بسیاری از پژوهشگران به بررسی تأثیر رفتار گفتاردرمان ها، جای نشستن روی یادگیری و رفتار پرداخته اند. پژوهش ها نشان داد که طرح و تنظیم ابعاد فیزیکی کلاس درمانی بسیار مهم هستند زیرا روی یادگیری و رفتار کودکان تأثیر می گذارند. گفتاردرمانها صرف نظر از این که در کلینیکها بیمارستان ها و یا مدارس استخدام شده باشند غالباً در فضاهای فیزیکی کوچکی کار می کنند. نحوه چیدمان اتاق و نشتن درمانگر و شیوه اجرای گفتاردرمانی در روند درمان موثر می باشد. مرکز گفتاردرمانی دکتر صابر در حیطه گفتاردرمانی کودکان و بزرگسالان با استفاده از تیم مجرب گفتاردرمانی و امکانات تخصصی نظیر اتاق شنیداری و … فعالیت می نماید. تجربه بالغ بر 18 سال در غرب و شرق تهران و خدمات مختلف گفتاردرمانی ، در زمبنه اختلالات کودکان نظیر لکنت زبان، تاخیر گفتاری، اختلالات تلفظی موجب گردیده روند درمان بیماران تسریع و توانایی ایجاد ارتباط در آنان به صورت چشمگیری بهبود یابد. همچنین خدمات گفتاردرمانی در منزل نیز از دیگر خدمات این مرکز است. در این مطلب به ارائه توضیحاتی درباره گفتاردرمانی و شیوه اجرا آن پرداخته می شود.
احساس صمیمیت و نزدیکی در گفتاردرمانی و شیوه اجرا
در مرکز گفتاردرمانی دکتر صابر معمولاً موقع کار کردن با بیمار از طرح های مختلفی برای نشستن استفاده می کنند. از بین طرح های مختلفی که گفتاردرمانها برای نشستن استفاده می کنند موارد زیر را می توانیم نام ببری (a) نشستن به طور ضربدری (b) نشستن به صورت روبرو (C نشستن در کنار یکدیگر (d نشستن در اطراف میز کرد.
نمونه ای از چهار طرح مختلف نشستن برای درمان گفتار و زبان
- a) نشستن به طور ضربدری b) نشستن به طور روبرو c) نشستن در کنار یکدیگر d) نشستن در اطراف میزگرد
هیچ پژوهشی وجود ندارد که بگوید برای درمان گفتار و زبان کدام الگوی نشستن برای یادگیری مناسب تر است ولی متناسب با نوع کار با بیمار تعداد بیماران در جلسه ی درمان و ماهیت هدف ها برای بیماران دیده می شود که بیشتر SLPها از یک یا چند طرح گفته شده استفاده می کنند. و نگل (۱۹۹۲) به ویژه به آموزگاران توصیه کرده است تا درباره ی هدف های آموزش بیندیشند و طرحی از نشستن را انتخاب کنند که بهترین کمک برای رسیدن به این هدفها باشند. بعلاوه میلر (۲۰۰۲) هم تنوع فرهنگی نو آموز و هم نیازهای ویژه ی بیمار مبتلا به ناتوانی را به عنوان ملاحظاتی برای انتخاب شیوه ی نشستن شرح داده است. برای مثال، وُرت هام ، كُنترراس، دیویس (۱۹۹۷) پی بردند که افراد لاتینی تبار سبکی از نشستن را که امکان تعامل گروهی بدهد ترجیح می دهند مثلاً نشستن به صورت نیمدایره ، یعنی همان نشستن در اطراف میز گرد.
بومیان آمریکا و آمریکایی های آفریقایی تبار نیز برای یادگیری نشستن به شیوه ی تعامل گروهی را ترجیح می دهند (لویس دورلاگ ،۱۹۹۱، سادِكر ، سادِكر ۲۰۰۵). با وجود این اندازه ی میزگردها باید متناسب با تعداد افراد باشد چنانچه از این نوع ميزها استفاده می شود تا امکان تعامل بین بیماران فراهم گردد غالباً میزها آنچنان بزرگ هستند که بیماران نمی توانند نزدیک یکدیگر بنشینند تا تعامل مطلوب را گسترش دهند.
یکی دیگر از انواع نشستن به شیوه ی نیمدایره است. این نوع نشستن ، نوعی شیوه ی نشستن برای گروهی از بیماران است که روی مهارت های برقراری ارتباط متمرکز می شوند و می توان متناسب با تعاملات گروهی و نوع تعاملات ، آن را گسترش داد این شیوه ی نشستن به نام شیوه ی خوشه ای معروف است و گفتاردرمان به منظور هدف های تعاملی با بیماران به صورت نیمدایره مینشیند ولی برای بهتر نزدیک شدن به بیمار و افزایش سهولت در ایجاد فرصت هایی برای کمک به تعامل بین بیماران می تواند میز را جابجا کند.
نشستن به شیوه ی خوشه ای را می توان هم با نشستن روی کف اتاق و هم با نشستن روی صندلی اجرا نمود مزیت این نوع نشستن این است که صمیمیت و تأثیرگذاری آموزش مستقیم جنبه های درمانی را افزایش می دهد این نوع نشستن به گفتاردرمان امکان می دهد تا به سرعت و به آسانی به احساس نزدیکی و صمیمیت لازم در مورد حواس یادگیری، توصیف، اجرا، ارایه ی الگو، ارایه ی سرنخ، کمک به بیمار و سایر تعاملات درمان دست یابد عیب این نوع نشستن این است که ابزار کار و داده های به دست آمده باید در جای دیگری گذاشته شوند زیرا میزی وجود ندارد که ابزار کار و یا برگه های داده ها را روی آن بگذارند برای جبران این نقص دیده شده است که گفتاردرمان از سطل برای گذاشتن ابزار کار استفاده می کرده است. برای هر جلسه درمانی ابزار کار داخل سطل روی کف ،اتاق و در سمت راست گفتاردرمان قرار دارد. هر وقت که کار با یک وسیله به پایان می رسد گفتاردرمان آن را در سطل دیگری که در سمت چپ او روی کف اتاق قرار دارد می گذارد.
برای نوشتن در مورد داده ها گفتاردرمان از تخته ی طراحی کوچکی استفاده میکرد هنگامی که نشستن به شیوه ی قابل قبول ایجاد ،شد ملاحظات مربوط به سر و سامان بخشیدن به ابزار درمان و گردآوری داده ها در ارتباط با فضای قابل استفاده برای درمانگر از اهمیت برخوردارند به ویژه این که گفتاردرمانها باید فضای لازم هم برای ابزاری که در درمان مورد استفاده قرار گرفته اند و هم به فضایی که برای گردآوری داده ها در خلال درمان نیاز دارند را مد نظر داشته باشند. درباره ی گردآوری داده ها بعداً در این مورد صحبت خواهد شد.
یکی دیگر از شیوه های نشستن مؤثر ، ولی شیوه ای که زیاد مورد استفاده قرار نمی گیرد، نشستن در جلوی آینه ای است که به دیوار نصب شده باشد. در این شیوه، گفتاردرمان از بیماران میخواهد تا در جلوی آینه بزرگی که به دیوار نصب شده است بنشینند. سپس گفتاردرمان در پشت سر بیماران می نشیند این نوع نشستن برای بیمارانی که درباره ی جایگاه اندامهای گویایی به بازخورد بینایی زیادی نیاز داشته باشند مثلاً در مراحل آغازین آموزش جایگاه های واجها و یا برای بیمارانی که ممکن است در مورد حرکات عضلات چهره به بازخورد بینایی نیاز داشته باشند و یا در مورد بیمارانی که پس از سکته ی مغزی و یا آسیب مغزی ناشی از ضربه به وضعیت درست سر و یا تنه نیاز داشته باشند، مؤثر واقع می شود.
مقدمات و نحوه درمان در گفتاردرمانی
هگد (2001) موارد زیر را دربارهی مقدمات گفتاردرمانی و شیوه اجرای آن شرح داده است: وقایعی که بیش از پاسخها اتفاق میافتد، یعنی محرکها یا چیزهایی که متخصص بالینی در درمان ارایه میدهد. مقدمات ممکن است اشیاء، تصاویر، چیزهای بازسازی شده یا اجرا شده، دستورالعملها، توضیحات، ارایه الگو، تشویق، راهنماهای دستی، و سایر محرکهای ویژه باشند. برای هدفهای این بحث، وقایعی که به عنوان مقدمات روی آنها تأکید خواهد شد عبارتند از: محرکهای هشدار دهنده، ارایه سرنخ، الگو دادن، و تشویق و ترغیب.
محرکهای هشدار دهنده
محرکهای هشدار دهنده چیزهای مختلفی هستند که توجه بیمار را نسبت به محرکهای درمانی جلب میکند (هگد 2001). محرکهای هشدار دهنده اساساً به عنوان «سردستهی» هشدار دهنده عمل میکنند تا به بیمار کمک کنند که برای محرکهایی که به پاسخ نیاز دارند، آماده شود. محرکهای هشدار دهنده ممکن است کلامی باشند. مانند: «به صورت من نگاه کن»، یا غیرکلامی باشند مانند: بالا بردن دست جهت هشدار دادن به بیمار که محرک هم اکنون ارایه میشود.
ارایهی سرنخ
سرنخ نوعی کمک است که دستیابی به پاسخهای درست را سرعت میبخشد، سرنخها کمک است:
- a) شنیداری باشند، از قبیل اظهارات کلامی مثل، تکیه، ارتفاع کیفیت، آهنگ صدا، و شاخصهای استمرار و دیرش.
- b) بینایی باشند، مثل، اشارات، وضعیت بدنی، و حالت چهره.
- c) لمسی و حسی- حرکتی باشند، مثل لمس کردن سازوکار اندامهای گویایی بیمار.
الگو دادن
هگد (2001)، الگو دادن را اینگونه تعریف کرده است: رفتار هدف را متخصص بالینی انجام میدهد تا بیمار آن را تقلید کند، او برای استفاده از الگو دادن، پیشنهادهای زیر را فهرست نموده است:
- الگوی زنده و یا الگویی که به طور خودکار اجرا میشود، در اختیار بیمار قرار دهید (شنیداری، نوار ویدئویی و یا کامپیوتری).
- از پاسخ درست بیمار به عنوان الگو استفاده کنید (پاسخی که به طور خودکار ارایه گردید).
- در آغاز درمان به کرات از الگو استفاده کنید.
- از بیمار بخواهید تا هرچه بیشتر بیشتر تقلید کند.
- بیمار را به خاطر تقلیدهای درست و یا نزدیک به درست، تشویق کنید.
- هرچه پاسخهای تقلیدی بیمار ثبات پیدا میکند، الگو دادن را به تدریج کم کنید و یا کنار بگذارید (ص ص 378-377).
نمونهای از الگو دادن، تولید صحیح واج /س/ توسط متخصص گفتاردرمانی و شیوه اجرای آن است که بیمار در خلال درمان سنتی تولید باید آن را تقلی کند. بعلاوه، بیمار ممکن است که در خلال گروه درمانی، برای افراد همسن و سال خود الگو قرار گیرند. می یر (2004) مشکلات احتمالی گوناگون را که گفتاردرمانها ممکن است در الگو دادن به آن روبهرو شوند، مطرح کرده است:
a) تولید غیر طبیعی
b) گفتار غیر دستوری
c) سندروم «خب»
منظور از تولید غیر طبیعی، تلفظ و یا تولید ارایه شده از سوی متخصص بالینی است که در آن تکیه و ساختار هجایی غیرطبیعی باشد، و یا ناهنجارهای دیگری در الگوی ارایه شده رخ داده باشد. برای مثال، «درسته (به معنی تمام و کامل)» به جای «درسته (به معنی درست و صحیح است)». گفتار غیردستوری، یعنی استفاده از زبان به لحاظ دستوری نادرست در خلال درمان نیز توسط می یر شرح داده شده است (2004).
نمونهای از این موارد که غالبا در روزهای اولیه درمان در گفتاردرمانها دیده میشود استفاده از بازخورد دارای شکل دستوری نادرست به بیمار است. مثلاً به جای این که بگوید «کارت را درست انجام دادی» میگوید: «خوب کار کردی».
می یر (2004) سندروم خُب را اینگونه شرح داده است: استفاده بیش از حد خُب. او میگوید، گفتاردرمانها احتمالاً به پنج دلیل از خُب استفاده میکنند. می یر خاطر نشان ساخته است که دلایل استفاده از خب عبارتند از:
a) به عنوان نوعی گفتوگو، و یا به معنای پرکنندههای غیر معنایی در حین گفتگو.
b) به عنوان نوعی اصطلاح پرسشی.
c) برای ارایه بازخورد.
d) به عنوان تقویتکننده مثبت.
e) به عنوان نوعی پاسخ و پرسش.
منابع