کلینیک های نرواسکولار،بخشهای بستری و حاد سکته مغزی (حاد و تحت حاد)، تیم های مراقبتی ترخیص زودهنگام، تیمهای توانبخشی اجتماعی (شامل خانه های پرستاری و خدمات مراقبتی)، کاردرمانگرهای خصوصی، خدمات اجتماعی و تیم کنترل و پیگیری ( follow up ) مانند تیم های متخصصان اجتماعی، هنگامی که یک کاردرمانگ تصمیم به توقف توانبخشی میکند باید:
در مورد دلیل این کار با بیمار صحبت کند.
اطمینان دهد که تمام حمایتهای مورد نیاز برای حفظ یا بهبود سلامتی انجام شده است. این حمایت ها شامل این موارد است: تمرینات،یکپارچه شدن با برنامههای اجتماعی عمومی،اطلاعات در مورد هزینه و خرید تجهیزات،بروشورهای اطلاعات،اطلاعات دوباره حمایت های سکته مغزی (گروهها،وب سایتها).
به بیمار و در صورت نیاز به خانواده و مراقبش آموزش داده شود که چطور عملکردی کاری،سلامت و رفاه اش حفظ کند.
دستورالعمل های واضح در مورد تماس های بعدی برای ارزیابی های مجدد داده شود و همچنین این که با به وجود آمدن چه وقایعی تماس های بعدی ضروری می شود.
پیگیری در روند توانبخشی
تمام بیماران با نقایص باقیمانده بعد از توانبخشی اولیه باید هر ۶ ماه یک بار بررسی شوند تا این که اگر بیمار مشکل جدیدی را تجربه کرده باشد و یا اینکه شرایطش برای مداخلات درمانی تغییر کرده باشد، ارجاع مناسب صورت گیرد،این کار به وسیله تیم چند رشتهای شامل پزشک عمومی،و… با توجه به علائم باقی مانده و شدت سکته مغزی صورت می گیرد. در ملاقاتهای ( follow up ) تمرکز بر روی نواحی زیر می باشد: تغییرات در نقایص (مانند شناختی)، فعالیت (مانند فعالیت های روزمره زندگی)، مشارکت (مانند خستگی)، محیطی و فردی (مانند خلق،استرس،ساپورت اجتماعی و کیفیت زندگی) با توجه به زمان ترخیص نتایج باید با نتایج به دست آمده در زمان ترخیص هم مقایسه شوند تا تعیین کنند که آیا ارجاع برای درمان و سرویسهای دیگر نیاز است یا نه؟
درک و فهمیدن تفکری که درمان را هدایت میکند بسیار مشکل است. تمام اشکال استدلال بالینی-علمی، روایتی، عملی، اخلاقی، تعاملی و استدلال شرطی-بدون توجه به مرکزی که کاردرمان با بیماران سکته مغزی کار میکند بر روی فرایند کاردرمانی موثرند. هرچند،بعضی الگوهای شایع از ارزش استدلال بالینی عملی نشان دهنده وابسته بودن آن به مراکز مختلف است که می تواند باعث ایجاد یک راهنمای جدید درمانی برای کار با بیماران سکته مغزی ایجاد کند. باید توجه شود که این روشهای کلی تعریف واحدی ندارند و معمولاً به وسیله استدلال ساختاری در مورد نمود تشخیص و شرایط متاثر میشوند.
کلینیک های نروواسکولار و کاردرمانی برای سکته مغزی
در پاسخ به اصول ملی ( national guideline )، تعدادی از کلینیکهای با دسترسی سریع نرواسکولار برای بیماران حمله ایسکمی گذرا ( TIA ) و سکته های مغزی خفیف راه افتادند. هرچند،هیچ نقشی برای کاردرمانگر در این کلینیک ها با توجه به اصول ملی سکته مغزی در نظر گرفته نشده است. با وجود این، این بحث وجود دارد که کاردرمانان یک نقش مهم در کشف مشکلات عملکردی دارند و بیشتر این کار با مشاوره با فردی که از نظر پزشکی بر روی بیمار تمرکز کرده انجام میگیرد. بنابراین باید توجه شود که با استفاده از سیستمهای نمره بندی ( FAST ) و ( ABCD ) می توان فردی که احتمال بروز سکته مغزی وجود دارد را شناسایی کرد و به واحدهای تخصصی ارجاع داد تا ارزیابی هایی بین رشته ای انجام گیرد، نشانه های شناختی و روانی-اجتماعی خفیف در نتیجه آسیب های فرونتال که به وسیله تصویر برداری مشخص نمیشود ولی میتوانند تاثیر عظیمی بر روی کیفیت زندگی و سلامتی بیمار بگذارند مشخص میشوند.
از طریق یک رویکرد کل نگرانه،کاردرمانان به صورت ماهرانه میتوانند مشکلات عملکردی سکتههای مغزی خفیف را غربالگری کنند (برای مثال مشکلات برخاسته از: همی آنوپسی، خستگی، اضطراب/افسردگی، آسیب های حرکتی سطح بالا و آسیب های حرکتی سطح پایین). حتی در افراد ( TIA )، کاردرمانگران میتوانند نقش مهمی را در ارتقاء بیماران از طریق (عملکردی/جبرانی) تجویز وسایل کمکی و جلوگیری از کنارهگیری اجتماعی (که به صورت معمول در افراد سالمند دیده میشود) بازی کنند. این همچنین کاردرمانگران را قادر میسازد تا به پزشک متخصص در ارجاع بیمار به سرویسهای مناسب کمک کند. فواید و کم هزینه بودن این روش در کاردرمانی زیاد مورد مطالعه قرار نگرفته و نیاز به مطالعات زیادی دارد. در این میان، درمانگران تلاش می کنند تا نقش کاردرمانگران را در کلینیکهای نروواسکولار افزایش دهند و برای مثال،درمانگران میتوانند به صورت رو در رو با بیماران مذاکره کنند و یا اینکه میتوانند از غربالگری و اطلاعات به دست آمده توسط پزشک متخصص که شامل نقایص یا آسیب ها،فعالیت،مشارکت و فاکتورهای شخصی و محیطی می باشد،استفاده کنند. برای حمایت از مشاهدات در زمینه نقش و کارایی کاردرمانگران در کلینیکهای نروواسکولار،بررسی و انتشار نتایج از طریق انتشارات،کنفرانس ها و روزنامه ها بسیار سفارش می شود یک مثال از نقش کاردرمانگر در کلینیک نروواسکولار در زیر آورده شده است:
مراجعین: ( TIA ) ها و سکتههای خفیفی که حدود ۰ الی ۷ روز از سکته مغزی آنها گذشته باشد.
هدف: غربالگری مشکلات عملکردی به علت سکته های مغزی خفیف و توجه به نیازهای ارتقای سلامتی در جمعیت در معرض خطر تا اینکه راهنمایی و ارجاع مناسب صورت گیرد.
ارزیابی: با در نظر گرفتن علائم اولیه و عوارض احتمالی با آگاهی از آناتومی عملکردی زمانی که بیمار در محیط خانه است می توان تغییرات عملکردی زیادی را نسبت به آنهایی که در بیمارستان بستری اند،مشاهده کرد.
بنابراین،باید تغییرات برای موارد زیر غربالگری شود: فعالیت های عملکردی مانند ( ADL ) های سطح بالا مثل تحرک خارج خانه، پله ها، حمام رفتن، تمرکز، خواندن، حافظه، مدیریت مالی، خستگی، خلق (اضطراب/افسردگی/تحریک پذیری)، نقش کاری، حفظ علایق کاری و اوقات فراغت مانند خرید.
کاردرمانی در بخش های حاد سکته ی مغزی ( Hyper acute care )
هنگامی که بیماران در مراکز تخصصی سکته ی مغزی پذیرش میشوند کاردرمانگران باید در غربالگری تمام بیماران درگیر شوند.این بحث وجود دارد که به همان دلایلی که کاردرمانگران بیماران را در مراکز نرواسکولار غربالگری میکردند، کاردرمانان سکته مغزی باید همچنین بیماران ( TIA ) پذیرفته شده در بخش های حاد سکته مغزی را غربالگری کنند. اگرچه با توجه به اصول ملی ارزیابی کاردرمانی باید در چهار روز بعد از پذیرش انجام شود، یک روش مناسب برای غربالگری به منظور اولویت بندی بیماران که به زودی ترخیص میشوند و عملکرد خوبی دارند لازم است.
اصول اولویت بندی کلی بیماران بعد از پذیرش:
نتایج تصویر برداری ( MRI, CT )
کنترل تشخیص های خون شناسی (سرطان)، برنامه های درمانی جراحی اعصاب.
ارجاع به سایر تیم ها برای درمان های غیر مرتبط با سکته مغزی و برنامه ترخیص.
آیا غذا خوردن تثبیت شده است؟(ارزیابی بلع/استقلال در تغذیه).
تحرک/ترانسفر/توانایی نشستن بیش از ۱۲ دقیقه به صورت نشستن نرمال/حمایت شده.
سطح هوشیاری بیماران
پیگیری
نشانه های درکی/شناختی
ارتباطات
بیماران با اولویت بالا برای مداخلات کاردرمانی
آنهایی که نیاز به ارزیابی دارند تا در اولویت قرار گیرند،برای مثال با ارتباط با تیم ملاحظات پزشکی بررسی می شود. این قضیه ممکن است به این خاطر باشد که بیمار در روزهای آخر کاری که در این بخش پذیرش شده باشد. نتایج الویت بندی باید به صورت واضح در گزارش پرونده بیمار ذکر شود تا وضعیت اولویت بندی بررسی و مرور شود.
آنهایی که ارزیابی درکی شناختی ضروری است به ویژه هنگامی که بیمار توانایی فیزیکی خوبی دارد و ترخیص ممکن است خیلی سریع اتفاق بیفتد.
هنگامی که مداخلات اورژانسی کاردرمانی برای حفظ عملکرد و جلوگیری از تخریب نیاز است برای مثال پوسچر وضعیت دهی
ارزیابی توانبخشی بیماران سکته مغزی
ارزیابی غربالگری به وسیله نتایج تصویربرداری و تجارب کلینیکی باید انجام شود.
مصاحبه اولیه شامل، وضعیت خانوادگی و تاریخچه عملکرد کاری اجتماعی و پزشکی گذشته (شامل مراقبت شخصی، فعالیت های خانگی، انواع روش های آماده کردن صبحانه، ناهار و شام، استفاده از داروها، مدیریت مالی، باغبانی، رانندگی، علایق، نقشه های کاری و سازندگی). برای ارزیابی بالا و پایین رفتن از پله و قدم برداشتن باید با کاردرمان ارتباط برقرار کرد.
ترانسفر های عملکردی شامل تخت، صندلی (با یا بدون دسته) توالت (حدوداً با ارتفاع ۴۳ سانتی متر) حمام (اگر لازم باشد باید به کاردرمانگران خدمات اجتماعی ارجاع شود) و همچنین اگر بیمار در تحرک خود در بخش مشکل دارد باید اطلاعاتی در مورد ارتفاع و نحوه چیدمان مبلمان نیز گرفته شود.
غربالگری حسی_حرکتی اندام فوقانی در کاردرمانی سکته مغزی
شامل حداقل دامنه حرکتی، هماهنگی و حس عملکردی. اگر نقایص واضح هستند ارزیابیهای کاردرمانی بیشتر لازم است. توانایی پوشیدن و درآوردن کفش، رساندن دست به پشت، رساندن هر دو دست به بالای سر برای پوشیدن پلیور و توانایی بستن دکمه ها و کمربند به منظور کشف استقلال فیزیکی.
پردازش بینایی شامل حدت بینایی، میدان بینایی، بی توجهی (بینایی/لمسی)، مهارتهای بینایی حرکتی (ارزیابی آخر به خصوص زمانی که بیمار از دوبینی،از دست دادن میدان بینایی و یا صدمات اکسیپیتال /مخچه ای/تنه مغزی شکایت می کند.
غربالگری درکی-شناختی در کاردرمانی سکته مغزی
اگر بیمار از قبل در فعالیت اجتماعی و خانگی کمک لازم داشته و علایق اوقات فراغت ندارد.ارزیابی بیشتر لازم نیست.
اگر بیمار به تنهایی زندگی میکند و قبلاً در فعالیت های خانگی و اجتماعی و رانندگی استقلال داشته و علایقی دارد که شامل سطوح بالای شناختی است برای مثال یک ارزیابی که شامل برنامه ریزی/سازماندهی/اولویت بندی/حل مسئله است را کامل می کند. اگر بیمار سالمند است سطوح بالای شناختی،کارکرد اجرایی و پردازش اطلاعات باید ارزیابی شوند و با داده های نرمال مقایسه شوند. اگر آسیب های درکی شناختی یا نقایص فرونتال /پارتیال/ تمپورال گزارش شدهاند غربارگری درکی شناختی بیشتری انجام می شود.
ارزیابی های بجا و مناسب عملکردی برای بررسی بیماران و آشکار ساختن مشکلات بالقوه طراحی شده اند برای مثال شامل انجام چندین تکلیف،انطباق در محیط های داینامیک.ارزیابی حداقل وضعیت عملکردی معنی دار لازم برای حل مسئله و انجام چندین وظیفه برای مثال ارزیابی آشپزخانه نوشیدنی گرم+صبحانه/اسنک در یک آشپزخانه ناآشنا.
ارزیابی های هدفمند بیشتر با آگاهی از نتایج تصویربرداری، علائم اولیه و غربالگری.
ارزیابی مراقبت های شخصی در محیط مشابه سازی شده با خانه.
ارزیابی منزل خرید (به خصوص برای بیمارانی که از قبل مستقل بودند،به تنهایی زندگی می کنند و مشکلات درکی/شناختی که در ارزیابی آشپزخانه بخش دیده میشود ممکن است در مراقبت شخصی دیده نشوند مانند آپراکسیا.
ترخیص با نظارت ۲۴ ساعته (نظارت به وسیله خانواده با آگاهی که کار درمانگر می دهد) به ویژه برای مشکلات درکی/شناختی سطح بالا،برای مثال آپراکسی،آسیب لوب فرونتال.
ارجاعات در نظر گرفته شود:
شماره تلفن برای پیشگیری کاردرمانی+درمانگران اجتماعی سکته مغزی.
پیگیری کاردرمانی اجتماعی (شامل ارجاع به جهت کندشدن خفیف پردازشی افکار/آسیب های سطح بالای توجه.)
کاردرمانگر خدمات اجتماعی برای تطابقات،تجهیزات حمام و ریل ها.
بخشهای توانبخشی بستری برای بیماران سکته مغزی
توانبخشی بستری بیماران تحت حاد تمرکز اصلی این بخش را تشکیل میدهند. توجه ویژهای به افراد جوان مبتلا به سکته مغزی باید شود.
یک مثال از روشهای مورد توجه برای کاردرمانی که در بخشهای بستری حاد کار میکند در زیر آورده شده است:
مراجعین: بیماران سکته مغزی که 1 تا 26 هفته از سکته ی انها گذشته باشد.
هدف:استفاده از رویکردهای بازآموزی و جبرانی برای تسهیل بهبودی به وسیله بهبود ظرفیت عملکردی (کاهش نقایص و محدودیت ها)
ارزیابی: بر اساس ارزیابی غربالگری،ارزیابی های عمیق نیاز است.
مداخله: رویکردهای بازآموزی و جبرانی. بیماران حاد باید مناسب ترین درمان ممکن را دریافت کنند چون که آنها انگیزه دارند و می توانند در مراحل اولیه درمان را تحمل کنند و در این مراحل بیمار باید حداقل روزانه ۴۵ دقیقه هر درمانی که لازم است را دریافت کند.
ترخیص: برای شخصی که محدودیت هایی بر روی هر جنبه ای از فعالیتهای شخصی که در اثر سکته و یا غیره کسب کرده باشد باید ارجاعات زیر در نظر گرفته شوند:
برنامه های حمایتی از ترخیص زودهنگام در دسترس و خارج دسترس.
پیگیری کاردرمانی اجتماعی
کاردرمانگر برای تجهیزات حمام/تطابقات و ریل ها.
گروه های حمایتی سکته مغزی
ترخیص زودهنگام حمایت شده در بیماران سکته مغزی
در زمان ترخیص از بیمارستان در اثر سکته مغزی سبک زندگی به طور قابل توجهی تغییر کرده است. هر فردی باید در محیط های حمایتی تقویت شود. منابع و امکانات و تسهیلات از یک ناحیه به ناحیه دیگر تفاوت دارد. هرچند،هر نوع ارتقا در ارتباط بین خدمات بیمارستانی و اجتماعی میتواند فقط انتقال این مشکلات را ساده تر کند.
یکی از روشها برای کاردرمانگری که در ترخیص زودهنگام حمایت شده کار میکند در زیر آورده شده است:
مراجعین: بیماران تحت حاد (۱ تا ۲۶ هفته)
هدف: تسهیل انتقال از مراکز بستری به محیط خانه با استفاده از رویکردهای بازآموزی و جبرانی.
ارزیابی: توجه به نقایص و سطوح فعالیت
مداخله توانبخشی در بیماران سکته مغزی حاد
توانبخشی اجتماعی و ( Resettlement )
با فشارهای موجود برای کاهش مدت زمان بستری و موفقیت تیم ترخیص زودهنگام حمایتی،دامنه توانبخشی اجتماعی با استفاده از رویکردهای بازآموزی (کاهش نقایص) به همراه رویکردهای جبرانی (با تمرکز بر کاهش محدودیت فعالیت و مشارکت) در حال رشد است. در نتیجه تیم های اجتماعی باید مهارت بالایی داشته باشند و تیم های اجتماعی تخصصی برای مراقبت سکته مغزی توصیه میشوند.
روشهای مورد توجه برای کاردرمانی که در تیمهای توانبخشی اجتماعی کار میکند در زیر آورده شده است:
مراجعین: سکته مغزی تحت حاد.
هدف:فراهم کردن مداخلات کاردرمانی بازآموزی و جبرانی با هدف کاهش نقایص و محدودیتهای فعالیت و مشارکت با توجه به متاثر شدن فاکتور های شخصی و محیطی.
ارزیابی: توجه به تمام سطوح ارزیابی به طور مناسب_به ویژه فاکتور های شخصی و مشارکت در فعالیت.
مداخله
ماهیت و عملکردی کاری_ تمرکز بر روی کاهش نقایص (تحت حاد)،کاهش محدودیت های فعالیت و مشارکت،بررسی فاکتورهای شخصی و محیطی_برگرداندن کنترل امور_شامل کار و اوقات فراغت.
گروه های ایجاد اعتماد به نفس.
تطابق با ناتوانی باقیمانده و تسهیل برگشت به زندگی معنی دار.
یکپارچه سازی به سازمانهای اجتماعی و داوطلبانه.
ارتقاء سلامتی با کاردرمانی سکته مغزی
با توجه به ارتباط بین کار و سلامتی، نقش کاردرمانگر در ارتقاء سلامتی اولیه (جلوگیری از بیماری)، ثانویه (گروه در معرض خطر) و ثالثیه (افزایش پتانسیل زندگی سالم) و قرار گرفتن آن در بالاترین سطح برنامه کار کاردرمانی تعجبآور نیست. مطالعات طولانی مدت ( Follow – up ) نشان دادند که افراد دچار سکته مغزی بعد از ترخیص تخریب را تجربه میکنند و نشانههای افسردگی را نشان میدهند. ارتقاء سلامتی بعد از سکته مغزی می تواند شامل موارد زیر شود: تمرین، تغذیه، رفتارهای سلامتی و جلوگیری از سکته مجدد. ثابت شده است که مداخلات کاردرمانی در خانه های پرستاری در کاهش تخریب عملکرد بیمار موثر است.
وظایف حرفه ای کاردرمانی
کاردرمانگر به کسی گفته می شود که قانون از او حمایت کند برای کسانی استفاده میشود که دارای مدرک کاردرمانی هستند. پرسنل کاردرمانی برای کار درمانگران شامل مدیران آموزش دهنده ها و محققان،دانشجویان و مددکاران اطلاق می شود. .
موارد فعالیت شامل موارد زیر است:
استقلال و رفاه بیمار
خدمات برای بیماران
یکپارچگی حرفه ای و فردی
استانداردها و کارایی های حرفه ای
ارزیابی و شناسایی نیازهای مراقبتی و سلامتی
آگاهی یا فهمیدن و مهارت ها.
سوالات متداول:
1.زمان آغاز کاردرمانی برای بیماران سکته مغزی بستری چه زمانی است؟
خدمات کاردرمانی برای بیماران بستری یک هفته پس از سکته می تواند آغاز شود.
2.چه مداخلات کاردرمانی در بخش های حاد سکته مغزی انجام می شود؟
وضعیت دهی بیمار جهت جلوگیری از دفورمیتی، ارزیابی های درکی شناختی جهت شناسایی مشکلات درکی بیماران
آسیب نخاعی یا ضایعات نخاعی،صدمه یا ضربه به طناب نخاعی است که منجر به فقدان عملکرد،حرکت و حس در زیر سطحی که طناب نخاعی آسیب دیده می گردد. این اختلال بر اساس میزان آسیب در عملکرد و حس و همچنین ناتوانی در ایستادن و راه رفتن طبقهبندی میشود. شیوع آسیب نخاعی در میان کشورها متغیر است. برای مثال هر ساله ۱۲.۷ نفر در فرانسه و ۵۹ نفر در ایالت متحده آمریکا در هر یک میلیون جمعیت افراد با ضایعه نخاعی وجود دارد. آسیب نخاعی ممکن است در اثر ضربه (مخصوصاً تصادف با وسایل نقلیه)،آسیب های نافذ یا بیماری ها ایجاد شود. در نتیجه این ناتوانی،بیشتر افراد ضایعه نخاعی برای تحرک شان به ویلچر تکیه میکنند. توانبخشی برای ضایعه نخاعی از اساسی ترین درمان ها می باشد که شامل کاردرمانی آسیب نخاعی و گفتاردرمانی می باشد. در درمان ضایعات نخاعی کاردرمانی آسیب نخاعی بسیار حائز اهمیت می باشد. مرکز کاردرمانی ضایعه نخاعی در تهران زیر نظر بهترین دکتر ضایعه نخاعی، دکتر صابر به درمان بیماران ضایعه نخاعی می پردازد.
تعریف آسیب نخاعی-ضایعه نخاعی چیست؟
شیوع سالیانه آسیب نخاعی در هر کشور متفاوت است،به طوری که هر ساله بین ۱۲.۷ (فرانسه) و ۵۹ (آمریکا) نفر در هر یک میلیون نفر جمعیت متغیر است. در کانادا میزان شیوع بین 37.2 تا46.2 متغیر است. در مقابل، میزان شیوع در کشورهای تایوان، ترکیه، فرانسه و استرالیا به ترتیب ۴۰.۲ ، ۱۸ ، ۱۲.۷ ،۱۹.۴ نفر در هر یک میلیون نفر است. بر اساس مطالعات سرکین شیوع ضایعات نخاعی در آمریکا ۵۹ نفر در هر یک میلیون نفر است. اگرچه ویندل شیوع ضلیعه نخاعی را در آمریکای شمالی ۵۱ نفر در هر یک میلیون نفر ذکر کرده است. بر اساس نتایج به دست آمده از مطالعات ویندل ، شیوع آسیب نخاعی در اروپا ، ۱۹.۴ ، استرالیا ، ۱۶.۸ ، آسیا، ۲۳.۹ و در انگلیس ،14 نفر در هر یک میلیون نفر می باشد.
تخمین زده می شود که در آمریکا 183000 تا 230000 فرد مبتلا به آسیب نخاعی زندگی می کند. این آمار شیوع از مطالعات مختلفی که توسط محققان صورت گرفته تخمین زده شده است و به طور مستقیم از پایگاه داده ملی آسیب نخاعی استنتاج نشده است. کل جمعیت بیماران مبتلا به آسیب نخاعی در انگلیس در حدود 40000 نفر است. از سال ۱۹۹۲ هر ساله 900 تا 1000 بیمار جدید به جمعیت افراد مبتلا به ضایعات نخاعی در انگلستان اضافه میشود که نشاندهنده شیوع رو به افزایش این جمعیت است. در سال ۱۹۸۵ در استرالیا و آسیب نخاعی از 8096 به 9614 تغییر یافته است. اگر چه در استرالیا جمعیت افراد مبتلا به آسیب نخاعی در سال ۱۹۹۷ نزدیک به 10000 نفر بود.
اکثر بیماران مبتلا به ضایعات نخاعی،جوان و در بازه سنی بین ۲۰ تا ۴۰ سال هستند. ( ۱۰, ۱۳, ۱۸) ،بیشتر افراد آسیب نخاعی در انگلستان،مرد (۸۷ درصد ) و جوان هستند (به ترتیب ۲۴ درصد ، ۵۸ درصد و ۷۲ درصد نوجوان ، زیر سی سال و زیر 40 سال هستند.) (۱۱, ۱۴ ) در آمریکا ۸۲ درصد این بیماران مرد هستند. نسبت مرد به زن در بیماران با ضایعه نخاعی ۵ به ۱ است، اگرچه این نسبت در مناطق روستایی ۲.۵ به ۱ و در استانبول ۵.۸ به ۱ است.
علت ضایعات نخاعی
علت اصلی آسیب نخاعی،ضربه به خصوص تصادفات جادهای است. همچنین افتادن،حوادث ناشی از کار و آسیب های ورزشی از علل دیگر این ضایعه است.اکونر علت ۵۰ درصد از ضایعات نخاعی،تصادفات وسایل نقلیه موتوری،۳۷%،افتادن،۲ درصد حوادث ناشی از کار،۹ درصد آسیب های ورزشی و دو درصد به دلیل علل پزشکی در ایرلند است. همچنین اکونر در پژوهش خود بالاترین شیوع آسیب نخاعی را از اردیبهشت تا مهر ذکر کرده است.
انواع ضایعات نخاعی- انواع آسیب نخاعی
سطوح مختلفی برای آسیب نخاعی وجود دارد که بر اساس اختلال عملکرد به عنوان ضایعه کامل و ناکامل و همچنین بر اساس سطح ضایعه نخاعی به عنوان پاراپلژی نامگذاری شده است. بر اساس مطالعات ماهاراج ( ۲۱ درصد ) ضایعات نخاعی کامل در فیجی 52 درصد است و نزدیک به 69 درصد آنها پاراپلژی هستند. درمقابل کاراکان بیان می کند که نزدیک به ۵۷ درصد افراد با آسیب نخاعی در ترکیه آسیب ناکامل داشته و ۵۴ درصد آن ها پاراپلژی هستند.
علائم ضایعه نخاعی و مشکلات عصب شناختی همراه
مشکلات عصب شناختی در بیماران دارای ضایعه نخاعی رخ می دهد. مشکل در قسمت کوچک از ستون نخاعی،تغییرات حسی و حرکتی عمیقی را ایجاد میکند. در آسیب نخاعی کامل تمام عملکرد،حسی و حرکتی در زیر سطح ضایعه از دست میرود. ولی در ضایعات ناکامل برخی عملکردهای حسی و حرکتی زیر سطح آسیب نخاعی دیده وجود دارد.
پاراپلژی یکی از اختلالات عصب شناختی مرتبط با ضایعه نخاعی است که به هر گونه نقص یا فقدان عملکرد حسی و حرکتی در سگمان های سینه ای، کمری یا خاجی طناب نخاعی اشاره دارد. علائم ضایعه نخاعی،عملکرد اندام فوقانی را تحت تاثیر قرار نمی دهد،با این حال عملکرد تنه،پاها و لگن،بسته به سطح آسیب نخاعی،ممکن است درگیر شود.
تتراپلژی یا کوادروپلژی اختلال عصب شناختی دیگری است که به هر گونه نقص یا فقدان عملکرد حسی و حرکتی اشاره دارد که در نتیجه آسیب به عناصر عصبی طناب نخاعی در ناحیه گردنی ایجاد می شود. در نتیجه، علائم ضایعه نخاعی مانند فقدان عملکرد علاوه بر تنه، اندام تحتانی و لگن در اندام فوقانی نیز وجود دارد.
۵ سندروم بالینی مشخص با آسیب ناکامل مرتبط است. سندروم اول،سندروم طناب مرکزی نامگذاری شده است.این سندروم یک آسیب ناکامل بسیار شایع است که با فقدان بیشتر عملکرد اندام فوقانی در مقایسه با اندام تحتانی همراه است.
سندروم دوم،سندروم براون سکارد نامیده شده است که منجر به آسیب یک طرفه طناب نخاعی می گردد. این سندروم بیشتر با فقدان عملکرد و حس عمقی همان سمت و فقدان حس درد و حرارت سمت مقابل مشخص میشود.
سندروم طناب قدامی با میزان متغیری از فقدان حرکت و حس درد و حرارت بدون تاثیر بر حس عمقی تعریف می شود،این ضایعه در نتیجه آسیب به دو سوم قدامی طناب نخاعی رخ می دهد. در حالی که قسمت خلفی ستون نخاعی سالم است.
سندروم مخروط انتهایی در نتیجه آسیب به طناب خاجی و ریشههای عصبی کمری در داخل طناب نخاعی ایجاد میشود. در این سندروم ممکن است رفلکسهای خاجی حفظ شوند.
سندروم دم اسبی در نتیجه هر نوع آسیب به ریشه های عصبی کمری خاجی ایجاد میشود که منجر به از دست دادن رفلکس ها در کنترل ادرار و مدفوع و اندام تحتانی میشود.
طبقهبندی استاندارد آسیب نخاعی در مرکز درمان ضایعه نخاعی
معمولاً برای توصیف این ضایعه در مرکز درمان ضایعات نخاعی از سیستم طبقه بندی آسیب نخاعی فرانکل بر مبنای انواع نقص استفاده میشود. سیستم فرانکل در سطوح زیر تعریف می شود.
درجه (A) : اختلال عملکرد حسی و حرکتی کامل
درجه (B) : اختلال عملکرد حرکتی کامل و حسی نا کامل
درجه (C) : اختلال عملکرد حرکتی و حسی ناکامل
درجه (D) : عملکرد حرکتی کارامد با یا بدون وسایل کمکی
درجه (E) : فقدان اختلال عملکرد حسی و حرکتی
مقیاس دیگری برای درجه بندی میزان نقص افراد آسیب نخاعی وجود دارد که در واقع اصلاح شده سیستم فرانکل است. این مقیاس به عنوان سیستم ( ASIA ) (انجمن آسیب نخاعی آمریکا) شناخته شده است و یک درجه بندی برای آسیب کامل و سه درجه بندی برای نوع ناکامل آن دارد.در این مقیاس از قدرت عضلات کلیدی اندام تحتانی به عنوان یک عامل برای تعیین میزان آسیب استفاده میشود. متخصصین بالینی قدرت عضلات را با استفاده از یک مقیاس پنج نمره ای می سنجند،سفر برای فلج کامل ۵ برای فعالیت در برابر مقاومت کامل در نظر گرفته میشود. این سیستم بر اساس سطوح زیر تعریف می شود:
درجه (A) (کامل ) : در غیاب هرگونه عملکرد حسی و حرکتی در سگمان خاجی ( S5 ) – ( S4 ) تعریف می شود.
درجه (B) (ناکامل) : حس سالم است اما عملکرد حرکتی در زیر سطح عصبی و همچنین سگمای خاجی ( S4 ) و ( S5 ) وجود ندارد.
درجه (C) (ناکامل ) : بیش از نیمی از عضلات زیر سطح ضایعه درجه کمتر از سه دارند.
درجه (E) (ناکامل) : عملکرد حرکتی زیر سطح ضایعه سالم است و نیمی از عضلات کلیدی درجه ۳ یا بیشتر را دارند.
محدودیت های فیزیکی بیماران آسیب نخاعی در انجام فعالیت های روزمره بسته به سطح ضایعه نخاعی متغیر است. بهبود برخی فعالیت ها مانند بهداشت شخصی ( حمام کردن،دوش گرفتن و عملکردهای روده و مستانه به طوری که از نظر اجتماعی قابل قبول باشد)،نقل و انتقالات ( از ویلچر به رختخواب و برعکس)،لباس پوشیدن و غذا خوردن میتواند با استفاده از روش های درمانی ضایعه نخاعی به دست آید.
طی سالهای اخیر،در کاردرمانی برای ضایعات نخاعی مقیاس های مختلفی برای اندازه گیری ناتوانی مطرح شدهاند، با این حال اندازه گیری استقلال عملکردی متداول تر است است. همچنین ( ASIA ) این مقیاس را در ارزیابی عملکردی کارکردی بیماران آسیب نخاعی ارزیابی نموده و تطابق جهانی آن را در سال ۱۹۹۴ توصیه کرده است.
اولین تلاش برای اندازه گیری عملکرد افراد ضایعه نخاعی هنگام انجام فعالیت های روزمره بر مبنای سطوح آسیب دیده نورولوژیکال توسط لانگ و لاوتو در سال ۱۹۹۵ انجام گردید و نتایج آن کماکان به عنوان راهنما امروزه در کاردرمانی آسیب نخاعی مورد استفاده قرار می گیرد.
ضایعات نخاعی سطوح بالای ( C5 ) در کاردرمانی
بیماران با ضایعه نخاعی بالای سطح ( C5 ) مشکلات قابل توجهی در حرکت و همچنین در نفس کشیدن دارند. برخی عضلات مانند پکتورالیس کاژور، لاتیسموس دورسی و سراتوس انتریور در این بیماران غیر فعال است. این افراد در حل دادن ویلچر ناتوانند و تحمل شان به میزان قابل توجهی کم است. این افراد کاملاً به دیگران وابسته هستند. تمرینات کاردرمانی در ضایعه نخاعی در این سطح با حرکات پسیو رنج آف موشن آغاز می شود.
افراد با ضایعه سطوح ( C3 )- ( C1 ) در عضلات اندام فوقانی و تحتانی حرکت ندارند و تنها حرکت سر و گردن و بالا آوردن شانه را دارند. این افراد تقریباً در تمامی تحرک ها و همچنین برای مراقبت از خود وابسته به کمک دیگران هستند. ممکن است قادر به استفاده از ویلچر های قدرتی همراه با کنترل چانه و تنه باشند.در کاردرمانی آسیب نخاعی این امکان وجود دارد که بیماران وسایل کمکی گوناگونی را که سیگنال ها را با استفاده از امواج رادیویی و امواج مادون قرمز برای کنترل محیط منتقل میکند،مورد استفاده قرار دهند. ممکن است به منظور کمک در غذا خوردن و نظافت از ویلچر های قدرتی دارای بازوی متحرک استفاده نمایند.
افراد آسیب نخاعی سطح ( C4 ) ،عصب گیری از دیافراگم را دارند،بنابراین ممکن است نیازی به استفاده از وسایل کمک تنفسی نداشته باشند. با این حال،آنهایی که آسیب دیدگی بین سطوح ( C3 )- C1) ) دارند،باید از وسایل کمک تنفسی مکانیکی بلند مدت به دلیل اینکه عصب گیری دیافراگم را ندارند، استفاده نمایند.
کاردرمانی در ضایعات نخاعی در سطوح زیر ( C5 )
بیمارانی که دارای ضایعه در سطح زیر ( C5 ) هستند،عصب گیری کامل عضلات تراپزیوس، استرنوکلوییدوماستویید و عضلات پارااسپینال گردنی فوقانی را دارند. برخی عضلات مانند آن هایی که چرخاننده و ثبات دهنده گردن هستند در این بیماران سالم اند. رومبوئید ها ، دلتویید و همه عضلات بزرگ گرداننده شانه تا حدی عصب دهی دارند. این بیماران ادداکشن اسکاپولا، ابداکشن و چرخش به خارج و داخل شانه را دارند. فعالیت فلکسور و اکستانسورهای شانه و فلکسور آرنج در این بیماران تا حدی حفظ شده است. کاردرمانی ضایعه نخاعی در جهت حفظ دامنه حرکتی و تقویت قدرت عضلات کمربند شانه ای انجام می گیرد.
برای بیمارانی که تتراپلژی سطح ( C5 ) هستند ، ویلچر قدرتی با کنترل دست ها می تواند برای بسیاری از نیازهای تحرک آنها مفید واقع شود. این افراد در استفاده از ویلچر های دستی در نتیجه کاهش ظرفیت تنفسی شان مشکل دارند. آنها برای بیشتر فعالیتهای مربوط به مراقبت از خود،نقل و انتقال،تحرک با ویلچر دستی و همچنین کارکرد روده و مستانه مورد قبول از نظر اجتماعی نیاز به کمک دارند.
کاردرمانی ضایعات نخاعی سطوح ( C6 )
عضلات گرداننده شانه به طور کامل عصب رسانی می شوند با این حال عضلات سراتوس انتریور، لاتیسموس درسی و پکتورالیس ماژور عصب دهی جزئی دارند.اکستانسور کارپی رادیالیس و فلکسور کارپی رادیالیس در مچ سالم هستند. گرفتن فعال در این بیماران بدون استفاده از وسایل کمکی امکان پذیر نیست. با وجود ظرفیتی تنفسی پایین،بیماران می توانند خودشان ویلچر را روی سطح صاف حرکت دهند.این افراد در فعالیت های روزمره به خصوص برای انتقال از رختخواب به ویلچر و برعکس نیاز به کمک دارند،در حالی که برای برخی دیگر از فعالیت های روزمره مانند غذا خوردن و نوشتن به کمک نیاز ندارند. در این افراد کاردرمانی ضایعات نخاعی در بهبود عملکرد و فعالیت های روزمره بیمار نقش مهمی ایفا می کند.
کارکردی ضایعات نخاعی سطوح ( C7 ) و ( C8 )
در این سطح،بیمار در عضلات ترایسپس، اکستانسور مشترک انگشتان و فلکسور بلند انگشتان قدرت دارد. همچنین میتوانند ویلچر را به طور مستقل بر روی سطح صاف حرکت دهند. این افراد می توانند از تخت به ویلچر جابه جا شوند و در پوزیشن نشسته حرکت کنند. با استفاده از آرتروز های مناسب با ثابت کردن مفاصل فلج شده می توانند تا حدی حرکت کنند.
ضایعه نخاعی سطوح ( T6 ) – ( T1 )
بیماران دارای ضایعه در این سطح،عصب رسانی کامل همه عضلات اندام فوقانی را دارند. نیروی گرفتن آن ها برای انجام فعالیت های شان به طور مستقل در تخت کافی است. این افراد می توانند استقلال عملکردی را در فعالیت های مراقبت از خود و کارکرد روده و مثانه به دست آورند. این افراد به دریافت آموزش پیشرفته به منظور استفاده از ویلچر توسط کاردرمانی آسیب نخاعی برای حرکت روی سطوح ناهموار نیاز دارند. این بیماران ثبات تنه ندارند و همچنین به کمک برای پوشیدن و در آوردن ارتز نیازمندند. همچنین ممکن است قادر به استفاده از ارتز مانند ( HGO ) همراه با واکر و یا کراچ برای ایستادن و جابجایی باشند.
ضایعات نخاعی سطوح ( T12 ) – ( T6 )
بیماران دارای ضایعه در این سطح عضلات اندام فوقانی قوی و قدرتمندی دارند. عضلات بلند فوقانی پشت عصب رسانی خوبی دارند و عضلات بین دنده ای فعال هستند، بنابراین کارکرد و تحمل تنفسی خوبی دارند.این افراد میتوانند کارکرد روده و مثانه خود را به طور مستقل پس از آموزش مناسب کنترل نمایند. در حیطه کاردرمانی برای ضایعه نخاعی در این سطح بیمار می تواند از ارتز دوطرفه زانو مچ پا یا ( HGO )همراه با واکر یا کراچ برای ایستادن و جابجایی استفاده کند. این افراد نسبت به بیماران با آسیب های بالاتر کنترل تنه بهتری دارند،بنابراین ممکن است قادر به راه رفتن مستقل همراه با ارتز باشند. راه رفتن مستقل نیازمند انرژی و زمان است،از این رو استفاده از ویلچر را معمولاً برای تحرک ترجیح میدهند.
آسیب نخاعی سطوح ( L4 ) – ( T12 )
بیماران دارای آسیب نخاعی سطوح ( T12 ) ،عصب دهی کامل به عضلات راست شکمی،عضلات مایل شکمی،عرضی شکمی،و همه عضلات سینه ای دارند . بلند کننده مفصل لگن ( کوادراتوس لومباروم ) فعال نمی باشد،با این حال برخی از عضلات مانند عضلات داخلی و خارجی شکم و لاتیسموس دورسی برای بلند کردن مفصل لگن در حین راه رفتن با ارتز فعال هستند. این بیماران میتوانند برای بالا و پایین رفتن از پله ها از این ارتز کمک بگیرند. راه رفتن با ارتز نیازمند انرژی قابل توجهی است.
برای بیماران با آسیب ( L4 ) – ( L1 ) در ابتدا کارکرد روده،مثانه و جابجایی مختل شده است. با درمان،کارکرد روده و مثانه می تواند به طور مستقل کنترل شود. همچنین با کاردرمانی ضایعه نخاعی افراد میتوانند در کارهای مرتبط با خانه و جابجایی در جامعه عمل کردی مستقل داشته باشند. ارتزهایی مانند ( AFO ) و ( KAFO ) میتواند برای این بیماران به منظور کمک به ایستادن و راه رفتن تجویز شود.
کاردرمانی ضایعات نخاعی سطوح ( L4 ) – ( S2 )
بیماران سطح ( L4 ) کارکرد عضلانی خوبی در اطراف مفصل زانو برای ایجاد ثبات در حین راه رفتن دارند. برخی عضلات مانند کوادراتوس لومباروم ، راست کننده تحتانی ستون مهره ها و فلکسور های اولیه لگن و کوادریسپس سالم هستند،با اینحال ثبات دهنده بزرگ مفصل لگن وجود ندارد و مچ پا سست باقی می ماند.اکستانسورهای مفصل زانو سالم هستند، بنابراین بریس بلند پا لازم نیست. مفصل مچ پا سست است و بیمار برای کمک کاردرمانی در منزل نیاز به یک ( AFO ) مناسب دارد. فقدان عضلات همسترینگ و گلوتئوس ماگزیموس بروز هایپراکستنشن مفصل زانو را در این بیماران افزایش میدهد. این افراد می توانند با استفاده از یک جفت ارتز ( AFO ) به ایستند و راه بروند. بیمار ( L4 ) در همه فازهای مراقبت از خود و جابه جایی کاملا مستقل است.
عوارض ضایعه نخاعی که در مرکز ضایعه نخاعی بررسی می شود
شایعترین عارضه ضایعه طناب نخاعی،فقدان تحرک عملکردی و حس در زیر سطح آسیب است. اگرچه ممکن است فلج جزئی یا کامل منجر به پیشرفت عوارض در سایر نواحی بدن شود. عوارض زیر در فرد با ضایعه طناب نخاعی می تواند رخ دهد.
اختلال تنفسی: این عارضه می تواند در اثر عفونت در شش ها یا فروپاشی همه یا قسمتی از شش ها در افراد ضایعه طناب نخاعی رخ دهد. در بیماران با آسیب در قسمت فوقانی گردنی (بالای ( C6 ) الگوی تنفس تغییر می کند و بیماران تنفس سختی دارند بنابراین به تجهیزات تنفسی نیاز دارند.
اختلالات معدی روده ای : خونریزی معدی روده ای به واسطه زخم معده،که به افزایش استرس پس از ضایعه طناب نخاعی مربوط است،موجب میشود.
اختلالات قلبی عروقی: بیماران با ضایعه نخاعی مشکلاتی در ارتباط با نوسان فشار خون دارند. افزایش ناگهانی فشار خون به واسطه انبساط زیاد روده و مثانه اتفاق میافتد و کاهش فشار خون زمانی رخ می دهد که فرد تلاش می کند بایستد یا حرکت کند. در این بیماران رگ های خونی قادر به تطابق با تغییر سریع در پوسچر و حفظ فشار خون مناسب نیستند. التهاب وریدی که در پی تشکیل لخته های خون ایجاد می شود،می تواند منجر به بیماری های عروقی در برخی افراد شود که توسط دکتر ضایعه نخاعی بررسی می گردد.
مشکلات پوستی: شایع ترین مشکل پوستی مشاهده شده در بیماران با ضایعه نخاعی ،شکنندگی پوست است که معمولاً به عنوان زخم های فشاری یا زخم بستر شناخته می شوند که در نتیجه فشار ممتد روی زوائد استخوانی به علت فقدان درک درد و ناتوانی این بیماران برای بلند کردن وزن یا پوسچرشان رخ می دهد. بافت های نرم روی زوائد استخوانی از جمله تروکانتر بزرگ ، ساکروم ، اپی کوندیل های مفصل زانو و قوزک مچ پا می توانند مستعد زخم های فشاری باشند.
مشکلات اسکلتی عضلانی: اگر کاردرمانگر یا فرد دیگری به طور روزانه مفاصل را حرکت ندهد،دامنه حرکتی این مفاصل کاهش مییابد. فقدان حرکت میتواند منجر به کانترکچر مفصل شود که در اثر قرار گرفتن مفصل در یک حالت دائمی روی میدهد. بسته به سطح ضایعه،ستون فقرات ممکن است بی ثبات شود و اسکولیوز ایجاد گردد.
در کاردرمانی در ضایعات نخاعی در افراد استحکام استخوان از طریق فعالیت عضلانی منظم و یا از طریق اعمال وزن بدن روی آنها حفظ می شود. هنگامی که فعالیت عضلانی یا نیروی اعمال شده روی استخوان کاهش می یابد،استخوان ها شروع به از دست دادن کلسیم و فسفر می کنند و ضعیف و شکننده میشوند. شکستگی استخوان های بلند ثانویه به پوکی استخوان یکی از شایعترین عوارض همراه ضایعه طناب نخاعی است.
مشکلات عصبی: ممکن است احساس دردناک غیر طبیعی زیر سطح ضایعه وجود داشته باشد. عرق شدید و اسپاستی سیتی ،دیگر مشکلات عصب شناختی هستند که میتواند پس از ضایعه طناب نخاعی دیده شود.
اختلالات روان شناختی: سایر عوامل از جمله درد،کمبود خواب،احساس درماندگی،بستری شدن مکرر،مشکلات مراقبت از خود و حمل و نقل خطر اختلالات روانشناختی را افزایش می دهد که باید توسط دکتر ضایعه نخاعی بررسی شود
ارتزها
ارتزهای متنوعی برای اینکه افراد آسیب نخاعی بتوانند دوباره بایستند و راه بروند،طراحی شده است اما هیچ کدام از آنها بدون مشکل نیستند. نکته مهم این است که ارتز مناسب باید مطابق سطح ضایعه و همچنین توانایی فرد برای راه رفتن توسط بهترین دکتر درمان ضایعه نخاعی انتخاب شود. بعضی از روش ها هستند که عملکرد افراد آسیب نخاعی را طی ایستادن و راه رفتن با ارتزهای مختلف ارزیابی می کنند. طبق اظهارات استالرد و مازور فاکتورهای اصلی برای ارزیابی ارتز شامل موارد زیر است:
استقلال بیماران در استفاده از ارتز
میزان مصرف انرژی طی راه رفتن با ارتز
زیبایی
قابلیت اطمینان مکانیکی
هزینه ارتز
برای ارزیابی،پارامتر هایی مانند سبک راه رفتن و میزانی که ارتز از زیر لباس دیده می شود در نظر گرفته می شود.پارامترهای دیگری که برای ارزیابی ارتز استفاده می شوند شامل:
کارایی ارتز طی راه رفتن
سهولت استفاده از ارتز
نیاز به وسیله کمکی برای راه رفتن
زیبایی راه رفتن و ارتز
کارایی ارتز به عنوان میزان مصرف انرژی طی راه رفتن با ارتز تعریف می شود.ویتل و همکاران پارامترهای دیگری را هم برای مقایسه عملکرد ۲۲ بیمار پاراپلژی که با ارتزهای ( HGO ) و ( RGO ) راه می رفتند،در نظر گرفتند. آنها به برخی فاکتورها از جمله راحتی و زمان مورد نیاز برای ساخت ارتز،زمان مورد نیاز برای آموزش افراد،پارامترهای راه رفتن،زیبایی و هزینه نهایی ارتز و هزینه آموزش،توجه داشتند. پارامترهای راه رفتن که توسط محققان کاردرمانی برای مقایسه عملکرد ارتز ها انتخاب شدند عبارتند از:
آهنگ،طول قدم،سرعت راه رفتن،درصد فاز ایستایش در مقایسه با کل زمان راه رفتن
الگوی حرکت
دامنه حرکتی مفصل لگن در صفحات ساجیتال و کرونال
زاویه حرکت و انتقال لگن
ثبات افراد هنگام ایستادن ساکن و انجام تکالیف دستی پارامتر دیگری بود که توسط کاردرمانان ضایعات نخاعی انتخاب شد. پارامتر هایی مانند وزن ارتز،فاکتورهای مهمی برای جابجایی بیماران دارای ارتز نیست، چرا که هنگام راه رفتن متقابل نیازی نیست بیمار به طور کامل ارتز را از زمین بلند کند. پژوهش دیگری برای حمایت از این عقیده که وزن ارتز تاثیری بر عملکرد افراد تی راه رفتن ندارد،توسط کور کوران و همکاران انجام شد.
بنابراین برای سنجش ارتز تازه طراحی شده در کلینک کاردرمانی،پارامتر هایی مانند ثبات ایستادن هنگام ایستادن ساکن و انجام کارکرد های دستی مختلف،میزان مصرف انرژی حین راه رفتن و پارامترهای راه رفتن باید اندازه گیری شوند. همچنین سایر پارامترها مانند زیبایی ارتز و سبک راه رفتن،اعتبار مکانیکی ارتز،مورد توجه افرادی است که از ارتز استفاده می کنند.
کاردرمانی برای ایستادن
ثبات هنگام ایستادن از طریق فرایند پیچیدهای که شامل هماهنگی فعالیت های حسی چندگانه،اجزای حرکتی و بیومکانیکی است فراهم می شود. در افراد نرمال،ثبات از طریق حرکاتی که در مفاصل زانو،لگن،و مچ اتفاق میافتد،برقرار میشود. نقش عضلات اطراف این مفاصل بسیار مهم است و بر حفظ ثبات حین ایستادن موثر است. برای حفظ تعادل،مرکز ثقل بدن باید داخل سطح اتکا باشد. هنگام ایستادن نرمال،برخی استراتژی ها از جمله استراتژی های حرکت سر و استراتژی های تنه،لگن و مچ برای حفظ ثبات مورد استفاده قرار می گیرند. در حالی که در افراد آسیب نخاعی این استراتژی ها نمی توانند مورد استفاده قرار گیرند و میزان ثبات آنها به حمایت خارجی که با ارتز فراهم می شود،بستگی دارد. سختی ساختاری ارتز فاکتور مهمی است که میزان ثبات افراد پاراپلژی را هنگام ایستادن افزایش می دهد.
دو روش ارزیابی متفاوت در کاردرمانی جسمی وجود دارد که برای بررسی میزان ثبات ایستادن استفاده میشوند. روش اول توسط رومبرگ در اوایل قرن نوزدهم بر اساس میزان نوسان بدن تحت شرایطی که چشمها بسته و باز می باشد،ایجاد گردید. تفاوت بین نوسان بدن طی ایستادن با چشم های باز و بسته عملکرد کارکردی سیستم حسی پیکری که ثبات بدن را کنترل میکند،نشان میدهد. با استفاده از تکنولوژی صفحه نیرو محققان بیشتر قادر هستند،نوسان پوسچرال را برای تجزیه و تحلیل ثبات در وضعیت های مختلف اندازه گیری کنند. روش دوم برای بررسی میزان ثبات هنگامی است که نیرو به صورت غیر منتظره روی بدن اعمال می شود.
اگرچه استفاده از ویلچر توانایی تحرک را برای این بیمار ضایعه نخاعی فراهم میکند اما مشکلاتی به همراه دارد. مشکل اصلی،محدودیت حرکتی ناشی از ویژگیهای معماری و همچنین به خطر افتادن سلامت بیماران آسیب نخاعی به دنبال نشستن طولانی مدت است. زخم بستر،پوکی استخوان،بدشکلی های مفصلی مخصوصاً ادداکشن کانتر کچر مفصل لگن می تواند نتیجه استفاده طولانی مدت از ویلچر باشد.افراد آسیب نخاعی اغلب تحت برنامههای توانبخشی ضایعه نخاعی مختلفی برای راه رفتن و تمرین کردن قرار میگیرند. همانطور که انتظار میرود راه رفتن تمرین مناسبی برای حفظ سلامت، کاهش عفونت های مجاری ادراری،بهبود عملکرد دستگاه های قلبی عروقی و گوارشی و بهبود سلامت روانی بیماران پاراپلژی است.
چندین نوع ارتز جهت توانمند ساختن بیماران آسیب نخاعی برای راه رفتن طراحی شده است. با این وجود این افراد در کاردرمانی ضایعه نخاعی مشکلاتی را از قبیل موارد زیر تجربه می کنند:
پوشیدن و درآوردن مستقل ارتز سخت است.
انتقال ارتز از مکانی به مکان دیگر مشکل است.
سرعت راه رفتن بیماران در مقایسه با افراد نرمال کاهش می یابد.
زیبایی ارتز نامرغوب است و سبک راه رفتن بیماران ناهنجار است.
سرعت راه رفتن بیماران ضایعه نخاعی که از ارتز استفاده میکنند،به میزان قابل توجهی کمتر از افراد دارای بدن توانمند است و همچنین مصرف انرژی این افراد حین راه رفتن بسیار بیشتر می باشد.
استفاده مستقل و راحت از ارتز به منظور استفاده منظم آن در کاردرمانی ضایعه نخاعی،حائز اهمیت است. بنابراین ایجاد جنبه های عملکردی از جمله سهولت در ایستادن و نشستن، پوشیدن و درآوردن، سهولت در دسترسی و نگهداری از ارتزها اهمیت دارد که اغلب در طراحی به این موارد توجه نمی گردد.
استفاده از ارتز در توانبخشی برای بیماران ضایعه نخاعی
ارتز های متعددی برای بیماران آسیب نخاعی طراحی شده است که همچون کاردرمانی ضایعه نخاعی به این افراد امکان راه رفتن می دهد،با این حال مشکلاتی از قبیل کاهش سرعت راه رفتن،مصرف بالای انرژی و فقدان استقلال هنگام پوشیدن و درآوردن ارتز موضوعات قابل تعمیم تاملی هستند. علاوه بر این،زیبایی ارتزهای در دسترس نامرغوب است و سختی ساختاری به منظور مقاومت در برابر نیروی اعمال شده روی ارتز بدون ایجاد بدشکلی های ساختاری جدی، به قدر کافی زیاد نمی باشد.
گاهی اوقات قابلیت اطمینان مکانیکی ارتز ضعیف است،از این رو نیاز به بررسی منظم ارتز توسط کاردرمان آسیب نخاعی ضروری به نظر میرسد. این موضوع به خصوص برای بیمارانی که دور از مراکز توانبخشی ضایعات نخاعی زندگی میکنند،مشکل بزرگی محسوب می شود.
جراحی مفصل یا کاردرمانی آسیب نخاعی؟
بیشتر بیماران آسیب نخاعی بعد از دریافت درمان توانبخشی کافی به منظور اصلاح بدشکلی های که در مفاصل زانو و لگن در نتیجه نشستن طولانی مدت روی ویلچر داشتند،شروع به راه رفتن با ارتز کردهاند. متاسفانه برخی از بیماران ضایعه نخاعی، فلکشن کانتر کچر بیشتر از ۱۰ درجه و یا هایپراکستنشن زانو دارند. از آنجایی که نمیتوان برای بیماران آسیب نخاعی با فلکشن کانتر کچر بیشتر از ۱۰ درجه در مفصل زانو از ارتز استفاده نمود. برخی بیماران ضایعه نخاعی درمان های جراحی خاصی را برای اصلاح بدشکلی ها انجام می دهند که این نوع درمان زمان زیادی را از بیمار گرفته روند ایجاد پوکی استخوان را تسریع میکند.
یکی از ارتز هایی که به طور خاص برای این بیماران طراحی شده، ( LSU RGO ) است. ایده اولیه این ارتز توسط ماتلوچ در سال ۱۹۶۷ در مرکز کودکان انتاریو کریپلد در تورنتو شکل گرفت. ارتز اولیه از یک جفت ( KAFO ) و یک جلیقه پلاستیکی ساخته شده که از طریق مجموعهای با مکانیسم چرخ دنده ای به یکدیگر متصل شده است. اعتبار مکانیکال این ارتز ضعیف است. این ارتز توسط داگلاس در شرکت کاراتون فیلاور اصلاح و پیشرفته تر شد. نسل جدید این ارتزها نسبت به ارتز های موجود از نظر زیبایی در درجه بالاتری قرار دارد،اگرچه اسکلت ساختاری ارتز به منظور جلوگیری از بدشکل شدن آن حین راه رفتن به خصوص در بیماران سنگین وزن با آسیب نخاعی سطوح بالا کافی نیست. این مسئله،کارآمدی ارتز را حین راه رفتن کاهش داده و بار عمودی اعمال شده بر اندام فوقانی را افزایش میدهد. عملکرد افراد هنگام استفاده از این ارتز به خوبی سایر ارتزها نیست،با این حال بسیاری از بیماران استفاده از این ارتز را به دلیل زیبایی آن ترجیح میدهند.
ارتز دیگری که برای افراد آسیب نخاعی پاراپلژی طراحی شده، ( HGO ) است که در مرکز تحقیقات ارتز و با واحد ارزیابی حرکتی شهر اسوستری طراحی شده است. این ارتز سه قسمت اصلی دارد که شامل مفصل لگن،کالیپر با صفحه کفشی و مفصل زانو و یک قسمت بدنه می باشد. طراحی کالیپر مشابه ارتزهای ( KAFO ) قدیمی ساخته شده از فولاد ضد زنگ به همراه تسمه های چرمی زانو است. بر اساس نتایج،سختی خارجی این ارتز در میان سایر ارتزهای موجود بالا است و بدشکلی ساختاری آن حین راه رفتن زیاد نیست. در مقایسه با ارتزهای شناختهشده دیگر،عملکرد ارتز ( HGO ) با این حال بسیاری از افراد استفاده از ارتزهای دیگر همچون ( LSU RGO ) را به جای این ارتز ترجیح می دهند چرا که بیماران به استفاده از ارتز هایی که متناسب با بدن شان است و از لحاظ زیبایی در درجه بالاتری قرار دارد،تمایل بیشتری نشان میدهند. برخی پژوهشگران سعی در طراحی ارتزی داشتهاند که سختی ساختاری مشابه ارتز ( HGO ) داشته باشد و به لحاظ زیبایی نیز مشابه ارتز ( RGO ) باشد.
مکانیسم هایی که این پژوهشگران به کار بردند شامل موارد زیر است:
استفاده از رابط داخلی به همراه یک جفت ( KAFO )
به کارگیری مکانیزم های خاصی که استفاده همزمان هر دو پا روی زمین را برای افراد ممکن می سازد و به حرکت پای جلویی در حال نوسان کمک می کند.
استفاده از سیلندر هیدرولیک برای انتقال حرکت از یک سمت به سمت دیگر
استفاده از عضلات تنفسی که به حرکت رو به جلوی پای در حال نوسان کمک میکنند. در سایر ارتز ها از جمله ( WBC )مکانیسم کنترل خاصی مورد استفاده قرار گرفته است که این مکانیسم عملکرد ارتز را حین راه رفتن کنترل میکند.
توانبخشی در ضایعه نخاعی
یک مکانیسم قدرت حرکتی به مفصل لگن ارتز ( RGO ) توسط آتا و همکاران به منظور افزایش سرعت راه رفتن متصل گردید. نتایج پژوهشهای مختلف نشان داده است که استفاده از ارتزهای ذکر شده،توانایی بیماران ضایعه نخاعی را در راه رفتن با ارتز بهبود نمی بخشد. علاوه بر این محققان نشان دادند که ارتز ( HGO ) بهترین ارتز موجود برای افراد پاراپلژی است. اگرچه بسیاری از بیماران آسیب نخاعی ترجیح میدهند از هیچ ارتزی استفاده نکنند یا ارتز هایی را انتخاب کنند که به لحاظ زیبایی جایگزین ( HGO ) باشد.بنابراین طراحی ارتزی که سختی ساختاری بهتری دارد یا مشابه ارتز ( HGO ) و به زیبایی ارتز ( RGO ) باشد، بسیار مهم است. طراحی ارتزی که نیازمندی های ذکر شده را برآورده کند نه تنها عملکرد افراد را بهبود می بخشد بلکه همچنین تمایل آنها به استفاده از ارتز را افزایش می دهد. طراحی جدید ارتز نیازمند برآورده کردن نیازمندی های زیر می باشد:
دارای اعتبار مکانیکی بالایی باشد.
سختی ساختاری خوبی داشته باشد.
به لحاظ زیبایی مشابه یا بهتر از ارتز ( RGO ) باشد.
وزن ارتز کمتر از سایر ارزهای موجود باشد.
پوشیدن و درآوردن ارتز برای افراد به منظور استفاده منظم و مستقل راحت باشد.
بیماران با فلکشن کانترکچر زانو بیشتر از ۱۰ درجه قادر به استفاده از این ارتز باشند.
فواید ایستادن و راه رفتن در کاردرمانی بیماران ضایعات نخاعی
تجربه بالینی نشان داده است که استفاده کنندگان ویلچر اغلب عوارض ثانویه به آسیب و همچنین به علت نشستن طولانی مدت دارند. ایستادن و راه رفتن فوایدی برای بیماران ضایعه نخاعی از جمله کاهش پوکی استخوان،جلوگیری از زخم های فشاری و بهبود عملکرد سیستم گوارشی که عملکرد آنها را طی فعالیت های روزمره را افزایش می دهد،را به همراه دارد. توانبخشی برای ضایعات نخاعی شامل کاردرمانی آسیب نخاعی این امر را امکان پذیر می کند.
پوکی استخوان در بیماران آسیب نخاعی
اندکی پس از ضایعه نخاعی در اثر اینکه بدن میزان زیادی کلسیم و سایر مواد معدنی را به ادرار می فرستد،سوخت و ساز تغییر می کند که مستقل از وزن،سن و جنسیت فرد اتفاق می افتد. میزان از دست رفتن کلسیم و مواد معدنی در طول 6- 16 ماه نخست پس از آسیب نخاعی بالا است. پوکی استخوان همچنین به علت کاهش وزن بدن اعمال شده روی استخوان ها اتفاق میافتد. علت آسیب طناب نخاعی این بیماران نمی توانند بایستند و به استخوان های اندام تحتانی نیرو اعمال کنند، استخوانها ضعیفتر و بنابراین شکننده تر می شوند. در مقایسه با اندام های تحتانی نیروی بیشتر ممکن است روی اندام های فوقانی و ستون فقرات وارد شود در نتیجه درصد پوکی استخوان در اندام فوقانی و ستون فقرات به طور قابل توجهی کمتر از استخوان های اندام تحتانی است.
در پژوهش انجام شده توسط سابو و همکارانش تراکم مواد معدنی استخوان در قسمتهای ابتدایی و انتهایی ران و ستون فقرات کمری،46 مرد با ضایعه طناب نخاعی با میانگین سنی 32 سال به طور منظم نظارت شد. آنها پی بردند که بین میزان تراکم مواد معدنی استخوان ران بین افراد پاراپلژی کامل و ناکامل،ولی نه در ستون فقرات کمری،تفاوت قابل توجهی وجود دارد. درسته تراکم مواد معدنی استخوان ران تفاوت معناداری بین شرکت کنندگان متحرک و غیر متحرک نشان نداد. آنها نتیجه گرفتند که درمان توانبخشی ضایعه نخاعی به منظور داشتن تاثیر قابل توجه روی سطح تراکم مواد معدنی باید برای مدت طولانی ادامه داشته باشد.
در پژوهش دیگری که توسط روزنستین انجام گرفت،تراکم مواد معدنی اندامهای فوقانی و تحتانی ۸۰ بیمار میلومننگوسل با سطوح مختلفی از ضایعه اندازه گیری شد.نتایج این مطالعه نشان داد که تاثیر سطح ضایعه روی تراکم استخوان در اندام تحتانی بیشتر از اندام فوقانی بود. آنها نتیجه گرفتند که متحرک بودن یک عامل موثر برای کاهش پوکی استخوان است.
اوجیلوی و همکارانش به منظور ارزیابی تأثیر تحرک با ارتز روی تراکم استخوان پژوهش انجام دادند. گروهی از افراد ضایعه نخاعی پاراپلژی که برای یک دوره ۲۴ ماهه با ارتز راه رفتند،مورد بررسی قرار گرفتند. پژوهشگران دریافتند که تراکم مواد معدنی گردن فمور در حین این دور بهبود یافت یا هیچ تغییری نداشت. ایستادن با یک ارتز یا در یک چارچوب میتواند تراکم مواد معدنی را در استخوان های اندام تحتانی افزایش دهد و پوکی استخوان را که در افراد با ضایعه نخاعی رخ می دهد،کاهش دهد. اگرچه به نظر میرسد که تفاوتی بین ایستادن با ارتز و یا در یک چهارچوب وجود ندارد،نتایج پژوهشی که توسط جومار انجام گرفت،نشان داد افرادی که با ارتز ایستادند در مقابل آنهایی که در یک چارچوب ایستادند،تراکم مواد معدنی بیشتری در پروگزیمال فمور داشتند. ۵۳ بیمار آسیب نخاعی پاراپلژی با آسیب کامل در این مطالعه شرکت کردند. نتایج همچنین نشان داد که تراکم مواد معدنی بیماران پاراپلژی در افرادی که ایستادند در مقابل افراد بدون تحرک بهتر حفظ شده بود.
میتوان نتیجه گرفت که راه رفتن و ایستادن در کاردرمانی ضایعه نخاعی،تراکم مواد معدنی افراد با ضایعه نخاعی را افزایش میدهد. تاثیرات ایستادن و راه رفتن در اندام تحتانی و ستون فقرات نسبت به اندام فوقانی بیشتر مشهود است. علاوه بر این ایستادن با ارتز نسبت به ایستادن در یک چهارچوب،اثر بهتری روی تراکم مواد معدنی دارد.
پیشگیری از بروز زخم های فشاری با کاردرمانی آسیب نخاعی
ایستادن و راه رفتن با ارتز میزان بروز شکنندگی پوست در بیماران با ضایعه طناب نخاعی را کاهش میدهد. تاثیرات تحرک زودهنگام با ارتز روی سلامت عمومی ۳۶ بیمار ضایعه نخاعی توسط مازور ارزیابی شد. این بیمارانی که با ارتز حرکت می کردند،زخم های فشاری کمتری داشتند و زمان بستری شدن آنها کمتر از کسانی بود که تنها از ویلچر استفاده می نمودند. همچنین افرادی که در پژوهش دان و همکاران شرکت کردند،77 درصد پاراپلژی و 33 درصد کوادروپلژی،اظهار داشتند که ایستادن در یک چهارچوب یا یک ارتز،دفعات بروز زخم بستر را کاهش می دهد و استقلال آنها را بهبود می بخشد.
بهبود عملکرد تنفسی در توانبخشی بیماران آسیب نخاعی
گفته شده است که در حالت ایستاده نسبت به حالت نشسته،لگن تمایل به انحراف بیشتری به سمت قدام دارد،چرا که این وضعیت قوس کمری را افزایش می دهد و راستای بهتری از ستون فقرات در یک حالت باز شده برقرار میکند. در این حالت نیروی اعمال شده روی اعضای داخلی کاهش می یابد و در نتیجه عملکرد اعضای تنفسی افزایش می یابد. هنگام ایستادن،اعضای شکمی به پایین و جلو می افتد زیرا عملکرد عضله شکمی به منظور افزایش ثبات قدامی دیواره های شکمی وجود ندارد. در نتیجه نیروی اعمال شده روی دیافراگم کاهش می یابد و عملکرد تنفسی افزایش مییابد. اگرچه نتایج تحقیق انجام گرفته توسط اوجیلوی نشان داد که پس از ۲۴ ماه استفاده از ارتز کاربرد ارتز و تحرک و تاثیر بر عملکرد تنفسی شرکتکنندگان ندارد.
پیشگیری از بدشکلی مفصل
هنگام ایستادن،وزن بدن به صورت عمودی رو به پایین و به صورت متقارن روی دو پا اعمال می شود. به عقیده دوگلاز و همکاران استفاده بلند مدت از ارتز و تحرک زود هنگام پس از آسیب،خطر بد شکلی مفاصل اندام تحتانی را کاهش میدهد،چرا که انحرافات ناشی از حالت گرانشی مفاصل خمیده را کاهش میدهد. در کاری که توسط کانکل روی گروهی از افراد با ضایعه نخاعی انجام گرفت،تشخیص داده شد که ایستادن در یک چارچوب تاثیر قابل توجهی روی کاهش اسپاستی سیتی عضلانی و افزایش دامنه حرکتی مفصل ندارد.
میدلتون و همکاران، 25 بیمار با ضایعه نخاعی را برای راه رفتن با ارتز ( Walk about ) تجهیز کردند،آموزش دادند و برای دو سال پیشگیری شدند. ۶۰% از همه شرکت کنندگان به استفاده از ارتز هنگام زندگی ادامه دادند. حفظ دامنه حرکتی و پیشگیری از بد شکلی مفصل دو پیامد بسیار مهم بود که توسط محققان ذکر شده است.
بهبود کارکردهای روده و مثانه و کاهش عفونت های مجرای ادراری
کاهش عفونت های مجرای ادراری و بهبود عملکردهای دستگاه های روده و مثانه از دیگر فواید حاصل از تحرک در کاردرمانی ضایعه نخاعی هستند. در کار انجام گرفته توسط دان و همکارانش روی گروهی از افراد آسیب نخاعی پاراپلژی و کوادروپلژی پی بردند کی ایستادن در یک چهارچوب یا یک ارتز عفونت های مجرای ادراری را در شرکت کنندگان کاهش داده و استقلال آنها را جهت کنترل کارکرد روده و مثانه بهبود میبخشد.
بهبود عملکرد گوارشی با کاردرمانی برای آسیب نخاعی
فایده دیگر ایستادن و راه رفتن در توانبخشی برای بیماران ضایعه نخاعی که در مطالعات اشاره شده است. تاثیر بر عملکرد دستگاه گوارشی است. انگ و همکاران اظهار کردند که ایستادن با یک ارتز یا یک چارچوب می تواند عملکرد دستگاه گوارشی را تعدیل کرده و بهبود بخشد. تقریباً ۳۰ درصد گزارش کردند که ارتزها یا چارچوب هایشان را به صورت منظم برای ایستادن طولانی،به طور متوسط ۴۰ دقیقه در یک جلسه کاردرمانی برای ضایعه نخاعی و برای ۳ تا ۴ بار در هفته،استفاده کردند. آنها پی بردند که ایستادن نه تنها عملکرد دستگاه گوارشی بلکه همچنین سلامت عمومی را بهبود می بخشد.
کاهش اسپاسم عضلانی با توانبخشی بیمار ضایعه نخاعی
ایستادن با یک ارتز یا در یک چارچوب،مفاصل لگن و زانو را باز میکند عضلات مجاور را کشش میدهد. ادین و ناتسون نشان دادند که توانبخشی آسیب نخاعی ایستادن و اعمال وزن بدن روی پاها به صورت کارآمدتری نسبت به کشش عضلات تنها در حالت طاق باز اسپاسم عضلانی را کاهش میدهد.
بهبود زندگی مستقل توسط کاردرمانی آسیب نخاعی
درجه استقلال هنگام عملکرد فعالیت های روزمره بستگی به سطح آسیب دارد. نتایج پژوهشی که توسط روز و همکاران انجام گرفت،نشان داد که سطح استقلال افراد با ضایعه نخاعی پس از ایستادن و تحرک با کاردرمانی ضایعه نخاعی بهبود یافت. در یک پژوهش انجام گرفته توسط سیک و همکارانش عملکردهای کارکردی ۸۵ بیمار آسیب نخاعی که با ارتز راه رفتن متقابل ( RGO ) مجهز شده بودند،بین سالهای ۱۹۸۶ و ۱۹۹۳ ارزیابی شد. آنها به تفاوت معناداری بین استفاده کنندگان و عدم استفاده کنندگان از خدمات کاردرمانی آسیب نخاعی به لحاظ کمکی که جهت انجام عملکردهای روزمره نیاز داشتند،پی بردند. مرکز توانبخشی ضایعات نخاعی دکتر صابر در زمینه کاردرمانی در منزل فعالیت گسترده ای را به بیماران ارائه می دهد.
بهبود سلامت روان شناختی
برخی عوامل از جمله کمبود خواب، مشکلات حمل و نقل، درد و سایر بیماری های همراه با ضایعه طناب نخاعی،شیوع بیماری سلامت روانشناختی را افزایش میدهند.انگ و همکارانش نشان دادند که در پژوهش آنها الگوی خواب و سلامت عمومی شرکتکنندگان، 125 بزرگسال با ضایعه طناب نخاعی ،با ایستادن بهبود یافت.
در پژوهش دیگری که توسط کانکل و همکاران انجام گرفت، 67 درصد شرکت کنندگان موافق بودند که ایستادن در یک چهار چوب تاثیر روانشناختی مثبتی روی آنها دارد. اوجیلوی در تحقیق خود اشاره کرد که تقریباً ۳۰ درصد شرکت کنندگان با استفاده از ارتز شاد بودند و سلامت عمومی بهتری را به عنوان یکی از پیامدهای استفاده از ارتز گزارش کردند. کلینیک کاردرمانی دکتر صابر در جهت ارائه خدمات روان درمانی با متخصصین این رشته در ارتباط می باشد
بهبود عملکرد دستگاه قلبی عروقی
بهبود عملکرد دستگاه قلبی عروقی،فایده دیگری است که در مطالعات مربوط به تحرک در جلسات توانبخشی بیماران ضایعه نخاعی اشاره شده است،اگرچه شواهدی برای حمایت از این دیدگاه در مطالعات وجود ندارد.
مشکلات مرتبط با استفاده از ارتز ها برای بیمار ضایعه نخاعی
مشکل اصلی استفاده از ارتزها نیاز به مصرف انرژی بالا هنگامی که فرد با آن جابجا میشود،است. سرعت راه رفتن بیمار آسیب نخاعی با ارتز بسیار کمتر از راه رفتن یک فرد نرمال و حتی تحرک با ویلچر است. افراد آسیب نخاعی با ارتز در مقایسه با ویلچر بسیار آهسته تر و با کارآمدی کمتر راه می روند.
انرژی مصرفی افزایش یافته در حین جابجایی با ارتز ممکن است تاثیر منفی بر عملکرد کارکردی افراد آسیب نخاعی حین مشارکت در فعالیت های اجتماعی آنها بگذارد. کودکان آسیب نخاعی در نتیجه میلومننگوسل میتوانند در فعالیتهای جامعه یا مدرسه با ویلچر مشارکت کنند، در حالی که با ارتز این امر برای آنها امکان پذیر نمی باشد.
از آنجایی که این افراد توانایی ایستادن و راه رفتن نرمال را از دست دادهاند،بایستی از روشهای مختلف انتقال استفاده نمایند. دو نوع اصلی انتقال که توسط بیماران آسیب نخاعی انتخاب شده است،استفاده از ویلچر و ارتزها میباشد.
اگر چه افرادی که از ویلچر استفاده می کنند،میزان مصرف انرژی و سرعت راه رفتن مشابه افراد نرمال را دارا می باشند اما هنگام استفاده از ویلچر مشکلاتی را تجربه می کنند که از جمله می توان به مواردی چون محدودیت حرکتی از منظر ویژگی های ساختمانی و همچنین مسائل مرتبط با سلامت ناشی از استفاده از ویلچر اشاره نمود. برخی مسائل مربوط به سلامت پوکی استخوان،بدشکلی های مفصلی،درد شانه و درد در ناحیه مچ از مهمترین عوارض مرتبط با استفاده از ویلچر هستند.
برخلاف تحرک با ویلچر،راه رفتن با ارتز فوایدی را برای بیماران آسیب نخاعی به همراه دارد. جلوگیری از شکستگی استخوان، بهبود عملکرد دستگاه های قلبی عروقی و گوارشی،جلوگیری از بروز بدشکلی های مفصلی و بهبود سلامت روانی از فواید راه رفتن با ارتزها هستند.
ارتز های گوناگونی برای افراد آسیب نخاعی که قادر به ایستادن و راه رفتن مجدد هستند،طراحی شده است که این ارتزها مکانیسم های مختلفی را برای ثبات مفاصل فلج شده و حرکت رو به جلو حین راه رفتن به کار میگیرند. منابع مختلف قدرت از جمله پمپ های هوایی و هیدرولیکی، نیروی عضلانی ایجاد شده در نتیجه تحریک الکتریکی و موتورهای الکتریکی برای راه رفتن این افراد مورد استفاده قرار می گیرد. اگرچه نتایج پژوهشهای مختلف نشان داده است که عملکرد بیماران آسیب نخاعی حین راه رفتن با ارتز های مکانیکی بهتر از سایر انواع ارتزها میباشد.
انواع مختلفی از ارتزهای مکانیکی برای کمک به راه رفتن و ایستادن این افراد در دسترس است اگرچه دو ارتز رایج مورد استفاده، ارتزهای ( HGO ) و ( RGO ) می باشند. عملکرد بیماران آسیب نخاعی پاراپلژی هنگام استفاده از این ارتز ها از طریق آنالیز راه رفتن،تستهای میزان مصرف انرژی و آنالیز میزان ثبات حین ایستادن و انجام عملکردهای دستی ارزیابی شده است. بر اساس نتایج پژوهشهای انجام شده،عملکرد افراد آسیب نخاعی هنگام راه رفتن با ارتز ( HGO ) بهتر از سایر ارتزهای موجود است. علت اصلی این موضوع،سختی جانبی بیشتر این ارتباط نسبت به سایر ارتزهای مکانیکی می باشد.
گرچه راه رفتن با ارتز فواید زیادی در بر دارد اما بیماران،ویلچر را به عنوان اصلی ترین روش جابجایی خود ترجیح میدهند. بسیاری از افراد آسیب نخاعی پس از دریافت ارتز از استفاده از آن صرف نظر کردهاند.استفاده از ارتزها برای بیماران مشکلاتی از قبیل نیاز به صرف انرژی و عملکرد مکانیکی هنگام راه رفتن،زیبایی نامرغوب ارتزها به ویژه ارتز ( HGO ) ،نیاز به کمک و صرف زمان زیاد برای پوشیدن و درآوردن ارتز و همچنین مشکلات مرتبط با ترس از افتادن را به همراه دارد.
به منظور بهبود عملکرد افراد آسیب نخاعی حین راه رفتن و افزایش رضایت آنها هنگام استفاده از این ارتزها،مشکلات مذبور نیاز به حل شدن دارند.طراحی یک ارتز جدید با امکان پوشیدن و درآوردن راحت ارتز توسط فرد،ثبات کافی حین راه رفتن و ایستادن،قابلیت تغییر در راستای ارتز به منظور تطبیق با نیاز بیماران،اندازه ساختاری مناسب،سختی جانبی زیاد،زیبایی،میزان مصرف انرژی کم حین راه رفتن و اعمال حداقل نیروی ممکن بر روی ساختار های عضلانی اندام فوقانی را فراهم آورد.
سوالات متداول:
1.چه وسایل کمکی برای کمک به بیماران ضایعه نخاعی وجود دارد؟
بیماران ضایعه نخاعی توانایی ایستادن خود را از دست می دهند و برای حرکت به انواع ارتوز ها و یا ویلچر نیازمند هستند.
2. کاردرمانی ضایعه نخاعی برای این بیماران چه می کند؟
یک کاردرمان با بررسی وضعیت فیزیکی بیمار در مرحله اول از ایجاد دفورمیتی های مفصلی جلوگیری می نماید و با انجام تمرینات حرکتی مختلف در حفظ دامنه حرکتی ، کاهش اسپاستیسیتی و بازگشت حرکت بیمار در موارد پارگی پارشیال نخاع کمک کننده می باشد.