هوش به توانایی استفاده از مهارت ها و دانش فرد برای حل مسئله و مواجهه با موقعیت های مختلف است. هوش چندگانه نظریه ایست که برای اولین بار توسط هاوارد گاردنر مطرح گردید و به این نکته اشاره می نمود که هر فرد برای یادگیری دارای چند نوع هوش می باشد که سطح آنها در فرد می تواند متفاوت باشد. طبق نظر هاوارد گاردنر انسانها حداقل دارای هفت نوع هوش متفاوت اند که در یادگیری از آن استفاده می نمایند. بسیاری از معلمها و والدین مشاهده کرده اند که دانش آموزان دچار ناتوانی های یادگیری استعدادی باورنکردنی دارند که معمولاً ارزش آن شناخته نشده یا در برنامه های آموزشی مدارس ما به خوبی شکوفا نشده است. استفاده از تمامی توانایی فرد در یادگیری و درک مطالب موضوعی است که مورد توجه درمانگران کودک می باشد و می توان با استفاده از آن سطح دانش کودک را بهبود بخشیده و اختلالات یادگیری را جبران نمود. در این مطلب به بررسی هوش چندگانه پرداخته می شود.
ناتوانی های یادگیری چهار برابر تعداد دخترهاست. اما مطالعات طولی و همه گیری شناسی اخیر نمایانگر این واقعیت است که در واقع ممکن است تعداد دخترهای دچار اختلالات یادگیری با تعداد پسران برابر باشد.
گمان بر این است که بهتر است بسیاری از این دختران شناسایی نشدهاند و از این رو، گروه کودکانی هستند که به ناحق در معرض خطرهای جدی مشکلات دراز مدت تحصیلی، اجتماعی و هیجانی قرار دارند.
نتایج پژوهش حاکی از تفاوت های جالبی مربوط به جنس است پسرها ستیزه جویی جسمی و فقدان کنترل بیشتری بروز میدهند، در حالی که دختر ها بیشتر دارای مشکلاتی در حیطه شناختی، زبانی و اجتماعی هستند.
پسرها بیشتر در توانایی های دیداری – حرکتی هجی و فوت و فن های زبان نوشتاری مشکل دارند، در صورتی که دخترهای دچار ناتوانی های یادگیری دارای نقصان های جدی تری از نظر پیشرفت تحصیلی در برخی جنبههای خواندن و ریاضی هستند دلایل زیر این حقیقت است که چرا پسرها را بیشتر دچار ناتوانیهای یادگیری تشخیص میدهند علل زیست شناختی – پسرها ممکن است در برابر ناتوانی های یادگیری آسیب پذیر تر باشند عوامل فرهنگی، پسرها بیشتر رفتارهای از هم گسیخته و دردسر آفرین برای بزرگسال ها بروز می دهد فشارهای ناشی از توقعات – ممکن است به پسرها از نظر موفق شدن در تحصیل فشار بیشتری نسبت به دخترها وارد آید و آنان را در مقابل آثار فشار روانی آسیب پذیرتر سازد.
هوشهای چندگانه و ناتوانیهای یادگیری
استعدادهای هر کودک با کودک دیگر متفاوت است و تشخیص این موضوع و پروش صحیح آن کمک بسزایی در شکوفایی توانایی های یادگیری کودکان دارد. طبق نظر هاوارد گاردنر انسانها حداقل دارای هفت نوع هوش متفاوت اند.
- هوش کلامی / زبانی به کلمهها و زبان گفتاری و نوشتاری و حساسیت نسبت به کارکردهای مختلف زبان مربوط میشود – یعنی خاص نویسندگان و شعرا .
- هوش منطقی / ریاضی به توانایی های مربوط به تفکر کمی ، اعداد و الگو های منطقی اطلاق می شود – یعنی خصوصیت ریاضیدان ها و دانشمندان .
- هوش بصری / فضایی شامل توانایی تجسم اشیا و توانایی خلق تصورات و تصاویرذهنی درونی است – یعنی ویژگی هنرمندها ، معمارها و مهندسان .
- هوش موسیقی / ریتم حساسیت به الگو های صوتی ، ریتم ها و بیان احساسات از طریق موسیقی را شامل میشود- یعنی خصوصیت موسیقیدان ها .
- هوش بدنی / حرکتی با توانایی های مربوط به مهار کردن حرکات جسمانی ارتباط می یابند – یعنی ویژگی ورزشکارها و رقصندگان .
- هوش میان فردی یا هوش هیجانی شامل مهارتهای برخورد با دیگران است – یعنی خاص فروشنده ها و سیاستمدار ها
- هوش درونی فردی به حالت درونی وجود ، به خود اندیشیدن و شناخت از خویشتن خویش اصلاق می شود – یعنی خاص افرادی که خودشناسی دقیقی دارند.میزان پرورش هر یک از انواع هوش به تغییرهای زیادی وابسته است. مقدار اعظم یادگیری تحصیلی به هوش زبانی وا بسته است، یعنی دقیقاً همان زمینه بروز شکل برای بسیاری از افراد دچار ناتوانی های یادگیری. برخی از دانش آموزان دچار ناتوانی های یادگیری به هنگام یادگیری خواندن با مشکل بزرگی مواجه میشوند اما واجد تواناییهای فوقالعاده ای در حوزه های دیگری نظیر ریاضیات، موسیقی، ورزش یا هنر هستند این افراد ممکن است دارای خلاقیت زیاد و قدرت هوشی بالا و میزان شگفت آوری از ابتکار، بصیرت، دانش، شوخ طبعی و عواطف باشند .گاه استعداد این کودکان چونان فوق العاده است که تیز هوش و مستعد شناخته می شوند. ویژگی های تیز هوشی شامل خود جوشی، کنجکاوی، قدرت تخیل، شور و ذوق بی حد و حصر و حساس بودن است و همین خصوصیات اغلب در کودکان دچار ناتوانی های یادگیری مشاهده میشود. غالباً به نظر می رسد کودکانه دچاره ناتوانی یادگیری مانند کودکان تیزهوش ، نیاز به فعالیت زیادی دارند. ممکن است در نظر آنان محیط معمولی کلاس بدون جاذبه یا توجه کردن به آموزش کلاس درس مشکل باشد. اگر نیازهای یادگیری آنها را بر آورده نشود ممکن است با بی قراری، بی توجهی و حتی رفتارهای از هم گسیخته واکنش نشان دهند. نکته ای که اهمیت ویژه ای دارد این است که شکست تحصیلی این کودکان نباید به دریغ داشتن فرصت های یادگیری از آنان و به سرخوردگی، شکست یا افسردگی آنها منتهی شود. معلم ها می توانند نیازهای منحصر به فرد دانش آموزانی را که نقاط قوت و استعدادهایشان فراتر از حوزه محدود دانش زبانی صرف است به طریق زیر بر آورند :
- به دانش آموزان کمک کنند که با پرداختن به نقاط قوتشان نقایص خود را نادیده بگیرند .
- تکالیف و برنامه درسی این دانش آموزان را طوری تغییر دهند که توانایی های واقعی آنها بارز شود.
- محیطی ایجاد کنند که در آن خلاقیت شخصی و ویژگی های هوشی پرورش یابد .
سوالات متداول:
1. هوش چندگانه در کودکان چه مواردی را شامل می شود؟
هوش چندگانه شامل، هوش کلامی، هوش بصری، هوش منطقی، هوش موسیقیایی، هوش هیجانی، هوش درونی، هوش حرکتی می باشد که در هر فرد سطح آنان متفاوت است.
2.چگونه می توان از هوش چندگانه برای کمک به کودکان با اختلال یادگیری استفاده نمود؟
بررسی توانایی های کودک و کشف نقاط قوت او می تواند در جهت بهبود یادگیری کمک کننده باشد، طراحی برنامه های آموزشی بر اساس توانایی های هوشی کودک می تواند سطح یادگیری کودک را بالا برده و کودک را در رسیدن به مهارت های تحصیلی همسالانش یاری نماید.